 و آژانس هاي خبري بين المللي گزارش دادند كه هنگامي كه خميني در سوم ژوئن 1989 م در شهر تهران وفات يافت نيروهاي امنيتي براي انتقال نعش وي, به بهشت زهرا آمبولانسي را تدارك ديدند. مردم به نعش هجوم آوردند. با اين وضعيت، انتقال ميت به وسيله آمبولانس ناممكن شد. لذا لاش را به وسيله چرخبال به مقبره رسانيدند. جوش و خروش مذهبي مردم در قبرستان، آنچنان بود كه مجمع صدها هزار نفري يكدفعه به طرف لاش هجوم آورده كفن را به تكه هاي متبرك تبديل كرد طوري كه ميت لخت و برهنه شد. مردم به اعلام ها، هشدارها، تير اندازي ها توجهي نكردند. لاش برهنه به پايين افتاد. مسئولين نظام مجبور شدند كار تدفين را به وقتي ديگر ملتوي كنند و بالاخره بعد از ساعتها تأخير توانستند دفنش كنند. 
خبر تازه اين است كه حكومت ايران قصد دارد مقبره اي براي او بسازد كه از تمام آثار يادگاري دنيا برتر و بالاتر باشد. نقشه اش، نقشه كعبه مشرفه و مشهد امام علي رضا خواهد بود. مسلم است كه ميليون ها ميليون هزينه در برخواهد داشت. گفته مي شود مانند تاج محل آگره، زيباترين عمارت جهان خواهد شد. 
اين همه، مظهر اعتقادي است كه تقدس الوهيت را به امامت داده است و خلعتي از معصوميت و عظمت كه براي انسان روا نباشد به امامت پوشانيده است و او را از مرتبه بشريت و عبديت گذرانده و به منزل و مقام «ما فوق البشر» همانجايي كه تعليمات رسول الله ص براي هميشه آن را از بين برده بود رسانيده است. 
از صحيح ترين روايات، احاديث و سيرت مطهره رسول الله ص به ثبوت رسيده كه هيچ نوع امتيازي را براي ذات خود نمي پسنديدند و نه اين را كه مردم در مدح و تعريفشان آن چنانكه امتهاي گذشته در حق انبياي خود روا مي داشتند غلو كنند و وجودشان را بلندتر از مرتبه عبديت و رسالت بدانند. 
حضرت انس رض مي فرمايد: 
«براي ما هيچ چيز محبوبتر از ذات گرامي رسول الله r نبود؛ امِا باز هم ما براي ايشان بلند نمي شديم. براي اينكه مي دانستيم كه ايشان دوست ندارند.»(6)  
«شخصي، ايشان را با كلمه «يا خير البريه» (افضل ترين فرد در مخلوقات) مورد خطاب قرار دارد. ايشان فرمودند: اين رتبه و مقام از آنِ حضرت ابراهيم u است.» (7) 
از حضرت عمر بن خطاب رض روايت است كه رسول الله ص فرمودند: 
«لا تطروني كما اطرت النصاري عيسي بن مريم فانما أنا عبد فقولوا عبدالله و رسوله»(8)  
«در تعريف من، آن چنانكه نصاري در مديحه سرائي حضرت عيسي بن مريم مبالغه كردند كلمات مبالغه آميز بكار نبريد. من بنده اي بيش نيستم. پس اينطور بگوييد: بنده الله و پيغمبرش.» 
رسول الله r، براي پيشگيري امت از ابتلاء به غلو و مبالغه اي كه امتهاي پيشين گرفتارش شده بودند حتي المقدور سعي خود را كردند. امتهاي پيشين در تعظيم و تقديس انبياي كرام و پيشوايان ديني، پا را فراتر از مرز اعتدال مي گذاشتند و عيناً همين رفتار را با كساني كه به نظر خودشان، ممتاز در خير و صلاح، يكتا در علم و فضل و مشغول به دعوت الي الله و جهاد في سبيل الله بودند مي كردند. رسول الله ص در اواخر حيات خويش فرموده بود: 
«قاتل الله اليهود و النصاري اتخذوا من قبور انبيائهم مساجد»(9)  
خدا هلاك بگرداند يهود و نصاري را كه مقبره هاي انبياي خود را عبادتگاه ساختند.
از حضرت عايشه و ابن عباس (رضي الله عنهما) روايت است كه رسول الله ص در آخرين ساعات حيات پر بركت خويش چادري بر چهره مبارك خود انداخته بودند اما وقتي احساس تنگي نفس كردندآن را بردا شته در همان حال فرمودند:
لعنه الله علي اليهود و النصاري اتخذوا من قبور انبيائهم مساجد (يحذّرما صنعوا)(10) 
لعنت خدا بر يهود و نصاري كه قبرهاي پيغمبران خود را عبادتگاه درست كردند.
(منظور ايشان باز داشتن مسلمين از چيزهايي كه امتهاي گذشته به آن مبتلا شده بودند بود.)
از رسول الله ص به ثبوت رسيده كه از نوحه خواني و سينه زني بر مردگان جلوگيري مي كردند.(11)  اين عمل ايشان، فقط جهت تربيت مسلمين بود تا كه بر عقيده توحيد ثابت قدم بمانند و عبادت فقط از آن خداي واحد باشد؛ عمل، قول و حال, سرشار از اين عقيده باشد. زماني كه ايشان ص وفات يافتند اثرات تعليمات، نحوه تربيت و تعامل ايشان بيشتر آشكار شد. رسول الله ص، براي صحابه كرام افضل و محبوبتر از تمام جهانيان بود. محبت ايشان ص در اعماق دل و جانشان، ريشه دوانيده بود. از جان، مال و فرزندان خود، رسول الله ص را بيشتر دوست داشتند؛ اما هنگام وفاتشان، هيچكس غلو را آنچنان كه مقام تقديس به تعظيم و محبت بدهد به نمايش نگذاشت؛ از صحابه كرام بشمول حضرت علي ابن ابيطالب و دو فرزند ايشان حضرات حسنين (رضي الله عنهم) نيز اين امر به ثبوت نرسيده است. اين همه احتياط در طرز عمل، فقط به اين خاطر بود كه افراد آن عصر مبارك، عقيده توحيدشان پخته و راسخ بود.
برعكس اين، شيعيان ايران كه رشد فكريشان بر عقيده امامت و معصوميت بوده و در تعظيم رهنمايان خود تا سر حد تقديس پيش رفته اند اينها همه نتيجه عقيده امامت، غلو و افراط گري هاي ايران است كه از عقائد جاهلي زردشتي فارس قديم به ارث برده است.
«اللهم ارنا الحق حقا وارزقنا اتباعه و ارنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه.»
«و صلي الله تعالي علي خير خلقه محمد و علي آله و صحبه و اهل بيته و سلم.»
«ترجمه اين كتاب در 12 رمضان سال 1421 هـ ق به فضل و كرم خدا به پايان رسيد»
«لله الحمد اولا و آخرا»
...........................
(1) تاريخ الديانه الزردشتيه و نيز كتابهايي در موضوع تاريخ مذاهب ايران قديم.
(2) منقول از فجر الاسلام ص: 277
(3) گفته مي شود در جنگ ايران و عراق، امام خميني هم به كساني كه به جبهه جنگ مي رفتند چنين پروانه اي داده اند. 
(4) جهت آگاهي بيشتر مطالعه كتاب مشهور ((جنگ مذهب و علوم تجربي)) از دراپر آمريكايي مفيد خواهد بود.
CONFLICT BETWEEN KELIGION AND SCIENCE. BY DRAPPER
(5) روزنامه كيهان، شماره: 182، تاريخ 23 جمادي الاولي 1408 هـ
(6) ترمذي، باب ما جا في كراهيه قيام الرجل للرجل، مسند امام احمد بن حنبل 3/132
(7) صحيح مسلم، كتاب الفضائل، باب من فضل ابراهيم الخليل ع
(8) صحيح بخاري، كتاب الانبيا
(9) صحيح بخاري، باب دفن النبي ص و وفاته.
(10) صحيح بخاري، باب مرض النبي ص و وفاته.
(11) در كتاب الجنائز سنن ابن ماجه أمده: النياحه من امر الجاهليه: نوحه خواني از رسوم جاهليت است.تقريظ
محمد رفيع عثماني 
رياست محترم جامعه دارالعلوم كراچي
نحمده و نصلي علي رسوله الكريم و علي آله و اصحابه اجمعين و من تبعهم باحسان الي يوم الدين.
بنده قصد داشتم مسوده تصنيف تحقيقي برادرزاده عزيزم محمود اشرف _ استاد دارالعلوم كراچي _ با عنوان «عقيده امامت و حديث غدير» را بطور گذرا نگاه كنم.  اما شيوه تحقيق آنچنان سليس، روان و منظم بود كه دل نخواست حرفي از نگاه بيافتد و تنها با دقت خواندن دقيق تمام مسوده، آرام گرفت.
در اين كتاب مختصر، از آيات و احاديثي كه اهل تشيع براي عقيده بنيادين خود ((عقيده امامت)) استدلال كرده اند، با اسلوبي محققانه و منصفانه بررسي كاملي به عمل آمده است. اين بررسي از اين لحاظ ضروري بود كه منبع 