 نيستي‌» يعني: تو از بدعتها و تفرقه‌سازي‌هاي ‌آنان‌، بيزار و پاك‌ و مبرا هستي‌ و بر تو فقط هشدار دادن‌ وبيم ‌دادن‌ است‌ و بس‌. عمر(رض)  روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ به‌ عايشه‌ صديقه‌ رضي‌الله عنها فرمودند: «كساني‌ كه‌ دين‌ خود را پراكنده‌ ساخته‌ و فرقه‌فرقه‌ شدند، آنها اصحاب‌ بدعتها و اصحاب‌ هواها و اصحاب‌ گمراهي‌ از اين‌امت‌ هستند، اي‌ عائشه‌! بدان‌كه‌ براي‌ هر صاحب‌ گناهي‌ توبه‌اي‌ است‌، بجز صاحبان‌ بدعتها و هواها كه‌ برايشان‌ توبه‌اي‌ نيست‌، من‌ از آنان‌ بيزارم‌ و آنان‌ نيز از ما بيزارند». «جز اين‌ نيست‌ كه‌كارشان‌ فقط با خداوند است‌» پس‌ اوست‌ كه‌ به‌ آنچه ‌مقتضاي‌ مشيت‌ وي‌ است‌، مجازاتشان‌ مي‌كند «آن‌گاه‌» در روز قيامت‌ «آنان‌ را از حقيقت‌ آنچه‌ مي‌كردند» از اعمالي‌ كه‌ مخالف‌ با شريعت‌ و تكاليف‌ و واجبات‌ معينه‌ وي‌ بر آنان‌ بود «آگاه‌ مي‌سازد» و حقيقت‌ اعمالشان‌ را به‌ آنان‌ خبر مي‌دهد.
 
آيه  160
‏متن آيه : ‏
‏ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كس‌ كار نيكي‌ بياورد، ده‌چندان‌ آن‌ پاداش‌ دارد» اين‌ همان‌ پاداشي‌ است‌ كه‌ خداي‌ منان‌ آن‌ را بر خود لازم‌ گردانيده‌. و گاهي‌ بر ده‌چندان‌ نيز مي‌افزايد، همانند دانه‌اي‌ كه‌ هفت‌ خوشه‌ مي‌روياند و در هر خوشه‌ صد دانه‌ است‌. حتي‌ رواياتي ‌آمده‌ است‌ كه‌ بر اساس‌ مفاد آن‌، انجام‌دهنده‌ بعضي‌ از اعمال‌ نيك‌، پاداشي ‌بي‌حساب‌ دريافت‌ مي‌كند به‌طوري‌ كه‌ نمي‌توان‌ آن‌ را به‌ حدومرزي‌ معين‌ محدود كرد «و هر كس‌ كار بدي‌ بياورد» از كارهاي‌ ناشايست‌ «پس‌ جز مانند آن‌ جزا داده ‌نمي‌شود» بي‌آن‌ كه‌ بر آن‌ افزوده‌ شود. پس‌ كيفر كار بد، بدي‌اي‌ همانند آن‌ است ‌در سبكي‌ و سنگيني‌ خود. مثلا كيفر شرك‌، جاودانگي‌ در آتش‌ است‌ و كيفر گناهي‌ كه‌ يك‌ مسلمان‌ انجام‌ مي‌دهد، سزايي‌ همانند آن‌ است‌. البته‌ اين‌ درصورتي‌ است‌ كه‌ مرتكب‌ معصيت‌ توبه‌ نكند اما چنانچه‌ توبه‌ كرد، يا ثوابهايش ‌بر گناهانش‌ غلبه‌ كرد، يا خداي‌ منان‌ او را به‌ رحمت‌ خود درپوشانيد و با آمرزش‌خويش‌ بر او بخشيد پس‌ در همه‌ اين‌ صورتها، بر وي‌ مجازاتي‌ نيست‌. گفتني‌ است‌كه‌ حد و كيفر عقوبات‌ در دنيا نيز مشخص‌ ساخته‌ شده‌است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عباس‌(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه ‌فرمودند: «بي‌گمان‌ پروردگارتان‌ رحيم‌ است‌ پس‌ هر كس‌ قصد كار نيكي‌ كند ولي ‌آن‌ را انجام‌ ندهد، برايش‌ يك‌ حسنه‌ نوشته‌ مي‌شود اما اگر آن‌ را انجام‌ داد، از ده ‌تا هفتصد حسنه‌ تا مراتب‌ بسيار بيشتر از آن‌، براي‌ او نوشته‌ مي‌شود و هر كس‌ قصد انجام‌ كار بدي‌ را بكند اما آن‌ را به‌عمل‌ نياورد، براي‌ او يك‌ بدي‌ نوشته‌ مي‌شود، يا هم‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ بدي‌ را از كارنامه‌ وي‌ محو مي‌كند...» «و بر آنان‌» يعني: بر كساني‌ كه‌ كار نيك‌ يا بدي‌ در آخرت‌ مي‌آورند «ستم‌ نخواهدشد» با كاستن‌ از ثواب‌ حسنات‌ نيكوكاران‌، يا افزودن‌ بر كيفر بدكاران‌.
 
	آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «هرآينه‌ پروردگارم‌ مرا به‌سوي‌ راه‌ راست‌ هدايت ‌كرده ‌است‌» اين‌ راه‌ راست‌؛ «ديني‌ است‌ استوار» و پايدار، كه‌ در آن‌ هيچ‌ كجي‌اي ‌نيست‌، اين‌ راه‌ و روش‌ استوار؛ «آيين‌ ابراهيم‌ حنيف‌ است‌» حنيف: يعني: حق‌گرا «و او از مشركان‌ نبود». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ رسول‌اكرمص شب‌ رابه‌ صبح‌ مي‌آوردند، مي‌فرمودند: «اصبحنا علي‌ مله‌ الاسلام‌ و كلمه‌ الاخلاص‌ و دين ‌نبينا محمد و مله‌ ابراهيم‌ حنيفا و ما كان‌ من‌ المشركين: بر آيين‌ اسلام‌ و كلمه‌ اخلاص‌و دين‌ پيامبرمان‌ حضرت‌ محمدص و ملت‌ حق‌گراي‌ ابراهيم‌ كه‌ از مشركان‌ نبود، صبح‌ كرديم‌».
 
آيه  162
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «درحقيقت‌ نماز من‌» مراد از نماز: تمام‌ انواع‌ نمازهاست‌ «و نسك‌ من‌» نسك: جمع‌ نسيكه‌، به‌معناي‌ ذبيحه‌ است‌. يعني: قرباني‌ من‌. بعضي‌ گفته‌اند: نسك‌ به‌معني‌ عبادت‌ است‌، يعني: عبادات‌ من‌ «و زندگاني‌ و مرگ ‌من‌» يعني: آنچه‌ را كه‌ از اعمال‌ خير در زندگاني‌ام‌ انجام‌ مي‌دهم‌، يا اعمال‌ خيري ‌كه‌ ثواب‌ آنها پس‌ از مرگم‌ به‌ من‌ مي‌رسد؛ چون‌ وصيت‌كردن‌ به‌ صدقات‌ و انواع ‌ديگر از اموري‌ كه‌ خير جاري‌ است‌ و مايه‌ تقرب‌ به‌سوي‌ خدا(ج) است‌. بعضي‌گفته‌اند: مراد؛ خود زندگاني‌ و مرگ‌ است‌. آري‌! اينها همه‌ «براي‌ خدا، پروردگار جهانيان‌ است‌» يعني: خاص‌ و خالص‌ براي‌ اوست‌.
 
	آيه  163
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او را هيچ‌ شريكي‌ نيست‌» يعني: هيچ‌ چيز را با او در نماز و نيايش‌ و زندگاني‌ و مرگم‌ شريك‌ نمي‌آورم‌ «و به‌ همين‌ راه‌ و روش‌ فرمان‌ يافته‌ام‌» از سوي‌ پروردگارم ‌«و من‌ نخستين‌ مسلمانانم‌» يعني: نخستين‌ مسلمان‌ امت‌ خويش‌ هستم‌ زيرا اسلام‌ هر پيامبري‌ بر اسلام‌ امتش‌ مقدم‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض)  آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص چون‌ نماز را شروع‌ مي‌كردند، چنين‌ مي‌گفتند: «وجهت ‌وجهي‌ للذي‌ فطر السماوات‌ و الارض‌ تا ـ و انا اول‌ المسلمين‌». كه‌ شافعي‌ها با استدلال ‌به‌ همين‌ روايت‌، بعد از تكبير افتتاح‌ اين‌ آيه‌ را مي‌خوانند و حنفي‌ها: (سبحانكاللهم‌...) را مي‌خوانند ولي‌ مالكي‌ها بعد از تكبير هيچ‌ چيز ديگر نخوانده‌ و رأسا به‌ قرائت‌ فاتحه‌ آغاز مي‌كنند.
 
آيه  164
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «آيا غير از الله پروردگاري‌ بجويم‌» يعني: چگونه‌ جز الله(ج) پروردگاري‌ ديگر جسته‌ و پرستش‌ الله(ج) را رها كنم‌؟ يا چگونه‌ براي‌ الله(ج) شريكي‌ قرارداده‌ و آن ‌دو را باهم‌ پرستش‌ كنم‌؟ «و» حال‌ آن‌ كه‌ «اوست ‌پروردگار همه‌چيز» پس‌ آ