ين‌ آن‌ شد و زيرين ‌آن‌ بلنداي‌ آن‌. به‌ قولي‌: خداوند(ج)  به‌ جبرئيل‌(ع)  فرمان‌ داد كه‌ آن‌ منطقه‌ را به‌وسيله‌ بال‌ خود از زمين‌ برداشته‌ و با ساكنانش‌ جملگي‌ واژگون‌ كند و او چنين‌ كرد «و بر آن‌، سنگ‌ پاره‌هايي‌ از سجيل‌ لايه‌ به‌ لايه‌ بارانديم‌» يعني‌: بر آنها سنگ‌ و گل ‌پياپي‌، لايه‌ به‌ لايه‌، بعضي‌ بر بالاي‌ بعضي‌ ديگر بارانديم‌. سجيل‌: گلي‌ است‌ كه‌ با پختن‌ در كوره‌، يا غير آن‌ به‌ سنگ‌ تبديل‌ مي‌شود. از عبدالله بن‌ عباس‌ك نقل‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «سجيل‌، معرب‌ سنگ‌ و گل‌ است‌ و اين‌ كلمه‌ در اصل‌ فارسي ‌است‌».
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سنگهايي‌ كه‌ نزد پروردگارت‌ نشان‌ كرده‌ بود» يعني‌: آن‌ سنگها در خزانه‌هاي‌ پروردگارت‌، يا در حكم‌ وي‌ نشانه‌گذاري‌ شده‌ بود و نشانه‌ قومي‌ را داشت‌ كه‌ به‌ آن‌ رجم‌ مي‌شوند. به‌ قولي‌: بر سنگها علامتهايي‌ مانند مهر نهاده‌ شده‌ بود. به‌ قولي‌ديگر: بر هر سنگي‌ نام‌ كسي‌ كه‌ بايد بر او زده‌ شود، نوشته‌ شده‌ بود. بايسته ‌يادآوري‌ است‌ كه‌ شهرهاي‌ قوم‌ لوط در ميان‌ شام‌ و مدينه‌ منوره‌ قرار دارد و از مردم‌ مكه‌ ـ كه‌ در هنگام‌ نزول‌ آيه‌ از ستمكاران‌ مشرك‌ بودند ـ دور نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «در آخر امت‌ من‌ قومي‌ خواهند آمد كه‌ مردانشان ‌به‌ مردان‌ اكتفا مي‌كنند و زنانشان‌ به‌ زنان‌ پس‌ چون‌ وضع‌ چنين‌ شد، شما عذاب‌ قوم ‌لوط را انتظار داشته‌ باشيد: اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ برآنان‌ سنگهايي‌ از سجيل‌بفرستد. سپس‌ آن‌ حضرت‌ص آخر اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند: ﴿ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ‏﴾: «اين‌ نقمت‌ و عذاب‌ سخت‌ از ستمگران‌ دور نيست‌».
ابن‌كثير مي‌گويد: «امام‌ شافعي‌ ـ در روايتي‌ از وي‌ ـ و جمعي‌ ديگر از علما برآنند كه‌: لواط كار بايد كشته‌ شود، چه‌ محصن‌ باشد چه‌ غير محصن‌. اما امام ‌ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ لواط كار بايد از مكان‌ بلندي‌ به‌ پايين‌ افگنده‌ شود، آن‌گاه‌ اگر زنده‌ ماند، با پرتاب‌ سنگ‌ مورد هدف‌ قرار داده‌ شود»[3].
 
[3] آراي‌ فقها در باره‌ لواط كار ، در سوره‌ [اعراف‌/ 81 ] گذشت.
	آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» فرستاديم‌ «به‌سوي‌ مدين‌ برادرشان‌ شعيب‌ را» يعني‌: به‌سوي‌ قوم‌ مدين ‌برادر نسبي‌شان‌ شعيب‌(ع)  را فرستاديم‌. قوم‌ مدين‌ را به‌ نام‌ پدرشان‌ مدين ‌بن‌ابراهيم‌، «مدين‌» ناميدند و داستانشان‌ در سوره‌ اعراف‌: «آيات‌ 85 ـ 93» گذشت‌. شعيب‌(ع)  را خطيب‌ انبيا ناميده‌اند، به‌ سبب‌ آن‌كه‌ او در امر دعوت‌، به‌ رسايي‌ و شيوايي‌ هر چه‌ تمام‌ با قومش‌ گفت‌وگو و محاجه‌ مي‌كرد «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! خدا را بپرستيد، براي‌ شما جز او معبودي‌ نيست‌» بدين‌گونه‌ او مانند همه‌ پيامبران‡، دعوت‌ خويش‌ را با نداي‌ توحيد آغاز كرد «و پيمانه‌ و ترازو را كم‌ نكنيد» بلكه‌ آن‌را به‌ تمام‌ و كمال‌ بپردازيد «به‌ راستي‌ من‌ شما را در نعمت‌ مي‌بينم‌» يعني‌: من‌ شما را در ثروت‌ و رفاه‌ و آسايش‌ مي‌بينم‌ پس‌ نعمت‌ خدا(ج)  را بر خود با معصيت‌ وي ‌و زيان‌رساني‌ به‌ بندگانش‌ تغيير ندهيد زيرا در اين‌ نعمت‌ چنان‌ گشايشي‌ فراروي‌ شما قرار دارد كه‌ شما را از گرفتن‌ اموال‌ مردم‌ به ‌ناروا، بي‌نياز مي‌كند «و در حقيقت‌، من ‌بر شما از عذاب‌ روزي‌ فراگير مي‌ترسم‌» كه‌ هيچ‌ يك‌ از شما را استثنا نكند و كسي‌ از شما را از آن‌ گريزگاه‌ يا پناهگاهي‌ نباشد. مراد از اين‌ عذاب‌ فراگير، يا عذاب ‌ريشه‌كن‌ كننده‌ در دنيا، يا عذاب‌ آخرت‌ است‌.
 
آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ قوم‌ من‌! پيمانه‌ و ترازو را تمام‌ و كمال‌ دهيد به‌ قسط» يعني‌: به‌ عدل‌ و داد كه‌ اين‌ عدل‌ و داد عبارت‌ از عدم‌ كاستن‌ و افزودن‌ در آن‌ است‌ «و به‌ مردم‌اجناسشان‌ را كم‌ ندهيد» با كاستن‌ از حقشان‌؛ از طريق‌ غش‌ و خيانت‌، يا تردستي‌ و فريبكاري‌، يا معامله‌ به‌ شيوه‌ نادرست‌ و رويه‌اي‌ ناهنجار «و در زمين‌ فسادكنان ‌تبهكاري‌ نكنيد» عيث‌: شديدترين‌ فتنه‌ و فساد ـ مانند دزدي‌ و غارت‌ و راهزني‌است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هيچ‌ قومي‌ روش‌ كم‌فروشي‌ را در پيمانه‌ و ترازو در پيش‌ نگرفت‌  مگر اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را به‌ قحطي‌ و گراني‌ مبتلا كرد».
 
	آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باقيمانده‌ حلال‌ خدا براي‌ شما بهتر است‌» يعني‌: خير و بركت‌ در آن‌ چيزي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج)  از حلال‌ براي‌ شما باقي‌ مي‌گذارد ـ بعد از تمام‌ و كمال‌ دادن‌ حقوق‌ مردم‌ به‌ عدل‌ و قسط ـ و در كم ‌دادن‌ و كم‌فروشي‌ و فساد در زمين‌ هيچ‌ خير و بركتي‌ نيست‌ «اگر مؤمنيد» زيرا اين‌ مؤمنانند كه‌ از حلال‌ خدا(ج)  بهره‌ مي‌گيرند، نه‌ كفار «و بر شما نگهبان‌ نيستم‌» كه‌ بر اعمال‌ شما نظارت‌ و مراقبت‌ و نگهباني ‌كنم‌ و شما را در قبال‌ آن‌ محاسبه‌ كرده‌ پاداشتان‌ دهم‌ يا مجازاتتان‌ كنم‌ بلكه‌ من ‌ابلاغگري‌ بيش‌ نيستم‌.
	آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» قوم‌ شعيب‌(ع)  به‌ شيوه‌ تهكم‌ و استهزا «اي‌ شعيب‌! آيا نمازت‌ به ‌تو دستور مي‌دهد كه‌ آنچه‌ را پدران‌ ما مي‌پرستيده‌اند» از بتان‌ «ترك‌ كنيم‌؟» هدفشان‌ ازاين‌ سخن‌، به‌ ريشخند گرفتن‌ نماز شعيب‌(ع)  بود. و از آنجا كه‌ شعيب‌(ع)  بسيار نماز مي‌خواند، آنان‌ به‌ ويژه‌ از نماز ياد كردند. حسن‌ مي‌گويد: «آري‌ والله! اين‌ نماز شعيب‌(ع)  بود كه‌ به‌ او فرمان‌ مي‌داد تا آنها پرستش‌ بتان‌ را ترك‌ كنند». «يا» آيا نمازت‌ به‌ تو دستور مي‌دهد كه‌ «در اموالمان‌ به‌ ميل‌ خود تصرف‌ نكنيم‌» از گرفتن‌ و دادن‌ و افزودن‌ و كاستن‌؟ آخر اين‌ اموال‌ ماست‌ پس‌ بر ما هيچ‌ حرج‌ و مانعي‌ نيست‌ 