ن‌ امور عبرت‌ نمي‌گيريد تا ايمان‌ آوريد؟
ابن‌كثير مي‌گويد: «اگر كسي‌ گفت‌ كه‌ وجه‌ جمع‌ نمودن‌ ميان‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ وآيه‌ (44) از سوره‌ «انفال» چيست‌ كه‌ در آنجا خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: «وآن‌گاه‌ كه‌ آنان‌ را ـ چون‌ رو در رو شديد ـ در چشم‌ شما اندك‌ نمود و شما را نيزدر چشم‌ آنان‌ اندك‌ نمود تا خداوند كاري‌ را كه‌ كردني‌ بود، به‌ انجام‌ رساند»؟ مي‌گوييم‌: آن‌ كم‌ نماياندن‌ مسلمانان‌ در چشم‌ مشركان‌ در حالتي‌ بود، و اين‌ بسيارنماياندن‌ در حالت‌ ديگري‌.
از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ (12 ـ 13) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌فرمود: چون‌ اهل‌ بدر به‌ آن‌ پيروزي‌ شگرف‌ دست‌ يافته‌ و به‌ مدينه‌ بازگشتند، رسول‌ خداص يهوديان‌ را در بازار بني‌ قينقعاع‌ گردآورده‌ و خطاب‌ به‌ آنان ‌فرمودند: «اي‌ گروه‌ يهود! اسلام‌ آوريد پيش‌ از آن‌ كه‌ خداوند(ج) آنچه‌ را كه‌ به‌قريش‌ رسانيد به‌ شما نيز برساند». ولي‌ آنان‌ در پاسخ‌ پيامبرص گفتند: اي‌ محمد! به‌ خود مغرور نشو كه‌ چند نفري‌ از قريشيان‌ را كشتي، آنها كارناآزموده‌ و بي‌تجربه ‌بودند و به‌ فنون‌ رزم‌ آشنايي‌ نداشتند، سوگند به‌ خدا كه‌ اگر با ما بجنگي، مي‌داني‌كه‌ ما مرد ميدانيم‌ و مي‌داني‌ كه‌ تاكنون‌ به‌ رزم‌آوراني‌ چون‌ ما رويارو نشده‌اي‌! پس‌ خداي‌ متعال‌ اين‌ آيات‌ را نازل‌ فرمود.
 
سوره آل عمران آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«دوستي‌ شهوات‌ براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده» يعني‌: خداوند متعال، شهوات‌ را درچشم‌ مردم‌ ـ به‌ منظور آزمايش‌ و امتحانشان‌ ـ آراسته‌ است‌. يا آرايش‌دهنده ‌شيطان‌ است‌ كه‌ با برانگيختن‌ مردم‌ به‌ سوي‌ شهوات، آنان‌ را از واجبات‌ وتكاليفشان‌ غافل‌ مي‌گرداند. اين‌ شهوات‌ عبارت‌اند از: تمام‌ خواستني‌ها وآرزوهاي‌ نفسي‌اي‌ كه‌ مفرح‌ قلب‌اند و قلب‌ از آنها احساس‌ لذت‌ و خوشي‌مي‌نمايد. «از جمله» آراسته‌ شده‌ براي‌ شما دوستي‌ «زنان‌ و پسران» زنان‌ را در رأس‌ اين‌ خواستني‌ها ذكر فرمود، به‌ سبب‌ كثرت‌ اشتياق‌ و تمايل‌ نفسهاي‌ مردان‌ به‌سوي‌ آنان‌. و پسران‌ را به‌ياد آوري‌ مخصوص‌ گردانيد نه‌ دختران‌ را زيرا محبت ‌دختران‌ عام‌ و فراگير نيست‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ما تركت‌ بعدي‌ فتنه‌ اضرعلي‌ الرجال‌ من‌ النساء: بعد از خود، فتنه‌اي‌ زيانبارتر از زنان‌ را بر مردان‌ سراغ‌ ندارم». اما اگر هدف‌ از محبت‌ به‌ زنان، پاكدامني‌ و توالد و تناسل‌ فرزندان‌ شايسته ‌باشد؛ اين‌ امر مطلوب، بلكه‌ مستحب‌ است، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «الدنيا متاع وخير متاعها المرأة الصالحة: دنيا همه‌ متاع‌ است‌ و بهترين‌ متاع‌ آن، زن‌ شايسته‌ مي‌باشد». «و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده، محبت‌ «قناطير مقنطره‌ از زر وسيم» قناطير: جمع‌ قنطار و هر قنطار صد رطل‌ است، و مراد از آن‌ مال‌ هنگفت‌ وبسيار مي‌باشد. مقنطره‌: يعني‌ به‌ مقادير زياد مضاعف‌ گردانيده‌شده‌. از سعيدبن‌جبير(رض) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ مراد از آن، صدهزار دينار مي‌باشد. يادآور مي‌شويم ‌كه‌ به‌ هنگام‌ ظهور اسلام، صد مرد سرمايه‌دار از مقنطرها در مكه‌ وجود داشتند.«و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ «اسبان‌ مسومه» يعني‌: اسباني‌ كه‌ در چراگاهها ومراتع رها شده‌اند. يا مسومه‌: يعني‌ نشانه‌گذاري ‌شده‌ با نشانه‌اي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ از ديگر اسبان‌ تمييز داده‌ مي‌شوند «و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ «محبت‌ چهارپايان» كه‌ عبارت‌اند از: شتر و گاو و گوسفند «و محبت‌ زراعت» يعني‌: مزارع، كه‌ شامل‌خود زمين‌ و كشت‌ آن‌ مي‌شود. «اين‌ همه‌ بهره‌ زندگاني‌ دنياست» يعني‌: آنچه‌ ذكرشد، تماما بهره‌هاي‌ گذراي‌ زندگاني‌ دنياست‌ كه‌ فنا مي‌شود و باقي‌ نمي‌ماند «و» حال‌ آن‌ كه‌ «فرجام‌ نيكو» كه‌ مي‌ماند و جاودانه‌ است‌ «نزد خداست».
بايد دانست‌ كه‌ هدف‌ آيه‌ كريمه‌ قطعا اين‌ نيست‌ كه‌ انسان‌ را از محبت‌ معتدل‌ شهوات‌ كه‌ امري‌ فطري‌ است‌ باز دارد، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آيه‌ ديگري‌مي‌فرمايد:( ‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ )اي محمد! بگو: چه‌ كسي‌ زينت‌ خدا را كه‌ براي‌ بندگانش‌ بيرون‌ آورده‌ و روزي‌هاي‌ پاكيزه‌ را حرام‌ گردانيده‌؟) «اعراف‌ / 32». پس‌ آنچه‌ منع‌ شده‌؛ افراط و زياده‌روي‌ در محبت ‌شهوات‌ و گرفتارشدن‌ در گردونه‌ آن‌ است، به‌گونه‌اي‌ كه‌ با طغيان‌ شهوات، دين‌ و وظايف‌ دنيوي‌ و آخرتي‌ انسان‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ شود. عبارت‌: ﴿‏ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ﴾ نيز مستدعي‌ پليدي‌ و منفوربودن‌ شهوات‌ نيست، بلكه‌ اين‌ تعبير، بيانگر طبيعت‌ اين‌ شهوات‌ است، پس‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ بندگان‌ خدا(ج) شهوات ‌را در جايگاه‌ طبيعي‌ آن‌ قرار دهند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ دلبستگي‌ به‌ آن‌ سبب‌ طغيان‌ عليه ‌ارزشهايي‌ نشود كه‌ در عرصه‌ وجود از شهوات‌ گرامي‌تر و برترند. بنابراين، اسلام‌نيازهاي‌ فطري‌ را به‌ رسميت‌ مي‌شناسد و در صدد سركوب‌ غرايز نيست‌.
صاحب‌ تفسير «معارف‌ القرآن» مي‌گويد: «خداي‌ متعال‌ طبعا محبت‌ اين‌ چيزهارا در دل‌ انسان‌ قرار داده‌ و در اين‌ امر هزاران‌ حكمت‌ وجود دارد؛ از آن‌ جمله‌اين‌كه‌: اگر طبيعت‌ انسان‌ به‌ طرف‌ اين‌ چيزها مايل‌ نبود، نظام‌ جهان‌ به‌هم‌ مي‌خوردزيرا در آن‌ صورت‌ چه‌ كسي‌ نياز داشت‌ كه‌ زحمت‌ كشاورزي‌ و كارگري‌ وصنعت‌گري‌ را متحمل‌ شود، يا تمام‌ مساعي‌ خويش‌ را در تجارت‌ مبذول‌ دارد.
آبادي‌ و بقاي‌ جهان‌ در اين‌ نهفته‌ است‌ كه‌ محبت‌ اين‌ اشيا در طبيعت‌ انسان ‌ايجاد شود تا او خود درصدد تهيه‌ و جمع‌آوري‌ آنها برآيد، كارگر صبح‌ هنگام‌ با اين‌ فكر از خانه‌ بيرون‌ مي‌آيد كه‌ مقداري‌ پول‌ به‌دست‌ آورد، ثروتمند با اين ‌انديشه‌ خانه‌ را ترك‌ مي‌كند كه‌ قدري‌ پول‌ صرف‌ كرده‌ كارگري‌ بياورد تا از او كاربگيرد، تاجر، وسايل‌ لوكس‌ تهيه‌ كرده‌ در انتظار مشتري‌ مي‌نشيند تا سرمايه‌اي‌بيندوزد، مشتري‌ نهايت‌ سعي‌ خود را به‌كار مي‌برد تا با پولي‌ كه‌ دارد، اسباب‌ ووسايل‌ مورد نياز خود را خريداري‌ كند، اگر اندكي‌ تأمل‌ شود، همين‌ علايق ‌دنيوي‌ است‌ كه‌ همه‌ را از خانه‌