ُخْلَقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ را كه‌ كافران‌ جز خدا مي‌پرستند» يعني: خدايان‌ و معبودان‌ دروغين ‌كفار «چيزي‌» از مخلوقات‌ را اصلا «نمي‌آفرينند» نه‌ بزرگ‌ و نه‌ كوچك، نه ‌ارزشمند و نه‌ حقير را «در حالي‌ كه‌ خود آفريده‌ مي‌شوند» و مخلوقند پس‌ هر كس‌ چنين‌ باشد، او عبد است‌ نه‌ رب‌. يا معني‌ اين‌ است: كفار بتان‌ را از چوب‌ يا سنگ ‌و غيره‌ مي‌سازند لذا بتان‌ در هستي‌ خود نيازمند آفرينشند، درحالي‌كه‌ خدا بايد واجب‌الوجود باشد.
 
	سوره نحل آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردگانند» اين‌ بتان‌ بي‌روح‌ «نه‌ زندگان‌» و اگر به‌ راستي‌ خداي‌ حقيقي ‌مي‌بودند، ديگر مردن‌ آنها جايز نبود «و نمي‌دانند» اين‌ بتان‌ جامد و بي‌روح‌ «كي ‌برانگيخته‌ خواهند شد» پرستشگرانشان‌. يا معني‌ اين‌ است: اين‌ بتان‌ بي‌جان ‌نمي‌دانند كه‌ خود كي‌ برانگيخته‌ مي‌شوند پس‌ به‌ چه‌ دليلي‌ آنها را مورد پرستش ‌قرار مي‌دهيد؟ در حالي‌ كه‌ فقط كسي‌ سزاوار خداوندي‌ است‌ كه‌ زنده‌ آفريننده‌، داناي‌ غيب‌ و دهنده‌ پاداش‌ و عقاب‌ باشد.
 
	سوره نحل آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
لذا تنها حقيقتي‌ كه‌ بايد اظهار شود و اينك‌ بدان‌ تصريح‌ مي‌شود، اين‌ حقيقت ‌است‌ كه: «معبود شما، معبودي‌ است‌ يگانه‌» آري‌! حقيقت‌ وحدانيت ‌خداي‌ سبحان، حقيقتي‌ بي‌رقيب‌ است‌ كه‌ با آيات‌ گذشته‌ به‌ اثبات‌ رسيد «پس ‌كساني‌كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند، دلهايشان‌ انكارگر است‌» وحدانيت‌ حق‌ را لذا هيچ ‌موعظه‌اي‌ در آنها تأثير نكرده‌ و هيچ‌ پند و اندرزي‌ در آنها سودمند واقع‌ نمي‌شود «و آنان‌ مستكبرند» و سركش‌ به‌ همين‌ جهت‌ به‌ حق‌ تن‌ نداده‌ و آن‌ را نمي‌پذيرند.
 
	آيه  176
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» چيزي‌ كه‌ ذكر شد از مجازات‌ آتش‌ جهنم‌ و پيامدهاي‌ ديگر براي‌ آنان ‌«از آن‌ است‌» يعني: به‌ سبب‌ آن‌ است‌ «كه‌ خداوند كتاب‌ را به‌ حق‌» يعني: به‌ صدق‌و راستي‌ و براي‌ برپا ساختن‌ حق‌ «نازل‌ كرده‌ است‌» پس‌ بيان‌ آن‌ بر علما واجب‌ وپرهيز از كتمان‌ آن‌ ضروري‌ است، لذا هرگاه‌ از آن‌ مورد سؤال‌ قرار مي‌گيرند، يا نيازي‌ به‌ بيان‌ آن‌ پيش‌ مي‌آيد، بايد بي‌هيچ‌ ملاحظه‌اي‌ آن‌ را اعلام‌ كنند «و كساني‌كه‌ در آن‌ اختلاف‌ ورزيده‌اند» با ايمان‌ به‌ برخي‌ از آن‌ و كتمان‌ برخي‌ ديگر آن‌ - كه‌يهوديانند - يا مراد مشركانند كه‌ برخي‌ از آنان‌ گفتند؛ اين‌ كتاب‌ سحر است‌ وبرخي‌ گفتند؛ افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ است، اينان‌ همگي‌ «در شقاق‌» يعني: مخالفت ‌و ستيزه‌ و كشمكش‌ «دور و درازي‌» از حق‌ و حقيقت‌ «قراردارند».
 
سوره نحل آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«شكي‌ نيست‌ كه‌ خداوند آنچه‌ را پنهان‌ مي‌دارند و آنچه‌ را آشكار مي‌سازند» از گفتار يا كردار خويش‌ «مي‌داند» پس‌ آنها را در برابر آن‌ مجازات‌ مي‌كند «هرآينه ‌او مستكبران‌ را دوست‌ نمي‌دارد» كه‌ از آن‌ جمله‌‌اند اين‌ گروهي‌ كه‌ از اقرار به‌يگانگي‌ الله(ج)  استكبار مي‌ورزند.
 
سوره نحل آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌ و آيات‌ بعد از آن، چندين‌ شبهه‌ از شبهات‌ منكران‌ مشرك‌ مطرح ‌مي‌شود. شبهه‌ اول‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ مطرح‌ شده، طعن‌ زدن‌ مشركان‌ به‌ قرآن‌است[1]‌: «و چون‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: پروردگارتان‌ چه‌ چيز نازل‌ كرده‌ است‌؟» به‌ قولي:سؤال ‌كنندگان‌ مسلمانانند كه‌ مشركان‌ منكر مستكبر در پاسخشان: «مي‌گويند:افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ است‌» يعني: چيزي‌ كه‌ شما مسلمانان‌ مدعي‌ فرود آمدن‌ آن ‌از آسمان‌ هستيد، اباطيل، ترهات‌ و افسانه‌هايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ از قرنهاي‌ پيشين‌ به ‌اين‌سو از آنها سخن‌ مي‌گويند. اساطير: جمع‌ اسطوره‌ به‌ معني‌ خرافه‌ است‌. البته ‌اين‌ شيوه‌ از قديم‌ الايام‌ تا كنون، شيوه‌ و منطق‌ بي‌پايه‌ مستكبران‌ بوده‌ است‌ كه‌ حق ‌را مشتي‌ خرافه‌ و افسانه‌ مي‌پنداشته‌اند. پس‌ دلهاي‌ مستكبران‌ در طول‌ قرنها همانند و بيماريشان‌ يكي‌ است، فرقي‌ كه‌ هست‌ در اين‌ است‌ كه‌ هر نسلي‌ به‌ شيوه‌ مخصوص‌ خود از اين‌ ماهيت‌ سخن‌ مي‌گويد.
[1] شبهات‌ ديگر در آيات‌ (33، 35، 38 و 43) مطرح‌ شده‌ است‌.	سوره نحل آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا روز قيامت‌ بار گناهان‌ خود را تمام‌ بردارند» يعني: مآل‌ و فرجام‌ تكذيب‌شان‌ به‌ قرآن‌ و اين‌ ادعايشان‌ كه‌ قرآن‌ افسانه‌هايي‌ محض‌ است، اين‌ است‌ كه: گناهانشان‌؛ از جمله‌ اين‌ سخن‌ و غير آن‌ از سخنان‌ بر دوش‌ آنها تا روز قيامت‌ باقي ‌مي‌ماند و همه‌ اين‌ گناهان‌ را گرانبار؛ به‌ تمام‌ و كمال‌ با خود مي‌آورند درحالي‌كه ‌هيچ‌ چيز از اين‌ گناهان‌ بر آنها بخشيده‌ نشده‌ است، به‌ علت‌ اين‌كه‌ مسلمان‌ نشده‌اند زيرا اين‌ اسلام‌ است‌ كه‌ سبب‌ كفاره‌ گناهان‌ مي‌شود «و نيز بخشي‌ از بار گناهان‌ كساني‌ را كه‌ آنان‌ را گمراه‌ مي‌كنند» بر مي‌دارند «از روي‌ ناداني‌» يعني: درحالي‌ كه‌ از آنچه‌ بر ذمه‌ آنان‌ از گناهان‌ پيروان‌ گمراهشان‌ تعلق‌ مي‌گيرد، بي‌خبرند؛ گناه‌ همان ‌كساني‌ كه‌ دروغ‌هايشان‌ در مورد قرآن‌ را تصديق‌ كرده‌اند زيرا هر كس‌ سنت‌ بدي ‌را بنيان‌ گذارد، گناه‌ آن‌ سنت‌ بد و گناه‌ كساني‌ كه‌ بدان‌ عمل‌ كنند، نيز بر دوش ‌اوست، بي‌آن‌كه‌ از گناه‌ مرتكبان‌ چيزي‌ كاسته‌ شود. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «هر كس‌ به‌سوي‌ هدايتي‌ دعوت‌ كند، براي‌ او از پاداش‌ همانند پاداش‌كساني‌ است‌ كه‌ از او پيروي‌ كرده‌اند، كه‌ اين‌ پاداش‌ وي‌ از پاداش‌ آنان‌ چيزي‌ كم ‌نمي‌كند و هر كس‌ به‌سوي‌ گمراهي‌اي‌ فراخواند، بر ذمه‌ او از گناه‌ مانند گناهان ‌كساني‌ است‌ كه‌ از او پيروي‌ كرده‌اند، اين‌ گناه‌ وي‌ از گناهان‌ آنان‌ چيزي‌ كم ‌نمي‌كند». «آگاه‌ باشيد، چ