‌ خداي‌ سبحان‌ بر دست‌ من‌ آشكار مي‌گرداند ـ خواهند دانست‌ و به‌ حقيقت‌ امر آن‌ پي‌ خواهند برد «خدا كار مفسدان‌ را تأييد نمي‌كند» و برنامه‌هايشان‌ را به‌ كرسي‌حقيقت‌ نمي‌نشاند زيرا اين‌ سنتي‌ از سنت‌هاي‌ خداوند(ج)  است‌ كه‌ عمل‌ مفسد، قابليت‌ اصلاح‌ را ندارد.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ سنتي‌ ديگر از سنن‌ خويش‌ را كه‌ متمم‌ و مكمل‌ اين‌ سنت‌ وي ‌است‌، ذكر نموده‌ و مي‌فرمايد:
 
	آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا حق‌ را ثابت‌ مي‌گرداند» يعني: حق‌ را به‌ عرصه‌ ظهور آورده‌ و آن‌ را به ‌كرسي‌ مي‌نشاند و در زمين‌ به‌ آن‌ تمكين‌ مي‌دهد. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: حق‌ را تبيين‌ كرده‌ و آن‌ را روشن‌ مي‌كند «با كلمات‌ خود» كه‌ آنها را در كتابهايش‌ بر انبياي‌ خويش‌ فرود آورده‌ است‌، كلماتي‌ كه‌ در برگيرنده‌ حجتها و برهانهاي‌ او مي‌باشند «هر چند مجرمان‌» از كسان‌ فرعون‌ و ديگران‌ «را خوش‌ نيايد» يا مراد از كلمات: فرمانهاي‌ تكويني‌ باري‌ تعالي‌ است‌، چون‌ اين‌ فرمان‌ وي‌ به‌ عصا كه: به‌ اژدها تبديل‌ شود و ريسمانها و عصاهايشان‌ را فرو بلعد.
 
	آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سرانجام‌، كسي‌ به‌ موسي‌ ايمان‌ نياورد جز ذريه‌اي‌ از قوم‌ وي‌» از زاد و ولد بني‌اسرائيل‌. به‌ قولي‌ ديگر: مراد از «ذريه‌»، گروهي‌ از جوانان‌ و كسان‌ قوم‌ فرعونند. يعني‌ جز شماري‌ اندك‌ از نژاد و كسان‌ فرعون‌، كسي‌ ديگر از آنان‌ به ‌موسي‌(ع)  ايمان‌ نياورد و از آن‌ جمله‌ بود مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ كه‌ ايمانش‌ را پنهان ‌مي‌داشت‌[4] و از آن‌ جمله‌ بودند آسيه‌ زن‌ فرعون‌، ماشطه‌ دخترش‌ و زن‌ خزانه‌ دار وي‌ كه: «با وجود خوف‌ از فرعون‌ و ملأ آنها» يعني: اشراف‌ قومش‌ «كه‌ مبادا آنان‌ را در فتنه‌ افگنند» يعني: آنها را از دين‌ حق‌ با آزار و شكنجه‌ برگردانند؛ به‌ موسي‌(ع)  ايمان‌ آوردند «و همانا فرعون‌ در آن‌ سرزمين‌ گردنكش‌ بود» يعني: او در سرزمين ‌مصر و بر مردم‌ آن‌ برتري‌جو، سركش‌، متكبر و مستبد بود «و او از اسرافكاران ‌بود» در كفر و در آنچه‌ كه‌ از كشتن‌ و به‌ دار آويختن‌ و انواع‌ گوناگون‌ شكنجه‌ها و عذابها بر مردم‌ اعمال‌ مي‌كرد.
از برخي‌ روايات‌ تاريخي‌ بر مي‌آيد كه‌ فرعون‌ زمان‌ موسي‌(ع) ، رعمسيس‌ دوم ‌بود كه‌ در مصر منشوري‌ عام‌ صادر كرد و در آن‌ اعلان‌ پروردگاري‌ نمود. و در روشني‌ اين‌ روايات‌ تاريخي‌، به‌ عمق‌ معني‌ اين‌ آيه‌ پي‌مي‌بريم‌.
 
[4] نگاه‌ كنيد به‌ سوره‌ «غافر/28».آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و موسي‌ گفت: اي‌ قوم‌ من‌! اگر به‌ خدا ايمان‌ آورده‌ايد پس‌ بر وي‌ توكل‌ كنيد، اگر اهل‌ تسليميد» اين‌ فرماني‌ است‌ به‌ بني‌اسرائيل‌ كه‌ آنها را براين‌ امر برمي‌انگيزد كه‌ به ‌خداي‌ عزوجل‌ توكل‌ كنند و خود را به‌ او تسليم‌ كنند؛ يعني‌ خود را براي‌ وي‌ پاك‌ و خالص‌ گردانند به‌طوري‌ كه‌ شيطان‌ را در نفس‌هايشان‌ هيچ‌ بهره‌اي‌ نباشد زيرا توكل‌ جز با اخلاص‌ تحقق‌ پيدا نمي‌كند و بدون‌ توكل‌ هم‌ هيچ‌ امتي‌ نمي‌تواند به‌هدف‌ والاي‌ الهي‌ خويش‌ دست‌ يابد. 
 
	آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گفتند» بني‌اسرائيل: «بر خدا توكل‌ كرديم‌» و اين‌ فرمان‌ را پذيرا گشتيم‌. آن‌گاه‌ به‌ بارگاه‌ حق‌ تعالي‌ روآورده‌ و چنين‌ دعا كردند: «پروردگارا! ما را فتنه‌اي ‌براي‌ قوم‌ ستمگر مگردان‌» يعني: آنان‌ را بر ما مسلط نكن‌ تا ما را با هدف‌ برگرداندن‌ از دينمان‌ شكنجه‌ كنند. يا ما را فتنه‌اي‌ براي‌ آنان‌ نگردان‌ كه‌ ديگران‌ را به‌وسيله‌ ما بفريبند، بدين‌گونه‌ كه‌ به‌ آنان‌ بگويند: اگر اين‌ گروه‌ بر حق‌ مي‌بودند، ما هرگز بر آنان‌ مسلط نمي‌شديم‌ كه‌ اين‌گونه‌ در بندشان‌ كشيده‌ و شكنجه‌شان كنيم‌.
 
	  آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ‏
‏ترجمه : ‏
«مالك‌ روز جزاست» در قرائت‌ ديگري، «ملك‌» نيز خوانده‌ شده‌ و هر دوقرائت: «ملك‌ و مالك‌» صحيح‌ و متواترند. اما بعضي‌ گفته‌اند: «ملك‌» عامتر و بليغ‌تر از «مالك‌» است‌ زيرا فرمان‌ ملك‌ بر مالك‌ در ملك‌ وي‌ نافذ مي‌باشد و او نمي‌تواند جز با نظر و رأي‌ ملك‌ در ملك‌ خويش‌ تصرف‌ كند. برخي‌ديگر گفته‌اند كه‌: «مالك‌» بليغ‌تر است‌ زيرا خداوند متعال‌ مالك‌ مردم‌ و همه‌ جهانيان‌ مي‌باشد. ولي‌صحيح‌تر اين‌ است‌ كه‌ تفاوت‌ در ميان‌ دو صفت‌ نسبت‌ به‌ پروردگار سبحان‌ اين‌است‌ كه: ملك‌ وصفي‌ براي‌ ذات‌ او تعالي‌ است‌، درحالي‌كه‌ مالك‌ وصفي‌ براي‌ فعل‌ او مي‌باشد.
يوم‌الدين: روز  محاسبه‌ و جزاست‌ از سوي‌ پروردگار سبحان‌ براي‌ بندگانش‌. قتاده‌ مي‌گويد: «يوم‌الدين: روزي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) درآن‌ بندگان‌ خويش‌ را در برابر اعمالشان‌ كيفر يا پاداش‌ مي‌دهد». ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد: «يوم‌الدين‌: روز حساب‌ خلايق‌ است‌ كه‌ پروردگار متعال‌ آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ جزا مي‌دهد؛ اگر اعمالشان‌ خير بود، پاداش‌ خير و اگر شر بود، به‌ آنها كيفر شر مي‌دهد، مگر آنان‌ كه‌ مورد بخشش‌ حق‌ تعالي‌ قرار گيرند». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «زيرك‌ و هوشيار كسي‌ است‌ كه‌ نفس‌ خويش‌ را مورد محاسبه‌ قرار داده‌ و براي‌ بعد ازمرگش‌ تلاش‌ و كوشش‌ نمايد».

آيه  130
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند(ج) در محكوميت‌ عقيده‌ شرك‌ آلود كفار - اعم‌ از مشركان‌ واهل‌ كتاب‌ - كه‌ مخالف‌ با آيين‌ ابراهيم‌(ع) است، مي‌فرمايد: «و چه‌ كسي‌ از آيين‌ابراهيم‌ روي‌ بر مي‌تابد، مگر آن‌ كسي‌ كه‌ سبكسر باشد» يعني: فقط كسي‌ از آيين‌حنيف‌ ابراهيم‌ روي‌ بر مي‌تابد كه‌ نسبت‌ به‌ خويشتن‌ خويش‌ جاهل‌ بوده‌ و درمصلحت‌ خويش‌ نينديشد و لذا خود را به‌ نابودي‌ بكشاند «و ما او را» يعني: ابراهيم‌(ع) را «در دنيا برگزيديم‌» هنگامي‌ كه‌ او را به‌ پذيرش‌ و تبليغ‌ اسلام‌ مأموركرديم‌ «و هم