رو داريم، خداي‌ عزوجل‌ امتهايي‌ را مورد خطاب‌ قرارمي‌دهد كه‌ رسالتهاي‌ آسماني‌ در ميان‌ آنان‌ ظهور يافته‌ است‌. در اين‌ ميان‌ رشته‌سخن‌ را از يهود آغاز مي‌كند زيرا از يك‌سو، يهود قديمي‌ ترين‌ ملت‌ داراي‌ كتاب‌آسماني‌ است، از ديگر سو، يهوديان‌ دشمن‌ترين‌ مردم‌ با مؤمنانند. پس‌، از اين‌آيه‌ تا آيه‌ (142 ) اين‌ سوره‌ كه‌ نزديك‌ به‌ يك‌ جزء كامل‌ از قرآن‌ كريم‌ را دربرمي‌گيرد، همه‌ پيرامون‌ بني‌ اسرائيل‌ است‌ تا حقيقت‌ و ماهيت‌ كردار شان‌ را با ابعاد منفي‌ و زشت‌ وجودي‌شان‌ بر ملا گرداند.
بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ شيوه‌ خطاب‌ قراني‌ با يهوديان‌ متنوع‌ است‌؛ گاهي‌ باآنان‌ از سر عطوفت‌ و نرمش‌ سخن‌ مي‌رود، گاهي‌ با تهديد و توبيخ، وقتي‌ بايادآوري‌ از نعمتها - چون‌ همين‌ آيه‌ - و زماني‌ با شمارش‌ جرايم‌ و جناياتشان‌همراه‌ با توبيخ‌ و سرزنش‌.
«اي‌ بني‌اسرائيل‌» اسرائيل: يعقوب‌ فرزند اسحاق‌ فرزند ابراهيم: است، وفرزندان‌ اسرائيل‌ را كه‌ عبرانيان‌ يا قوم‌ يهودند، «بني‌اسرائيل‌» مي‌نامند و معني‌لغوي‌ اسرائيل‌؛ «بنده‌ خدا» است‌. پس‌ بني‌اسرائيل‌ همان‌ اسباط دوازده‌گانه‌اي‌هستند كه‌ زاد و تبار دوازده‌ فرزند يعقوب‌(ع) مي‌باشند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌عبارت‌ «بني‌اسرائيل‌» در قرآن‌ كريم‌ (41) بار به‌كار رفته‌ است‌. آري‌! اي‌ بني‌اسرائيل‌! «نعمتهايم‌ را كه‌ بر شما ارزاني‌ داشتم‌» چون‌ فرستادن‌ پيامبران(ع) نازل‌نمودن‌ كتاب، نجات‌ از چنگ‌ فرعون‌ و غيره‌ «به‌ياد آريد» و اين‌ نعمتهايم‌ را شكرگزاريد «و به‌ عهدم‌ وفا كنيد» همان‌ عهدي‌ كه‌ از شما در مورد پيروي‌ از محمد ص در تورات‌ گرفته‌ام‌. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از عهد، اداي‌ فرايض‌ است‌ «تا به‌پيمانتان‌ وفا كنم‌» يعني: تا به‌ آنچه‌ كه‌ به‌ شما از پاداش‌ و مزد و جاي‌ دادنتان‌ دربيت‌ المقدس‌ تضمين‌ نموده‌ام‌، وفا كنم‌ «و تنها از من‌ بترسيد» رهبه: شدت‌ ترس‌است‌. يعني: فقط بيم‌ از من‌ را در دلهايتان‌ جاي‌ دهيد و از احدي‌ جز من‌ نهراسيد.
آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در عصر ما كساني‌ پيدا مي‌شوند كه‌ تصور مي‌كنند؛ اسلام‌ فقط نماز و روزه‌ وزكات‌... است‌، اما اين‌ كه‌ جهاد و مبارزه‌ نيز از اسلام‌ باشد، خير! در پندار آنها چنين‌ چيزي‌ نيست‌، درحالي‌ كه‌ اين‌ تصور، تصور نادرستي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي ‌بندگان‌ مؤمن‌ و با تقوايش‌ را از آن‌ برحذر داشته‌ و مي‌فرمايد: «آيا نديدي‌ كساني‌ را كه‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شد» فعلا «دست‌ از جنگ‌ نگهداريد و نماز را برپا داريد و زكات‌ بدهيد» ايشان‌ اصحاب‌ پيامبرص بودند كه‌ به‌ ترك‌ جنگ‌ در مكه‌ مأمور شدند، اما در برابر اذيت‌ و آزاري‌ كه‌ از مشركان‌ مي‌ديدند، بي‌تاب‌ گشته‌ و از پيامبرص اجازه ‌مي‌خواستند تا دست‌ به‌ شمشير برده‌ و شر مشركان‌ را از خود بازدارند و نزد آن‌حضرتص رفته‌ مي‌گفتند: هنگامي‌ كه‌ ما مشرك‌ بوديم‌، عزت‌ و شوكتي‌ داشتيم‌، اما چون‌ ايمان‌ آورديم‌، خوار و درمانده‌ شديم‌! پيامبر اكرم‌ص ايشان‌ را به‌ صبر وتحمل‌ فراخوانده‌ و مي‌فرمودند: «به‌ من‌ دستور داده ‌شده‌ تا با گذشت‌ و مدارا عمل‌كنم‌، پس‌ [فعلا] با اينان‌ درگير جنگ‌ نشويد». و ياران‌ پيامبرص به‌ پيروي‌ از دستور ايشان‌، دندان‌ بر روي‌ جگر گذاشته‌ خويشتن‌داري‌ مي‌كردند تا آن‌ كه‌ به ‌مدينه‌ هجرت‌ كردند «ولي‌ همين‌ كه‌» در مدينه‌ «كارزار بر آنان‌ مقرر شد، بناگاه ‌گروهي‌ از آنان‌، از مردم‌ مانند ترس‌ از خدا، يا ترسي‌ سخت‌تر مي‌ترسند» يعني‌: برخي‌از آنان‌ از مردم‌ به‌ مقدار ترسي‌ كه‌ از خدا(ج) دارند مي‌ترسند و برخي‌ حتي‌ از آن‌ هم‌ بيشتر و سخت‌تر بنابراين‌، در مدينه‌ ـ نه‌ از روي‌ شك‌ در دين‌، بلكه‌ از ترس‌مرگ‌ و بيم‌ و هول‌ شديد از كشته‌شدن‌ ـ از جنگ‌ سستي‌ و كندي‌ ورزيدند.
شيخ‌ ابومنصور ماتريدي‌ مي‌گويد: «اين‌ ترس‌، ترسي‌ طبعي‌ است‌ زيرا سرشت ‌انسان‌ بر آن‌ است‌ كه‌ از آنچه‌ بيم‌ هلاكت‌ وي‌ در آن‌ مي‌باشد، غالبا كراهت‌ دارد، پس‌ منشأ ترس‌ مؤمنان‌ از جنگ‌، نفرت‌ از فرمان‌ الهي‌ نيست». بعضي‌ برآنند كه‌آيه‌ كريمه‌ درشأن‌ منافقان‌ است‌ كه‌ قبل‌ از فرضيت‌ جهاد، اسلام‌ آوردند، اما چون ‌جهاد فرض‌ شد، از آن‌ نفرت‌ و كراهت‌ ورزيده‌ و سستي‌ كردند «و گفتند: پروردگارا، چرا بر ما جهاد را مقرر داشتي‌؟ چرا ما را تا مدتي‌ كوتاه‌ مهلت‌ ندادي‌؟» يعني‌: چرا ما را تا مدتي‌ديگر ـ ولو كوتاه‌ ـ مهلت‌ ندادي‌ تا در اين‌ مدت‌ از زندگي‌ دنيا بهره‌مند و برخوردار مي‌شديم‌؟ اين‌ آيه‌ شبيه‌ به‌ آيه‌ ديگري‌ در سوره‌ «محمد» است‌: ﴿و يقول الذين امنوا لو لا...﴾: و كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند مي‌گويند: چرا سوره‌اي‌ ـ درباره‌ جهاد ـ نازل‌ نمي‌شود؟ اما چون‌ سوره‌اي‌ صريح‌ نازل‌ شد و در آن‌ نام‌ جهاد آمد، آنان‌كه‌ در دلهايشان‌ مرضي‌ است‌، مانند كسي‌ كه‌ به‌ حال‌ بيهوشي‌ مرگ‌ افتاده‌ به‌ تو مي‌نگرند، ولي‌ فرمان‌پذيري‌ و سخني‌ شايسته‌ براي‌ آنان‌ بهتر است‌ و چون‌ كار به‌ تصميم‌ كشد، قطعا خير آنان‌ در اين‌است‌ كه‌ با خداوند صادق‌ باشند) «محمد/20». «بگو: بهره‌مندي‌ دنيا اندك‌ است‌» وزودگذر، كه‌ بر صاحبش‌ هرگز نمي‌پايد، ولي‌ پاداش‌ «آخرت‌ براي‌ كسي‌ كه‌ تقوي‌پيشه‌ كند، بهتر است‌. و بر شما به‌اندازه‌ فتيلي‌ هم‌ ستم‌ نخواهد رفت‌» فتيل‌: رشته ‌باريكي‌ در پشت‌ هسته‌ خرما است‌. يعني‌: بر شما در آخرت‌ به ‌اندازه‌ ذره‌ ناچيزي‌ هم‌ ستم‌ نمي‌رود، پس‌ از جهاد رو برنتابيد.
 
آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ در جهت‌ تشويق‌ و برانگيختن‌ آن‌ عده‌ از مسلماناني‌ كه‌ از بيم‌ مرگ‌ دست‌ 