ي‌ شيرين‌ او را در رياست‌ و رهبري‌ قومش‌ پريشان‌ ساخته‌ بود پس‌ به‌ جبهه‌ نفاق‌ پيوست‌ و گروهي‌ تشكيل‌ داد و به‌ آن‌ گروه‌ منافق‌ گفت‌: مسجدتان‌ را بسازيد و آنچه‌ مي‌توانيد از نيرو و سلاح‌ آماده‌ كنيد زيرا من‌ آهنگ‌ قيصر ـ شاه‌ روم‌ ـ را دارم‌ و از روم‌ چنان‌ لشكر عظيمي‌ را خواهم‌ آورد كه‌ محمد و يارانش‌ را با آن‌ از مدينه‌ بيرون‌ كنم‌. و چون‌ از بناي‌ مسجد خود فارغ‌ شدند، براي‌ رسميت ‌دادن‌ به‌آن‌، نزد پيامبرص آمدند و گفتند: يا رسول‌الله! ما مسجدي‌ را براي‌ معلولان‌ و نيازمندان‌ و براي‌ شبهاي‌ سرد و باراني‌ بنا نهاده‌ايم‌ و دوست‌ داريم‌ كه‌ شما تشريف ‌بياوريد و به‌ ما در آن‌ نماز اقامه‌ كنيد! آن‌ حضرت‌ص فرمودند: من‌ اكنون‌ عازم ‌سفر هستم‌ و اگر ان‌شاءالله از سفر بازگشتيم‌، به‌ ميان‌ شما خواهيم‌ آمد و در آن‌ مسجد براي‌ شما نماز خواهيم‌ گزارد. همان‌ بود كه‌ وحي‌ نازل‌ شد و آن ‌حضرت‌ص را از راز توطئه‌ و نيرنگشان‌ آگاه‌ كرد. پس‌ چون‌ از سفر بازگشتند، دو تن‌ از اصحاب‌ را فراخوانده‌ به‌ ايشان‌ فرمودند: به‌سوي‌ اين‌ مسجدي‌ كه‌ اهل‌ آن ‌ستمگرند، برويد و آن‌ را ويران‌ كنيد و آتش‌ بزنيد. آن‌ دو، شتابان‌ به‌ آن‌ مسجد رفتند و در حالي‌كه‌ منافقان‌ طراح‌ آن‌ توطئه‌ در ميان‌ آن‌ بودند، مسجد را آتش‌ زدند و ويران‌ كردند و سپس‌ از آنجا رفتند.
 
	آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرگز در آن‌ نايست» مراد: نهي‌ پيامبرص از نمازگزاردن‌ در مسجد ضرار است‌ «هرآينه‌ مسجدي‌ كه‌ از روز نخست‌ بنيادش‌ بر تقوي‌ نهاده‌ شده» كه‌ مسجد «قباء» وبه‌ قولي‌: مسجدالنبي‌ص است‌. مراد از ﴿ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ ﴾ روز تأسيس‌ آن‌ است‌ «سزاوارتر است‌ كه‌ در آن» يعني‌: در مسجد تقوي‌ «ايستاده‌ شوي» يعني‌: اگر حتي‌ نمازگزاردنت‌ در مسجد منافقان‌ جايز مي‌بود، بي‌گمان‌ ايستادنت‌ به‌ نماز و ذكر خدا(ج)  در مسجدي‌ كه‌ بر بنياد تقوي‌ تأسيس‌ شده‌، سزاوارتر بود «در آن‌، مرداني‌اند كه‌ دوست‌ دارند خود را پاك‌ سازند» از همه‌ پليدي‌ها ـ به‌ وسيله‌ وضو وغسل‌ ـ و بر پاكسازي‌ خود در هنگام‌ عارض ‌شدن‌ موجب‌ آن‌، حريصند «و خداوند پاكيزگان» از نجاسات‌ و گناهان‌ «را دوست‌ مي‌دارد» و از آنان‌ راضي‌ است‌. درباره‌ فضيلت‌ مسجد «قباء» احاديثي‌ آمده‌ است‌، از آن‌جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است‌: «گزاردن‌ نمازي‌ در مسجد قباء، همانند انجام‌ دادن‌ يك‌ عمره‌ است».
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ نمازگزاران‌ مسجد قباء نازل‌ شد. رسول‌ خداص از ايشان‌ سؤال‌ كردند كه‌ شما چگونه‌ خود را پاك ‌مي‌سازيد؟ گفتند: بعد از استنجا با كلوخ‌، به‌ آب‌ نيز استنجا مي‌كنيم‌.
آيه‌ كريمه‌، دليل‌ بر استحباب‌ نمازگزاردن‌ در مساجد قديمي‌ بنا شده‌ بر بنياد توحيد و تقوي‌ و بر استحباب‌ نمازگزاردن‌ همراه‌ با جماعت‌ صالحان‌ و پاكيزگان‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: روزي‌ رسول‌ خداص براي‌ ياران‌ خود نماز بامداد را اقامه ‌كردند و در آن‌ سوره‌ «روم» را خواندند ولي‌ در قرائت‌ به‌ اشتباه‌ افتادند و چون‌ از نماز فارغ‌ شدند فرمودند: «قرآن‌ بر ما پوشيده‌ مي‌شود، [علت‌ اين‌ است‌كه] مردماني‌ از شما همراه‌ ما نماز مي‌خوانند كه‌ وضوي‌ خويش‌ را كامل‌ انجام ‌نمي‌دهند پس‌ هر كس‌ همراه‌ ما در نماز حاضر مي‌شود، بايد وضوي‌ خويش‌ را نيكو گرداند».
 
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ بنياد خود را بر خداترسي‌ و خشنودي‌ الهي‌ نهاده‌ بهتر است‌، يا كسي‌ كه‌ بناي‌ خود را بر لب‌ پرتگاهي‌ مشرف‌ به‌ سقوط پي‌ريزي‌ كرده‌ و با آن‌ در آتش‌ دوزخ‌ فرومي‌افتد؟» يعني‌: كسي‌كه‌ بنياد كار خود را بر زيربناي‌ قوي‌ و محكم‌ كه‌ همانا تقواي ‌الهي‌ و خشنودي‌ اوست‌ پي‌ريزي‌ كرده‌ ـ چون‌ تأسيس‌ مسجد قباء ـ بهتر از آن ‌كسي‌ است‌ كه‌ به‌ خلاف‌ اين‌، بنايش‌ را بر لب‌ پرتگاهي‌ مشرف‌ به‌سقوط گذاشته ‌است‌ كه‌ آن‌ ساختمان‌ با باني‌ خود يكجا در آتش‌ جهنم‌ فرو مي‌افتد؟ پس‌ ساختن ‌آبادي‌ براساس‌ تقوي‌؛ كنايه‌ از اخلاص‌ در اعمال‌ است‌ و ساختن‌ بنا بر كناره‌ رودخانه‌ مشرف‌ به‌ سقوط؛ كنايه‌ از ريا و عجب‌ و داشتن‌ نيت‌ ناخالص‌ در اعمال‌ است‌. جرف‌: كناره‌ و لبه‌ وادي‌اي‌ است‌ كه‌ در معرض‌ هجوم‌ آب‌ و سيل‌بردگي ‌قرار دارد. هار: يعني‌: مشرف‌ به‌ سقوط «و خدا گروه‌ بيدادگران‌ را هدايت ‌نمي‌كند» يعني‌: به‌ آنان‌ ـ به‌ عنوان‌ مجازاتي‌ بر نفاقشان‌ ـ توفيق‌ خير نمي‌دهد.
 
	آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ بعد از رد درخواست‌ كافران‌ در مورد سخن‌گفتنشان‌ با وي ‌در مورد صحت‌ نبوت، تأكيد مي‌كند كه‌ محمدص فرستاده‌ بر حق‌ وي‌ است: «ماتو را به‌حق‌ فرستاديم‌ تا مژده‌ دهنده‌ و بيم‌دهنده‌ باشي‌» ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «يعني‌تو را مژده‌دهنده‌ بهشت‌ و بيم‌دهنده‌ از دوزخ‌ فرستاديم‌». «و درباره‌ دوزخيان‌ از توپرسشي‌ نخواهد شد» يعني: وظيفه‌ تو ابلاغ‌ است‌ و بس‌ و تو در اين‌ مورد كه‌ چرا دوزخيان‌ ايمان‌ نياورده‌اند، مورد بازخواست‌ قرار نمي‌گيري‌ و بدان‌ كه‌ مسيرشان‌ خواه ‌ناخواه‌ به‌ سوي‌ جهنم‌ است‌.
 
 آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همواره‌ آن‌ ساختماني‌ كه‌ بنا كرده‌اند، در دلهايشان‌ سبب‌ شك» و برانگيزاننده ‌شبهه‌ و نفاق‌ «است» زيرا بانيان‌ مسجد ضرار، منافقاني‌ شكاك‌ بودند كه‌ بعد از ويران ‌ساختن‌ آن‌ مسجد و خنثي‌ شدن‌ نيرنگ‌ و توطئه‌شان‌، به‌ تصميم‌ خود بر كفر و دشمني‌ و كينه‌ عليه‌ اسلام‌، افزودند «تا آن‌كه‌ دلهايشان‌ پاره‌پاره‌ شود» يعني‌: پيوسته‌ در شك‌ و نفاق‌ به‌سر مي‌برند تا دلهايشان‌؛ يا با مرگ‌، يا با شمشير پاره‌پاره ‌شود و فقط در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ شك‌ و شبهه‌ از دلهايشان‌ رخت