ها از ارثيه‌ براي ‌آناني‌ كه‌ ذكر شد تعلق‌ نمي‌گيرد، مگر بعد از پرداختن‌ به‌ وصيت‌ متوفي‌ و بعد از پرداخت‌ وامهايي‌ كه‌ بر ذمه‌ اوست‌.
علما ـ از سلف‌ و خلف‌ ـ اجماعا برآنند كه‌ پرداخت‌ وام‌ بر وصيت‌ مقدم‌ است‌ و بعد از پرداخت‌ وام‌ و اجراي‌ وصيت‌ است‌ كه‌ باقي‌مانده‌ تركه‌ بر ورثه‌ تقسيم ‌مي‌شود. لذا وصايايي‌ كه‌ به‌ بيشتر از يك‌سوم‌ مال‌ ارثيه‌ تعلق‌ گيرد، قابل‌ اجرا نيست‌. «پدرانتان‌ و فرزندانتان‌، شما نمي‌دانيد كه‌ كدام‌يك‌ براي‌ شما سودمندترند» يعني‌: ازاين‌ رو است‌ كه‌ خداوند(ج) ميراث‌ را بدين‌گونه‌ در ميان‌ اصول‌ و فروع‌ شما تقسيم‌ كرد و تقسيم‌ ميراث‌ را به‌ خود شما محول‌ ننمود و برخلاف‌ رسوم‌ جاهليت‌، در اصل‌ استحقاق‌ ميراث‌، پدران‌ و فرزندان‌ را با هم‌ برابر گردانيد.
اين‌ احكام‌ مندرج‌ در اين‌ آيه‌ «فريضه‌اي‌ است‌» مقرر و معين‌ بر عهده‌ شما «ازجانب‌ الله، هر آيينه‌ الله دانا» است‌ به‌ مصالح‌ شما «حكيم‌ است‌» به‌ آنچه‌ در حق‌شما برنامه‌ ريزي‌ كرده‌ است‌.
 
[2] احكام‌ تفصيلي‌ ميراث‌ را در كتب‌ فقه‌ جويا شويد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:603.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:604.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:605.txt">آيه  14</a></body></html>آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيمي‌ از ميراث‌ زنان‌ شما از آن‌ شماست‌، اگر فرزندي‌ نداشته‌ باشند» خطاب‌ در اينجا متوجه‌ شوهران‌ است‌. مراد از فرزند: پسر، يا دختر، يا فرزندان‌ پسرمي‌باشند، چه‌ از شوهر آن‌ ميراث‌بر باشند چه‌ نباشند «پس‌ اگر ايشان‌ را فرزندي‌باشد، شما را از آنچه‌ بگذاشته‌اند يك‌ چهارم‌ سهم‌ است‌» يعني‌: در صورتي‌ كه‌ زن‌ فرزندي‌ نداشته‌ باشد، نصف‌ ارثيه‌ زن‌ از آن‌ شوهر است‌، اما با وجود فرزند ـ هرچند در رده‌هاي‌ پايين‌ هم‌ باشد (يعني‌ نوه‌ و نتيجه‌ زن‌ باشد) ـ سهم‌ شوهر يك‌چهارم‌ ارثيه‌ زنش‌ هست‌، البته‌ اين‌ سهام‌ «پس‌ از انجام‌ وصيتي‌» است‌ «كه‌ به‌ آن ‌سفارش‌ كرده‌ باشند، يا» پرداخت‌ «وامي‌ كه‌ دارند».
اما حكم‌ ميراث‌ بردن‌ زنان‌ از شوهرانشان‌ چنين‌ بيان‌ شده‌ است‌: «و براي‌ زنان ‌است‌ يك‌ چهارم‌ سهم‌ از آنچه‌ شما بگذاشته‌ايد، اگر فرزندي‌ نداشته‌ باشيد» چه‌ اين‌فرزند از زنتان‌ ارث‌بر باشد، چه‌ نباشد «پس‌ اگر شما را فرزندي‌ باشد، در اين‌ صورت‌براي‌ زنان‌ يك‌ هشتم‌ سهم‌ است‌ از آنچه‌ بگذاشته‌ايد، بعد از اداي‌ وصيتي‌ كه‌ به‌ آن ‌سفارش‌ كرده‌ باشيد، يا پرداخت‌ بدهي‌اي‌» و بايد دانست‌: زن‌ در سهمي‌ كه‌ ـ با وجود فرزند و بدون‌ وجود آن‌ ـ دارد، با زنان‌ ديگر شوهرش‌ مشاركت‌ دارد. يعني‌: اگر زن‌ موجود در عقد نكاح‌ شوهر يكي‌ باشد، اين‌ سهم‌ از آن‌ وي‌ است‌، اما اگر شوهر بجز وي‌، زن‌ يا زنان‌ ديگري‌ هم‌ داشته‌ باشد، همه‌ زنان‌ وي‌ در اين‌سهم‌ ـ بي‌ هيچ‌ خلافي‌ ـ باهم‌ شريكند و آن‌ را به‌طور مشترك‌ مستحق‌ مي‌شوند. سخن‌ در مورد بدهي‌ و وصيت‌ متوفي‌ هم‌ بر آن‌ وجهي‌ است‌ كه‌ گذشت‌. «و اگرمرد، يا زني‌ كه‌ از او ارث‌ مي‌برند كلاله‌ باشد» كلاله‌: متوفايي‌ است‌ كه‌ نه‌ فرزندي ‌دارد، نه‌ پدر و نه‌ جدي‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اعراب‌ هر متوفايي‌ را كه‌ پدر، يافرزند، يا جدي‌ از راه‌ نسبي‌ (تعصيب) از وي‌ ميراث‌ نبرد، (كلاله) مي‌نامند، پس‌كلاله‌، مردان‌ يا زنان‌ متوفايي‌ هستند كه‌ برادران‌، يا عموها، يا پسر عموهايشان‌ از ايشان‌ ميراث‌ مي‌برند. اصل‌ (كلاله) از «اكليل» است‌ و مناسبت‌ ميان‌ آنها اين‌ است كه‌ همچنان‌ كه‌ اكليل‌ بر سر احاطه‌ دارد، اين‌ ميراث‌ بران‌ نيز از حواشي‌ متوفي‌ بروي‌ احاطه‌ داشته‌ و از اصول‌ و فروع‌ وي‌ نمي‌باشند. آري‌! اگر مرد يا زني‌ كلاله ‌باشد «و برادر، يا خواهري‌ داشته‌ باشد» علما اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌: مراد از برادر و خواهر در اينجا، برادران‌ و خواهران‌ مادري‌ (اخيافي) هستند. البته‌ حكم‌ ميراث‌برادران‌ و خواهران‌ پدري‌ و مادري‌ (اعياني) و برادران‌ و خواهران‌ پدري‌(علاتي)، در آخر سوره‌ مي‌آيد. «پس‌ براي‌ هر يك‌ از آن‌ دو يك‌ ششم‌ سهم‌ تركه‌است‌» چه‌ برادر مادري‌ او باشد و چه‌ خواهر مادري‌ او و ذكور و اناث‌ در اين‌حكم‌ برابرند، اما به‌ شرط اين‌ كه‌ تنها باشند؛ «اما اگر آنان‌ زياده‌ از اين‌ بودند» يعني‌:اگر برادران‌ اخيافي‌، يا خواهران‌ اخيافي‌ منفردا، يا به‌طور مختلط، بيشتر از يك‌تن‌بودند «پس‌ آنان‌ در يك‌ سوم‌ ماترك‌ باهم‌ شريكند» يعني‌: فقط ثلث‌ (يك‌سوم) ارثيه‌ را مالك‌ مي‌شوند، با تساوي‌ تمام‌ در ميان‌ مذكر و مؤنث‌ خويش‌.
ابن‌ كثير مي‌گويد: «برادران‌ و خواهران‌ اخيافي‌ با بقيه‌ ورثه‌ از چند وجه‌اختلاف‌ دارند؛ اول‌ اين‌ كه‌: آنها با كسي‌ كه‌ بدو منسوبند ـ يعني‌ با مادرشان‌ ـ ميراث‌ مي‌برند. دوم‌ اين‌ كه‌: ذكور و اناث‌ آنها در ميراث‌ با هم‌ برابرند. سوم ‌اين‌ كه‌: ميراث‌ نمي‌برند، مگر آن‌گاه‌ كه‌ مرده‌ ايشان‌ كلاله‌ باشد، يعني‌: نه‌ فرزندي‌داشته‌ باشد، نه‌ پدر و نه‌ جدي‌. بنابراين‌، آنان‌ همراه‌ با پدر و جد و فرزند و فرزند فرزند متوفي‌، ميراث‌ نمي‌ برند. چهارم‌ اين‌ كه‌: سهم‌ ايشان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از ثلث‌مال‌ بيشتر نمي‌شود، هرچند ذكور و اناث‌ آنها بسيار هم‌ باشند». البته‌ «پس‌ ازانجام‌ وصيتي‌ كه‌ بدان‌ سفارش‌ شده‌ يا بعد از پرداخت‌ بدهي‌اي‌ كه‌ دارند و بايد كه‌ او در وصيت‌ و بدهي‌ به‌حال‌ ورثه‌ زيان‌رسان‌ نباشد» و به‌ هيچ‌ وجهي‌ از وجوه‌ زيان‌ واضرار، قصد زيان‌ رساندن‌ به‌ آنان‌ را نداشته‌ باشد. مثلا به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ براي ‌كسي‌ به‌ چيزي‌ اقرار كند كه‌ بر ذمه‌ وي‌ نبوده‌ است‌، يا براي‌ كسي‌ چيزي‌ را وصيت‌كند و هدفش‌ از اين‌ اقرار و وصيت‌، جز زيان‌ رساندن‌ به‌ ورثه‌ چيز دي