د» وآن‌ فقط همان‌ مقدار اندكي‌ است‌ كه‌ ما گوساله‌ را پرستيده‌ايم‌ «و آنچه‌ افترامي‌كردند» و به‌ دروغ‌ برمي‌ساختند «آنان‌ را در دينشان‌ فريفته‌ كرده‌ است» كه‌ ازجمله‌ آن، همين‌ سخني‌ است‌ كه‌ بيان‌ شد، و ازجمله‌ آن، اين‌ سخنشان‌ است‌ كه‌: ما فرزندان‌ و دوستان‌ خدا هستيم‌! پس‌ آنان‌ اين‌ دروغهاي‌ خود را راست‌ پنداشتند و پيروانشان‌ نيز، اين‌ دروغها را باور كردند.
از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌خداص به‌منظور دعوت‌ يهوديان‌ به‌سوي‌ خدا(ج)، به‌ مدرسه‌ ديني‌ آنان‌ رفتند وآنان‌ را به‌سوي‌ دين‌ خدا(ج) دعوت‌ كردند، دراين‌ هنگام‌ نعيم‌بن‌ عمرو و حارث‌بن‌زيد خطاب‌ به‌ آن‌ حضرت‌ص گفتند: اي‌ محمد! تو بر كدامين‌ دين‌ و آيين‌ هستي‌؟ آن‌ حضرت‌ص فرموند: «بر دين‌ ابراهيم‌(ع) هستم». گفتند: آخر ابراهيم‌ هم‌ كه‌يهودي‌ بود! رسول‌ خداص فرمودند: «اگر چنين‌ است، پس‌ تورات‌ را بياوريد كه ‌در ميان‌ ما و شما داوري‌ كند». اما آنان‌ نپذيرفتند. آن‌گاه‌ خداي‌ عزوجل، آيات ‌(23 ـ 24) از اين‌ سوره‌ را نازل‌ كرد و بعد از آن‌ تهديدكنان‌ فرمود:
 
سوره آل عمران آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ خواهد بود» حالشان‌ «آن‌گاه‌ كه‌ آنان‌ را در روزي‌ كه‌ هيچ‌ شكي‌ در آن ‌نيست» و هيچ‌ آدم‌ عاقلي‌ در وقوع‌ آن‌ به‌ خود شكي‌ راه‌ نمي‌دهد، كه‌ روز قيامت ‌است‌ «گرد آوريم‌؟» آنان‌ بايد بدانند كه‌ خواه ‌ناخواه‌ در دام‌ آن‌ روز گرفتار مي‌شوند و با چنين‌ حيله‌ها و دروغ‌پردازي‌هايي، نمي‌توانند آن‌ را از خود دفع‌كنند. آري‌! در آن‌ روز به‌ آنان‌ و امثالشان‌ از كساني‌ كه‌ با خدا و رسولش‌ سر ستيز داشته‌اند و با فريفته‌شدن‌ به‌ برساخته‌هاي ‌خويش، بر خداوند متعال‌ جرأت‌ وجسارت‌ ورزيده‌اند، روشن‌ مي‌شود كه‌ اين‌ دروغ‌بافي‌ها و حيله‌گريها به‌ حالشان‌ سودي‌ نداشته‌ و چون‌ خداي‌ سبحان‌ آنان‌ را نزد خويش‌ گردآورد و سؤال‌ وحساب‌ در ميان‌ آيد، اين‌ اكاذيب‌ نزد وي‌ عذري‌ قابل‌ پذيرش‌ نيست‌ «و» چگونه‌ خواهد بود حالشان‌ در آن‌ روز كه‌ «به‌ هركس‌ جزاي‌ كردارش‌ به‌ تمامي‌ داده ‌شود و به‌ آنان‌ ستم‌ نرود» با افزودن‌ گناهي‌ بر گناهانشان، يا كاستن‌ چيزي‌ از اعمال ‌شايسته‌شان‌ ؟.
 
سوره آل عمران آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمدص! در مقام‌ تعظيم‌ و شكر پروردگار خويش، درحالي‌كه‌كار را همه‌ به‌ او سپرده‌ و بر او توكل‌ كرده‌اي‌ «بارخدايا، اي‌ مالك‌ ملك» يعني‌: اي ‌مالك‌ جنس‌ و حقيقت‌ فرمانروايي‌ «هرآن‌ كس‌ را كه‌ بخواهي، فرمانروايي‌ مي‌بخشي ‌و از هركه‌ بخواهي‌ فرمانروايي‌ را مي‌گيري، هركه‌ را بخواهي‌ عزت‌ مي‌بخشي‌ و هركه‌ رابخواهي‌ خوار مي‌گرداني، همه‌ خير» از روي‌ آفرينش‌ و تقدير «به‌دست‌ توست» نه‌ به‌دست‌ غير تو «و تو بر هر چيز توانايي» و توانايي‌ات‌ مطلق‌ است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «در اين‌ آيه‌ كريمه‌ خداي‌ سبحان‌ پيامبر خويش‌ص و امتشان‌ را به‌سوي‌ شكر نعمت ‌خويش‌ ارشاد و توجيه‌ مي‌كند زيرا او نبوت‌ را از بني‌اسرائيل‌ گرفت‌ و آن‌ را به ‌پيامبر قريشي‌ عربي، فرستاده‌ خويش‌ به‌سوي‌ انس‌ و جن‌ و خاتم‌ الانبياء علي‌الاطلاقص تفويض‌ كرد و اين‌ پيامبر محبوب‌ خويش‌ را به‌ ويژگي‌هايي ‌مخصوص‌ گردانيد كه‌ به‌ هيچ‌ پيامبري‌ از پيامبران‌ داده‌ نشده‌ است، چون‌ دادن‌ علم‌ صفات‌ و شريعت‌ خويش‌ به‌ آن‌ حضرت‌ص، آگاه‌ ساختنشان‌ بر پاره‌اي‌ از اخبارغيبي‌ گذشته‌ و آينده، آشكارساختن‌ حقايق‌ آخرت‌ بر ايشان، منتشر ساختن ‌امتشان‌ در مشارق‌ و مغارب‌ زمين‌ و غير اين‌ از موهبت‌هايي‌ كه‌ همه‌ سزاوار شكر وسپاس‌ اند».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: رسول‌ خداص از خداوند متعال‌ درخواست‌ كردند تا فرمانروايي‌ روم‌ و فارس‌ را به‌ امتشان‌ ببخشد، پس‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ خداوند است‌ كه‌ آنان‌ را به‌ باد تمسخر و ريشخند مي‌گيرد» يعني: حق‌ تعالي‌ به‌ منظور دفاع‌ و ياري‌ بندگان‌ مؤمن‌ خويش، خواري‌ و حقارت‌ را بر آنان‌ فرودآورده‌، از آنان‌ انتقام‌ مي‌گيرد و مسخره‌شان‌ مي‌كند. نسبت‌دادن‌ فعل‌ استهزا به‌خداوند(ج)، از باب‌ هم‌ شكل‌گويي‌ (مشاكله)[2] است، يعني‌ به‌ آنان‌ در برابراستهزايشان‌ كيفر مي‌دهد «و آنان‌ را در سركشي‌ و طغيانشان‌ فرو مي‌گذارد» يعني: مهلتشان‌ مي‌دهد «تا سرگردان‌ شوند» يعني: تا در كفر، لجاجت، باطل‌ و سركشي ‌خودشان‌ دست ‌وپا زنند و همچنان‌ حيران‌ و سرگردان‌ باقي‌ بمانند.
 
[2] مشاکله در علم بلاغت: به معنای هماهنگ بودن دوجمله در لفظ به همراه اختلاف آنها در معنی است؛ مانند این فرموده خداوند متعال در سوره شوری (و جزاء سیئه سیئه مثلها : و پاداش بدی، بدیی همانند آن است) [42/40] در حالی که پاداش بدی در حقیقت بدی نیست، بلکه مجازات بدکار نوعی عدالت و احسان است، لذا اسم بدی در اینجا به طریق مشاکله بر آن اطلاق گردیده است.

سوره آل عمران آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنان‌ بگو اي‌ محمدص! پروردگارا! تو هماني‌ كه‌ «شب‌ را به‌ روز و روز را به‌شب‌ درمي‌آوري» يعني‌: از درازي‌ اين‌ مي‌كاهي‌ و بر كوتاهي‌ آن‌ مي‌افزايي، آن‌گاه‌برابر مي‌شوند، سپس‌ از آن‌ يكي‌ مي‌كاهي‌ و بر اين‌ يكي‌ مي‌افزايي‌ تا با هم‌ تفاوت‌ يابند، آن‌گاه‌ بار ديگر آنها را ميزان‌ و برابر مي‌گرداني، و اين‌ قانون‌ ثابتت‌ در تمام‌فصلهاي‌ سال‌ است، پس‌ هر چه‌ از يكي‌ از آنها بكاهي، در ديگري‌ مي‌افزايي‌. بنابرهمين‌ قانونمندي‌ خداوند متعال‌ است‌ كه‌ زمان‌ شب‌ و روز در تمام‌ ايام‌ سال‌ به‌طورثابت‌ (24) ساعت‌ است‌ و اين‌ مقدار ثابت، در هيچ‌ فصلي‌ با فصل‌ ديگر و درهيچ‌ مكاني‌ با مكان‌ ديگر اختلاف‌ ندارد «و زنده‌ را از مرده‌ بيرون‌ مي‌آوري‌ و مرده‌ را از زنده» يعني