 مهمان‌ باشند، يا هدف، حفظ خود شخص‌ از ضرر و شر آنها باشد، كه‌ مراد از آيه‌: ﴿ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً﴾ دراينجا، همين‌ درجه‌ مداراست‌. يعني‌: با كفار موالات‌ جايز نيست‌ مگر در حالي‌كه ‌بخواهيد خود را از شر آنان‌ حفظ كنيد و چون‌ مدارا صورتا موالات‌ مي‌باشد بنابراين، اين‌ مورد از حكم‌ نهي‌ از موالات‌ با كفار مستثني‌ شده‌ است‌.
چهارم، درجه‌ معاملات‌ است‌ كه‌ با آنان‌ تجارت‌ يا اجاره‌ يا پيمان‌ كارگري‌ و معاملات‌ صنعت‌ و حرفه‌ انجام‌ شود. اين‌ نيز با غير مسلمانان‌ جايز است‌ بجز موقعي ‌كه‌ از آن‌ معامله، ضرري‌ به‌ عموم‌ مسلمانان‌ برسد.
عمل‌ رسول‌ خداص و خلفاي‌ راشدين‌ و ديگر صحابه‌(رض) گواه‌ اين‌ مدعا است‌. بر همين‌ اساس‌ است‌ كه‌ فقها فروش‌ اسلحه‌ به‌ كفار حربي‌ را ممنوع‌ كرده‌ و باقي‌معاملات‌ را اجازه‌ داده‌اند. اما به‌ كار گرفتن‌ كفار يا خود برايشان‌ كار كردن، هر دوجايز است‌.
رسول‌ خداص كه‌ رحمه‌للعالمين‌ است‌ با غير مسلمانان‌ آنچنان‌ احسان‌ و همدردي‌ و خوش‌ رفتاري‌ مي‌نمود كه‌ نظيرش‌ در جهان‌ يافت‌ نمي‌شود. سالي‌ كه در مكه‌ مكرمه‌ قحط سالي‌ شد، پيامبرص به‌ دشمناني‌ كه‌ آن‌حضرتص را از وطن‌ بيرون‌ كرده‌ بودند، كمك‌ كرد و هنگامي‌ كه‌ مكه‌ مكرمه‌ به‌ دست‌ پيامبرص فتح‌ شد و همه‌ دشمنان‌ مغلوب‌ لشكريان‌ اسلام‌ شدند، همه‌ را آزاد كرد و فرمود: «لا تثريب عليكم اليوم» يعني‌ شما امروز تنها بخشيده‌ نمي‌شويد بلكه‌ بر مظالم‌ وجرايم‌ گذشته‌ خود نيز سرزنش‌ نخواهيد شد. وقتي‌ آن‌ حضرتص در جنگ‌ با دشمنان‌ كسي‌ را به‌ اسارت‌ مي‌گرفتند، آن‌ چنان‌ با وي‌ رفتار مي‌كردند كه‌ كسي‌ با اولاد خويش‌ چنان‌ رفتار نمي‌كند. كفار و مشركين‌ انواع‌ آزار و شكنجه‌ را به‌ آن‌ حضرت‌ص روا داشتند اما هيچ‌گاه‌ ايشان‌ به‌ فكر انتقام‌گيري‌ نيفتاد و هيچ‌وقت ‌در حق‌ آنان‌ نفرين‌ نكرد.
حضرت‌ عمر فاروق‌(رض) براي‌ ذميان‌ نيازمند غير مسلمان‌ مانند ديگر مسلمانان‌ از بيت‌المال‌ حقوق‌ مقرر كرد. تاريخ‌ گواه‌ اين‌ مطلب‌ است‌ كه‌ خلفاي‌ راشدين‌ و صحابه‌ كرام‌(رض) چگونه‌ با اين‌ قبيل‌ افراد رفتار كرده‌اند؛ همه‌ اينها در حد مواسات‌ ومدارا و معاملات‌ انساني‌ بود نه‌ موالاتي‌ كه‌ از آن‌ نهي‌ شده ‌است».[3]
بعد از آن‌ حق‌ تعالي‌ علم‌ محيط خود به‌ همه‌ مخلوقات‌ را بيان‌ نموده‌ مي‌فرمايد:
[2] تفسير «معارف‌ القرآن‌»، ترجمه‌ فارسي‌ از علامه‌ محمديوسف‌ حسين‌پور ـ با تلخيص‌.سوره آل عمران آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمدص «اگر آنچه‌ را در سينه‌هاي‌ شماست» از دوستي‌ و همدلي ‌باطني‌ با كفار، يا غير آن‌ از اموري‌ كه‌ رضاي‌ حق‌ تعالي‌ در آن‌ نيست‌ «پنهان‌ داريد يا آشكارش‌ كنيد، خدا آن‌ را مي‌داند» پس‌ در برابر آن‌ شما را جزا مي‌دهد «و نيز آنچه‌ را در آسمانها و آنچه‌ را در زمين‌ است، مي‌داند» بنابراين، علم‌ وي‌ عامتر وفراگيرتر از آن‌ اموري‌ است‌ كه‌ شما آن‌ را پنهان‌ يا آشكار مي‌داريد «و خداوند برهر چيزي‌ تواناست» لذا او را نافرماني‌ نكنيد زيرا در آن‌ صورت، با مجازات‌ او روبرو خواهيد شد.
صاحب‌ تفسير «المنير» در بيان‌ احكام‌ مي‌گويد:
1 ـ اين‌ دو آيه‌ كريمه‌ و امثال‌ آن‌ از آيات، از عقد پيمان‌ و قرارداد ميان‌ مسلمانان ‌با غير آنان‌ نهي‌ نمي‌كند، چنان‌كه‌ پيامبر خداص با قبيله‌ خزاعه‌ ـ در حالي‌كه‌ هنوزبر شرك‌ خويش‌ بود ـ پيمان‌ بستند. ولي‌ شرط اين‌ است‌ كه‌ به‌ كفر كافران‌ رضايت ‌باطني‌ وجود نداشته‌ باشد. اما دوستي‌ و موالات‌ با كفار حربي‌اي‌ كه‌ اسباب‌ آزارمسلمانان‌ را فراهم‌ آورده‌ باشند، جايز نبوده‌ بلكه‌ دشمني‌ با آنها واجب‌ است‌.
2 ـ برخي‌ از مالكي‌ها برآنند كه‌ اين‌ آيات، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ ياري‌ جستن‌ از كفار در جنگ‌ روا نيست‌. ولي‌ بيشتر پيروان‌ مذاهب‌ اربعه، ياري‌ جستن‌ از كافر عليه‌ كافر را جايز مي‌دانند، در صورتي‌ كه‌ آن‌ كافر، به‌ مسلمانان‌ پندار و انديشه ‌نيك‌ داشته‌ باشد. ولي‌ شافعي‌ها حتي‌ اين‌ ياري‌ جستن‌ را نيز به‌ اين‌ شرط مشروط گردانيده‌اند كه‌ مسلمانان‌ به‌ ياري‌ آنها نياز داشته‌ باشند.
3 ـ آيه‌ كريمه‌ (28)، دليل‌ بر مشروعيت‌ «تقيه» است‌. تقيه‌ عبارت‌ است‌ از: نگهداري‌ جان، يا آبرو، يا مال‌ از شر دشمنان، كه‌ اين‌ بر حسب‌ نوعيت‌ دشمن‌ بر دو نوع‌ تقسيم‌ مي‌شود؛ زيرا دشمن‌ يا دشمن‌ دين‌ است، يا دشمن‌ دنيا. اگر دشمن ‌دين‌ باشد؛ پس‌ مسلماني‌ كه‌ در مكاني‌ قرار دارد كه‌ در آن‌ بر آشكار ساختن‌ دين‌خويش‌ قادر نيست، بر وي‌ واجب‌ است‌ كه‌ از آن‌ مكان‌ هجرت‌ كرده‌ به‌ جايي‌ برود كه‌ در آن‌ توانايي‌ اظهار دينش‌ را دارد و اگر از مستضعفان‌ است‌ و قادر به‌ هجرت ‌نيست، بر وي‌ رواست‌ كه‌ در دار كفر بماند و به ‌قدر ضرورت‌ با آنها در ظاهر امر همراهي‌ و موافقت‌ كند، اما اين‌ اظهار موافقت، رخصت‌ است‌ و آشكار ساختن‌ دين‌ خويش‌ عزيمت‌. و اگر دشمن، دشمن‌ دنياي‌ انسان‌ باشد و او به‌ سبب‌ مال، يا امور دنيوي‌ خويش‌ در جايي‌ احساس‌ خطر كند، به‌قول‌ راجح، در اين‌ صورت‌ نيز هجرت‌ بر وي‌ واجب‌ است‌.
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:394.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:395.txt"> آيه  31</a><a class="text" href="w:text:396.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:397.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:398.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:399.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:400.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:401.txt"> آيه  37</a></body></html>سوره آل عمران آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَراً وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ هركسي‌ آنچه‌ كار نيك‌ به‌جاي‌ آورده‌ و آنچه‌ بدي‌ مرتكب‌ شده، حاضر شده ‌مي‌يابد و آرزو مي‌كند: كاش‌ ميان‌ او و آن» كارهاي‌ بد «فاصله‌اي‌ دور بود» حسن‌مي‌گويد: «هر يك‌ از شما در آخرت‌ دوست‌ دارد كه‌ هرگز با عمل‌ بد خويش ‌روبرو نشود، اما در دنيا حال‌ برعكس‌ است‌ و او از گناه‌ خويش‌ لذت‌ مي‌برد». علت‌ تكرار عبارت‌: «و خداوند شما را از خودش‌ برحذر مي‌دارد» كه‌ در آيه‌ (28) نيز آمده، تأكيد بر اين‌ هشدار است‌ تا اين‌ هشدار بزرگ، هميشه‌ آويزه‌ گوش‌ و هوش‌ مؤمنان‌ باشد و فراموششان‌ نگردد 