ست‌ آنچه‌ كه‌ شما مردم‌ مكه‌ درخواست‌ مي‌كنيد لذا اگر خواسته‌هاي‌ شما هم‌ اجابت‌ بشود، ايمان‌ نمي‌آوريد و در آن‌ صورت‌، سنت‌ الهي‌ حكم‌ مي‌كند كه ‌شما را هلاك‌ سازد.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ نشانه‌هاي‌ نه‌گانه‌ موسي‌(ع)  عبارت‌ بودند از: فرستادن ‌طوفان‌، ملخ‌، شپش‌، غوك‌، فرود آوردن‌ باران‌ خون‌ و قحطي‌، كمبود ميوه‌ها، دادن‌ عصا و يد بيضا كه‌ تفسير بيشتر آنها در سوره‌ اعراف‌ «آيه‌ 133»گذشت‌. به‌قولي ‌مراد از آيات‌ نه‌گانه‌: وصايا و سفارشهاي‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ در تورات‌ مطرح‌ شده‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ترمذي‌ از صفوان‌بن‌عسال‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: روزي‌ دو يهودي‌ باهم‌ نشسته‌ بودند، در اين‌ اثنا يكي‌ از آنها به‌رفيق‌ خود گفت‌: بيا نزد اين‌ پيامبر برويم‌ و از او سؤالي‌ بكنيم‌. پس‌ نزد آن‌حضرت‌ص آمده‌ و از ايشان‌ درباره‌ اين‌ فرموده‌ خداوند(ج) : ﴿‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ﴾  سؤال‌ كردند، آن‌ حضرت ص فرمودند: «آيات‌ نه‌ گانه‌موسي‌(ع)  عبارت‌ بود از اين‌ توصيه‌ها:
1 ـ چيزي‌ را با خدا شريك‌ نياوريد.
2 ـ زنا نكنيد.
3 ـ نفسي‌ را كه‌ خداوند(ج)  كشتن‌ آن‌ را حرام‌ ساخته‌، جز به‌ حق‌ نكشيد.
4 ـ دزدي‌ نكنيد.
5 ـ سحر نكنيد.
6 ـ بي‌گناهي‌ را به‌سوي‌ سلطاني‌ نبريد تا او را به‌ قتل‌ رساند.
7 ـ ربا نخوريد.
8 ـ زن‌ پاكدامني‌ را به‌ فحشا متهم‌ نكنيد.
9 ـ و بر شماست‌ اي‌ يهود ـ مخصوصا ـ كه‌ در روز شنبه‌ تجاوز نكنيد».
آن‌ دو يهودي‌ چون‌ اين‌ بيان‌ رسول‌ اكرم‌ص را شنيدند، دستها و پاهاي‌ ايشان‌ را بوسيدند و گفتند: گواهي‌ مي‌دهيم‌ كه‌ شما رسول‌ بر حق‌ خداييد. رسول‌ اكرم‌ص فرمودند: «پس‌ چه‌ چيز شما را از اسلام‌ آوردن‌ باز مي‌دارد؟»، گفتند: داوود(ع)  از خدا(ج)  خواست‌ كه‌ پيامبري‌ پيوسته‌ در نسل‌ وي‌ باشد لذا ما از آن‌ مي‌ترسيم‌ كه‌ اگر مسلمان‌ شويم‌، يهوديان‌ ما را به‌ قتل‌ رسانند».
ابن‌كثير بعد از نقل‌ اين‌ روايت‌ اضافه‌ مي‌كند: «اين‌ وصايا و سفارشها به‌ اقامه ‌حجت‌ عليه‌ فرعون‌ و قومش‌ ربطي‌ ندارد و شايد آن‌ دو مرد يهودي‌ از رسول‌ خداص راجع‌ به‌ كلمات‌ (احكام‌) نه‌ گانه‌ در تورات‌ سؤال‌ كرده‌ بودند لذا كار بر راوي‌ مشتبه‌ شده‌ و آنها را (معجزات‌) تصور كرده‌ پس‌ قول‌ مشهور و راجح ‌همان‌ قول‌ اول‌ است‌». «پس‌، از بني‌اسرائيل‌ بپرس‌ آن‌گاه‌ كه‌ نزد آنان‌ آمد» اين‌آيات‌ و نشانه‌ها و پرسش‌ تو از آنها نه‌ براي‌ كسب‌ آگاهي‌ از اين‌ امر بلكه‌ از باب ‌استشهاد براي‌ ازدياد يقين‌ و اطمينان‌ توست‌. آري‌! از آنان‌ بپرس‌ كه‌ آيا اين‌ آيات ‌همان‌گونه‌ نبوده‌ است‌ كه‌ ما بيان‌ كرده‌ايم‌؟ و كساني‌ كه‌ از اين‌ امر مورد پرسش‌ قرارمي‌گيرند، مؤمنان‌ بني‌اسرائيل‌اند؛ مانند عبدالله بن‌سلام‌ و يارانش‌ «و فرعون‌ به‌ او» يعني‌: به‌ موسي‌(ع)  «گفت‌» بعد از مشاهده‌ همه‌ آن‌ معجزات‌ «اي‌ موسي‌! بي‌گمان‌ من‌ تو را جادو شده‌ مي‌پندارم‌» مسحور: كسي‌ است‌ كه‌ جادو شده‌ و بر اثرآن‌ عقلش‌ آشفته‌ و درهم‌وبرهم‌ گشته‌ است‌.
 
[2] نگاه‌ كنيد به‌ آيات‌ «90-93» از همين‌ سوره‌.سوره إسراء آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع)  در پاسخ‌ فرعون‌: «قطعا تو خوب‌ مي‌داني‌ كه‌ اين‌ها را» يعني‌: اين‌ نشانه‌ها و معجزات‌ را «كه‌ باعث‌ بينشها است‌» يعني‌: دلايلي‌ روشنگرانه‌ است ‌كه‌ به‌ وسيله‌ آنها به‌ قدرت‌ و وحدانيت‌ حق‌ تعالي‌ راه‌ توان‌ برد «جز پروردگار آسمانها و زمين‌ نفرستاده‌ است‌ و بي‌گمان‌ من‌ تو را» اي‌ فرعون‌ «هلاك‌شده ‌مي‌پندارم‌» ظن‌: در اينجا به‌ معني‌ يقين‌ است‌، يعني‌: يقين‌ دارم‌ كه‌ تو هلاك‌ مي‌شوي‌. ثبور: هلاكت‌ و خسران‌ است‌.
	آيه  195
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در راه‌ خدا» يعني: در جهاد در راه‌ وي‌ «انفاق‌ كنيد» زيرا جهاد همان‌گونه‌ كه ‌با جان‌ است، با مال‌ نيز هست، لذا مسلمانان‌ بايد براي‌ تجهيز سپاه‌ و تأمين ‌هزينه‌هاي‌ جهادي‌ انفاق‌ كنند. سپس‌ خداوند بزرگ‌، عدم‌ انفاق‌ مال‌ از سوي‌ آنان‌را به‌ معناي‌ در هلاكت‌ افگندن‌ آنها به‌ دست‌ خود معرفي‌ مي‌نمايد: «و خود را بادست‌ خود به‌ هلاكت‌ نيفگنيد» يعني: تسليم‌ اسباب‌ هلاكت‌ نشويد، بلكه‌ براي‌ خود اسباب‌ نجات‌ را فراهم‌ كنيد و بدانيد كه‌ نگاه‌داشتن‌ اموال‌ و مصرف ‌نكردن‌ آنها درجهاد في‌سبيل‌الله، در معرض‌ هلاكت‌ افگندن‌ خويش‌ است‌ زيرا اين‌ امر، دشمن‌ را عليه‌ شما نيرومند مي‌كند «و نيكي‌ كنيد» با انفاق‌ مال‌ و غير آن‌ «كه‌ خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ درباره‌ انصار نازل‌ شد كه‌ پس‌ از روبروشدن‌ با قحطسالي‌، از انفاق‌ در راه‌ خدا(ج) دست‌ برداشتند.
 
سوره إسراء آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ فرعون‌ تصميم‌ گرفت‌ كه‌ آنان‌ را از آن‌ سرزمين‌ بركند» يعني‌: فرعون‌ تصميم‌ گرفت‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ و موسي‌(ع)  را از سرزمين‌ مصر بركند؛ با تبعيدشان‌ از آن ‌«پس‌ او و كساني‌ را كه‌ همراه‌ وي‌ بودند» يعني‌: فرعون‌ و سپاه‌ وي‌ را كه‌ در تعقيب ‌موسي‌(ع)  بودند «همه‌ يكجا غرق‌ ساختيم‌» در درياي‌ بلا، كه‌ درياي‌ سرخ‌ (بحرقلزم‌) بود.
 
	سوره إسراء آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پس‌ از او» يعني‌: پس‌ از فرعون‌ يا پس‌ از موسي‌(ع) ، چرا كه‌ نص‌ هر دو احتمال‌ را دارد «به‌ بني‌اسرائيل‌ گفتيم‌: در زمين‌ ساكن‌ شويد» يعني‌: در سرزمين ‌بيت‌المقدس‌. هرچند سياق‌ مقتضي‌ آن‌ است‌ كه‌ تمام‌ زمين‌ مراد باشد، يعني‌ درسراسر زمين‌ پراكنده‌ شويد «پس‌ چون‌ وعده‌ آخرت‌ فرارسد» يعني‌: وعده‌ سراي ‌آخرت‌ كه‌ همانا قيامت‌ است‌. يا نوبت‌ فسادافگني‌ ديگر شما ـ كه‌ در اول‌ سوره‌ذكر شد[3] ـ فرارسد «شما را درآميخته‌ با هم‌ محشور مي‌كنيم‌» از قبرهايتان‌ به‌طوري‌كه‌ از هر مكاني‌ با هم‌ در آميخته‌ايد، يعني‌: مؤمن‌ با كافر درهم‌ آميخته ‌