نگ‌ فرعون، با موسي‌(ع) وعده‌گذاشت‌ كه‌ به‌ «طور» بيايد تا بعد از مدت‌ چهل‌ شب‌ با وي‌ سخن‌ بگويد و به‌ او وحي‌ كند. اين‌ چهل‌ شب‌ به‌ قول‌ اكثر مفسران‌؛ تمام‌ ماه‌ ذوالقعده‌ و ده‌ روز از ماه‌ذي‌ الحجه‌ بود. «آن‌گاه‌ شما در غياب‌ او گوساله‌ را به‌ پرستش‌ گرفتيد» و آن‌ را معبودخويش‌ قرار داديد «درحالي‌كه‌ ستمكار بوديد» بر نفسهاي‌ خود، با شرك‌ آوردن‌ به‌خداي‌ سبحان‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:801.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:802.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:803.txt">آيه  5</a></body></html>سوره مائدة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر شما حرام‌ شده‌ است‌ مردار» يعني‌: حيواني‌ كه‌ خود ـ بدون‌ ذبح‌شرعي‌ ـ مي‌ميرد.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «خون» يعني‌: خون‌ ريخته‌ سيال‌ اما خوردن‌ خون ‌كبد، سپرز (طحال‌) و خوني‌ كه‌ بعد از ذبح‌ در عروق‌ حيوان‌ باقي‌ مي‌ماند، مباح ‌است‌.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «گوشت‌ خوك‌ و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ نامي ‌جز خدا به‌ هنگام‌ ذبحش‌ برده‌ باشند» علما درباره‌ مذبوحه‌اي‌ كه‌ بردن‌ نام‌خدا(ج) عمدا يا سهوا درآن‌ ترك‌ شده‌ باشد، اختلاف‌ نظر دارند، كه‌ بيان‌ آرايشان‌ در سوره‌ «انعام» خواهد آمد. تفسير محرمات‌ ياد شده‌، در آيه‌ (173) سوره ‌«بقره» نيز گذشت‌.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ به‌ خفه‌كردن‌ مرده‌ باشد» براثر فعل‌ خود حيوان‌، يا براثر فعل‌ آدمي‌، يا به‌ غير آن‌ از علل‌؛ في‌المثل‌ ريسمان‌ در گردن‌ آن ‌بپيچد تا بميرد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اهل‌ جاهليت‌ گوسفند را خفه‌ مي‌كردند و چون ‌مي‌مرد آن‌ را مي‌خوردند.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ به‌ سنگ‌ يا چوب‌ مرده‌ باشد» بي‌ آن‌ كه‌ ذبح ‌شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ عدي‌بن‌حاتم‌(رض) گفت‌: يا رسول‌الله! من‌شكار را با معراض‌[2] هدف‌ قرار مي‌دهم‌ و شكارش‌ مي‌كنم‌. فرمودند: «اگر شكار را با معراض‌ زدي‌ و تير در بدنش‌ فرو رفت‌، آن‌ را بخور و اگر با پهنا به‌ نشانه ‌اصابت‌ كرد، بدان‌كه‌ آن‌ (وقيذ) است‌ پس‌ آن‌ را نخور». اجماع‌ فقها نيز بر مفاد اين‌ حديث‌ شريف‌ منعقد شده‌است‌.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ از بلندي‌ افتاده‌ باشد» مثلا به‌ چاهي‌ افتاده ‌باشد، يا از كوهي‌ به‌ پايين‌ افتاده‌ و بر اثر آن‌ مرده‌ باشد.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ به‌ شاخ ‌زدن‌ حيوان‌ ديگري‌ مرده ‌باشد» بدون ‌ذبح‌، هرچند شاخ‌ آن‌ حيوان‌ او را خوني‌ كرده‌ و حتي‌ از ذبحگاهش‌ هم‌ خون ‌خارج‌ شده‌ باشد.
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «آنچه‌ درنده‌ از آن‌ خورده‌ باشد» يعني‌: آنچه‌ را كه ‌درنده‌ نيشداري‌ چون‌ شير و پلنگ‌ و گرگ‌، از هم‌ دريده‌، برخي‌ از آن‌ را بخورد و حيوان‌ بر اثر آن‌ جراحت‌، بدون‌ ذبح‌ بميرد «مگر آنچه» كه‌ بعد از اين‌ آفت‌ها «ذبح‌ كرده‌ باشيد» يعني‌: آنچه‌ را كه‌ قبل‌ از مردن‌ آنها به‌موقع‌ ذبح‌ شرعي‌ كرده‌ باشيد و هنوز در آنها آثار و نشانه‌هاي‌ حيات‌ باقي‌ مانده‌ باشد به ‌طوري‌ كه‌ در هنگام‌ ذبح‌، از خود اضطراب‌ و عكس‌العمل‌ نشان‌ دهند؛ بر شما حلالند. گفتني ‌است‌ كه‌ اين‌ استثنا بر حيوان‌ خفه ‌كرده‌ و مابعد آن‌ جاري‌ مي‌شود نه‌ بر ماقبل‌ آن ‌زيرا استثنا از (منخنقه‌: حيوان‌ خفه‌ كرده‌) شروع‌ مي‌شود و اين‌ مذهب‌ جمهورفقها (ابوحنيفه‌، شافعي‌ و احمد) است‌.
«و آنچه‌ براي‌ نصب‌ ذبح‌ شده ‌است» به‌منظور تعظيم‌ و بزرگداشت‌ آنها «بر شما حرام‌ است» نصب‌: سنگهايي‌ بود كه‌ در جاهليت‌ نصب‌ مي‌شد و مورد پرستش‌ قرار مي‌گرفت‌ و بت‌پرستان‌ خون‌ حيوانات‌ ذبح‌شده‌ را بر آنها مي‌ريختند. مجاهد مي‌گويد: «نصب‌، سنگهايي‌ بود در حوالي‌ مكه‌ كه‌ مشركان‌ حيوانات‌ را بر روي ‌آنها ذبح‌ مي‌كردند».
«و» بر شما حرام‌ شده‌ است‌ «اين‌ كه‌ شناخت‌ قسمت‌ و نصيب‌ خود را به‌ تيرهاي‌ ازلام ‌طلب‌ كنيد» ازلام‌: تيرهاي‌ مخصوصي‌ بود كه‌ اعراب‌ به‌وسيله‌ آنها فال‌ مي‌گرفتند وآنها را به‌ سه‌ قسمت‌ تقسيم‌ كرده‌ در دسته‌ اول‌ جمله‌ «بكن» و در دسته‌ دوم‌ جمله ‌«نكن» را مي‌نوشتند و دسته‌ سوم‌ سفيد بود و هيچ‌چيز بر آنها نوشته‌ نشده‌ بود و چون‌ كسي‌ از مشركان‌ مي‌خواست‌ تا شانس‌ و قسمت‌ خود را ـ مثلا در ازدواج‌ يا سفر يا امر مهم‌ ديگري‌ ـ بشناسد، آن‌ تيرهاي‌ شبيه‌ به‌ هم‌ را در كيسه‌اي‌ مي‌انداخت‌، سپس‌ دستش‌ را به‌ آن‌ كيسه‌ داخل‌ مي‌كرد و يكي‌ از آنها را بيرون ‌مي‌آورد، اگر از تيرهاي‌ «بكن» بيرون‌ مي‌آمد، آن‌ كاري‌ را كه‌ برآن‌ تصميم‌گرفته‌ بود انجام‌ مي‌داد، اگر از تيرهاي‌ «نكن» بيرون‌ مي‌آمد، آن‌ كار را انجام ‌نمي‌داد و اگر از تيرهاي‌ سفيد بيرون‌ مي‌آمد، فال‌ زدن‌ را تكرار مي‌كرد تا يكي‌ ازتيرهاي‌ دسته‌ اول‌ يا دوم‌ بيرون‌ آيد. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ كار را حرام‌ گردانيد زيرا اين‌ كار نوعي‌ ادعاي‌ علم‌ غيب‌ و از «تكهن» است‌.
«اينها همه‌ فسق‌ است» يعني‌: اين‌ محرمات‌ ياد شده‌، يا اين‌ تيرهاي‌ ازلام‌، خروج ‌از طاعت‌ حق‌ تعالي‌ است‌. (فسق‌) در اينجا، شديدتر از كفر است‌ «امروز كافران‌ از دين‌ شما نااميد گرديده‌اند» يعني‌: امروز آنها از نابودكردن‌ دينتان‌ و اين‌ كه‌ شما رابه‌ دين‌ خويش‌ برگردانند، نااميد شده‌اند. خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌، در روز عرفه‌ سال‌ دهم‌ هجري‌ در حجه‌الوداع‌ نازل‌ شد. ابن‌عباس‌ك در تفسير اين‌ آيه ‌مي‌گويد: «اهل‌ مكه‌ از اين‌ امر كه‌ شما مسلمانان‌ به‌ دين‌شان‌ ـ يعني‌ پرستش ‌بتان‌ ـ بازگرديد، مأيوس‌ شده‌اند». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «شيطان‌ از اين‌ كه ‌نمازگزاران‌ در جزيره‌العرب‌ او را پرستش‌ كنند، مأيوس‌ شده ‌است‌ و به‌ اين‌ راضي‌شده‌ كه‌ در غير اين‌ از اموري‌ كه‌ آن‌ را حقير مي‌پنداريد، مورد اطاعت‌ قرار گيرد...». «پس‌ از آنان‌ نترسيد» از ا