بلاغ ‌به‌ شما به‌ من‌ وحي‌ كرده‌ است‌ «و براي‌ شما نيكخواهي‌ مي‌كنم» يعني‌: نيت‌ خود را در خيرخواهي‌ براي‌ شما، از شائبه‌هاي‌ فساد خالص‌ گردانيده‌ام‌ و فقط صلاح‌ امورشما را مي‌جويم‌ «و از جانب‌ خداوند چيزهايي‌ را مي‌دانم‌ كه‌ شما نمي‌دانيد» از اوصاف‌ بي‌مثال، قدرت‌ عظيم‌ و شدت‌ خشم‌ وي‌ بر دشمنانش‌ زيرا حق‌ تعالي‌ مرا از اين‌ امور آگاه‌ مي‌گرداند.
 
آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او عجبتم» آيا بعيد پنداشتيد، يا: تكذيب‌ كرديد، يا: انكار ورزيديد و تعجب ‌كرديد «از آن‌ كه‌ به‌شما ذكري» يعني‌: وحي‌ و موعظه‌اي‌ «از جانب‌ پروردگارتان‌ بر مردي‌ از خودتان‌ آمد؟» يعني‌: بر زبان‌ مردي‌ از ميان‌ خودتان‌ كه‌ او را مي‌شناسيد واو از جنس‌ ديگري‌ ـ مثلا از جنس‌ فرشتگان‌ و جن‌ ـ نيست‌ تا از او برميد بلكه‌ بشري‌ همانند شماست‌ كه‌ به‌ او انس‌ مي‌گيريد، همچنان‌ او مردي‌ از خود شماست ‌كه‌ او را از اوان‌ نوجواني‌ به‌ راستگويي‌ و امانتداري‌ مي‌شناسيد و مي‌دانيد كه‌ نه‌ گمراه‌ بوده‌است‌ و نه‌ دروغگو و آمده‌است‌ «تا شما را بيم‌ دهد» از عاقبت‌ كفر «وتا شما پرهيزگاري‌ كنيد و باشد كه» به‌سبب‌ فوايدي‌ كه‌ اين‌ بيم‌دادن‌ به‌ شما مي‌رساند و به‌سبب‌ پرهيزگاريتان‌ «مورد رحمت» و رضاي‌ خداي‌ سبحان‌ «قرار گيريد».
 
	آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْماً عَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما او را تكذيب‌ كردند پس‌ او و كساني‌ را كه‌ با وي‌ بودند» يعني‌: ايمان‌ آورده‌ و همراه‌ وي‌ بودند «نجات‌ داديم‌ در كشتي» اين‌ همان‌ كشتي‌اي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ نوح‌(ع)  را به‌ ساختن‌ آن‌ دستور داد تا او و مؤمنان‌ همراهش‌ به‌وسيله‌ آن‌ از خطر طوفان‌ نجات‌ يابند «و كساني‌ را كه‌ آيات‌ ما را دروغ‌ پنداشتند» و بر اين‌ شيوه‌ ناروا استمرار ورزيده‌ به‌سوي‌ توبه‌ بازنگشتند «غرق‌ كرديم» در همان‌ دار وديارشان‌ «زيرا آنان‌ گروهي‌ نابينا بودند» يعني‌: كوردل‌ بودند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ نه‌ موعظه‌اي‌ به‌ آنان‌ سود مي‌رسانيد و نه‌ پندي‌ در آنان‌ كارگر بود. تفصيل‌ اين‌داستان‌ در (آيات‌ 48 ـ 35) سوره‌ «هود» آمده‌ است‌.
 
	آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌سوي‌ قوم‌ عاد برادرشان‌ هود را فرستاديم» يعني‌: يكي‌ از اعضاي‌ قبيله‌ آنها به‌نام‌ «هود» را زيرا «برادر» در اينجا به‌ معني‌ برادر نسبي‌ نيست‌.
قبيله‌ عاد، قومي‌ عرب‌ از قديمي‌ترين‌ امتهاي‌ موجود در روي‌ زمين‌ و ظاهرا قديمي‌تر از قوم‌ ابراهيم‌(ع)  بوده‌اند لذا ذكر داستانشان‌ بعد از داستان‌ نوح‌(ع)  مناسب ‌مي‌نمود. مراد از قوم‌ عاد در اينجا، قوم‌ عاد اول‌ است‌ كه‌ ساكن‌ احقاف‌ ـ ريگزار ميان‌ عمان‌ و حضرموت‌ در سرزمين‌ يمن‌ ـ بوده‌اند و بعد از نابودي‌ آنان، قبيله‌ عاد ديگري‌ پديد آمد كه‌ آنها نيز ساكنان‌ يمن‌ ـ اما نه‌ در احقاف‌ بلكه‌ در حدود سرزمين‌ قحطان‌ و سبا ـ مي‌زيسته‌اند كه‌ آنان‌ را عاد دوم‌ مي‌نامند. گفتني‌ است‌ كه ‌ذكر عاد بجز قرآن، در ساير كتب‌ آسماني‌ نيامده‌ است‌. «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! خدا رابپرستيد كه‌ براي‌ شما معبودي‌ جز او نيست‌ پس‌ آيا پرهيزگاري‌ نمي‌كنيد؟» چنين‌ بود كه ‌هود(ع)  آنان‌ را به‌سوي‌ عبادت‌ و توحيد الهي‌ دعوت‌ كرد، دعوتي‌ كه‌ درنهايت‌ به ‌تقوي‌ و پرهيزگاري‌ مي‌انجامد.
 
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اشراف‌ و بزرگاني‌ كه‌ كافر بودند از قومش، گفتند: هرآينه‌ ما تو را در سفاهت‌ مي‌بينيم» سفاهت‌: سبك‌خردي‌ و حماقت‌ است‌. بدين‌گونه‌ بود كه‌ آنها به‌ ناروا آن‌پيامبر عاليقدر را به‌ سبك‌مغزي‌ و كم‌خردي‌ متهم‌ كردند و وقيح‌تر اين‌ كه‌ گفتند: «و هرآينه‌ ما تو را از دروغگويان‌ مي‌پنداريم» در ادعاي‌ رسالت‌.
 
	آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! در من‌ سفاهتي‌ نيست‌ بلكه‌ من‌ فرستاده‌اي‌ از بارگاه‌ پروردگارعالميان‌ هستم، پيامهاي‌ پروردگارم‌ را به‌ شما مي‌رسانم‌ و براي‌ شما خيرخواهي‌ امينم» امين‌: شناخته‌شده‌ به‌ امانت‌داري‌ و صداقت، كه‌ ضد خيانت‌ است‌. يعني‌: مطمئنا من‌ در پيامهاي‌ الهي‌ هيچ‌گونه‌ تغييري‌ وارد نكرده‌ام‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1207.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:1208.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:1209.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:1210.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1211.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1212.txt">آيه  73</a></body></html>آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 پيامهاي‌ پروردگارم‌ را به‌ شما مي‌رسانم‌ و براي‌ شما خيرخواهي‌ امينم» امين‌: شناخته‌شده‌ به‌ امانت‌داري‌ و صداقت، كه‌ ضد خيانت‌ است‌. يعني‌: مطمئنا من‌ در پيامهاي‌ الهي‌ هيچ‌گونه‌ تغييري‌ وارد نكرده‌ام‌.آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا تعجب‌ كرديد كه‌ بر مردي‌ از خودتان‌ پندي‌ از جانب‌ پروردگارتان‌ برايتان‌ آمده‌ تا شما را بيم‌ دهد؟ و ياد كنيد زماني‌ را كه‌ خداوند شما را پس‌ از قوم‌ نوح‌ جانشينان‌ آنان ‌قرار داد» هود(ع)  به‌ فرمان‌ خداوند(ج)  نعمتي‌ از نعمتهايش‌ را به‌ قوم‌ خود يادآوري‌ كرد، اين‌ نعمت‌؛ قراردادن‌ آنها به ‌عنوان‌ ساكنان‌ زمين‌ بعد از هلاكت‌ قوم‌ نوح‌(ع) ،يا قراردادن‌ آنها به‌عنوان‌ پادشاهان‌ روي‌ زمين‌ بود. آن‌گاه‌ به‌ ذكر نعمت‌ ديگري ‌پرداخت‌: «و در خلقت، بر قوت‌ شما افزود» يعني‌: در آفرينش، به‌ شما قدوقامتي ‌تنومند و بلند ـ افزون‌ بر آنچه‌ كه‌ ديگران‌ از نظر بدني‌ داشتند ـ عنايت‌ نمود. نقل‌است‌ كه‌: بلندي‌ قامت‌ شخص‌ بلندقدشان‌ صد گز و از ك