حديث‌ شريف‌ آمده‌ است، گرفتن‌ صدقه‌ براي‌ شخصي‌ كه‌ بي‌نياز است‌ و قادر به‌ كسب‌ و كار مي‌باشد، حلال‌ نيست‌ چه‌ مرد باشد و چه‌ زن‌ و چنين‌ شخصي ‌بايد كاري‌ شرافتمندانه‌ براي‌ خود جست‌وجو كند.
«و» همچنين‌ نيكي‌ آن‌ است‌ كه‌ مال‌ خود را «در» راه‌ آزادكردن‌ «بردگان‌» بدهد. مراد خريدن‌ بردگان‌ و آزادكردن‌ آنهاست‌. به‌ قولي‌ديگر: مراد آزادكردن‌اسيران‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «بهترين‌ صدقه‌ آن‌ است‌ كه‌ در حال‌ سلامتي‌ و حرص‌ بر مال‌ خويش‌ كه‌ آرزوي‌ توانگري‌ را داري‌ و از فقر مي‌ترسي‌؛ صدقه‌ بدهي‌».
«و» همچنين‌ نيكي‌ آن‌ است‌ كه‌ «نماز را برپا دارد» با رعايت‌ تمام‌ اركان‌ و شرايط آن‌.
«و» همچنين‌ نيكي‌ آن‌ است‌ كه‌ «زكات‌ را بدهد». بيان‌ جداگانه‌ زكات، دليل‌ برآن‌ است‌ كه‌ مراد از انفاق‌ ياد شده‌ در بالا، صدقه‌ نافله‌ است‌ نه‌ زكات‌ فرض‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن في المال حقاً سوى الزكاة: قطعا در مال‌ حقي‌ است‌ بجز زكات‌».
«و» همچنين‌ نيكان‌ «آنان‌» اند «كه‌ چون‌» با خدا(ج) يا مردم‌ «عهد بستند، به‌عهد خود وفادارند» به‌ شرط اين‌ كه‌ عهدشان‌ با مردم، خلاف‌ اوامر ديني‌ نباشد، پس‌ چنانچه‌ اين‌ عهد در معصيتي‌ بود، وفا به‌ آن‌ واجب‌ نيست‌. روشن‌ است‌ كه‌خيانت‌ و پيمان‌شكني‌ و خلف‌ وعده‌ از نشانه‌هاي‌ نفاق‌ است، چنان‌كه‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «نشانه‌ منافق‌ سه‌ چيز است‌؛ چون‌ سخن‌ پردازد، دروغ‌گويد و چون‌ وعده‌ كند، خلاف‌ نمايد و چون‌ امانت‌ به‌ وي‌ سپرده‌ شود، خيانت‌كند».
«و» همچنين‌ نيكان‌ «آنان‌» اند «كه‌ در سختي‌» يعني: شدت‌ فقر «و زيان‌» يعني: در بيماري‌ مزمن‌ يا فقدان‌ عزيزان‌ «و به‌هنگام‌ جنگ، صابرند» صبر: نصف‌ايمان‌ است‌؛ زيرا صبر و شكيبايي، بر رضاي‌ انسان‌ مؤمن‌ به‌ قضا و قدر الهي‌ دلالت ‌مي‌كند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ فرار از ميدان‌ جنگ، يكي‌ از هفت‌ گناه‌كبيره‌ مي‌باشد.
«اينان‌ كساني‌اند كه‌ راست‌ گفته‌اند» در ادعاي‌ ايمان‌ خويش‌ «و هم‌اينان‌ متقيانند» تقوي: خود نگه‌داري‌ از خشم‌ خداوند(ج) با پرهيز از گناهان‌ است‌.
علما گفته‌اند: اين‌ آيه‌ كريمه، آيه‌ بزرگي‌ از امهات‌ احكام‌ است‌ زيرا در كل ‌متضمن‌ شانزده‌ قاعده‌ عقيدتي‌ و اخلاقي‌ مي‌باشد.
سوره نحل آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و كساني‌كه‌ هجرت‌ كردند» از مكه‌ به‌سوي‌ مدينه‌ «در راه‌ خدا» يعني: در راه‌ ياري‌ دادن‌ دين‌ وي‌ و طاعتش‌. هجرت: ترك‌ ديار و خانواده‌ است‌ «بعد از آن‌كه‌ بر آنان‌ ستم‌ شد» يعني: بعد از آن‌كه‌ در راه‌ خدا(ج)  مورد شكنجه‌ و اهانت‌ قرار گرفتند زيرا اهل‌ مكه‌ گروهي‌ از مسلمانان‌ را شكنجه‌ و آزار مي‌دادند تا بدانجا كه‌ تعدادي‌ از آنان‌ ـ ناخواسته‌ ـ همان‌ سخني‌ را كه‌ مشركان‌ از آنان‌ مي‌خواستند، بر زبان‌ آوردند و چون‌ از ايشان‌ دست‌ برداشتند، از مكه‌ هجرت‌ كردند «البته‌ آنان‌ را در دنيا به‌ سرايي‌ نيك‌ جاي‌ مي‌دهيم‌» به‌ قولي‌ مراد: فرود آوردن‌ مؤمنان‌ به‌ مدينه‌ وسپس‌ استيلايشان‌ بر سرزمين‌هايي‌ ديگر با فتح‌ قلمروها و گشودن‌ شهرهاست‌ و به‌علاوه‌ ستايش‌ و ثنايي‌ است‌ كه‌ بعد از آن‌ برايشان‌ باقي‌ مي‌ماند و افتخار و شرفي ‌است‌ كه‌ نصيب‌ فرزندانشان‌ مي‌شود «و قطعا پاداش‌ آخرت‌» يعني: پاداش ‌اعمالشان‌ در آخرت‌ «بزرگتر است‌» از آنچه‌ كه‌ مهاجران‌ از بهره‌هاي‌ نيكوي ‌يادشده‌ در دنيا به‌دست‌ آوردند «اگر مي‌دانستند» يعني: اگر آن‌ گروه‌ ستمگر اين‌حقيقت‌ را مي‌دانستند كه‌ مهاجران‌ چه‌ مقام‌ و مرتبه‌ بزرگي‌ دارند، قطعا به‌ هجرت ‌مبادرت‌ مي‌ورزيدند.
اين‌ آيه‌ مؤمنان‌ زير فشار را به‌ هجرت‌ در راه‌ خدا(ج)  ترغيب‌ مي‌كند زيرا با هجرت‌ بود كه‌ اسلام‌ نيرومند شد.
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ شش‌ تن‌ از صحابه‌ نازل‌ شد كه‌ عبارت‌ بودند از: صهيب، بلال، عمار، خباب، عابس‌ و جبير كه‌ بردگان‌ آزاد شده‌ قريش‌ بودند و به‌خاطر عقيده‌شان‌ مورد شكنجه‌ قرار گرفتند تا سرانجام‌ هجرت‌ كردند. اما قتاده‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ مهاجران‌ به‌ حبشه‌ نازل ‌شد كه‌ گروهي‌ نزديك‌ به‌ هشتاد تن‌ بودند و سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را در سراي ‌نيكو ـ يعني‌ در مدينه‌ ـ جاي‌ داد. ابن‌عطيه‌ مي‌گويد: روايت‌ قتاده‌ در بيان‌ سبب ‌نزول‌ آيه‌ صحيح‌ است‌.
	سوره نحل آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانان‌ كه‌ صبر كردند» بر آزارهاي‌ مشركان‌ و بر تلخي‌ و دشواريهاي‌ هجرت ‌«و» مخصوصا «بر پروردگارشان‌ توكل‌ مي‌كنند» در تمام‌ امور خويش‌. پس‌ از آنجا كه‌ صبر و توكل‌ هر دو در آنان‌ جمع‌ شد لذا خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را در دنيا و آخرت‌ عاقبت‌ به‌ خير گردانيد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2253.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2254.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2255.txt"> آيه  45-46-47</a><a class="text" href="w:text:2256.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2257.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:2258.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:2259.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:2260.txt"> آيه  52</a><a class="text" href="w:text:2261.txt"> آيه  53</a><a class="text" href="w:text:2262.txt"> آيه  54</a></body></html>سوره نحل آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيش‌ از تو جز مرداني‌ را كه‌ بديشان‌ وحي‌ مي‌كرديم، نفرستاديم‌» در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: اين‌ آيه‌ در رد اين‌ پندار قريش‌ نازل‌ شد كه‌ مي‌گفتند: خداي‌ سبحان‌ بزرگتر و والاتر از آن‌ است‌ كه‌ از جنس‌ بشر پيامبري‌ بفرستد «پس ‌اگر نمي‌دانيد از اهل‌ ذكر سؤال‌ كنيد» يعني: اي‌ مشركان‌! اگر خود نمي‌دانيد از مؤمنان ‌اهل‌ كتاب‌ سؤال‌ كنيد زيرا آنان‌ به‌ شما خبر خواهند داد كه‌ تمام‌ پيامبران‌ الهي‌ از جنس‌ بشر بوده‌اند و شما نظر به‌ روابط دوستانه‌اي‌ كه‌ با اهل‌ كتاب‌ داريد، سخنشان‌ را زودتر تصديق‌ مي‌كنيد. كتاب‌ را «ذكر» ناميد زيرا كتاب‌ پند و اندرزي‌ براي‌ غافلان‌ است‌.
 
سوره نحل آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏