 است، نمي‌پذيرد. گفتني‌ است‌ كه‌ نزد علماي‌ سلف‌ مراد ازفرود آمدن‌ حق‌ تعالي‌ فرود آمدني‌ است‌ كه‌ سزاوار ذات‌ وي‌ است، بدون‌ تعيين ‌كيفيت‌ و مكان‌. و هر چند قرطبي‌ آن‌ را به‌ فرود آمدن‌ فرشتگان‌ حق‌ تعالي‌ تأويل‌كرده، ولي‌ رأي‌ اول‌ راجح‌ است‌.
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ با كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند برخورد مي‌كنند، مي‌گويند: ايمان‌ آورده‌ايم‌» اين‌سخن‌ را از روي‌ نفاق‌ و نيرنگ‌ و ظاهر سازي‌ مي‌گويند تا در منافع‌ و غنايم‌ سهيم ‌گردند «و چون‌ با شيطانهاي‌ خود خلوت‌ مي‌كنند» شيطانهايشان: رؤسا و پيشوايانشان ‌در كفر هستند، هم‌آنان‌ كه‌ سازمان‌دهندگان‌ شر و فساد مي‌باشند. آري‌! به‌شيطانهايشان‌ «مي‌گويند: درحقيقت‌ ما با شماييم‌» و در كفر خويش‌ پايدار وثابت‌قدم‌ مي‌باشيم‌ «ما هدفمان‌ تنها ريشخند كردن‌ و مسخره‌ كردن‌ است‌» لذا در نهان‌ و واقعيت‌ امر، نه‌ با مؤمنان‌ موافقيم‌ و نه‌ به‌ آنان‌ تمايلي‌ داريم‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ در باره‌ عبدالله بن‌ابي‌ وياران‌ منافقش‌ نازل‌ شد، آن‌گاه‌ كه‌ او ابوبكر و عمر و علي‌(رض) را ستود در حالي‌كه ‌قبل‌ از آن‌ محرمانه‌ به‌ ياران‌ خود گفت: ببينيد كه‌ چگونه‌ اين‌ بي‌خردان‌ را نسبت ‌به ‌شما اغفال‌ مي‌كنم‌؟! ليكن‌ سيوطي‌ مي‌گويد: «اين‌ اسناد، جدا بي‌اساس‌ است‌».
 
سوره آل عمران آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گواهي‌ داد الله» يعني‌: بيان‌ كرد و اعلام‌ داشت‌ و آگاهي‌ داد؛ با آيات‌ تكويني ‌و تشريعي‌ و حجتهاي‌ روشن‌ خود «كه‌ جز او هيچ‌ معبودي‌ نيست» پس‌ حق‌ تعالي‌ با آنچه‌ كه‌ بيان‌ كرده‌ و آنچه‌ كه‌ آفريده، ما را به‌سوي‌ و حدانيت‌ خويش‌ و اين‌ كه‌ فقط او معبود بر حق‌ است، راهنمايي‌ كرده‌ است‌ «و فرشتگان» نيز گواهي‌مي‌دهند، كه‌ گواهي‌ آنها، اقرار به‌ وحدانيت‌ الله  است‌ «و صاحبان‌ دانش» نيزگواهي‌ مي‌دهند. گواهي‌ آنان‌ به‌ معني‌ ايمانشان‌ به‌ وحدانيت‌ الله و بيان‌ اين‌ حقيقت‌ به‌ مردم‌ با زبان‌ است‌. و در اين‌ كه‌ خداوند نام‌ علما را با نام‌ خود و نام ‌فرشتگان‌ خويش‌ مقرون‌ ساخته، فضيلتي‌ بزرگ‌ و فخر و شرفي‌ سترگ‌ براي‌ اهل‌علم‌ است‌. از زبيربن‌ عوام‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خداص در عرفه‌ شنيدم‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ كردند، سپس‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرمودند: «اي‌ پروردگارم‌! من‌ نيز بر اين‌ حقيقت‌ از گواهان‌ هستم». «همواره‌ به‌ عدل‌ قيام‌دارد» يعني‌: خداوند در تمام‌ امور به‌ عدل‌ قيام‌ دارد، يا همواره‌ برپادارنده‌ عدل‌ و داد است‌ «جز او كه‌ توانا و حكيم‌ است، هيچ‌ معبودي‌ نيست» در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: «هر كس‌ به‌ هنگام‌ خواب‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را بخواند، حق‌ تعالي ‌هفتادهزار فرشته‌ مي‌آفريند كه‌ تا روز قيامت‌ برايش‌ طلب‌ آمرزش‌ مي‌كنند».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ كريمه‌ در پاسخ‌ سؤال‌ دو تن‌ از اسقف‌هاي‌ شام‌ نازل‌ شد كه‌ به‌ مدينه‌ آمدند و از رسول‌ خداص پرسيدند: بزرگترين‌ گواهي‌ و شهادت‌ خداي‌ عزوجل‌ در كتابش‌ چيست‌؟ و چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌شد، آن‌ دو ايمان‌ آوردند.
 
سوره آل عمران آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت، دين» مقبول‌ و پذيرفته‌ شده‌ «نزد خدا همان‌ اسلام‌ است» و حق‌ تعالي‌ ديني‌ غير از آن‌ را از احدي‌ نمي‌پذيرد. آري‌! دين‌ مورد رضاي‌ الهي‌اسلام‌ است، يعني‌ اين‌ آييني‌ كه‌ مبتني‌ بر توحيد حق‌ تعالي‌ است‌ و انبياي‌ عظام‌‡ پيام‌آور آن‌ بوده‌اند و مورد اتفاق‌ همه‌ ايشان‌ بوده‌ است‌. كلمه‌ «اسلام» در اينجا، دربرگيرنده‌ ايمان‌ نيز هست، از آن‌ روي‌ كه‌ اسلام‌؛ مشمول‌ تصديق، قول‌ وعمل‌ ـ هر سه‌ ـ مي‌شود «و كساني‌ كه‌ كتاب‌ به‌ آنان‌ داده‌ شده، با يك‌ديگر در دين‌ خدابه‌ اختلاف‌ نپرداختند» يعني‌: يهوديان‌ در ميان‌ خود، نصاري‌ در ميان‌ خود و بازيهوديان‌ و نصاري‌ در ميان‌ همديگر، در امر دين‌ به‌ اختلاف‌ نپرداختند «مگر پس‌ ازآن‌ كه‌ علم‌ برايشان‌ آمد» علمي‌ كه‌ دو كتاب‌ آسماني‌ تورات‌ و انجيل‌ مشمول‌ آن‌بود، كه‌ اين‌ علم، بر وجوب‌ توحيد باري‌ تعالي‌ و لزوم‌ طاعت‌ وي‌ و تسليم‌شدن‌ به ‌فرمانش‌ صراحت‌ دارد «آن‌ هم‌ به‌ سبب‌ بغيي‌ كه‌ ميانشان‌ وجود داشت» يعني‌: اختلاف‌ يهود و نصاري‌ در اين‌ حقيقت‌ كه‌ آيا پيامبر خاتمص به‌حق‌ پيامبر است‌ ياخير، همچنان‌ اختلافشان‌ در نبوت‌ عيسي‌ و اختلافات‌ ديگري‌ كه‌ در ميان‌ خود داشته‌ و دارند، فقط به‌سبب‌ حسدي‌ است‌ كه‌ در ميانشان‌ وجود داشته‌ و دارد، اين ‌اختلاف‌ تا بدانجاست‌ كه‌ يهوديان‌ گفتند: نصاري‌ برحق‌ نيستند، و نصاري‌ گفتند: يهوديان‌ برحق‌ نيستند. آري‌! همه‌ اين‌ اختلافات‌ به‌سبب‌ دوري‌ آنها از حق‌ و به ‌انگيزه‌ كبر و خودخواهي‌ و خودبرتربيني‌ و حسد است‌ «و هركس‌ به‌ آيات‌ خدا كفر ورزد، پس‌ بداند كه‌ خدا سريع‌الحساب‌ است» و آنان‌ را بسيار زود مجازات‌ مي‌كند.
 سوره آل عمران آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس» اي‌ محمدص! «اگر با تو» درباره‌ توحيد باري‌ تعالي‌ «محاجه‌ كردند» يعني‌: جدال‌ و مناظره‌ كردند؛ با شبهات‌ باطل‌ و سخنان‌ تحريف‌ شده‌ خويش‌ «بگو: من‌ روي‌ خود را تسليم‌ خدا نموده‌ام» يعني‌: دين‌ و عبادت‌ خويش‌ را براي‌ او خالص ‌گردانيده‌ و رو به‌سوي‌ او نموده‌ام‌. ذكر «وجه» به‌جهت‌ شرف‌ آن‌ است، و وقتي‌چهره‌ براي‌ حق‌ تعالي‌ تسليم‌ بود، غير آن‌ به‌طريق‌ اولي‌ به‌ او تسليم‌ است‌ «و هر كه ‌مرا پيروي‌ كرده» از مس