ز شب‌ را برپادار، يا مراد نماز «عشاء» است‌ «همانا حسنات‌» به‌طور مطلق‌ كه‌ نماز از جمله‌ آنها بلكه‌ ستون‌ آنهاست‌ «گناهان‌ را» به‌طور مطلق‌ «از ميان‌ مي‌برد». به‌ قولي‌: مراد از سيئات‌، گناهان‌ صغيره‌ است‌ كه‌ حسنات‌: يعني‌طاعات‌ و عبادات‌ از بين‌ برنده‌ آنهاست‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ گويي‌ اصلا وجود نداشته‌اند «اين‌» اوامري‌ كه‌ ذكر شد «پندي‌ براي‌ پندپذيران‌ است‌».
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوبكر صديق‌(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه ‌فرمودند: «ما من‌ مسلم‌ يذنب‌ ذنباً فيتوضأ ويصلي‌ ركعتين‌ إلا غفر له‌: هيچ‌ مسلماني ‌نيست‌ كه‌ گناهي‌ مرتكب‌ شود سپس‌ وضو گيرد و دو ركعت‌ نماز بگزارد  مگر اين‌كه‌ بر وي‌ آمرزيده‌ مي‌شود». همچنين‌ آن‌ حضرت‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «الصلوات الخمس والجمعة إلى الجمعة ورمضان إلى الى رمضان مكفرات لما بينهن ما اجتنبت الكبائر: نمازهاي‌ پنجگانه‌ و جمعه‌ تا جمعه‌ و رمضان‌ تا رمضان‌، كفاره‌ گناهاني ‌است‌ كه‌ در ميان‌ آنهاست‌، به‌ شرط آن‌كه‌ از ارتكاب‌ گناهان‌ كبيره ‌اجتناب‌ شده‌ باشد». همچنين‌ آن‌ حضرت‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «اتقالله حيث كنت، وأتبع السيئة الحسنة تمحها وخالق الناس بخلق حسن‌: هر كجا كه‌ هستي‌، از خدا(ج)  بترس‌ و گناه‌ را با نيكي‌ و ثواب‌ دنبال‌ كن‌ كه‌ آن‌ را از بين‌ مي‌برد و با مردم‌ به‌ خلقي‌ نيكو رفتار كن‌».
اما شروط توبه‌ راستين‌ چهار چيز است‌: 
1 ـ دست‌ كشيدن‌ از گناه‌. 2 ـ پشيماني‌ از آن‌. 3 ـ تصميم‌ به‌ عدم‌ بازگشت‌ به‌آن‌ در آينده‌. 4 ـ انجام‌ دادن‌ عمل‌ صالحي‌ كه‌ به‌ از بين‌ بردن‌ اثر گناه‌ كمك‌ كند.
ترمذي‌ در سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابي‌ايسر(رض)  روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود: زني‌ نزدم ‌آمد تا از من‌ خرمايي‌ بخرد پس‌ به‌ او گفتم‌: در خانه‌ بهتر از اين‌ را دارم‌. و چون‌ به ‌خانه‌ام‌ آمد، او را بوسيدم‌. آن‌گاه‌ پشيمان‌ شده‌ نزد رسول‌ خداص رفتم‌ و حكايت ‌را به‌ ايشان‌ باز گفتم‌. فرمودند: با زن‌ مجاهدي‌ كه‌ در راه‌ خدا(ج)  به‌ جهاد رفته‌، در غيابش‌ اين‌ گونه‌ عمل‌ كردي‌؟ آيا آن‌ مجاهد را با چنين‌ عملي‌ پشتيباني‌ كردي‌؟! پس‌ ازآن‌، لحظاتي‌ دراز درنگ‌ كردند، آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شكيبايي‌ پيشه‌ كن‌» بر آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ مأمور شده‌اي‌؛ از استقامت‌ و پايداري‌، عدم‌ طغيان‌ و سركشي‌، عدم‌ گرايش‌ به‌سوي‌ ظالمان‌ و برپا داشتن‌ نماز «كه‌ خدا پاداش‌ محسنين‌ را ضايع‌ نمي‌گرداند» بلكه‌ آن‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ به‌ ايشان ‌مي‌دهد. اين‌ تعبير اشاره‌ بدان‌ دارد كه‌ «محسنين: نيكوكاران‌» كساني‌ هستند كه ‌اين‌ اوامر و نواهي‌ را به‌ معرض‌ اجرا گذاشته‌ باشند.
 
	آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چرا از قرنهايي‌» يعني‌: از امت‌هايي‌ كه‌ «پيش‌ از شما» عذاب‌ شدند «صاحبان‌ فضلي‌ نبودند» بقيه‌: آنچه‌ كه‌ از يك‌ چيز بعد از ميان‌ رفتن‌ اكثر آن‌ باقي‌ مي‌ماند، اين‌ كلمه‌ اكثرا در چيز اصلحي‌ كه‌ باقي‌ مي‌ماند، به‌كار مي‌رود زيرا عادتا آنچه‌ پست‌ و دني‌ است‌ از بين‌ رفته‌ و آنچه‌ كه‌ خوب‌ و با ارزش‌ است‌ باقي‌ مي‌ماند و اين‌ است‌ همان‌ قانون‌ «بقاي‌ اصلح‌». از همين‌ باب‌ است‌ اين‌ سخن‌ اعراب‌: «فلان من بقية القوم‌: فلان‌ از برگزيدگان‌ قوم‌ است‌». پس‌ معناي‌ بقيه‌ در اينجا اين ‌است‌: چرا باقي‌مانده‌اي‌ از اهل‌ انديشه‌ و خرد و دين‌ در امتهاي‌ گذشته‌ نبودند «كه‌ نهي‌ كنند» مردم‌ را «از فساد در زمين‌، جز اندكي‌» يعني‌: ليكن‌ اندكي‌ بودند «از كساني‌ كه‌ از ميان‌ آنان‌ نجاتشان‌ داديم‌» يعني‌: اين‌ شمار اندك‌ از فسادافگني‌ در زمين‌ نهي‌ مي‌كردند لذا ما نجاتشان‌ داديم‌ «و كساني‌ كه‌ ستم‌ كردند، به‌ دنبال‌ ناز ونعمتي‌ كه‌ در آن‌ بودند، رفتند» يعني‌: نازپروردگان‌ تنعم‌ و سرمستان‌ باده‌ رفاه‌ وعشرت‌، اين‌ ناز و نعمت‌ را بر مشغول ‌شدن‌ به‌ اعمال‌ آخرت‌ ترجيح‌ دادند و عمرخويش‌ را در شهوات‌ و خواهشهاي‌ فاني‌ غرق‌ كردند «و آنان‌ مجرم‌ بودند» يعني‌: چون‌ از شهوات‌ خويش‌ پيروي‌ كردند لذا با اين‌ كار، مجرم‌ و تبهكار بودند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هنگامي‌كه‌ مردم‌ منكر را ديدند ولي‌ آن‌ را تغيير ندادند، نزديك‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  همه‌ آنان‌ را به‌ عذاب‌ خويش‌ فروگيرد».
آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ سنت‌ خويش‌ در نابود كردن‌ مردم‌ شهرها را بيان‌ داشته‌ ومي‌فرمايد: «و هرگز پروردگار تو برآن‌ نبوده‌ است‌ كه‌ شهرها را به‌ ستم‌ هلاك‌ كند در حالي‌كه‌ مردمانش‌ اصلاحگر باشند» و با يك‌ديگر به‌ عدل‌ و انصاف‌ رفتار نمايند. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را به‌ مجرد شك‌ و شركشان‌ هلاك‌ نمي‌سازد تا آن‌كه‌ فساد در زمين‌ را با شك‌ و شرك‌ ضميمه‌ نكنند و اين‌ از فرط رحمت‌ خداي‌ عزوجل‌ و سهل‌گيري‌ وي‌ در حقوق‌ خويش‌ است‌، از اين‌ جهت‌، فقها در هنگام‌ تزاحم ‌حقوق‌، حقوق‌ العباد را بر حقوق‌ الله مقدم‌ ساخته‌اند.
سپس‌ به‌ بيان‌ حكمت‌ اختلاف‌ پرداخته‌ مي‌فرمايد: 
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1860.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:1861.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:1862.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:1863.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:1864.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:1865.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:1866.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:1867.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:1868.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:1869.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:1870.txt">﴿سوره‌ یوسف﴾</a></body></html>آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همچنين‌ شما را امتي‌ وسط گردانيديم‌» وسط در لغت