ه افزون باشد، نسخ است؛ مسايل عام، همانند مسايل خاص، قطعي و محتوم است؛ كثرت روايت، دليل برتري و ترجيح نيست؛ عمل به حديث غيرفقيه در صورتي كه به انسداد باب رأي بينجامد، لازم نيست؛ مفهوم شرط و وصف، بي‌اعتبار مي‌باشد؛ موجَب امر، همان وجوب است.
2) اين حديث، صحيح است؛ نگا: روايت ابن‌ماجه (شماره‌ي870)، ابوعوانة (2/104-105) از حديث ابومسعود؛ دارقطني، اين روايت را صحيح دانسته است. معناي حديث، از اين قرار است: «نماز كسي كه پشتش را در ركوع و سجده، هموار نكند، درست نيست.»
3) اشاره است به حديث روايت شده در: بخاري (756)، مسلم (394)، ابوداود (822)، ترمذي (247)، نسائي (2/137)، ابن ماجه (837)، دارقطني (1/321)، بيهقي (2/38)، دارمي (1/283)، شافعي در الأم (1/129)، احمد در المسند (5/314) از عبادة بن صامت(رض) كه رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (لا صلاة لمن لا يقرأْ بفاتحة الكتاب) يعني: «نماز هيچ نمازگزاري، بدون خواندن سوره‌ي فاتحه، درست نيست.»
4) نگا: بخاري (1383)، ابوداود (1596)، ترمذي (640)، نسائي (5/41)، ابن‌ماجه (1817)، ابن‌جارود (348)، طحاوي در شرح معاني الآثار (2/36)، بيهقي (4/130)، حديث مرفوع عبدالله بن عمر(رض) كه رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (فيما سقت السماءُ و العيونُ أو كان عثريًا العشرُ؛ و ما سُقِيَ بالنَّضْحِ نصفُ العشرِ) يعني: «زكات محصولي كه از آب باران يا چشمه، آبياري مي‌شود و هم‌چنين زكات درختي كه ريشه در عمق زمين دارد (و آبياري نمي‌شود)، عشر (يك‌دهم) محصول است و (زكات محصول) زميني كه با كشيدن آب از زمين، آبياري مي‌شود، نصف عشر (يعني يك‌بيستم) مي‌باشد.» هم‌چنين ترمذي (639) و ابن‌ماجه (1716) از ابوهريره(رض) روايت كرده‌اند كه رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (فيما سقت السماءُ و العيونُ العشرُ؛ و ما سُقِيَ بالنَّضْحِ نصفُ العشرِ) يعني: «زكات محصولي كه از آب باران يا چشمه، آبياري مي‌شود، عشر (يك‌دهم) محصول است و (زكات محصول) زميني كه با كشيدن آب از زمين، آبياري مي‌شود، نصف عشر (يعني يك‌بيستم) مي‌باشد.»
5) نگا: بخاري (1447) و مسلم (979)؛ معناي حديث از اين قرار است: «در آن‌چه كم‌تر از پنج وسق باشد، زكات نيست.»  شرح حديث را بنگريد در: شرح نووي بر صحيح مسلم و فتح‌الباري. (مترجم)
6) محقق مي‌گويد: حديثي به اين الفاظ نيافتم؛ اما حديثي به الفاظ ديگر روايت شده است؛ نگا: بخاري (3/317، شماره‌ي1454)، ابن‌ماجه (1/575، شماره‌ي1800)، ابن‌خزيمة (4/27، شماره‌ي2281)، دارقطني (2/113، شماره‌ي2)، بيهقي (4/85) به روايت انس(رض) [كه ابوبكر صديق(رض) او را به بحرين فرستاد و برايش نامه نوشت كه رسول‌خدا(ص) فريضه‌ي زكات را معين نموده است؛ از جمله اين‌كه:] (و في صدقة الغنم في سائمتها إذا كانت اربعين إلي عشرين و مائةٍ شاةٌ) يعني: «در مورد زكات گوسفنداني كه در بيابان مي‌چرند، از هر چهل رأس گوسفند تا يك‌صد و بيست گوسفند، يكي واجب مي‌گردد….» هم‌چنين نگا: ابوداود (2/214، شماره‌ي1567)، نسائي (5/18، شماره‌ي2447)، احمد (1/11-12)، دارقطني (2/114، شماره‌ي3)، حاكم (1/390-392) و بيهقي از طريق حماد بن سلمة كه گويد: اين نامه را از ثمامة بن عبدالله بن انس، از انس بن مالك گرفتم كه در آن آمده بود: (و في سائمة الغنم إذا كانت اربعين ففيها شاةٌ إلي عشرين و مائةٍ فإذا زادت علي عشرين و مائة ففيها شاتان إلي أن تبلغَ مائتين…) يعني: «در مورد زكات گوسفنداني كه در بيابان مي‌چرند، از هر چهل رأس گوسفند تا يك‌صد و بيست گوسفند، يكي واجب مي‌گردد و از يك‌صد و بيست تا دويست رأس، دو رأس گوسفند، لازم مي‌شود….» اين حديث، صحيح است؛ نگا: إرواء الغليل (3/264، شماره‌ي792).
7) مرحوم مؤلف، به حديثي اشاره دارد كه: عبدالرزاق در المصنف (2/367، شماره‌ي7361) و دارقطني در السنن (1/163، شماره‌ي5-10)، از ابوالعالية روايت كرده‌اند؛ البته روايات مرسلش، به اتفاق حديث‌شناسان سلف، بي‌اعتبار است. دارقطني، سخن را در بررسي علت‌هاي وارد بر اين حديث و طرق روايتش، به درازا كشانده و خيلي خوب بحث كرده است. هم‌چنين بيهقي در السنن الكبري (1/146 و در المعرفة (1/381-387).
8) امام دهلوي رحمه‌الله، اشاره مي‌كند به حديثي كه: بخاري (4/155، شماره‌ي1933)، مسلم (2/809، شماره‌ي171/1155)؟ احمد (2/425)، ابوداود (2/789، شماره‌ي2398) ترمذي (3/100، شماره‌ي721)، ابن‌جارود (ص161، شماره‌ي390) و ابن‌ماجه (1/535، شماره‌ي1673) از ابوهريره(رض) روايت كرده‌اند كه رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (مَن نسي و هو صائمٌ فأكل و شرب فليتمّ صومَه فإنّما الله أطعمه و سقاه) يعني: «اگر روزه‌داري، در حال فراموشي، چيزي خورد يا نوشيد، روزه‌اش را كامل كند؛ چراكه خداوند، به او آب و غذا داده است.»
9) امام بغوي در شرح السنة (2/59-60) مي‌گويد: برخي از اصحاب رأي (هواداران فقه حنفي) آب كثير را آبي دانسته‌اند كه به اندازه‌ي ده ذرع در ده ذرع باشد [برخي هر ذرع را از 47 تا 60 سانتيمتر، گفته‌اند.]. تعيين چنين اندازه‌اي براي آب كثير، هيچ پايه‌ي شرعي‌اي ندارد.
10) اشاره به حديث: بخاري (3641) و مسلم (1037) از معاويه(رض) كه رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (لاتزال طائفةٌ مِن أمّتي قائمة بأمرِاللهِ لا يضرُّهم من خذلهم أو خالفهم حتي يأتيَ أمرالله و هم ظاهرون علي النّاسِ)اينك شاسيته مي‌دانيم به روشن‌گري مسايلي بپردازيم كه انديشه‌ها در پهنه‌ي تحقيق آن، راه گم كرده، قدم‌ها، لغزيده و قلم‌ها، به انحراف كشيده شده است:
1ـ تمام امت يا آن دسته از كساني كه نظرشان در امور ديني امت و در پهنه‌ي اجماع، مورد قبول است، بر اين اتفاق كرده‌اند كه تقليد از مذاهب اربعه، جايز است و در آن، مصلحت‌هايي قرار دارد كه بر كسي پوشيده نيست(1).  به‌ويژه در اين دوران كه همت‌ها، كوتاه و اندك شده، هواپرستي به درون افراد، راه يافته و هر صاحب‌نظري، به رأي خود، خوش‌بين است. البته ابن‌حزم مي‌گويد(2) : «تقليد، حرام است و براي هيچ كس، روا نمي‌باشد كه گفته‌ي كسي غير از رسول‌خدا(ص) را بدون دليل و برهان بپذيرد. خداي متعال، مي‌فرمايد: اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِن رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ [سوره‌ي اعراف-3] يعني: «از چيزي پيروي كنيد كه از سوي پروردگارتان بر شما نارل شده است و جز خدا از اوليا و سرپرستان ديگري پيروي نكنيد…»
هم‌چنين مي‌فرمايد: وَ إذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ء‌َ‌ابَاء‌َ‌نَا [سوره‌ي بقره-170] يعني: «و هنگامي كه به آنان گفته شود: از آن‌چه خدا فرو فرستاده است، پيروي كنيد، مي‌گويند: بلكه ما، از آن‌چه پدران خود را بر آن يافته‌ايم، پيروي مي‌كنيم…»
خداي متعال، غير مقلد را مورد تعريف قرار داده و فرموده است: فَبَشِّرْ عِبَادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُولَئكَ هُمْ أُولُوا الأَلْبَابِ [سوره‌ي زمر-17و18] يعني: «…مژده بده به بندگانم؛ آن كساني كه به همه‌ي سخنان گوش مي‌دهند و از نيكوترين و 