 است‌ «پس‌» فرمان‌ من‌ به‌ شما اين ‌است‌ كه‌ «از آن‌ پيروي‌ كنيد و از راههاي‌ ديگر پيروي‌ نكنيد» يعني: از اديان‌ وانديشه‌هايي‌ كه‌ راههاي‌ متضاد و بينابيني‌ را دنبال‌ مي‌كنند، پيروي‌ نكنيد «كه‌ اين ‌راهها شما را جدا مي‌كنند» يعني: دور مي‌افگنند و منحرف‌ مي‌كنند «از راه ‌الله» يعني: از راه‌ راست‌ الله(ج) كه‌ همانا دين‌ اسلام‌ است‌. تعبير (راههاي‌ ديگر) در آيه‌ كريمه‌، مفهومي‌ است‌ عام‌ كه‌ شامل‌ يهوديت‌، نصرانيت‌، مجوسيت‌ و سايرملل‌ و نيز تمام‌ شيوه‌هاي‌ مبتني‌ بر بدعت‌ و گمراهي‌ و متكي‌ بر هواها و انديشه‌هاي‌ انحراف‌ انگيز و فساد آميز مي‌شود. پس‌ دهمين‌ حرام‌؛ پيروي‌ از راه‌ و روشهاي‌ غيرالهي‌ است‌. 
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «رسول‌ خداص با دست‌ مبارك‌ خود در زمين‌ خطي‌ كشيدند، سپس‌ فرمودند: اين‌ راه‌ راست‌ و مستقيم‌ خداست‌، آن‌گاه‌ خطوطي‌ از راست‌ و چپ‌ آن‌ خط كشيدند وفرمودند: اينها راههاي‌ ديگر است‌ و هيچ‌ راهي‌ از آنها نيست‌ مگر اين‌ كه‌ بر آن ‌شيطاني‌ قرار دارد كه‌ به‌سوي‌ آن‌ فرامي‌خواند. آن‌گاه‌ آيه‌ كريمه: ﴿‏ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً ...﴾ را تلاوت‌ كردند». «اينهاست‌ كه‌ خدا شما را به‌ آن‌ سفارش‌كرده ‌است‌، باشد كه‌ تقوا پيشه‌ كنيد» و از پيروي‌ هوي‌ و هوسها بپرهيزيد.
از عباده‌بن‌ صامت‌(رض)  روايت‌ شده‌است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ص در حديث‌ شريف ‌خطاب‌ به‌ اصحاب‌ خود فرمودند: «كدام‌ يك‌ از شما بر مفاد اين‌ سه‌ آيه‌ با من ‌بيعت‌ مي‌كند؟ سپس‌ تلاوت‌ نمودند: ﴿‏ قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ  ‌...﴾ تا از تلاوت‌ هر سه‌ آيه ‌فارغ‌ شدند... آن‌گاه‌ فرمودند: هر كس‌ به‌ آنها وفا كند، پاداش‌ وي‌ بر خدا(ج) است‌ و هر كس‌ از آنها چيزي‌ كم‌ كند و خداي‌ عزوجل‌ او را در دنيا (به‌مجازات‌) دريابد، اين‌ همان‌ كيفر اوست‌ و هر كس‌ را كه‌ به‌ آخرت‌ بيندازد پس‌ سروكارش‌ با اوست‌ كه‌ اگر خواهد، وي‌ را بدان‌ مورد مؤاخذه‌ قرار مي‌دهد و اگرخواهد، از وي‌ درمي‌گذرد». پس‌ اينها در مجموع‌، ده‌ وصيت‌ الهي‌ براي‌ انسان ‌است‌.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آيه‌ اول‌ از اين‌ سه‌ آيه‌ را با ﴿لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏﴾ ، آيه‌دوم‌ را با ﴿ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏﴾ و آيه‌ سوم‌ را با ﴿ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏﴾  به‌پايان‌ آورد، كه‌ مناسبت ‌هريك‌ از تعابير در هريك‌ از آيات‌ روشن‌ است‌ زيرا اگر انسانها تعقل‌ و تفكر كنند، به‌ هوش‌ مي‌آيند و پند مي‌گيرند و اگر پند گرفتند؛ از محرمات‌ پرهيز كرده‌ و به ‌تقوي ‌مي‌گرايند پس‌ هر يك‌ از آنها زمينه‌ساز ديگري‌ است‌.
 
آيه  154
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ به‌ موسي‌ كتاب‌ آسماني‌ داديم‌» تقدير سخن‌ چنين‌ است: اي‌ محمد! به ‌مشركان‌ بگو؛ ما قبل‌ از آن‌ كه‌ قرآن‌ را بر محمدص نازل‌ كنيم‌، به‌ موسي‌ نيز كتاب‌آسماني‌ داديم‌ بنابراين‌، توصيه‌هايي‌ كه‌ ذكرشد، درشريعت‌هاي‌ الهي‌ ديگر نيزآمده‌ است‌. پس‌ روي‌ سخن‌ در مجموع‌ با مشركان‌ است‌.  ﴿ َمَاماً عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ﴾ مفسران‌ اين‌ جمله‌ را به‌ دو وجه‌ معني‌ كرده‌اند:
1 ـ تورات‌ را به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوترين‌ و جامع‌ترين‌ شيوه‌هاست‌، به‌ اتمام‌رسانديم‌.
2 ـ به‌ اين‌ منظور به‌ موسي‌ كتاب‌ آسماني‌ داديم‌ تا نعمت‌ را بر كسي‌ كه‌ با پايبندي ‌به‌ طاعت‌ خداي‌ عزوجل‌ نيكي‌ كرده‌است‌ ـ كه‌ خود موسي‌(ع) است‌ ـ به ‌پايه‌ اتمام‌ برسانيم‌. «و براي‌ اين‌ كه‌ همه‌ چيز را به‌روشني‌ بيان‌ كنيم‌» يعني: احكام‌ همه‌چيز را «و» براي‌ اين‌ كه‌ تورات‌ «هدايت‌ و رحمتي‌ باشد تا آنان‌» يعني: بني‌اسرائيل‌ «به‌ملاقات‌ پروردگار خويش‌ ايمان‌ بياورند» يعني: رستاخيز و حساب‌ و ديدار پروردگار عزوجل‌ در محشر را باور كنند.
 
آيه  155
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌» قرآن‌ كريم‌ «كتابي‌ مبارك‌ است‌» يعني: بسيار بابركت‌ است‌، به‌ سبب ‌آن‌ كه‌ دربرگيرنده‌ خير و منفعت‌ ديني‌ و دنيوي‌ است‌ «كه‌ ما آن‌ را نازل‌ كرده‌ايم‌ پس‌از آن‌ پيروي‌ كنيد» و پيروي‌ از آن‌ بر شما حتمي‌ است‌ «و پرهيزگاري‌ كنيد» از مخالفت‌ با قرآن‌ و تكذيب‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌ «باشد كه‌ شما» اگر آن‌ رابپذيريد و با آن‌ مخالفت‌ نورزيد «مورد رحمت‌» خداوند متعال‌ «قرار گيريد».
 
	آيه  156
‏متن آيه : ‏
‏ أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا نگوييد» اي‌ اعراب‌ «كه‌ كتاب‌ آسماني‌» يعني: تورات‌ و انجيل‌ «فقط بر دو طايفه‌ پيش‌ از ما نازل‌ شده‌است‌» كه‌ يهود و نصاري‌ هستند و بر ما كتابي‌ نازل‌ نشده ‌«و به‌تحقيق‌ كه‌ ما از تلاوت‌ آنان‌» يعني: از تلاوت‌ كتابهاي‌ آنان‌ به‌ زبانهايشان‌ «بي‌خبر بوده‌ايم‌» يعني: نمي‌دانستيم‌ كه‌ در آنها چه‌ بوده‌ است‌، چرا كه‌ زبانشان‌ را نمي‌فهميده‌ايم‌ و مخاطب‌ آن‌ كتابها نبوده‌ايم‌.
مراد؛ اثبات‌ حجت‌ بر مشركان‌ با فرودآوردن‌ قرآن‌ بر محمدص است‌ تا مشركان‌ در روز قيامت‌ نگويند كه: تورات‌ و انجيل‌ بر دو امت‌ قبل‌ از ما نازل ‌گرديده‌ بود و ما از مضامين‌ آنها غافل‌ بوديم‌.
	آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ واي‌» يعني: هلاكت‌ و نيستي‌ «بر كساني‌ باد كه‌ كتاب‌ را» مطابق‌ آنچه‌ كه ‌هواهاي‌ نفساني‌شان‌ به‌ آنان‌ القا مي‌كند «با دستهاي‌ خود مي‌نويسند» با آن‌ كه‌ نيك ‌مي‌دانند كه‌ اين‌ كتاب، دست‌ نوشته‌ و دست‌ساز خود آنهاست‌ «سپس‌ مي‌گويند: اين‌ از جانب‌ خداست‌ تا بدان‌ بهاي‌ ناچيزي‌ به‌دست‌ آرند» يعني: اين‌ نويسندگان، فقط به‌ تحريف‌ و تبديل‌ كتاب‌ الهي‌ اكتفا نكرده‌ بلكه‌ پا را از اين‌ حد هم‌ فراتر مي‌گذارند و در محافل‌ و مجالسشان‌ چنين‌ ندا در مي‌دهند كه: «اين‌ از جانب‌ خداست‌!!» تا با اين‌ جنايت‌ بزرگ‌ خويش، بهاي‌ ناچيز و بي‌ارزشي‌ را به‌دست‌ آورند «پس‌ واي ‌بر آن