ن‌ اين‌كه‌ از اعتماد به‌ نفس ‌برخوردار بوده‌اند، به‌ پروردگار خويش‌ نيز گمان‌ نيك‌ داشته‌اند. همچنين‌ آنان‌، بر از دست‌ دادن‌ خواسته‌اي‌ از خواسته‌ها و مقصدي‌ از مقاصد دنيا اندوهگين ‌نمي‌شوند زيرا مي‌دانند كه‌ اين‌ هم‌ به‌ قضا و قدر الهي‌ است‌ پس‌ سينه‌هايشان‌ براي ‌هرگونه‌ رخدادي‌، باز و گشاده‌، جسم‌ و جانشان‌ پرنشاط و دلهايشان‌ شادمان‌ ومسرور است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سعيدبن‌ جبير(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ ازرسول‌ خداص پرسيدند: «اولياي‌ خدا(ج)  كيستند؟» فرمودند: «كساني‌ اند كه‌ ديدنشان‌ خدا(ج)  را به‌ ياد انسان‌ مي‌آورد».
 
آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ ايشان‌» يعني: براي‌ اولياءالله از جانب‌ خداوند(ج)  «در زندگي‌ دنيا و در آخرت‌ بشارت‌ است‌».
مفسران‌ در تفسير اين‌ بشارت‌، چهار وجه‌ را ذكر كرده‌اند:
1 ـ اين‌ بشارت‌، از طريق‌ وحي‌ الهي‌ بر انبيايش‡ در مورد حالشان‌ در آخرت ‌است‌ كه‌ ايشان‌ را به‌ بهشت‌ خويش‌ در مي‌آورد و از ايشان‌ خشنود مي‌شود.
2 ـ اين‌ بشارت‌، با خوابهاي‌ نيكويي‌ است‌ كه‌ به‌ آنان‌ در زندگي‌ دنيا، مژده‌ نيك‌ مي‌دهد چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ مرفوع‌ آمده‌ است: «بعد از من‌، از وحي‌ جز مبشرات‌، يعني‌ رؤياي‌ صالحه‌اي‌ كه‌ مؤمن‌ آن‌ را مي‌بيند، يا ديگران‌ در حق‌ وي ‌مي‌بينند، باقي‌ نمانده‌ است‌».
3 ـ اين‌ بشارت‌، فضل‌ خداوند(ج)  بر مؤمنان‌ با اجابت‌ دعاهايشان‌ در دنياست‌.
4 ـ اين‌ بشارت‌، مژده‌ دادن‌ فرشتگان‌ به‌ مؤمنان‌ در هنگام‌ احتضارشان‌ است‌ و مضمون‌ اين‌ مژده‌ اين‌ است: أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ‏:  (بيم‌ نداشته‌ باشيد و اندوهگين‌ نباشيد و مژده‌ باد شما را به‌ بهشتي‌ كه‌ به‌ شما وعده‌ داده‌ مي‌شد) «فصلت/‌30».
اما بشارت‌ براي‌ اولياءالله در آخرت‌، عبارت‌ است‌ از: ملاقات‌ فرشتگان‌ با ايشان‌ و دادن‌ پيغام‌ كاميابي‌ ايشان‌ به‌ نعمتهاي‌ بهشت‌ و به ‌سلامت‌ماندنشان‌ از عذاب ‌دوزخ‌. «كلمات‌ خدا را تبديلي‌ نيست‌» سخنان‌ خدا(ج)  را عموما تغيير و تبديلي ‌نيست‌ و از جمله‌، وعده‌هاي‌ او براي‌ بندگان‌ نيكوكارش‌ را. يعني‌ اين‌ وعده‌ها خواه‌ناخواه‌ تحقق‌ يافتني‌ است‌ «اين‌» پاداش‌ وافر در زندگي‌ دنيا و آخرت‌ «همان‌ كاميابي‌ بزرگ‌ است‌».
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سخن‌ آنان‌ تو را غمگين‌ نكند» سخني‌ كه‌ متضمن‌ طعن‌ و تكذيب‌ و عيب‌جويي‌ تو و دين‌ توست‌ زيرا «عزت‌ به‌ تمامي‌ از آن‌ خداست‌» يعني: غلبه‌ و قهر در گستره‌ ملك‌ و فرمانروايي‌ باري‌ تعالي‌، فقط مخصوص‌ اوست‌ پس‌ چگونه‌ آنان ‌را بر تو دستي‌ است‌ تا از سخنانشان‌ اندوهگين‌ شوي‌؟ «او شنواي‌ داناست‌» سخنان‌ بندگانش‌ را مي‌شنود و به‌ احوالشان‌ داناست‌ پس‌ آنان‌ را در برابر آن‌ جزا مي‌دهد.
 
	آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آگاه‌ باش‌ كه‌ هر كه‌» و هر چه‌ «در آسمانها و هر كه‌» و هر چه‌ «در زمين‌ است‌،از آن‌ خداست‌» در عبوديت‌ و در خلق‌ و امر پس‌ همه‌ ـ از جمله‌ اين‌ گروه‌ مشرك‌ ـ ملك‌ حق‌ تعالي‌ هستند و او در آنان‌ آن‌گونه‌ كه‌ بخواهد تصرف‌ مي‌كند بنابراين‌، چگونه‌ مي‌توانند برخلاف‌ اذن‌ وي‌ به‌ پيامبرش‌ آزاري‌ برسانند؟ آيه‌كريمه‌ متضمن‌ هشدار نابودي‌ كساني‌ است‌ كه‌ بشر و فرشتگان‌ و جمادات‌ را به‌پرستش‌ مي‌گيرند زيرا آنها مملوك‌ را پرستيده‌ و مالك‌ را فروگذاشته‌اند «و كساني‌كه‌ جز خدا شريكاني‌ را مي‌خوانند، از آنها پيروي‌ نمي‌كنند، اينان‌ در حقيقت‌ جز از گمان‌ پيروي‌ نمي‌كنند» يعني: مشركان‌ هر چند معبودات‌ باطل‌ خود را شركاي ‌خداوند(ج)  مي‌نامند، ليكن‌ اين‌ معبودات‌ نيز مملوك‌ خداي‌ سبحان‌ هستند پس‌ در حقيقت‌ امر، آنها شركاي‌ وي‌ نه‌ بلكه‌ نامهاي‌ بي‌مسمايي‌ هستند كه صلاحيت ‌مشاركت‌ با آفريننده‌ خويش‌ را ندارند لذا مشركان‌ نه‌ از اين‌ معبودات‌ باطل‌ بلكه ‌قطعا از اين‌ گمان‌ خويش‌ كه‌ بتان‌ خداياني‌ سزاوار پرستش‌ هستند، پيروي‌ مي‌كنند و گمان‌ هم‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ انسان‌ را از حق‌ بي‌نياز نمي‌كند «و آنان‌ جز دروغگو نيستند» يعني: آنان‌ به‌ حدس‌ و گمان‌، معبودات‌ باطل‌ را شركاي‌ خداي‌ سبحان ‌فرض‌ مي‌كنند، درحالي‌كه‌ اين‌ حدس‌ و گمان‌، فرضيه‌اي‌ باطل‌ و دروغي‌ محض ‌است‌.
 
	آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌كه‌ شب‌ را براي‌ شما آفريد تا در آن‌ بياراميد» يعني: در آن‌ از حركت‌ و خستگي‌ به‌ سكون‌ و آرامش‌ پيوسته‌ و خود را از رنج‌ كار و مشغله‌ روزگار، فارغ‌بال‌ و راحت‌ گردانيد «و روز را روشن‌» و روشنگر «گردانيد» كه‌ در آن ‌ديدني‌ها، آشكار و قابل‌ رؤيت‌ مي‌شوند و در نتيجه‌، انسانها در اين‌ عرصه‌گاه ‌روشن‌، به‌ كار و تلاش‌ منفعت‌ بار پرداخته‌ اسباب‌ و اوضاع‌ زندگي‌ و معيشت‌ خويش‌ را سامان‌ مي‌بخشند «بي‌گمان‌ در اين‌ امر، براي‌ گروهي‌ كه‌ مي‌شنوند» آنچه‌ راكه‌ بر آنان‌ از آيات‌ تنزيلي‌ خوانده‌ مي‌شود و در آن‌ انديشه‌ و تأمل‌ كرده‌ و به‌ ديده ‌عبرت‌ مي‌نگرند؛ «نشانه‌هايي‌ است‌» زيرا اين‌ انديشه‌ و تأمل‌، خود از بزرگترين ‌اسباب‌ ايمان‌ مي‌باشد.
 
آيه  128
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه :
همچنان‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ عليهماالسلام‌ دعا كردند: «پروردگارا! ما را تسليم‌خود قرار ده‌» يعني: مارا بر اسلام‌ استوار و پايدار گردان، يا بر اسلام‌ ما بيفزاي‌. افزوني‌ در اسلام، به‌ افزودن‌ ايمان‌ و اعمال‌ نيكوست‌ «و از نسل‌ ما امتي‌ فرمان‌بردارخود بساز» كه‌ عبارت‌ است‌ از: امت‌ محمد ص. بعضي‌ گفته‌اند: مراد اعرابند زيرا همانها نسل‌ و تبار ابراهيم‌ و اسماعيل‌ عليهماالسلام‌ هستن