ديم‌ و اين‌ آيه‌ (‏ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ...)نازل‌ شد.
حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) سر از خيمه‌ي‌ پوستي‌ بيرون‌ آورده‌ فرمودند: اي‌ مردم‌! برگرديد؛ چراكه‌ الله تعالي‌ خود مرا حفاظت‌ مي‌كند ( تفسير قرطبي‌: 6 / 244.).
علامه‌ فخرالدين‌ رازي‌ (رح) در شأن‌ نزول‌ اين‌ آيه‌، ده‌ وجه‌ نوشته‌ است‌، دهمين‌ وجه‌ اين‌ است‌ كه‌ طبق‌ بعضي‌ از روايات‌، اين‌ آيه‌ در مورد فضيلت‌ حضرت‌ علي‌(رض) (نه‌ كه‌ امامت‌) نازل‌ شده‌ بود. امام‌ رازي‌ پس‌ از ذكر ده‌ وجه‌ مي‌نويسد:
«اگر چه‌ تعداد اين‌ روايات‌ مختلف‌ بسيار است‌، امّا در مورد اين‌ آيه‌ بهتر همين‌ است‌ كه‌ بر حفاظت‌ از مكر و فريب‌ يهوديان‌ و مسيحيان‌، حمل‌ كرده‌ شود و با بي‌پروايي‌ از آنها دستور به‌ تبليغ‌ داده‌ شده‌ است‌، براي‌ اين‌كه‌ در قبل‌ و بعد اين‌ آيه‌، روي‌ سخن‌ با يهوديان‌ و مسيحيان‌ است‌، براي‌ همين‌ قائل‌ شدن‌ به‌ وجوهاتي‌ كه‌ اين‌ آيه‌ را از سياق‌ و سباق‌ منفك‌ و منقطع‌ مي‌گراند، ممتنع‌ به‌ نظر مي‌رسد»(تفسير كبير: 12/ 50. ).
علامه‌ آلوسي‌ (رح) پس‌ از بحثي‌ طولاني‌ درباره‌ي‌ خطبه‌ي‌ «غدير خم‌» و روايات‌ شيعه‌ در ضمن‌ اين‌ آيه‌، در خاتمه‌ مي‌نويسد:
«رواياتي‌ از اهل‌ سنت‌ كه‌ بيانگر نزول‌ اين‌ آيه‌ در فضيلت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) است‌ اگر پذيرفته‌ شود كه‌ درست‌ و قابل‌ استدلال‌ هستند، باز هم‌ از آنها فضيلت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) ثابت‌ مي‌شود يا كه‌ طبق‌ اين‌ روايات‌ حضرت‌ علي‌ (رض) محبوب‌ مؤمنين‌ است‌ و ما هرگز اين‌ را انكار نمي‌كنيم‌، بلكه‌ هر كس‌ (فضيلت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) و محبوبيت‌ ايشان‌ را) انكار كند او را ملعون‌ مي‌دانيم‌»( تفسير روح‌ المعاني‌:  6 / 1976.).
5ـ آخر اين‌ آيه‌ (وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ‏)«و خدا شما را از مردمان‌ محفوظ‌ خواهد داشت‌، همانا خداوند كفار را هدايت‌ نمي‌دهد». خود دليلي‌ است‌ بر اين‌كه‌ مراد از اين‌ آيه‌، ابلاغ‌ عقيده‌ي‌ امامت‌ در حضور صحابه‌ي‌ كرام‌ (رض) نمي‌تواند باشد، چون‌ كه‌ بنا به‌ قول‌ شيعه‌، حضرت‌ رسول‌ اكرم(ص) در ابلاغ‌ عقيده‌ي‌ امامت‌ از مخالفت‌ صحابه‌ي‌ كرام‌ (رض) بيمناك‌ بودند؛ و در اين‌ آيه‌ ذكري‌ از صحابه‌ي‌ كرام‌ نيست‌، بلكه‌ از كافران‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است‌، بنابراين‌ چطور مي‌توان‌ صحابه‌ كرام‌ را از اين‌ آيه‌ مراد گرفت‌، مگر اين‌كه‌ شخصي‌ گستاخ‌ و دريده‌ دهن‌، صحابه‌ي‌ كرام‌ را ـ نعوذبالله ـ كافر قرار دهد، آناني‌ كه‌ قرآن‌ درباره‌ي‌شان‌ مي‌فرمايد: (رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ) خدا از آنان‌ خشنود و آنان‌ از خدا خشنودند.
خلاصه‌ي‌ كلام‌ آن‌كه‌، از هر جهت‌ به‌ اين‌ آيه‌ نگريسته‌ و الفاظ‌، ترجمه‌، سياق‌ و سباق‌ و همچنين‌ روايات‌ شأن‌ نزول‌ آن‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد، به‌ هيچ‌ نحوي‌، از اين‌ آيه‌، عقيده‌ي‌ امامت‌ بلافصل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) به‌ اثبات‌ نمي‌رسد و اثبات‌ اين‌ عقيده‌ از آيات‌ مذكور، در واقع‌ چيزي‌ جز تحريف‌ معنوي‌ قرآن‌ مجيد نيست‌ ( عقيده‌ي‌ امامت‌: ص‌ 33.). 
روش‌ استدلال‌ بعضي‌ از نويسندگان‌ اهل‌ تشيع‌ از احاديثي‌ كه‌ در ذيل‌ اين‌ آيات‌ مي‌آوردند، به‌ دو صورت‌ است‌:
الف‌ ـ از احاديثي‌ استدلال‌ مي‌گيرند كه‌ در كتب‌ متداول‌ و معتبر حديث‌ وجود ندارد؛ بلكه‌ يا در كتب‌ مصنفين‌ شيعه‌ يافت‌ مي‌شود يا اگر راوي‌ سنّي‌ آن‌ را نقل‌ كرده‌ باشد، با استناد به‌ راويان‌ شيعه‌ نقل‌ كرده‌ است‌، بديهي‌ است‌ كه‌ استدلال‌ از روايات‌ بي‌اعتبار يك‌ طرفه‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌ درست‌ باشد؟
ب‌ ـ به‌ احاديثي‌ استدلال‌ مي‌كنند كه‌ در كتب‌ متداول‌ حديث‌ وجود دارد و به‌ اعتبار سند، در درجه‌ي‌ «صحيح‌» يا «حسن‌» قرار دارد، اينها احاديثي‌ هستند كه‌ در آنها فضايل‌ و مناقب‌ حضرت‌ علي‌ (رض) بيان‌ شده‌ است‌. از اين‌ احاديث‌ صحيح‌ فضايل‌ و مناقب‌ اين‌گونه‌ استدلال‌ مي‌گيرند كه‌ وقتي‌ حضرت‌ علي‌ (رض) داراي‌ چنين‌ فضايلي‌ هستند به‌ طور حتم‌ هم‌ ايشان‌ مستحق‌ امامت‌ بلافصل‌ مي‌باشند، امّا اين‌ روش‌ استدلال‌، چيزي‌ جز مغالطه‌ي‌ سطحي‌ نيست‌؛ چراكه‌ تا جايي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ فضايل‌ و مناقب‌ بي‌شمار حضرت‌ علي‌ (رض) مي‌شود ـ خوارج‌ را بگذار كه‌ منكرش‌ باشند ـ خوشه‌چيني‌ از اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ اين‌ فضايل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را انكار نمي‌كند، بلكه‌ اين‌ فضايل‌ را با دل‌ و جان‌ مي‌پذيرد، به‌ نشر و تبليغ‌ آن‌ مي‌پردازد، آنها را خود مي‌خواند و به‌ ديگران‌ تدريس‌ مي‌كند و به‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ مي‌رساند، بنابراين‌ هيچ‌ اختلافي‌ در ثبوت‌ فضايل‌ براي‌ حضرت‌ علي‌ (رض) وجود ندارد. 
اهل‌ سنّت‌، در مورد فضايل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) از شيعه‌ها دليل‌ نمي‌خواهند؛ چراكه‌ ذخيره‌ي‌ صحيح‌ و مستند فضايل‌ را كه‌ اهل‌ سنّت‌ در مقابله‌ با خوارج‌ جمع‌ كرده‌، بسيار بيشتر و قوي‌تر از احاديث‌ ديگران‌ مي‌باشد. بلكه‌ فراتر از آن‌، اهل‌ سنّت‌ منكر امامت‌ به‌ وقت‌ خود حضرت‌ علي‌ (رض) هم‌ نيستند، آنها كاملاً قبول‌ دارند كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) شخصيّت‌ والاصفات‌، مزيّن‌ به‌ تمام‌ فضايلي‌اند كه‌ در احاديث‌ صحيح‌ بيان‌ شده‌ است‌ و اين‌كه‌ ايشان‌ از ابتدا نيز اهليّت‌ و صلاحيت‌ براي‌ اين‌ امامت‌ را داشتند كه‌ نهايتاً مسئوليت‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ خليفه‌ي‌ راشد چهارم‌ به‌ دوش‌ گرفتند، اين‌ چيز ديگر است‌ كه‌ در ابتدا كساني‌ بودند كه‌ نسبت‌ به‌ ايشان‌، از اهليت‌ و صلاحيت‌ بيشتري‌ برخوردار بودند، به‌ همين‌ خاطر عملاً آنان‌ جلوتر از حضرت‌ علي‌ (رض) خليفه‌ شدند. اهل‌ سنت‌ بر اين‌ باور است‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) زماني‌ كه‌ در حيات‌ طيبه‌ي‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) خدمات‌ بزرگ‌ ديني‌ انجام‌ مي‌دادند اهليت‌ و صلاحيت‌ براي‌ اين‌ امامت‌ را داشتند و آن‌ هنگام‌ هم‌ وقتي‌ ايشان‌ در دوران‌ خلافت‌ حضرت‌ ابوبكر صديق‌ (رض)، حضرت‌ عمر فاروق‌ (رض) و حضرت‌ عثمان‌ غني(رض) با آنان‌ بيعت‌ كردند، از علم‌، فضل‌، كرم‌ و شجاعت‌ خويش‌، امت‌ را مستفيض‌ مي‌گردانيدند.
به‌ همين‌ خاطر بايد اين‌ مطلب‌ به‌ خوبي‌ در اذهان‌ جاي‌گير شود كه‌ اهل‌ سنت‌ نه‌ منكر فضايل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) هستند و نه‌ منكر صلاحيّت‌ ايشان‌ براي‌ امامت‌ و قيادت‌ (عقيده‌ي‌ امامت‌: ص‌ 25.).
پاسخ‌ به‌ يك‌ اشكال‌ در پرتو اقوال‌ اهل‌ بيت‌
ممكن‌ است‌ افرادي‌ اين‌ اشكال‌ را مطرح‌ نمايند كه‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در ميان‌ تمامي‌ صحابه‌، امامت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را اعلام‌ نك