م روي قبور وتشويق مردم به زيارت آنها و وعده‌هاي گزاف و ثواب‌هاي بي حد و حساب براي اين اعمال و ساختن و پرداختن زيارتنامه و گنجانيدن جملاتي كفر آميز نظير آنچه گذشت با اندراج و اندماج آن كفريات و تمرين آنها، عوام الناس را متحجب ومحجور كردند، ‌چنانكه هم اكنون اكثر مضامين، بلكه تمام آنها مخالف عقل و وجدان و مخاصم(دشمن) قرآن و سنت است، اما چه بايد كرد كه اگر كسي به انكار سر بر آورد يا سستي آن مطالب را با دلائل عقل و نقل ثابت كند، مانند نويسندگان كتاب «توحيد عبادت» «شهيد جاويد» و «درسي از ولايت» و ديگران، ‌تهديد و تفسيق مي‌شود و تا عمر دارد نانش آجر و مطرود هر تاجر و فاجري مي گردد، و از همين نظر است كه جهاد با آن از جهاد با شرك لات و منات، ‌مشكل تر و ثوابش عظيم تر است، لذا در رد اين عقايد فقط بدانچه مورد قبول عموم است، مستمسك شده و ضعف آن را ثابت مي‌كنيم.
روايات زيارت را علامه مجلسي درجلد 22 بحار الأنوار جمع آوري كرده است، اكثر آن روايات بدون سند است بلكه غير مأثور است، ‌يعني آنها را هر شخصي به دلخواه خود ساخته است و به صورت زيارت در آورده است. مثلا در زيارت رسول خدا (ص) مينويسد: «وجدت في نسخ قديمة من مؤلفات أصحابنا هذه الزيارة» اين زيارتنامه را در يك نسخة قديمي از تأليفات اصحابمان يافته ام. يا آنكه :«زيارة أخرى له (ص) أملأها علي النصير أدام الله عزه» ديگر زيارتنامه پيامبر (ص) را علي النصير، أدام الله عزه املاء كرده است!!! ». يا آنكه مي نويسد: «رأيت في نسخة قديمة من مؤلفات أصحابنا» اين زيارتنامه را در نسخه اي قديمي از تأليفات اصحاب ما يافته ام.
در زيارت ائمه بقيع (ع) مينويسد: «وجدت في نسخة قديمة من أصحابنا زيارة لهم (ع)».
- دريكي از نسخه‌هاي قديم اصحاب ما زيارتنامه ايشان (ع)را يافته‌ام.
 و در زيارت امير المؤمنين (ع) مي نويسد: «وجدت في نسخة قديمة من تأليفات بعض أصحابنا زيارة أخرى».
- درنسخه قديمه از تأليفات يكي از اصحاب ما زيارتنامه ديگري يافته‌ام.
يا در آداب مسجد كوفه مينويسد: «وجدت الرواية بخط الأفاضل منقولاً من خط علي بن السكون :».
 - اين روايت را به خط يكي از دانشمندان كه از دستنويس علي بن السكون نقل كرده يافته‌ام.
از اين قبيل «وجدتُ، وجدتُ» در اين كتاب بسيار است كه معلوم نيست نويسندگان و جاعلين آنها چه كساني بوده‌اند؟!.
بسياري از زيارتهاي مندرج در اين كتاب بدون هيچ سندي، منقول است از كتاب «مزار كبير» و«مصباح الأنوار» و امثال آنها، واكثر آنها روايت از غلات(غلو كنندگان) و ضعفاست چون «علي بن أبي حمزه بطائني» واقفي ملعون و محمد بن سنان غلو كننده مشرك و «عبدالله بن مسعود مذموم» و «بكر بن صالح مطعون مشؤوم» و «عمار بن موسي فطحي» و «يونس بن ظبيان غلو كننده ي كاذب» و «احمد بن هلال غلو كننده ملعون» و «‌سيف بن عميره مطعون ملعون»‌ و «علي بن الحسن فضال فطحي ملعون» و « علي بن حسان كذاب» و... و... ، كه شرح حال فضاحت مالامال هر يك از آنها را در ذيل احاديث مرويه از آنان آوريم، و خوانندگان گرامي را به كتب رجال حواله مي دهيم. 
شايد از كلمه «ملعون» كه دنبال نام راويان زيارتنامه‌هاست و تعجب كنيد، و گمان كنيد كه اين لعنت‌ها ازجانب نويسندة اين رساله است. اينك ما دو تن از اين ملعونين را از كتب رجال به شما معرفي مي‌كنيم تا بدانيد ايشان ملعون خدا و رسول و امام‌اند.
يكي از اين راويان، احمد بن هلال عبرتائي است كه شيخ، او را در رجال خود: «بغدادي غال» خوانده است و در كتاب «تهذيب الاحكام» در باب وصيت به اهل ضلال فرموده است: «أن أحمد بن هلال مشهور باللعنة والغلو» مشهور است كه احمد بن هلال اهل غلو بوده و لعن شده است». و حضرت امام حسن عسكري (ع) توقيعاتي در «لعن» او صادر فرموده است. (تنقيح المقال،1/99).
از جمله آنها، يونس بن ظبيان است كه داستان يافتن قبر اميرالمؤمنين (ع) را به همراهي صادق (ع) روايت كرده است، و زيارتهاي ديگر در بحار از او روايت شده است. غضائري درباره او مي نويسد: «يونس بن ظبيان كوفي غال وضاع الحديث» روى عن أبي عبدالله (ع) لا يلتفت إلى حديثه».
 - او غلو كننده و حديث ساز است و نبايد به حديث او اعتناء كرد.
و رضا (ع) در باره او فرموده است: «لعن الله يونس بن ظبيان ألف لعنة، تتبعها ألف لعنة، كل لعنة تبلغك قعرجهنم،‌أشهد ما ناداه إلا الشيطان أما أن يونس مع أبي الخطاب في أشد العذاب مقرونان».
- خدا لعنت كند يونس بن ظبيان را هزار لعنت كه دنباله هر لعنتي هزار لعنت باشد كه آن لعنت‌ها تو را به قعر جهنم برساند،‌گواهي مي‌دهم كه او را جز شيطان ندا(صدا) نداده، يونس با أبي الخطاب شديدترين عذابها را با هم قرين اند(5) .
فضل بن شاذان دركتاب خود گفته است كه: « الكذابون المشهورون: ابوالخطاب ويونس بن ظبيان ويزيد الصايغ ومحمد بن سنان».
- دروغگويان مشهور عبارت اند از: أبو الخطاب و يونس بن ظبيان و يزيد صايغ و محمد بن سنان (6) .
اينان از جمله كساني هستند كه براي ما آن زيارتنامه‌ها را ارمغان آورده‌اند و براي آيت الله العظمي آنگونه حجتهاي قوي در خصوص تصرف و تدبير امامان در كون و مكان پنداشته شده‌اند!!!.
غافل از آنكه از چنين اشخاص گمراه و شياطين مضلين(گمراهی) اين چنين گفته‌ها را، شخص مسلمان نبايد بپذيرد. بلكه حتي اگر العياذ بالله خود امامان مستقيماً چنين كلماتي بر زبان آورند (كه صد البته نمي‌آورند) به دستور خداي سبحان و آيات محكمة قرآن و فرمودة خود امامان نبايد آنها را بپذيريم، زيرا اين گفته‌ها كفر است و از هر كه باشد، چنانكه خودشان فرموده‌اند: « والله لو ابتلوا بنا و أمرنا هم بذلك لكان الواجب أن لا يقبلوه».
- به خدا سوگند اگر اينان به وسيلة ما، آزمايش و مبتلي شده بودند و ما ايشان را امر مي‌كنيم كه اينگونه مطالب را از ما بپذيرند بر آنها واجب بود كه آن مطالب را از ما نپذيرند! (فرمايش حضرت صادق)(7) .
پس مطلب چگونه خواهد بود، درحالي كه آن بزرگواران، آنقدر تأكيد و اصرار كرده‌اند كه اين كفريات از كسي پذيرفته نشود و گويندگان آنها را لعن ونفرين كرده‌اند، چنانچه پاره‌اي از آنها قبلا گذشت، و پاره‌اي خواهد آمد إن شاء الله تعالي.
يكي از كتبي كه در موضوع زيارت نوشته شده ودر آن مطالب خلاف قرآن فراوان است كتاب «كامل الزيارات» تأليف: «جعفر بن محمد بن قولويه» قمي است كه مشهور و مقبول قرار گرفته اند.
در اين كتاب مطالبي است كه هر گز مسلمان معتقد به خداي سبحان و محيط بركون ومكان و مهيمن بر زمين و آسمان نمي‌تواند آنها را بپذيرد. ما به يكي دو نمونه از آن در اينجا اكتفاء مي‌كنيم: 
1- دركامل الزيارة (چاپ جديد، ص 113) از يونس از صفوان مال حديثي است كه او گفته: «هنگامي كه حضرت صادق (ع) به حيره تشريف آورد، به من فرمود: دلت مي‌خواهد بر سر قبر حسين حاضر شوي؟ گفتم: تو او را زيارت مي كني، فدايت شوم؟ فرمود: چگونه او را زيارت نكنم درحالي كه خدا در هر شب جمعه با ملائكه و پيغمبران و اوصياء به سوي او هبوط مي كنند، و محمد (ص) كه افضل 