دن ‌آزار و زيان‌ به‌ آنها «يا به‌ نيكي‌ رهايشان‌ كنيد» يعني: آنان‌ را به‌ حال‌ خودشان ‌واگذاريد تا عده‌شان‌ سپري‌ شود و آن‌گاه‌ با آزادي‌ از حيطه‌ نكاح‌ شما، زندگي‌جديدي‌ را از سر بگيرند «ولي‌ آنان‌ را براي‌ آزار و زيان‌ رساندن‌ نگاه‌ نداريد تا به‌ آنان‌ستم‌ كنيد» يعني: درصورتي‌ كه‌ نه‌ به‌ آنان‌ نيازي‌ داريد و نه‌ هم‌ محبتي، پس‌ نبايد به ‌قصد طولاني ‌ساختن‌ عده‌ و مدت‌ انتظار آنان‌ - كه‌ هدف‌ از آن‌ آزار وزيان ‌رساندن‌ به‌ آنهاست‌ - به‌ آنان‌ رجوع‌ كنيد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است: در جاهليت‌ رسم‌ بر آن‌ بود كه‌ مردان ‌به‌ قصد آزار رساندن‌ و بلاتكليف‌ نگاه‌داشتن‌ زنان، آنان‌ را طلاق‌ داده‌ و در پايان ‌عده‌ به‌ آنان‌ رجوع‌ مي‌كردند و تا نزديك‌ بود كه‌ عده‌شان‌ به‌سرآيد، باز مجددا همين‌ كار را تكرار مي‌كردند، پس‌ نه‌ با آنان‌ به‌ نيكي‌ معاشرت‌ مي‌كردند و نه‌ رهايشان‌ مي‌ساختند تا زندگي‌ جديدي‌ را از سر بگيرند. بعد از اسلام‌ نيز برخي‌ از مسلمانان‌ همين‌گونه‌ عمل‌ كردند، اين‌ بود كه‌ آيه‌ كريمه‌ در نهي‌ از اين‌ كار نازل‌شد. «و هر كس‌ چنين‌ كند، قطعا بر خود ستم‌ نموده‌است‌» زيرا خود را در معرض‌ عذاب‌ وجدان‌ و عذاب‌ الهي‌ - هردو - قرار داده‌ است‌ «و آيات‌ خدا را به‌ تمسخر نگيريد» زيرا همه‌ آيات‌ الهي‌ جدي‌ است‌ و هر كس‌ در آنها به‌ شوخي‌ برخورد كند، حكم‌ آنها قطعا بر وي‌ لازم‌ مي‌شود، لذا از اعمال‌ رايج‌ در جاهليت‌ بپرهيزيد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ بخش‌ اخير از آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است: در جاهليت‌ رسم‌ بر آن‌ بود كه‌ مرد زنش‌ را طلاق‌ مي‌داد، يا زني‌ را به‌ نكاح‌ مي‌گرفت، يا برده‌اش‌ را آزاد مي‌ساخت، سپس‌ مي‌گفت: من‌ شوخي‌ كردم‌! پس‌ اسلام‌، شوخي‌ با احكام‌ شرعي‌ را مردود اعلام‌ كرد. بنابراين، اگر مردي‌ زنش‌ را طلاق‌ داد و گفت: شوخي‌كردم‌؛ مسلما طلاق‌ واقع‌ مي‌شود، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «سه‌ چيزاست‌ كه‌ جدي‌ گرفتن‌ آنها جدي‌ و شوخي‌كردن‌ در آنها هم‌ جدي‌ است، نكاح‌، طلاق‌ و رجعت‌». «و نعمت‌ خدا را بر خود به‌ياد آوريد» كه‌ عبارت‌ از: اسلام‌ وقوانين‌ و برنامه‌هاي‌ آن‌ است، پس‌ از آن‌ كه‌ در جاهليتي‌ كور و تاريكي‌هاي‌ انبوه ‌تو در تو قرار داشتيد «و» به‌ياد آوريد «آنچه‌ را كه‌» حق‌ تعالي‌ «از كتاب‌» يعني: قرآن‌ «و حكمت‌» يعني: سنت‌ نبوي «بر شما نازل‌ كرده‌ و بدان‌ پندتان‌ مي‌دهد» يعني: شما را با آنها تعليم‌ داده‌ و به‌وسيله‌ آنها بيدار و هوشيارتان‌ مي‌گرداند، پس‌نعمت‌هاي‌ عظماي‌ كتاب‌ و سنت‌ را - با عمل‌ به‌ آنها - شكر گزاريد «و از خدا پرواداشته‌ باشيد و بدانيد كه‌ خدا به‌ هرچيزي‌ داناست‌» و از جمله‌ به‌ چگونگي‌ عملكرد شما در قبال‌ اوامر و حدود مقرر خويش، پس‌ يقينا شما را در برابر اعمالتان‌ جزامي‌دهد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:30.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:31.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:32.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:33.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:34.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:35.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:36.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:37.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:38.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:39.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:40.txt">آيه  16</a></body></html>آيه  232
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بخاري‌ و غير آن‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: معقل‌بن‌ يسار(رض) ، خواهرش‌ را به‌ عقد مردي‌ از مسلمانان‌ در آورده‌ بود، آن‌ مرد مدتي‌ با خواهرش‌ به ‌سر برد، آن ‌گاه‌ وي‌ را يك‌ طلاق‌ داد و به‌ او رجوع‌ نكرد تاعده‌اش‌ به‌پايان‌ رسيد، ليكن‌ هم‌ آن‌ مرد دوستدار زن‌ بود و هم‌ آن‌ زن‌ هوادار مرد، سرانجام‌، مرد عزمش‌ را جزم‌ كرده‌ به‌ همراه‌ جمعي‌ نزد معقل‌ برادرش‌ به‌خواستگاري‌ او آمد، ولي‌ معقل‌ به‌ وي‌ گفت: اي‌ ناكس‌! تو را با ازدواج‌ خواهرم‌ گرامي‌ داشتم، اما تو طلاقش‌ دادي‌؟! نه‌! به‌ خدا كه‌ ديگر هرگز زنت‌ نمي‌شود و به‌سويت‌ بر نمي‌گردد. همان‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ - كه‌ نياز آن‌ دو را به‌ يك‌ديگرمي‌دانست‌ - نازل‌ فرمود: «و چون‌ زنان‌ را طلاق‌ داديد و عده‌ خود را به‌پايان‌ رساندند، آنان‌ را از ازدواج‌ با همسرانشان، چنانچه‌ به‌ خير و خوشي‌ به‌ توافق‌ رسيده‌ بودند، بازنداريد». چون‌ معقل‌ فرمان‌ پروردگارش‌ را شنيد، گفت: به‌ جان‌ و دل‌ فرمانبرم‌! آن‌گاه‌ شوهرخواهر سابقش‌ را فراخواند و به‌ او گفت: مرا ببخش‌؛ اينك‌ خواهرم ‌را مجددا برايت‌ تزويج‌ مي‌كنم‌ و گراميت‌ مي‌دارم‌! و همين‌كار را هم‌ كرد.
بنابراين، خطاب‌ در آيه‌كريمه‌ متوجه‌ اولياي‌ زنان‌ است‌ كه‌ نبايد دختران‌ يا خواهران‌ مطلقه‌شان‌ را از رجوع‌ به‌ شوهران‌ سابقشان‌ در هنگام‌ عده، يا از ازدواج ‌مجدد با آنان‌ بعد از انقضاي‌ عده‌ - به‌ شرط رضايت‌ و توافق‌ كامل‌ جانبين‌ - منع‌نمايند. به‌ قولي: خطاب‌ متوجه‌ شوهران‌ سابق‌ است‌. يعني: شما شوهران‌ به‌ انگيزه ‌ننگ‌ و غيرت‌ جاهليت، زنان‌ سابق‌ خود را كه‌ عده‌شان‌ را گذرانده‌اند، از ازدواج ‌با فرد دلخواهشان‌ ممانعت‌ نكنيد، چنان‌ كه‌ بسياري‌ از سران‌ و سلاطين، از اين‌ كه‌زنان‌ سابقشان‌ همسر مرداني‌ ديگر شوند، به‌ انگيزه‌ نام‌ و ننگ‌ جلوگيري‌ مي‌كنند. والبته‌ «هر كس‌ از شما به‌ خدا و روز بازپسين‌ ايمان‌ داشته ‌باشد، به‌ اين‌» دستورها عمل‌كرده‌ و از آنها «پند مي‌گيرد» پس‌ رعايت‌ «اين‌ امر براي‌ شما پر بركت‌تر و پاكيزه‌تر است‌» از آلوده‌ شدن‌ به‌ پليديهاي‌ معنوي‌ و فساد ضمير «و خدا مي‌داند» آنچه‌ را كه ‌براي‌ شما از سود و صلاح‌ در اجراي‌ اين‌ احكام‌ نهفته‌ است‌ «و شما نمي‌دانيد» اين‌حقيقت‌ را، لذا از فرمان‌ وي‌ پيروي‌ كنيد.
 
آيه  233
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّن