ري مددگيرد.
و مكرر سفارش مي كردند كه: «لاتفضحوا أنفسكم عند عدوكم يوم القيامة».
- يعني با اين عقايد سخيفه موجب روشني چشم دشمن و رسوايي خودتان در روز قيامت نشويد.
اما متأسفانه چنانكه در بحث «جهاد» ياد آورشديم دشمنان زيرك و دوستان احمق احاديث زيادي دربارة أئمه(ع) جعل نمودند كه آنان عالم به غيب‌اند و مرده را زنده مى‌كنند و مريضي را شفا ميدهند و روزي مردم را تقسيم مى‌كنند و هيچ ملكي بدون اذن ايشان ازجاي نمي‌جنبد و درموقع ضربت زدن به «مرحب» جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل از آسمان نازل مي‌شوند كه مبادا ضربت امير المؤمنين گاو و ماهي حامل زمين را از بين ببرد! و در گهواره اژدها ميدرند و در قنداقه به آسمان ميپرند. و قبل از نزول قرآن و بعثت پيغمبر آخر الزمان علي (ع) درگهواره قرآن خواند!! (و تازگيها والعياذ بالله علی و ائمه را تقسيم کننده‌ی بهشت و دوزخ ناميده‌اند) و از اين قبيل افسانه‌ها كه درنظر عقل وشرع مردود است،‌ وضع نموده‌اند و بارها ائمه ‡ آنان را لعن كرده‌اند و از آنها اظهار برائت و بيزاري نموده‌اند چنانكه در «خصال» صدوق از رضا (ع) نقل شده كه فرمود: «إنما وضع الأخبار عنا في الجبر و التشبيه الغلات الّذين صغروا عظمة الله فمن أحبّهم فقد أبعضنا و من أبغضهم فقد أحبّنا».
- همانا غلات كه عظمت پروردگا را كوچك شمرده‌اند از ما اخباري در جبر وتشبيه جعل كرده‌اند، هر كه ايشان را دوست بدارد با ما دشمني ورزيده و هر كه آنان را دشمن بدارد با ما دوستي كرده است.
در جلد هفتم بحار و دركتاب شريف «عيون أخبار الرضا» از ابراهيم بن ابي محمود روايت شده كه به رضا (ع) عرض كردم كه در نزد ما اخباري در فضائل اميرالمؤمنين و فضائل شما اهل بيت است كه آن روايات مخالف چيزهايي است كه در نزد شماست و مانند آن را از شما نديده و نمي شناسيم آيا بدان معتقد شويم، حضرت فرمود: «يا أبي محمود إن مخالفينا وضعوا أخبار في فضائلنا وجعلوها على ثلاثة أقسام أحدها الغلو فينا وثانيها التّقصير في أمرنا وثالثها التصريح بمثالب أعدائنا».
- مخالفين ما اخباري درفضائل ما وضع و جعل كردند و آن را بر سه قسمت نمودند يك قسمت غلو است دربارة ما (مانند احاديثي كه به آنان جنبة ربوبيت وعلم غيب و احياي اموات وامثال آن را مي دهد)(3)  و دومي تقصير در أمرماست (مانند احاديثي كه تضييع احكام را به آن بزرگواران نسبت داده اند)(4)  و سومي تصريح در مذمت و بدگويي در بارة دشمنان ماست (چنانكه دربارة دشمنان اهل بيت چيزهايي ميگويند كه با هيچ منطقي سازگارنيست)(5) .
حيدر علي قلمداران
----------------------------------------------------------------------------------------
1) اين حديث نماز خواندن روي قبر را در كنار شرك قرار داده زيرا اسلام كه توحيد خالص است باتوجه به قبر نمي سازد بايد به مقبره سازان و كساني كه آنجا را محل عبادت و دعا قرار مي دهند گفت، آيا ائمه با فرمايش جدشان موافق اند يا خير؟ وآيا مدّعيان پيروي از آنها بايد سخن آنان را بپذيرند يا خير؟ (برقعي)
2) التاج الجامل اللاصول، ج1 ص 243و 244.
3) زيرا رواج اين اخبار، سبب مي شود مسلمين، پيروان أئمه را مشرك بدانند.
4) اينگونه اخبار سبب مي شود كه مردم به خود أئمه بدبين شوند.
5) اين دسته از احاديث موجب مي شود كه مسلمانان، أئمه و پيروان آنها را بي انصاف و مغرض دانسته و نسبت به أئمه بزرگوار سخنان ناروا بگويند.(برقعي)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:28.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:29.txt">قسمت دوم</a></body></html>چنانكه درحاشية صفحه 86 همين كتاب وعده كرديم. علاوه بر رجالي كه مؤلف محترم معرفي فرموده‌اند ما نيز چند تن ديگر راويان زيارات را معرفي مي‌كنيم: 
45- ابراهيم بن اسحاق الدينوري: علماي رجال نامي از او نبرده‌اند بنابراين مهمل و وجودش مشكوك است. ولي در وسائل (10/470) همين ابراهيم از عمر بن أبي زاهر كه او نيز مهمل و مجهول است از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: «به هر كس جز علي بن أبي طالب امير المؤمنين گفته شود كافر است.» اين مرد مجهول مي‌گويد به امام صادق عرض كردم پس به امام قائم چگونه سلام كنيم؟ فرمود بگو: «السلام عليك يا بقية الله»! معلوم نيست اين روايت چه وقت جعل شده زيرا در زمان صادق كه قائم تولد نيافته بود تا به او سلام كنند. به اضافه گفتن «بقية الله» به امام چه معني دارد و موافق كتاب خدا نيست زيرا حق تعالي مي‌فرمايد: شعيب به قوم خود گفت:  ﴿وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِکْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ(85) بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْکُم بِحَفِيظٍ(86)﴾. (هود:86-85) 
- اي قوم من كيل و ترازو را با عدالت و تمام بدهيد و اجناس مردم را كم مگذاريد ودر زمين فساد مكنيد: اگر مؤمن باشيد آنچه خدا براي شما باقي گذارد (درمعاملات بهرة حلالي كه براي شما ميماند) براي شما بهتر است و من حافظ و نگهبان بر شما نيستم.
پس در اين آيه بهرة عادلانه‌اي كه در معاملات ميماند، خداوند «بقية الله» ناميده و مربوط به امام و يا رسول نيست و گرنه خدا اجزاء ندارد كه چيزي از آن به نام امام باقي مانده باشد!!.
عجيب است كه شيعه نمايان همين روايت را كه رواي آن مجهول است گرفتند و پاية عقايد خود قرار داده اند! به اضافه اگر كسي از طرف رسول خدا (ص) و يا از طرف زمامدار حقيقي مسلمين بر جمعي از مؤمنين فرمانده و امين شد, آيا او امير مؤمنان نيست؟ و اگر كسي گفت: اي امير مؤمنان به داد فلان برس. آيا كافر مي‌شود؟! حتي فرض مي‌كنيم كار بدي كرده باشد اما چرا كافر شود؟ كافر كسي است كه يكي از اصول و فروع مسلّم ضروري اسلام رامنكر شود اين شخص كه منكر چيزي نشده. اين راوي خواسته در بين مسلمين كينه و تفرقه ايجاد كند و چون عامة مسلمين خلفاي راشدين را اميرالمؤمنين گفته‌اند پس تمام آنان كافراند!!! ببينيد چگونه به نام امام هر چه خواسته‌اند به دين افزوده‌اند؟
46- ابراهيم بن اسحاق النهاوندي: طوسي دركتاب فهرست، او را ضعيف و در دينش متهم دانسته است و مقصود او از ضعيف آن است كه از پيروان ائمه نبوده و فاسق و اهل بدعت بوده: و همچنين فرمودة نجاشي و حلي و ممقاني نيز چنين است. 
غضائري گويد: او ضعيف و در مذهب او غلو و ارتفاع است: ولي متأخرين در كتب مزار از او روايات بسياري نقل كرده از جمله وسائل در باب زيارت قبر الرضا عليه السلام از او روايت كرده كه امام رضا به او گفته هر كس مزار مرا زيارت كند من سه جا در قيامت او را از ترس نجات مي‌دهم و خلاص مي كنم: در وقت پرواز نامة اعمال و در صراط و نزد ميزان.
اكنون ببينيم اين حديث با كتاب خدا موافق است يا خير؟ خداوند دربارة قيامت فرموده: ﴿يَوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ﴾. (الانفطار:19).
 - روزي كه هيچ كس براي ديگري كاري نتواند كند و فرمان در آن روز مخصوص پروردگار است.
و حتي به رسول خود با استفهام انكار