ي‌ را ناجايز مي‌پنداريد كه‌ پيامبران‌ قبل‌ از وي‌ نيزآن‌ را داشته‌ اند؟
كلبي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌كريمه‌ مي‌گويد: يهوديان‌، رسول‌ خدا ص را مورد طعن‌ قرارداده‌ و گفتند: ما براي‌ اين‌ مرد جز زنان‌ و نكاح‌ ديگر هم ‌و غمي‌ نمي‌يابيم‌ و اگر طوري‌ كه‌ مي‌پندارد او به‌راستي‌ پيامبر مي‌بود بايد كار نبوت‌ از زنان‌ بازش ‌مي‌داشت‌! همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ را نازل‌ فرمود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «چهار چيز از سنن‌ پيامبران‌ است‌: استعمال‌ عطر، مسواك‌، حنا و عقد نكاح». «و هيچ‌ پيامبري‌ را نرسد كه‌ هيچ‌ معجزه‌اي‌ بياورد» از جمله‌، آنچه‌ كه‌ كفار از پيامبر ص درخواست‌ مي‌كنند «مگر به‌اذن‌ خدا» و به‌ حكم‌ وي‌ «براي‌ هر قضايي‌ كتابي‌ است‌» يعني‌: براي‌ هر امري‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را در حكم‌ و قضاي‌ خويش‌ آورده‌، كتابي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ حكم‌ را با ميعاد موقت‌ آن‌ در آن‌ نوشته‌است‌ و آن‌ كتاب‌: لوح‌ محفوظ است‌ ـ والله اعلم‌. يا معني‌اين‌ است‌: براي‌ هر رخدادي‌، وقت‌ و زمان‌ معين‌ و محدودي‌ است‌ كه‌ احكام‌ وبرنامه‌ها نيز بر اساس‌ حكمتي‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ آن‌ داناست‌ در همان‌ وقت‌ و زمان‌ معين‌ خود مشروع‌ مي‌شوند بنابراين‌، برنامه‌هاي‌ الهي‌ مبتني‌ بر مفاد و مصالحي‌ است‌ كه‌ با اختلاف‌ احوال‌ و اوقات‌ مختلف‌ مي‌شوند، بدين‌ جهت‌،شرايع‌ همه‌ انبيا‡، متناسب‌ با وقت‌ و زمان‌ خود آمده‌ است‌. همين‌گونه‌، براي‌ عمرها، ارزاق‌ و اعمال‌ مردم‌، وقت‌ و زمان‌ معيني‌ است‌ كه‌ آن‌ ميعاد زماني‌ درموعد مقرر و مكتوب‌ خود سر مي‌رسد لذا تورات‌ و انجيل‌ به‌ زمانهاي‌ خاصي ‌مربوط بوده‌اند و اين‌ قرآن‌ عظيم‌ هم‌ به‌ اين‌ بخش‌ باقي‌ مانده‌ از عمر دنيا مربوط است‌. از اين‌ جهت‌ خداوند(ج)  فرمود:
 
	آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند آنچه‌ را بخواهد» از كتاب‌ها «محو مي‌كند» و منسوخ‌ مي‌گرداند چنان‌كه‌ كتابهاي‌ آسماني‌ پيشين‌ را با نزول‌ قرآن‌ كريم‌ منسوخ‌ گردانيد «و آنچه‌ رابخواهد، اثبات‌ مي‌كند» و منسوخ‌ نمي‌كند، چون‌ قرآن‌كريم‌ و شريعت ‌محمدي‌ ص. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: خداوند(ج)  نابودي‌ هر چه‌ را بخواهد، نابودش‌ مي‌كند؛ از شقاوت‌، سعادت‌، رزق‌، عمر، خير يا شر، يعني‌: اين‌ را به‌ آن‌تبديل‌ مي‌كند و آن‌ را به‌جاي‌ اين‌ مي‌نشاند «و ام‌ الكتاب‌» يعني‌: اصل‌ كتاب‌ كه‌ نه‌آن‌ را تبديلي‌ است‌ و نه‌ تغييري‌ «نزد اوست‌» به‌ قولي‌: محو و اثبات‌ در نامه‌هايي ‌است‌ كه‌ به‌ دست‌ فرشتگان‌ قرار دارد، اما لوح‌ محفوظ (ام‌الكتاب‌) را نه‌ محوي ‌است‌ و نه‌ تبديلي‌ بلكه‌ آيات‌ ناسخ‌ و منسوخ‌ و آنچه‌ كه‌ محو يا تبديل‌ مي‌شود و آنچه‌ كه‌ باقي‌ مي‌ماند و حكم‌ آن‌ از بين‌ نمي‌رود، همه‌ در آن‌ ثبت‌ و محفوظ است‌. پس‌ لوح‌ محفوظ ـ به‌ اصطلاح‌ معاصر ـ حكم‌ بانك‌ مركزي‌ اطلاعاتي‌اي ‌را دارد كه‌ هرگز هيچ‌ چيز از آن‌ محو نمي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «همانا انسان‌ به‌ سبب‌ گناهي‌ كه‌ مرتكب‌ مي‌شود، از رزق‌ محروم‌ مي‌گردد و قضا را جز دعا برنمي‌گرداند و در عمر جز نيكوكاري ‌نمي‌افزايد».
خلاصه‌: عقيده‌ ما اين‌ است‌ كه‌:
1 ـ براي‌ قضاي‌ خداوند متعال‌، دگرگوني‌ و تبديلي‌ نيست‌.
2 ـ محو و اثبات‌ احكام‌ نيز از جمله‌ اموري‌ است‌ كه‌ قضاي‌ خدا(ج)  سابقا بر آن‌ رفته‌ است‌.
3 ـ بخشي‌ از قضاي‌ الهي‌ حتما واقع‌ مي‌شود و آن‌ قضايي‌ است‌ كه‌ ثابت‌ و تغيير ناپذير است‌ و بخشي‌ از آن‌ به‌ اسباب‌ برگردانده‌ مي‌شود و آن‌ اموري‌ است‌ كه ‌به‌ وسيله‌ اسباب‌ محو و نابود مي‌شوند و محو شدن‌ آنها يا به‌ دعاست‌، يا به‌ صله‌ رحم‌ و نيكوكاري‌ با نزديكان‌.
4 ـ محو آن‌ بخش‌ از قضاي‌ الهي‌ كه‌ به‌ اسباب‌ برگردانده‌ مي‌شود، شامل‌ نسخ ‌شريعت‌ها نيز مي‌گردد، يعني‌: گاهي‌ شريعتي‌، شريعت‌ ما قبل‌ خود را منسوخ‌ مي‌كند، مانند نسخ‌ كتابهاي‌ آسماني‌ ديگر به‌ قرآن‌. و همه‌ اينها به‌ قضا و قدر خداوند(ج)  مربوط است‌.
5 ـ امور همه‌ به‌ اوقات‌ خود وابسته‌ مي‌باشند.
كه‌ البته‌ نص‌ آيات‌ و احاديث‌ شريف‌، به‌ همه‌ اين‌ مواد ناطق‌ است‌.
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر پاره‌اي‌ از آنچه‌ را كه‌ به‌ آنان‌ وعده‌ مي‌دهيم‌» از عذاب‌ «به‌ تو بنمايانيم‌» قبل‌ از درگذشتت‌ «يا روح‌ تو را پيش‌ از آن‌ بگيريم‌» و تو را قبل‌ از آن‌كه‌ عذابشان‌ را ببيني‌، بميرانيم‌ «به‌هرحال‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ بر تو رساندن‌ پيام‌ است‌» يعني‌: برعهده‌ تو جز تبليغ‌ احكام‌ رسالت‌ نيست‌ «و بر ماست‌ حساب‌» يعني‌: محاسبه‌ آنان‌ در برابر اعمالشان‌ و مجازاتشان‌ در برابر اين‌ اعمال‌ برعهده‌ ما است‌ و تو متكفل‌ آن‌ نيستي‌ كه‌ كار در حياتت‌ با ايمان ‌آوردن‌ يا تعذيبشان ‌به‌پايان‌ برسد.
بدين‌گونه‌، خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ را دلجويي‌ كرده‌ و او را به‌ عدم‌ شتابزدگي ‌در امر ايمان‌ آوردن‌ يا عذاب‌ نمودنشان‌ فرامي‌خواند.
سپس‌ خداوند متعال‌ نظر كفار را به‌ سوي‌ يكي‌ از معجزات‌ و نشانه‌ها جلب‌ مي‌كند و آن‌ اين‌ نشانه‌ است‌:
	 آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ آيات‌ روشن‌ و رهنمودهايي‌ را كه‌ نازل‌ كرده‌ايم، كتمان‌ مي‌كنند» كتمان: آشكار نكردن‌ چيزي‌ در عين‌ نياز و انگيزه‌ براي‌ آشكار ساختن‌ آن‌ است‌. اين‌كتمان‌ كنندگان‌ چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، احبار يهود و راهبان‌ نصاري‌رسالت‌ محمدص را پنهان‌ مي‌كردند و جز آنان‌ هر كس‌ ديگر هم‌ كه‌ حق‌ را پنهان ‌كند، مشمول‌ اين‌ خطاب‌ مي‌شود. آري‌! حق‌ را كتمان‌ مي‌كنند؛ «بعد از آن‌ كه‌ آن‌را براي‌ مردم‌ در كتاب‌ روشن‌ ساخته‌ايم‌» كتاب: اسم‌ جنس‌ است‌ كه‌ شامل‌ تمام‌كتابهاي‌ آسماني‌ مي‌شود «خدا آنان‌ را لعنت‌ مي‌كند» لعنت‌ وي: دورساختن‌ و طردكردن‌ آنها از رحمت‌ خويش‌ است‌ «و لعنت‌كنندگان‌» يعني: فرشتگان‌ ومؤمنان‌ «لعنتشان‌ مي‌كنند» بعضي‌ گفته‌اند: هر كس‌ كه‌ مي‌تواند لعنت‌ بفرستد، آنان‌ را نفرين‌ مي‌كند، كه‌ جنيان‌ ن