ان حسين را عالمترين مردم به خدا و قائم ترين ايشان به حقوق رسول الله (ص) و تنها كساني كه متوجه آن حضرت هستند، ‌چراغهاي درخشنده در ظلمتهاي ظلم وجور و شفيعان روز قيامت مي شمارد، ‌آيا به راستي چنين است؟
در ص81 «كامل الزيارة» درحديثي از حضرت صادق (ع) روايت مي‌كند كه آن حضرت به زراره مي‌فرمايد: «يا زرارة إن السماء بكت على الحسين أربعين صباحا بالدم وأن الأرض بكت أربعين صباحاً بالسواد وأن الشمس بكت أربعين صباحا بالكسوف والحمرة وأن الجبال تقطعت وانتشرت وأن البحار تفجرت تا آنجا كه: وما من عين أحب إلى الله ولاعبرة من عين دمعت عليه، تا آنجا كه: فإنه يحشر وعينه قريرة والبشارة تلقاه والسرور بيِّن على وجهه والخلق في فزع وهم آمنون والخلق يعرضون وهم حداث الحسين (ع) تحت العرش في ظل العرش لايخافون سوء يوم الحساب يقال لهم ادخلو الجنة فيأبون ويختارون حديثه ومجلسه وأن الحور لترسل اليهم».
- اي زراره آسمان چهل روز بر حسين (ع) با خون و زمين چهل روز با سياهي و آفتاب چهل روز با كسوف و سرخي گريه كرد و كوهها پاره پاره و پراكنده شدند، تا آنجا كه فرمود: هيچ چشمي نزد خدا دوستتر و گريانتر ازچشمي كه گريان و اشك ريز بر حسين، باشد نيست تا آنجا كه فرمود: گريه كننده برحسين محشور مي‌شود درحالي كه چشمش روشن و بشارت او را روبرو و شادماني ازچهره‌اش آشكار است در حالي كه مردم در فزع و ترس روز قيامت هستند، ولي گريه كنندگان ايمن‌اند و مردم در معرض حساب اند و اينان با حسين (ع) در زير عرش و در سايه عرش درحال گفتگو مي باشند درحالي كه از سختي روز حساب نمي ترسند، ‌به ايشان گفته مي‌شود كه داخل بهشت شويد و حوريان بهشتي، قاصدها به نزدشان مي‌فرستند كه ما مشتاق شما هستيم ولي اينان ابا كرده و همنشيني و گفتگو با امام حسين را ترجيح مي‌دهند ... الخ».!!!!.
آري اينگونه احاديث را كذابان و غاليان، آن معركه‌هايي كه ديده‌ايد، ‌به پا مي‌كنند.
در صفحه 86 اين كتاب اين حديث از اين كذاب، آمده است كه حضرت صادق (ع) فرمود: « إذا رزتم أبا عبدالله (ع) فالزموا الصمت إلا من خير وإن ملائكة الليل والنهار من الحفظة تحضرالملائكة الذين باالحاير فتصافحهم فلا يجيبونها من شدة البكاء فينتظرونهم حتى تزول الشمس وحتى بنور الفجر ثم يكلمونهم ويسألونهم من أشياء من أمر السماء فأما ما بين هذين الوقتين فإنهم لا ينطقون ولا يفترون عن البكاء والدعاء ولا يشغلونهم في هذين الوقتين من أصحابهم فإنما شغلهم بكم إذا نطقتم. تا آنجاكه : إنهم يمرون إذا عرجوا بإسمعيل صاحب الهوا. . . ».
همينكه حضرت أبا عبدالله الحسين (ع) را زيارت كرديد خاموش باشيد مگر ازحرف خوب, براي اينكه فرشتگان شب و روز با فرشتگان محافظ كه در حايراند حاضر مي‌شوند و با آنان مصافحه مى‌كنند ليكن آن فرشتگان به ايشان از شدت گريه جواب نميگويند. لذا اين فرشتگان تا زوال آفتاب و يا تا وقتي كه فجر روشن شود انتظار مي كشند وآنگاه با ايشان سخن ميگويند و از چيز هايي از امر آسمان از ايشان سؤال ميكنند، اما در بين اين دو وقت آنها سخن نمي‌گويند. و از گريه نمي‌ايستند و مشغول شما هستند كه چه مي‌گوئيد!!!
و از اين قبيل موهومات كه دلالت كامل برجهل گوينده و جاعل آن دارد.
و در صفحه 138، اين كذاب در روايتي تارك زيارت امام حسين (ع) را عاق رسول الله (ص) شمرده و كسي كه آن حضرت را زيارت كند گناه پنجاه ساله‌اش را آمرزيده و هر درهمي را كه در اين راه صرف كند ثواب انفاق ده هزار درهم دارد و ثوابهاي بي حد و شمار ديگري را وعده مي دهد!.
اين حديث را طوسي در تهذيب 6/45 از همين خبيث آورده است!
آري چنين غاليان كذابي آفرينش خدا و دين خدا و پيغمبران خدا و اولياي خدا را به استهزاء گرفته و چنان مي نمايند كه خدا و انبياء و بالأخره دستگاه خلقت و هدف آفرينش چيزي نيست جز گريه كردن بر امام حسين يا زيارت آن حضرت و چنانكه در حديث صفحه 8 آمده است: «حضرت فاطمه ‘ همين كه نظري به زائران مي‌كند درحالي كه هزار پيغمبر و هزار شهيد و يك ميليون كروبي او را براي گريستن مدد مى‌كنند ناگاه صيحه اي مي‌كشد كه در آسمانها فرشته اي نماند مگر اينكه از صداي فاطمه ‘به گريه در آيد و فاطمه ‘از گريه آرام نمي گيرد، تا اينكه پيغمبرخدا (ص) بيايد و بگويد اي دختركم تو اهل آسمانها را به گريه در آوردي و آنها را از تسبيح و تقديس بازداشتي، پس خودداري كن تا آنان خدا را تقديس كنند كه خدا خود به كارهاي خود رساست. و اين حديث را با اين عبارت خاتمه مي‌دهد كه: « وإنها تنظر إلى من حضرمنكم فتسأل الله لهم من كل خير وتزهدوا إلى إتيانه فإن الخير في إتيانه أكثر من أن تحصى».
حضرت فاطمه ‘مي نگرد به شما كه در آنجا حاضر مي‌شويد و از خدا براي زائران از همه گونه خوبي ها درخواست مى‌كند. پس شما در رفتن به زيارت حسين خود داري نكنيد كه در آمدن به زيارت او آنقدر خير است بيش از آنكه به شمارش درآيد!.
از مجموع اين حديث بر مى‌آيد كه همه روزه اين معركه برقرار است كه فرشتگان پائين و بالا مي‌روند و پيغمبران وصديقان و شهيدان با كروبيان درخدمت فاطمه ‘ بوده وبه تبعيت از او گريه مى‌كنند و پيغمبر خدا (ص) همه روزه مى‌آيد و او را آرام مي‌فرمايد و فاطمه بر زائران دعا مي‌كند و باز روز ديگر همين كيفيت تكرار مي‌شود! و موهومات ديگر كه در اين حديث است تو گوئي اين همه مصيبت‌‌ها كه فاطمه زهرا سلام الله عليها در دنيا بدان مبتلي بود براي آزار او كافي نبود كه بايد در بهشتي هم كه براي مؤمنان: ﴿فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ﴾ (البقره: 38).
- «نه بيمي دارند و نه اندوهگين شوند» است دائماً بگريد و در حزن واندوه باشد. وهمچنين ساير پيغمبران و اوليا خدا.!!!
در صفحه 101 اين كتاب نيز حديثي عجيب از اين كاذب كذيب از سمع بن عبدالملك كرد بن المبصري روايت مي‌كند كه حضرت صادق به او وعده‌هاي زيادي در ثواب زيارت حضرت حسين (ع) مي دهد، تا آنجا كه مي‌فرمايد: «أما أنك سترى عند موتك حضور آبائي لك ووصيتهم ملك الموت بك وما يلقونك به من البشارة أفضل وملك الموت أرق عليك وأشد رحمة لك من الأم الشفيقة على ولدها».
- تو به زودي درهنگام مرگ، حضور پدران مرا خواهي ديد كه سفارش تو را به فرشته مرگ مى‌كنند و آنچه از بشارات كه با تو رخ مي‌دهد بالاتر است از مادر مهربان نسبت به فرزندش.
آنگاه حديث را با موهومات ديگر ادامه مي‌دهد كه براي تفصيل بيشتر بايد به آن كتاب مراجعه شود.
اين كتاب مملو است از اين قبيل احاديث از غاليانو كذابان، تا مغروران و مفسدان را به معصيت خدا گستاخ تر كند و ارزش عبادات مقرره در شرع انور را پائين آورده و با اين قبيل اعمال مبادله كند كه قيمت آن يك چندين هزار برابر عبادات تشريعي است.!!
19- عبدالله بن القاسم الحضرمي: 
يكي از راويان احاديث زيارت وشفاعت وامثال آن «عبدالله بن القاسم الحضرمي» است او در كتب رجال چنين معرفي شده است:
أ / درمجمع الرجال ج 4 ص 35 جناب غضائري مي‌فرمايد:«عبدالله بن القاسم الحضرمي كوفي غ