ي(17)(1) است كه از بدترين مذاهب غلات است.
39- موسي بن سعدان: أ / در رجال نجاشي ص 317: «موسى بن سعدان الحفاظ ضعيف في الحديث».
ب / در رجال علامه ص257: «موسى بن سعدان الحفاظ . . . روى عن أبي الحسن ضعيف في مذهبه غلو». او در حديث ضعيف و در مذهب غلو كننده است.
40- يونس بن ظبيان : كه از غاليان و كذابان مشهور است و در اين كتاب نامش و ترجمه حالش به كرات آمده و در اين مقدمه تكرار نمي‌كنيم و حديثي از او در ذيل احوال «قاسم بن يحيي(18)  آورديم، كه براي معرفي او كافي است(19)  .
41- احوال «موسي بن عمران النخعي» را در فصل «زيارت و حيقيقت آن» در بررسي سند «زيارت جامعه كبيره» مي‌آوريم(20) .
اينك كه از ترجمه احوال ننگين مآل تعدادي از روات(راويان) احاديث زيارت فارغ شديم ومعلوم شد كه جملگي(21)   غلو كننده و كذاب وجعال و در يك كلام غير قابل اعتماد بوده‌اند(5)(22)، ممكن است اين سؤال مطرح شود كه:
آيا واقعاً همان گونه كه بزرگان و ائمه‌ي علم رجال و در آية الحديث چون غضائري و نجاشي و كشي و شيخ طوسي و حلي و ابن داوود آنان را معرفي كرده‌اند غلوكننده و وضاع و كذاب بوده‌اند؟ در اين صورت نه تنها مي‌بايست به اقوال ومنقولات اين روايت بي‌اعتنايي نمود بلكه لازم است از ايشان اظهار براءت و بيزاري كرد، زيرا دروغ بستن به خداوند متعال و پيامبر (ص) از معاصي(گناهان) كبيره و از بزرگترين جنايتهاست و با دروغگويي كساني كه در موضوعات شخصي و عرفي دروغ مي‌گويند تفاوت بسيار دارد. با اينكه هر نوع دروغگويي، زشت و معصيت پروردگار عالم است و مرتكب آن سزاوار نفرت و لعنت است كه: ﴿فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِينَ﴾ (آل عمران:61). پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار ميدهيم.
- اما دروغ گفتن از قول خدا و رسول، بدترين و شديدترين ظلم و ستمكاري نسبت به خلق خدا است كه:  ﴿فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا﴾ (لأعراف:37، الصف /7 ،‌الأنعام ، 12، 93، 144. العنكبوت /68).
پس چه کسي است ظالم تر از آن کسي که بر الله دروغ و افترا مي بندد.
- يعني ستمگرتر از او كسي نيست, زيرا موجب گمراهي و ضلالت مردمان در مدتي طولاني بسا كه تا پايان جهان شود.
با اين وصف پس چرا در بسياري از احكام و فروعات و مطالب و احكام شرعي، از همين كاذبين و جعالين كه نام برخي از آنان در اين كتاب ذكر شد، احاديثي در كتب ديني آمده و بر اساس آن عمل كرده‌اند؟!.
اگر احاديث آنان مقبول و قابل تبعيت بوده پس چرا از طرف ائمه رجال از قبيل كساني كه نامشان مذكور شد، مورد اينگونه حملات سخت قرار گرفته و ضربات نسبتهاي غلو و كذب و جعل را هدف گشته‌اند؟ مگر نه اينكه در شريعت مطهره تهمت و غيبت و اشاعة فحشاء درباره مؤمنين شديدترين و خبيث‌ترين معصيت است كه: ﴿وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا﴾ (الأحزاب:58). 
كساني كه مردان و زنان مؤمن را با گفتن كاري كه مرتكب نشده‌اند، ‌آزار مي‌كنند، بهتان و گناه آشكاري برعهده مي‌گيرند.
ونيز: ﴿وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن يَأْکُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ﴾ (الحجرات:12)
 - در احوال ديگران تجسس نكرده وغيبت يكديگر را مكنيد، آيا هيچ يك از شما دوست دارد گوشت مردار برادرش را بخورد, پس ناخوش مي داريد.
و نيز: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ﴾ (النور:19).
- كساني كه دوست دارند كه در ميان ايمان آوردگان زشتي‌ها شايع شود، در دنيا و آخرت عذابي دردناك دارند.
پس چرا علماي رجال اين نگون بختان را تيرباران نسبتهاي غلو و كذب و جعل قرار داده‌اند!.
لازم است بدانيم كه شكي نيست كه در نسبتهايي كه آنان به اين راويان غلو كننده و كذاب داده‌اند نه تنها تمام اين نكات را رعايت و از تمام آن معاصي پرهيز كرده‌اند و از تهمت و غيبت و اشاعه فحشاء در غايت احتراز و اجتناب بوده‌اند، بلكه حقيقت آن است كه آنچه در مذمت آنان بوده آورده‌اند، يك از هزار و اندكي از بسيار است. زيرا اين راويان در واقع از بدترين دشمنان خدا و رسول و اعداء(دشمنان) و عدّو اسلام بوده‌اند كه با نشر اينگونه احاديث، جعل مذاهب نموده، خيانتهاي بزرگي به حقايق اسلام كرده و موجب تحقير و استهزا به شريعت مطهره‌اي كه عين الحياة جاوداني الهي بوده، گرديده‌اند، و بشريت را از فوايد بيكران اين سرچشمة حياتي تا حد زيادي محروم كرده‌اند، و از همه مهمتر اينكه شكاف عميقي درحصار وحدت اسلامي و مسلمين كه بالاترين آرزو و هدف اسلام است به وجود آورده‌اند، و از همين جهت است كه آنان بدترين ستمكاران و موجب لعنت خالق سبحان و جميع خلق از انس و جن اند.
به نظر ما درباره‌ي احاديث، علاج همان است كه ائمه ‡ خود فرموده‌اند كه هر حديث موافق قرآن را مي‌توان قبول كرد و آنچه نبود بايد نابود نمود. و احاديث زيارت از طرف آيات قرآن مردود و مطرود است و ساخته و پرداخته غلات و كذابان است و طبعا مقبول نيست.
اينك نتيجه جعل وكذب اين گروه ضال, غال, جعال را در بحث زيارت كه چند سال قبل براي چاپ آماده بود و به علت كارشكني محافظين خرافات در بوته اهمال ماند، از نظر خوانندگان حق جو مي گذرانيم تا خود عقل خداداد خود و با عرضه به كتاب خدا قضاوت نموده حقيقت را در يابند و از ورطه ي شرك و غلو كه بزرگترين آفت اين شريعت مطهره است نجات يابند.
شايد الله بار ديگر نظري از رحمت و كرم خويش بر اين امت افكند و آن را از اين ذلت و نكبتي كه دامنگيرش شده است، نجات بخشد و مسلمانان را از احكام حيات بخش و عظمت آفرين دين مبين خود از قبيل داشتن اتحاد و حكومت و جمعه و جماعت و جهاد و عدالت و امت و ساير مزاياي اسلامي بهره‌مند فرمايد.
و ما توفيقي إلا بالله عليه توكلت وإليه أنيب. 
هيچ توفيقي نيست براي من مگر از جانب الله، بر او توکّل مي کنم و به سوي او رجوع مي نمايم.
با اين بيان، معلوم شد كه اكثر، بلكه تمام راويان احاديث زيارت يا خود، غلو كننده و كذاب و وضاع الحديث بوده‌اند و يا از غاليان و كذابان تبعيت كرده و از آنان روايت نموده‌اند و موجب اين همه فساد و اتلاف مال و اوقات و از همه بدتر باعث نشر شرك و خرافات گرديده‌اند، و گرنه احترام واولياي خدا و عبرت و تأسي از حوادث حيات آن بزرگواران و ديدار مزار آنان كه موجب تحريك حس غيرت و فداكاري وعزت و حرمت دين خدا شود، در نزد تمام عقلاي عالم پسنديده است و مطلوب و ما در كتاب فلسفه ي قيام حسين (ع) به نحو احسن در اين باره داد سخن داده ايم(1)(23) . و هنوز هم برهمان اعتقاديم. ولاحول ولا قوة إلابالله العلي العظيم.
---------------------------------------------------------------------------
1) مقايسه كنيد اين عبارات را با آياتي نظير: (مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ) (الأنعام:52) «حساب آنان به هيچ وجه با تو نيست» (إِنْ ح