ايشان‌ بيرون‌ آورده‌است‌ و نظام‌ تمدن‌ جهان‌ را براساس‌ اصولي‌ منظم‌ و مستحكم‌ قرار داده ‌است‌.
حكمت‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ اگر ميل‌ و محبت‌ نعمتهاي‌ دنيوي‌ در قلب‌ انسان‌ قرارنداشته‌ باشد، نمي‌تواند طعم‌ نعمت‌هاي‌ اخروي‌ را درك‌ كند و نه‌ به‌ آنها تمايل‌داشته‌ باشد، پس‌ چه‌ نيازي‌ دارد كه‌ درصدد انجام‌ اعمال‌ نيك‌ باشد تا بهشت‌ راكسب‌ نمايد و از اعمال‌ بد پرهيز كند تا از دوزخ‌ نجات‌ يابد.
حكمت‌ سوم‌ كه‌ در اينجا بيشتر مورد توجه‌ است، اين‌ است‌ كه‌ محبت‌ اين‌ اشياطبعا در دل‌ انسان‌ ايجاد شده‌ تا از او امتحان‌ گرفته‌ شود كه‌ چه‌ كسي‌ در محبت‌ آنهاغرق‌ شده‌ و آخرت‌ را فراموش‌ مي‌كند و چه‌ كسي‌ بر حقيقت‌ گذرا بودن‌ و فاني‌بودن‌ آن‌ وقوف‌ يافته‌ و فقط به‌ حد ضرورت‌ و معقول‌ به‌ فكر آنها مي‌باشد و آنهارا در مسير سعادت‌ اخروي‌ به‌كار مي‌برد. چنان‌كه‌ در آيه‌ (7) از سوره‌ «كهف» حكمت‌ اين‌ تزيين‌ به‌ همين‌ صورت‌ بيان‌ شده‌است‌: ﴿ ‏ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ‏ ﴾  (ما آنچه‌ را كه‌ بر روي‌ زمين‌ است‌ براي‌ زمين‌ زينتي‌ قرارداديم‌ تا مردم‌ را مورد آزمايش‌ قرار دهيم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ عمل‌ نيك‌ انجام‌ مي‌دهد). 
ولي‌ در بعضي‌ از آيات، اين‌ نوع‌ تزيين‌ به‌ شيطان‌ نسبت‌ داده‌ شده‌؛ مانند آيه‌(48) سوره‌ «انفال»: ﴿زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ﴾ مراد از آن، تزيين‌ چيزهايي‌ است‌كه‌ شرعا و عقلا بد باشند، يا مراد آن‌ درجه‌ تزيين‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ گذشتن‌ از حدبد باشد وگرنه‌ تزيين‌ مباحات‌ نه‌ تنها بد نيست‌ بلكه‌ در آنها فوايد بسياري‌ نيز وجوددارد، بنابراين، در بعضي‌ آيات‌ اين‌ تزيين‌ صراحتا به‌ خداوند(ج) نسبت‌ داده‌ شده، همان‌طور كه‌ ذكر آن‌ گذشت‌.
شكي‌ نيست‌ كه‌ دائما به‌ فكر مسايل‌ مادي‌ بودن، روح‌ و جان‌ انسان‌ را خسته‌ مي‌سازد و مهلت‌ استفاده‌ از دنيا را نيز از انسان‌ سلب‌ مي‌كند و خود اين، نوعي ‌عذاب‌ براي‌ انسان‌ است‌. بنابراين، تلاش‌ در ميدان‌ امور دنيوي‌ بايد رعايت‌ احكام‌ الهي‌ را همراه‌ با اعتدال‌ در نصب‌ العين‌ خود داشته‌ و رستگاري‌ دو جهان‌ را مدنظر داشته‌ باشد؛ لذا به‌كار بردن‌ آن‌ در راه‌هاي‌ نادرست‌ و يا زياده‌ روي‌ در راه‌ صحيح‌ كه‌ به‌سبب‌ آن‌ انسان‌ از آخرت‌ غفلت‌ ورزد، مايه‌ هلاك‌ است‌.
مولاناي‌ رومي‌ چه‌قدر اين‌ مضمون‌ را به‌طور عالي‌ به‌ نظم‌ كشيده‌ آنجا كه‌مي‌گويد:
آب‌اندر زيركشتي‌ پشتي‌است‌      آب‌در كشتي‌ هلاك‌ كشتي‌است‌
متاع‌ دنيا براي‌ وجود انسان‌ مانند كشتي‌اي‌ است‌ كه‌ اگر آب‌ زير آن‌ باشد برايش‌ مفيد و ياريگر است، ولي‌ اگر آب‌ به‌ درون‌ كشتي‌ راه‌ يابد، غرق‌ شدن‌ و نابودي‌ آن‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت»[2].
آيه‌ بعدي‌ به‌همين‌ حقيقت‌ ناظر است‌:
[2] تفسير «معارف‌ القرآن‌»، ترجمه‌ فارسي‌ از علامه‌ محمديوسف‌ حسين‌پور ـ با تلخيص‌.سوره آل عمران آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: آيا به‌ بهتر از اينها» يعني‌: به‌ بهتر از اين‌ خواستني‌ها و آرزومنديهاي ‌بي‌ارزش‌ دنيوي‌ «آگاهتان‌ كنم‌؟» اينك‌ آگاهتان‌ مي‌كنم‌؛ آن‌ چيز بهتر اين‌ است‌: «براي‌ آنان‌ كه‌ تقوا پيشه‌ كرده‌اند، باغهايي‌ است‌ كه‌ از فرودست‌ آنها جويباران‌ جاري‌است، جاودانه‌ در آنند» چنان‌ جاودانگي‌اي‌ كه‌ مرگ‌ و فنا به‌ آن‌ گزندي‌ نمي‌رساند «و جفتهايي‌ پاكيزه‌ دارند» يعني‌: همسراني‌ دارند كه‌ از پليديهاي‌ حيض‌ و نفاس‌ وديگر پليدي‌هايي‌ كه‌ به‌ همسران‌ دنيايي‌ عارض‌ مي‌گردد، پاكند «و» به‌طور مستمر «از خشنودي‌ خداوند برخوردارند» كه‌ اين‌ برخورداري، ايشان‌ را از دگرگون‌ شدن‌ نعمت‌ ايمن‌ و آسوده‌ خاطر مي‌گرداند «و خدا بر بندگانش‌ بيناست» لذا، هر كس‌ رابراساس‌ استحقاق‌ و برحسب‌ ايمان‌ و عملش‌ پاداش‌ و جزا مي‌دهد. دليل‌ اين‌ كه‌حق‌ تعالي‌ متقيان‌ را به‌ دريافت‌ اين‌ نعمت‌ برتر مخصوص‌ گردانيد اين‌ است‌ كه‌ فقط آنان‌ سزاوار اين‌ نعمت‌ برتر مي‌باشند.
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ بندگان‌ با تقوايش‌ را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند:
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:378.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:379.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:380.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:381.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:382.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:383.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:384.txt"> آيه  22</a></body></html>سوره آل عمران آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ كه‌ مي‌گويند؛ پروردگارا! ما ايمان‌ آورده‌ايم» به‌ تو و به‌ كتابها و پيامبرانت ‌«پس» به‌ فضل‌ و رحمت‌ خويش‌ «گناهان‌ ما را بيامرز و ما را از عذاب‌ دوزخ ‌نگاهدار».
 
سوره آل عمران آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ صابران» اند كه‌ بر طاعت‌ خدا و از محرمات‌ وي‌ شكيبايي‌ و پرهيزمي‌كنند «و صادقان» اند كه‌ نيتها و دلها و زبانهايشان‌ در آشكار و نهان‌ راست‌ ومستقيم‌ است‌ «و فرمانبرداران» خدايند كه‌ دلهايشان‌ براي‌ او خاشع‌ و تپنده‌ است‌ «و آمرزش‌ خواهان‌ در سحرگاهان‌ اند» و در فضيلت‌ استغفار در اوقات‌ سحر، احاديث‌ بسياري‌ آمده‌ است‌. بعضي‌ مي‌گويند: مراد از آن، نمازگزاران‌ نماز بامداد يا نماز آخر شب‌اند. البته‌ شروع‌ اوقات‌ سحر از هنگامي‌ است‌ كه‌ شب‌ پشت‌ مي‌كند تا آن‌گاه‌ كه‌ بامداد طلوع‌ مي‌نمايد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ينزل الله تبارك وتعالى في كل لیلة إلى سماء الدنيا حين يبقى ثلث الليل الأخير، فيقول: هل منسائل فأعطيه؟ هل من داع فأستجيب له؟ هل من مستغفر فأغفر له؟: خداوند متعال‌ هرشب‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ يك‌ سوم‌ آخر شب‌ باقي‌ مي‌ماند ـ به‌ آسمان‌ دنيا فرود مي‌آيد، پس‌ مي‌فرمايد: آيا درخواست‌كننده‌اي‌ هست‌ كه‌ به‌ او ببخشم‌؟ آيا دعاكننده‌اي ‌هست‌ كه‌ دعايش‌ را اجابت‌ كنم‌؟ آيا آمرزش‌ خواهي‌ هست‌ كه‌ او را بيامرزم‌؟». استغفار: طلب‌ آمرزش‌ به‌ زبان‌ همراه‌ با حضور قلب‌ است‌ زيرا خداوند متعال‌ دعاي ‌كسي‌ را كه‌ قلبش‌ غافل‌