يمه‌ نازل‌ شد».
اما بهتر و اولي‌ اين‌ است‌ كه‌ مؤمن‌ بر دينش‌ پايداري‌ كند، هرچند اين‌ امر به‌ قتل‌ وي‌ بينجامد، از همين ‌روي‌ علما اجماع‌ دارند بر اين‌كه: اگر كسي‌ بر كفر اجبار مي‌شود و عمل‌ به‌ عزيمت‌ را انتخاب‌ كرده‌ تن‌ به‌ كشته‌ شدن‌ مي‌دهد، نزد خداي‌ عزوجل‌ از كسي‌ كه‌ رخصت‌ را انتخاب‌ كرده، پاداش‌ بزرگتري‌ دارد. بنابراين، دستور رسول‌ خدا ص به‌ عمار(رض)  در بازگشت‌ به‌ گفتن‌ كلمه‌ كفر در صورت‌ بازگشت‌ كفار به‌ عمل‌ شكنجه، مفيد اباحت‌ است‌ نه‌ مفيد ندب‌ و وجوب، به‌دليل‌ اين‌كه‌ خبيب‌(رض)  در برابر فشارهاي‌ قريش‌ تن‌ به‌ تقيه‌ نداد تا سرانجام‌ او را به‌شهادت‌ رساندند و شكي‌ نيست‌ كه‌ مقام‌ و مرتبتش‌ نزد رسول‌ خدا ص بهتر از عمار(رض)  بود كه‌ تن‌ به‌ تقيه‌ داده‌ بود.
 
سوره نحل آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» كفر بعد از ايمان‌ «به‌ سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ زندگاني‌ دنيا را دوست ‌داشتند» يعني: به‌ سبب‌ برتري ‌دادن‌ آنان‌ است‌ زندگاني‌ دنيا را «بر آخرت‌ و به‌ سبب‌آن‌ است‌ كه‌ خدا گروه‌ كافران‌ را هدايت‌ نمي‌كند» به‌سوي‌ ايمان‌؛ مادامي‌ كه‌ آنها ترجيح‌ دهنده‌ كفر بر ايمان‌ باشند و اين‌ سنت‌ حق‌ تعالي‌ است‌ در خلقش‌.
 
	سوره نحل آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌» يعني: مرتدان‌ برتري‌دهنده‌ دنيا بر امر خداي‌ و عزوجل‌ و ايمان‌ به‌ وي‌ «كساني‌اند كه‌ خدا بر دلها و بر گوش‌ و ديدگانشان‌ مهر نهاده‌ است‌» پس‌ اندرزها را به‌سمع‌ قبول‌ نمي‌شنوند و نمي‌فهمند و نشانه‌هايي‌ را كه‌ به‌وسيله‌ آنها به‌ حق‌ راه‌يافته ‌مي‌شود، نيز نمي‌بينند «و آنان‌ خود غافلانند» از فرجام‌ بدي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل ‌درباره‌ آنان‌ اراده‌ كرده‌ است‌ و هيچ‌ غفلتي‌ همانند اين‌ غفلت‌ نيست‌.
ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ دو آيه، شش‌ حكم‌ را عليه‌ مرتدان ‌صادر كرده‌ است‌.
 
	سوره نحل آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«شك‌ نيست‌ در اين‌كه‌ آنها در آخرت‌ همان‌ زيان‌كارانند» يعني: در خسران‌ و زيان ‌كامل‌ قراردارند و به‌ حدي‌ درآن‌ فرورفته‌اند كه‌ فوق‌ آن‌ ديگر حد و مرزي‌ متصور نيست‌.
 
	سوره نحل آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از سوي‌ ديگر، پرودگارت‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ هجرت‌ كردند» از دار كفر به‌سوي ‌دار اسلام‌ «بعد از آن‌كه‌ مورد شكنجه‌ قرار گرفتند» يعني: بعد از آن‌كه‌ كفار آنان‌ را با شكنجه‌ و آزار به‌ فتنه‌ درافگندند و آنها در زير شكنجه‌ و فشار به‌ گفتن‌ كلمه‌ كفر مجبور شدند «سپس‌ جهاد كردند» در راه‌ خدا(ج)  «و صبر كردند» بر جهاد و برسختي‌هاي‌ تكليف‌ «بي‌گمان‌ پروردگارت‌ بعد از آن‌» افتادنشان‌ در فتنه‌ كفار «قطعا آمرزنده‌ و مهربان‌ است‌» زيرا آنها كلمه‌ كفر را به‌ اجبار و در زير شكنجه‌ كفار گفته‌اند و سينه‌ها و دلهايشان‌ پذيراي‌ كفر نگرديده‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: حق‌ تعالي‌ بر كساني‌ كه‌ مورد فتنه‌ و شكنجه‌ قرارگرفته‌ و از بيم‌ از دست‌ رفتن‌ جان ‌خود كلمه‌ كفر را بر زبان‌ آوردند و كار بدانجا انجاميد كه‌ سينه‌هايشان‌ هم‌ پذيراي‌ كفر شد، آمرزگار مهربان‌ است، چنانچه‌ به‌سوي‌ او توبه‌كار شده‌ و به‌ دار الهجره‌ پيامبرش‌ هجرت‌ كنند و همراه‌ با وي‌ عليه‌ دشمنان‌ دين‌ و دعوت‌ جهاد نمايند.
ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ ناظر بر گروه‌ ديگري‌ از مسلمانان‌ است‌ كه‌ در مكه‌ به‌سر مي‌بردند و از زمره‌ مستضعفان‌ بوده‌ در ميان‌ قوم‌ خود هيچ‌ ارج‌ و مقامي ‌نداشتند، آنها در زير فشار زبونساز و زجرآور كفار سرانجام‌ به‌ فتنه‌ پيوستند اما آخرالامر امكان‌ هجرت‌ يافته‌ خود را از چنگ‌ آنان‌ رهانيده‌ و به‌ طلب‌ خشنودي‌ وآمرزش‌ الهي، سرزمين‌ و خانواده‌ و اموال‌ خود را ترك‌ كردند و به‌ سلك‌ مؤمنان‌ در آمده‌ با كفار جهادي‌ پايدارانه‌ نمودند، كه‌ پروردگار متعال‌ در اين‌ آيه‌ به‌ آنان ‌وعده‌ آمرزش‌ داد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2326.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:2327.txt"> آيه  112</a><a class="text" href="w:text:2328.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:2329.txt"> آيه  114</a><a class="text" href="w:text:2330.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:2331.txt"> آيه  116</a><a class="text" href="w:text:2332.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:2333.txt">آيه  118</a></body></html>سوره نحل آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز كه‌ هر كس‌ دفاع‌كنان‌ از طرف‌ شخص‌ خود مي‌آيد» تا خود را از عذاب ‌نجات‌ دهد. يعني: هر انساني‌ در روز قيامت‌ فقط براي‌ نجات‌ و خلاصي‌ خودش ‌حجت‌ و عذر پيش‌ مي‌آورد و فقط به‌ خود مي‌انديشد و كسي‌ ديگر برايش‌ اهميتي ‌ندارد «و هر كس‌ به‌ جزاي‌ آنچه‌ كرده‌» از خير يا شر «بي‌ كم‌ و كاست‌ پاداش‌ مي‌يابد و بر آنان‌ ستم‌ نمي‌رود» يعني: نه‌ از پاداش‌ خير كاسته‌ مي‌شود و نه‌ بر كيفر شر افزوده ‌مي‌گردد.
	سوره نحل آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا شهري‌ را مثل‌ زده‌ است‌» اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ براي‌ مردم ‌مكه‌ زده‌ است‌ تا قريش‌ بيدار شود، به‌ خود آيد و بر گمراهي‌اش‌ استمرار نورزد.
به‌قولي‌ مراد از «قريه‌» در اينجا خود شهر مكه‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را براي ‌غير آن‌ از شهرهاي‌ ستمگر مثل‌ زده‌ است‌ و اين‌ در زماني‌ بود كه‌ رسول‌ خدا ص در حق‌ مكيان‌ دعاي‌ بد كردند و گفتند: «اللهم اشدد وطأتك على مضر واجعلها عليهم سنين كسني يوسف: بارالها! فشارت‌ را بر مضر سخت‌ كن‌ و آن‌ فشار را برآنان ‌قحطي‌اي‌ چون‌ قحطي‌ عهد يوسف‌ بگردان‌» پس‌ دعاي‌ رسول‌ خدا ص مستجاب‌ شد و آنان‌ به‌ قحطي‌ سختي‌ مبتلا شدند تا بدانجا كه‌ استخوانهاي‌ پوسيده ‌را مي‌خوردند. همچنين‌ اين‌ مثل، ان