م، صاف‌ و براق، نه‌ دري‌ دارد و نه‌ منفذي، بيرون‌ آن‌ چون‌ نقره‌ سپيد و درون‌ آن‌ چون‌ طلاي‌ سرخ‌ است، بناگاه‌ ديوار آن‌ مي‌شكافد و از آن‌ حيواني‌ شنوا و بينا، زيبا و رعنا خارج‌ مي‌شود. پس‌ اين‌ قلعه، بزرگترين‌ دليل‌ بر وجود آفريدگار سبحان‌ است‌». منظور وي‌ از آن‌قلعه، تخم‌مرغ‌ بود كه‌ پرنده‌ از آن‌ پديد مي‌آيد.
 
سوره آل عمران آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ نشانه‌هايي‌ روشن‌ است» كه‌ از جمله‌ اين‌ نشانه‌ها؛ «مقام‌ ابراهيم‌ است» و آن‌ صخره‌اي‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) در هنگام‌ بناي‌ كعبه‌ بر آن‌ مي‌ايستاد و نقش ‌پاهاي‌ وي‌ در آن‌ صخره‌ به‌طور برجسته‌ نمايان‌ است‌. و حق‌ تعالي‌ به‌ ما دستور داده‌كه‌ آن‌ را نمازگاه‌ خويش‌ قرار دهيم[7]‌. آري‌! اين‌ سنگ‌ از نشانه‌هاي‌ روشن‌ الهي ‌است، چرا كه‌ نيكي‌ها در آن‌ مقام‌ دو برابر مي‌شود و پرنده‌ از فراز آن‌ نمي‌تواند پرواز كند «و» از جمله‌ نشانه‌هاي‌ روشن‌ الهي‌ در كعبه‌ اين ‌است‌ كه‌ «هر كه‌ در آن‌درآيد، در امان‌ است» يعني‌: هركه‌ از دشمني‌ يا چيزي‌ بيمناك‌ باشد و به‌ بيت‌الحرام‌ درآيد، از همه‌ ترسها ايمن‌ مي‌گردد و بر مردم‌ واجب‌ است‌ كه‌ متعرض‌ او نشوند؛ هر چند خوني‌ را ريخته‌ باشد، يا مالي‌ را گرفته‌ باشد، تا آن‌ كه‌ از حرم‌ خارج‌ شود، ولي‌ هر كس‌ در داخل‌ حرم‌ مرتكب‌ جرمي‌ شد، دستگير مي‌شود و جزا بر او اقامه ‌مي‌گردد زيرا خود او بوده‌ كه‌ هتك‌ حرمت‌ حرم‌ را آغاز كرده‌ است‌ و بنابراين، مشمول‌ اين‌ حكم‌ خداوند متعال‌ قرارگرفته‌ كه‌ مي‌فرمايد: ﴿وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ﴾  (وهتك‌ حرمتها قصاص‌ دارد) «94/2». از جمله‌ نشانه‌هاي‌ روشن‌ در مكه، وجود صفا و مروه‌ و مني‌ و عرفه‌ و ديگر مشاعر مقدس‌ است‌ و از آن‌ جمله، نابودشدن ‌كساني‌ از جباران‌ است‌ كه‌ قصد تجاوز به‌ حريم‌ آن‌ را بكنند.
«و براي‌ الله است‌ بر عهده‌ مردمان‌ حج‌ خانه‌ كعبه» اين‌ تأكيدي‌ بر حق‌ باري‌ تعالي ‌و بزرگداشتي‌ از حرمت‌ خانه‌ كعبه‌ است‌ «براي‌ كسي‌ كه‌ توانايي‌ رفتن‌ به‌ آن‌ را دارد» تقدير آن‌ چنين‌ مي‌شود: كسي‌ راهي‌ حج‌ خانه‌ كعبه‌ بشود كه‌ استطاعت‌ رفتن‌ به‌ آن‌را دارد، اين‌ استطاعت‌ عبارت‌ از: زاد و راحله، يعني‌ توشه‌ و اسباب‌ سفر است‌ «وهر كه‌ كفر ورزد» يعني‌: نشانه‌هاي‌ روشن‌ و فضايل‌ كعبه‌ را انكار نمايد «يقينا خداوند از جهانيان‌ بي‌نياز است» و طاعات‌ و عبادات‌ بندگان‌ اصلا به‌ او نفعي‌ نمي‌رساند، بلكه‌ اين‌ خود بندگان‌ هستند كه‌ با اداي‌ اين‌ طاعات‌ به‌ كمال‌ انساني‌ خويش‌ نايل‌مي‌گردند.
عكرمه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌: ﴿ و من كفر فان الله غني عن العالمين ﴾ مي‌گويد: چون‌ آيه ﴿‏ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ﴾ : (هر كه‌ جز اسلام‌ ديني‌ ديگر بجويد، هرگز از وي ‌پذيرفته‌ نمي‌شود) نازل‌ شد، يهوديان‌ گفتند: اكنون‌ كه‌ چنين‌ است، ما هم‌ مسلمان‌ هستيم‌! رسول‌ خداص به‌ آنان‌ فرمودند: «خداي‌ عزوجل‌ حج‌ خانه‌ كعبه‌ را بر مسلمانان‌ فرض‌ گردانيده»، اما آنان‌ در پاسخ‌ گفتند: «ولي‌ آن‌ را بر ما فرض‌نگردانيده‌!»، لذا از انجام‌ مناسك‌ حج‌ سر باز زدند. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌نازل‌ شد.
بيان‌ احكام‌:
1 ـ امام‌ ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اگر كشتن‌ كسي‌ در زمين‌ حل‌ به‌ علت‌ قصاص، ارتداد يا زنا واجب‌ باشد و او به‌ سرزمين‌ حرم‌ پناه‌ برد، بر وي‌ تعرض‌ نمي‌شود، ولي‌ نبايد به‌ او، جا، غذا و آب‌ بدهند و با او خريد و فروش‌ و معامله‌ كنند تا به‌ بيرون‌ آمدن‌ از سرزمين‌ حرم‌ ناگزير گردد. اما امام‌ مالك‌ و امام‌ شافعي‌ مي‌گويند: قصاص‌ گرفتن‌ در حرم‌ از قاتل‌ قتل‌ عمد، جايز است‌.
2 ـ حج‌ در عمر يك‌ بار فرض‌ و تكرار آن‌ در هر پنج‌ سال‌ يك‌بار سنت‌ است‌.
3 ـ امام‌ ابوحنيفه، امام‌ مالك‌ و امام‌ احمدبن‌ حنبل‌ برآنند كه‌ اداي‌ حج‌ در همان‌ سال‌ اولي‌ كه‌ شخص‌ مكلف‌ واجد استطاعت‌ و بقيه‌ شرطهاي‌ اداي‌ آن‌ مي‌شود، فرض‌ است‌. ولي‌ امام‌ شافعي‌ و محمدبن‌ حسن‌ شيباني‌ بر آنند كه‌ در اداي‌ حج مبني‌ بر مهلت‌ (تراخي) است‌ نه‌ بر فوريت‌.
4 ـ بنا به‌ مذهب‌ امام‌ مالك، نيابت‌ در حج‌ جايز نيست، اما جمهور فقها آن‌ را به‌ جاي‌ كسي‌ كه‌ فوت‌ كرده‌ و حج‌ نكرده‌ است‌ و به‌ جاي‌ بيماري‌ كه‌ قادر به‌ اداي‌ حج نيست، جايز مي‌دانند. ليكن‌ مالكي‌ها حج‌ را از ذمه‌ بيمار زمين‌گيري‌ كه‌ قدرت ‌نگه‌داشتن‌ خود را بر بالاي‌ مركب‌ ندارد، ساقط دانسته‌اند. در نزد آنان‌ نيز، اجيركردن‌ شخص‌ براي‌ انجام ‌دادن‌ حج‌ به‌ جاي‌ كسي‌ كه‌ مرده‌ است‌ و قبل‌ از مرگش‌ به ‌اين‌ امر وصيت‌ كرده، جايز است‌.
5 ـ استطاعت‌ حج‌ منوط به‌ داشتن‌ توشه‌ راه‌ و وسيله‌ نقليه، به‌اضافه‌ عدم‌ وجود مانع‌ بدني‌؛ چون‌ بيماري، ترس‌ از دشمن‌ و عدم‌ امنيت‌ راه‌ است‌.
 
[7] نگاه، سوره‌ «بقره/‌125».سوره آل عمران آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«بگو: اي‌ اهل‌ كتاب‌! چرا به‌ آيات‌ خدا كفر مي‌ورزيد، درحالي‌كه‌ خداوند شاهد و ناظر كردار شماست» و برآنچه‌ مي‌كنيد آگاه‌ است‌؟ پس‌ آن‌گاه‌ كه‌ كلمه‌ كفر را بر زبان ‌مي‌آوريد، يا افعالي‌ را انجام‌ مي‌دهيد كه‌ كفر به‌ دلايل‌ حق‌ و معجزات‌ نبوت، يا كفر به‌ آيات‌ تورات‌ است، او شما را مي‌بيند.
 
	سوره آل عمران آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجاً وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اي‌ اهل‌ كتاب‌! چرا كسي‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌ است، از راه‌ خدا باز مي‌داريد» پس‌توطئه‌ها مي‌چينيد، نيرنگها مي‌انديشيد و برنامه‌ها مي‌ريزيد تا در ميان‌ مؤمنان، فتنه ‌كفر و شرك‌ را برپا سازيد و با همه‌ توان‌ تلاش‌ مي‌كنيد تا ميان‌ مردم‌ و ايمان‌ به‌حق‌ تعالي‌ حايل‌ گرديد «و براي‌ آن‌ راه‌ كجي‌اي‌ مي‌طلبيد» يعني‌: مي‌خواهيد تا با القاي‌ اين‌ شبهات‌ و موهومات‌ كه‌ راه‌ خدا(ج) ناهموار و ناهنجار است‌؛ اين‌ راه‌ را براي‌ مردم‌ كج‌ و بي‌بهره‌ از اعتدال‌ و استقامت‌ معرفي‌ كنيد تا ادعاهاي‌ باطلتان‌ را تثبيت