قل‌ كرديم[10]
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ مناسك‌ حج‌ در ميان‌ اعراب‌ جاهليت‌، از زمان‌ ابراهيم‌ واسماعيل‌ عليهما السلام‌ شناخته‌ بوده‌ و اسلام‌ نيز كه‌ آمد؛ بعد از زدودن‌ انواع‌ شرك‌ و منكرات‌ از دامن‌ آن، آن‌ را به‌ حال‌ خود ابقا كرد، ولي‌ در آن‌ برخي‌ از مناسك‌ را افزود. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ خداوند متعال‌، فريضه‌ حج‌ را در سال‌ ششم‌ هجري ‌بر مسلمانان‌ با اين‌ فرموده‌اش: ﴿ وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ﴾ «آل‌عمران‌/ 97»، فرض‌ گردانيد و اولين‌ حجي‌ كه‌ مسلمانان‌ انجام‌ دادند، در سال‌ نهم‌هجري‌ به‌ امارت‌ ابوبكر صديق‌(رض) بود، سپس‌ رسول‌خداص خود در سال‌ دهم ‌هجري‌ عازم‌ حج‌ گرديدند و مناسك‌ رابه‌جاي‌ آوردند. همچنين‌ آن‌ حضرت‌ص در تمام‌ عمرشان‌ چهار عمره‌ زير را به‌ جاي‌ آورده‌اند كه‌ همه‌ آنها در ماه‌ذي‌القعده‌ بود:
1- عمره‌ حديبيه، در ذي‌القعده‌ سال‌ ششم‌.
2- عمره‌ قضاء، در ذي‌القعده‌ سال‌ هفتم‌.
3- عمره‌ جعرانه، در ذي‌القعده‌ سال‌ هشتم‌.
4- عمره‌ همراه‌ با حج، در ذي‌القعده‌ سال‌ دهم‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اداي‌ عمره‌اي‌ در رمضان، معادل‌ با اداي‌ حجي‌ است ‌كه‌ همراه‌ با من‌ انجام‌ شده ‌باشد».
بايد دانست‌ كه: علما در فرضيت‌ حج‌ اتفاق‌نظر، ولي‌ در فرضيت‌ عمره ‌اختلاف ‌نظر دارند. شافعي‌ها و حنبلي‌ها مي‌گويند: عمره‌ نيز چون‌ حج‌ فرض‌است‌. اما مالكي‌ها و حنفي‌ها بر آنند كه‌ عمره‌ سنت‌ است‌. همچنين‌ علما در اين‌باره‌ كه‌ كدام‌ يك‌ از حج‌ «قران، تمتع‌ و مفرد» بهتر است‌ و فضيلت‌ بيشتري‌ دارد؛ اختلاف‌نظر دارند. احناف‌ بر آنند كه‌ حج‌ «قران‌» افضل‌ است، سپس‌ حج‌«تمتع‌» و بعد از آن‌ حج‌ «مفرد». مالكي‌ها و شافعي‌ها عكس‌ آن‌ رامي‌گويند و حنبلي‌ها برآنند كه‌ بهتر از همه‌ «تمتع‌»، سپس‌ «افراد» و بعد از آن‌ حج‌ «قران‌» است‌. تعريف‌ افراد، تمتع‌ و قران‌ به‌ اجمال‌ اين‌ است: 
1- حج‌ افراد: احرام‌ بستن‌ فقط براي‌ حج، سپس‌ احرام‌ بستن‌ براي‌ عمره‌ بعد از به‌اتمام‌ رساندن‌ حج‌ است‌.
2- حج‌ تمتع: مخصوص‌ حاجي‌ آفاقي‌ است‌ و عبارت‌ است‌ از: احرام‌ بستن‌ براي‌عمره‌ در ماههاي‌ حج‌ از ميقات، سپس‌ احرام‌ بستن‌ براي‌ حج‌ از مكه‌ مكرمه‌.
3- حج‌ قران: آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ براي‌ حج‌ و عمره‌ با هم‌ يك‌جا احرام‌ ببندد، يابه‌ يكي‌ از آنها احرام‌ ببندد، سپس‌ ديگري‌ را در آن‌ - در يكسال‌ و در ماههاي‌حج‌ - داخل‌ گرداند.
در اينجا به‌طور فهرست‌وار به‌ احكام‌ ذكر شده‌ در اين‌ آيات‌ اشاره‌ مي‌كنيم: 
1- اداي‌ تام‌ و كامل‌ حج‌ و عمره‌.
2- حكم‌ احصار، كه‌ تعريف‌ آن‌ گذشت.
3- احرام‌ بستن‌.
4- ذبح‌ هدي‌.
5- جزاي‌ (فديه) تراشيدن‌ سر در حال‌ احرام‌.
6- فديه‌ حج‌ تمتع‌.
7- وقت‌ حج‌.
8- حكم‌ مقيمان‌ مسجدالحرام‌.
9- ممنوعات‌ احرام‌.
10- تجارت‌ در حج‌.
11- اصل‌ برابري‌ و مساوات‌ و نفي‌ امتيازات‌ جاهلي‌ در حج‌.
12- دعا و ذكر در حج‌.
13- استغفار در حج‌.
14- رمي‌ جمرات‌.
15- وقوف‌ به‌ عرفه‌.
16- تكبيرگفتن‌ و اوقات‌ آن‌ در ايام‌ حج‌.
17- تلبيه‌ گفتن‌.
[10] تفصیل این احکام را باید در کتب جست.آيه  204
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از مردمان‌ كسي‌ هست‌ كه‌ سخن‌ او، تو را درباره‌ زندگاني‌ دنيا به‌ شگفت‌ مي‌آورد» از آن‌ روي‌ كه‌ سخنش‌ باب‌ طبع‌ تو و نمايانگر ايمان‌ و خير است‌. مراد از آنان: منافقانند كه‌ با سخنان‌ چرب‌ و نمكين‌، ايمان‌ را آشكار و كفر را پنهان‌ مي‌دارند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، درباره‌ منافقي‌ به‌نام‌ «اخنس‌بن‌ شريق‌» نازل‌ شد كه‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ با سخنان‌ شيرين‌ خويش ‌اظهار مسلماني‌ كرد و همين‌كه‌ از نزدشان‌ خارج‌ شد، در راه‌ برگشت‌ خود، زمينهاي‌ زراعتي‌ مسلمانان‌ را سوزانده‌ و چهارپايانشان‌ را پي‌ و نابود كرد.
«و» آن‌ منافق‌ «خدا را بر آنچه‌ در دل‌ دارد، گواه‌ مي‌گيرد» يعني: سوگندهايي‌جدي‌ مي‌خورد و به‌ پيامبرص مي‌گويد: خداگواه‌ است‌ كه‌ شما چه‌قدر در قلب‌ من‌ محبوب‌ هستيد! يا خداگواه‌ است‌ كه‌ من‌ چه‌اندازه‌ به‌ اسلام‌ وفادار و متعهد هستم‌! «و حال‌ آن‌ كه‌ او سخت‌ترين‌ دشمنان‌ است‌».
 
آيه  205
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ برگردد» از نزد تو اي‌ محمدص! «مي‌شتابد» و مي‌كوشد با تمام‌ توان‌خود «كه‌ در زمين‌ فساد نمايد» با ويرانگري‌، سازماندهي‌ اعمال‌ خرابكارانه‌ وايذايي‌ و مكر و توطئه‌ چيني‌ عليه‌ مسلمين‌ «و كشت‌ و نسل‌ را نابود سازد و خداوند فساد را دوست‌ ندارد» اين‌ تعبير، همه‌ انواع‌ فساد را شامل‌ مي‌شود، بي‌هيچ‌ فرقي‌ ميان‌ آنچه‌ كه‌ موجب‌ فساد و تباهي‌ در دين‌ يا در دنياست‌. بعضي‌ گفته‌اند: مراداين‌ است‌ كه‌ چون‌ ستمگر به‌ حكومت‌ برسد و در زمين‌ فساد كند، خداوند(ج) بر اثرحاكميت‌ فسادانگيز او، باران‌ را از خلايق‌ بازمي‌دارد و به‌سبب‌ اين‌ امر، كشتزارها نابود و نسلها تباه‌ مي‌گردند.
 
آيه  206
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ او گفته‌ شود؛ از خدا پروا كن، نخوت‌ و تكبر او را به‌ گناه‌ مي‌كشاند» يعني: خود بزرگ‌بيني‌ او را از قبول‌ پند و اندرز باز مي‌دارد، به‌خاطر گناهي‌ كه‌ درقلب‌ وي‌ است‌ و علت‌ نفاقش‌ مي‌باشد. يا: غلبه‌ و چيرگي‌ هواي‌ نفس‌ بر او، وي‌ رابه‌ گناه‌ وامي‌دارد. يا: از سر استكبار و خود بزرگ‌بيني‌، مرتكب‌ كفر مي‌گردد «پس‌ جهنم‌ براي‌ او بس‌ است‌» به‌عنوان‌ سزا و عقاب‌ وي‌ «و چه‌ بد آرامگاهي‌است‌» مهاد: بستر آماده‌ شده‌ براي‌ خواب‌ است‌ و جهنم‌ از روي‌ تهكم‌ و ريشخند به ‌اين‌ نام‌ ناميده‌ شد زيرا محل‌ استقرار كفار مي‌باشد.
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چهارمين‌ صفت‌ متقيان‌ اين‌ است: «و آنان‌ كه‌ به‌ آنچه‌ به‌سوي‌ تو نازل‌ شده‌ و به‌آنچه‌ پيش‌ از تو نازل‌ شده‌ است، ايمان‌ مي‌آورند» يعني: تو را در آنچه‌ كه‌ از جانب‌خداوند(ج) به‌همراه‌ آورده‌اي‌ و نيز آنچه‌ را كه‌ پيامبران‌ قبل‌ از تو به‌همرا