ز در زمره‌ آنان‌ قرار مي‌گيرند.
ابن‌كثير از ابوالعاليه‌ و قتاده‌ نقل‌ مي‌كند: «كافر در روز قيامت‌ برپاساخته‌مي‌شود، آن‌گاه‌ خداوند او را لعنت‌ مي‌كند، سپس‌ فرشتگان‌... و سرانجام‌ همه‌مردم‌ او را لعنت‌ مي‌كنند». تهديد و هشدار اين‌ آيه، آن‌قدر سخت‌ است‌ كه‌نمي‌توان‌ براي‌ آن‌ اندازه‌اي‌ تصور كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من سئل عن علم فكتمه ألجم يوم القيامة بلجام من نار: هر كس‌ از علمي‌ مورد سؤال‌ قرار گيرد وآن‌ را كتمان‌ كند، خداوند او را در روز قيامت‌ با دهنه‌اي‌ از آتش‌ لگام‌ مي‌زند». علماي‌ اسلام‌ برآنند كه: اگر عالم‌ به‌ قصد كتمان‌ علم‌ خويش‌ احكام‌ را نگويد، گنهكار مي‌شود، اما اگر قصد وي‌ اين‌ نباشد، بيان‌ احكام‌ بر وي‌ لازم‌ نيست، به‌شرط آن‌ كه‌ مطمئن‌ باشد ديگران‌ از آن‌ حكم‌ آگاهي‌ دارند، ولي‌ اگر كسي‌ ازمسئله‌اي‌ مورد سؤال‌ قرار گرفت‌؛ تبليغ‌ آن‌ بر وي‌ واجب‌ است‌. بعضي‌ از علما برآنند كه‌ آيه‌ كريمه‌ بر عدم‌ جواز مزد گرفتن‌ در برابر تعليم‌ به‌ ديگران‌ دلالت‌مي‌كند، ليكن‌ علماي‌ متأخر بر جواز گرفتن‌ مزد در برابر تعليم‌ علوم‌ ديني‌ فتوي ‌داده‌اند.
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نمي‌بينند» مردم‌ مكه‌ «كه‌ ما قصد مي‌كنيم‌ به‌ زمين‌» يعني‌: به‌ سرزمين‌ كفر «و از اطراف‌ آن‌ مي‌كاهيم‌؟» يعني‌: ما با فتوحات‌ مسلمين‌ از اطراف‌ و جوانب ‌سرزمين‌ كفر اندك‌اندك‌ مي‌كاهيم‌ تا سرانجام‌ با فتح‌ مكه‌ كه‌ مركز شرك‌ در آن‌ زمان‌ بود، پايگاه‌ كفر درهم‌ ريخته‌ و كار به‌ اتمام‌ رسيد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ با قرائت‌ علم‌ جديد، آيه ‌كريمه‌ بر بيضوي ‌بودن‌ و گسترده‌بودن‌ زمين‌ و عدم ‌كروي ‌بودن‌ آن‌ به‌طور تمام‌ مدور دلالت‌ كرده‌ و اثبات‌ مي‌كند كه‌ زمين‌ از اطراف ‌خود كاسته‌ است‌ و تماما كروي‌ نيست‌.
«و خداست‌ كه‌ حكم‌ مي‌كند، براي‌ حكم‌ او هيچ‌ بازدارنده‌اي‌ نيست‌» يعني‌: خداوند(ج)  آنچه‌ بخواهد در خلقش‌ حكم‌ مي‌كند پس‌ اين‌ يكي‌ را بالا برده‌ و آن‌ يكي‌ را به‌زير مي‌كشد، اين‌ يكي‌ را زنده‌ مي‌كند و آن‌ يكي‌ را مي‌ميراند و قطعا او به ‌عزت‌ اسلام‌ و برتري‌ آن‌ بر اديان‌ ديگر حكم‌ كرده‌ است‌. ﴿ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ  هيچ‌كس‌ حكم‌ خداي‌ سبحان‌ را نمي‌تواند برگرداند با كاستن‌ يا تغيير دادن‌ آن‌ «و او سريع‌الحساب‌ است‌» پس‌ نيكوكار و بدكار را به‌ سرعت‌ جزا مي‌دهد و حسابرسي‌ آنان‌ او را به‌ دشواري‌ نمي‌اندازد چنان‌كه‌ محاسبه‌ يكي‌ از آنان‌ او را از محاسبه ‌ديگري‌ به‌ خود مشغول‌ نمي‌گرداند بلكه‌ او تمام‌ مردم‌ را در يك‌ وقت‌ و زمان‌ محاسبه‌ مي‌كند.
البته‌ سياق‌ آيات‌، متضمن‌ بشارت‌ به‌ فتح‌ سرزمينهاي‌ كفر است‌.
سپس‌ خداوند متعال‌ به‌ ما از نيرنگ‌ كفار سخن‌ مي‌گويد:
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين‌ كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند، نيرنگ‌ كردند» يعني‌: كفاري‌ كه‌ پيش‌ از كفار مكه‌ بودند با پيامبراني‌ كه‌ خداوند(ج)  ايشان‌ را به‌سوي‌ آنها فرستاده‌ بود،نيرنگ‌ كرده‌ و به‌ ايشان‌ كافر شدند ولي‌ آن‌ نيرنگ‌ها بي‌اثر و نابود گشت‌ «زيرا تدبير همه‌ يكجا از آن‌ خداست‌» و نيرنگ‌ ديگران‌ هيچ‌ اهميتي‌ نداشته‌ و در مقابل ‌مكر خداوند(ج)  با مكركنندگان‌، هيچ‌ ارزش‌ و اثري‌ بر نيرنگ‌ آنها مترتب‌ نيست‌. سپس‌ در تفسير اين‌ امر كه‌ مكر همه‌ از آن‌ اوست‌، مي‌فرمايد: «آنچه‌ را كه‌ هر كسي ‌به‌عمل‌ مي‌آورد، مي‌داند» پس‌ هر كس‌ آنچه‌ را كه‌ همه‌ به‌ عمل‌ آورند بداند و براي ‌اعمالشان‌ جزاي‌ مناسب‌ آن‌ را آماده‌ كند، يقينا تمام‌ مكر و تدبير از آن‌ اوست‌ ومكر ديگران‌ در برابر مكرش‌ بي‌اثر است‌ «و به‌زودي‌ كافران‌ بدانند كه‌ فرجام‌ آن ‌سراي‌ از كيست‌» يعني‌: به‌ زودي مي‌دانند كه‌ فرجام‌ پسنديده‌ و عاقبت‌ خوش‌ سراي ‌دنيا يا سراي‌ آخرت‌، از آن‌ كدام‌ يك‌ از دو گروه‌ است‌، از آن‌ مؤمنان‌ يا غير ايشان‌؟.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2043.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2044.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2045.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2046.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2047.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2048.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2049.txt">وجه‌ تسميه‌: ﴿سوره‌ ابراهیم﴾</a></body></html>آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ مي‌گويند: تو پيامبر نيستي‌» يعني‌: تو اي‌ محمد! فرستاده‌خدا(ج)  به‌سوي‌ مردم‌ نيستي‌ «بگو: كافي‌ است‌ خدا در ميان‌ من‌ و شما گواه‌ باشد» لذا حق‌ تعالي‌ براي‌ من‌ در مورد صحت‌ رسالت‌ و صدق‌ دعوتم‌ گواهي‌ مي‌دهد ـ با معجزاتي‌ كه‌ به‌ دستم‌ به‌ اجرا گذاشته‌ است‌ ـ و اين‌ گواهي‌ برايم‌ كافي‌ است‌، همچنين‌ او به‌ كذب‌ و بطلان‌ راه‌ و روش‌ شما در مورد تكذيب‌ من‌ و مقابله‌ باگواهي‌اش‌ در حق‌ من‌، آگاه‌ است‌ «و بس‌ است‌ كسي‌ كه‌ نزد او علم‌ كتاب ‌است‌» يعني‌: بس‌ است‌ گواهي‌ علماي‌ اهل‌ كتاب‌ در حق‌ من‌ كه‌ اوصافم‌ را دركتابهايشان‌ مي‌يابند. به‌ قولي‌ اين‌ آيه‌ مدني‌ است‌ و در اين‌ صورت‌ معني‌ اين‌ است‌: گواهي‌ كساني‌ از اهل‌ كتاب‌ كه‌ اسلام‌ آورده‌اند ـ مانند عبدالله بن‌ سلام‌ ـ برايم‌ بس ‌است‌ زيرا مسلمانان‌ اهل‌ كتاب‌ بر صدق‌ رسالت‌ من‌ گواهي‌ مي‌دهند. به‌ قولي‌ديگر: مراد كسي‌ است‌ كه‌ علم‌ لوح‌ محفوظ نزد اوست‌ و او خود خداوند(ج)  است‌.

سوره إبراهيم
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، راء» و سخن‌ درباره‌ حروف‌ مقطعه‌ اوايل‌ سوره‌ها، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌ «كتابي‌ است‌ كه‌ آن‌ را به‌سوي‌ تو فروفرستاديم‌» يعني‌: اي‌ محمد ص! اين‌ قرآن‌ كتابي‌ است‌ كه‌ ما آن‌ را بر تو نازل ‌كرديم‌ «تا مردم‌ را بيرون‌ آوري‌» با دعوتشان‌ به‌سوي‌ اين‌ قرآن‌ و تربيت ‌نمودنشان‌ براساس‌ اين‌ قرآن‌ «از تاريكي‌ها به‌سوي‌ روش