‏
«اين» روش‌ «نزديكتر است‌ به‌ آن‌ كه‌ شهادت‌ را بر وجه‌ آن‌ ادا كنند» يعني‌: اين ‌روش‌ نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ گواهان‌ بردارنده‌ گواهي‌ وصيت‌، گواهي‌ را بر وجه ‌درست‌ و به‌طور شايد و بايد آن‌ ادا كنند و آن‌ را تحريف‌ و تبديل‌ نكرده‌ و در آن ‌خيانت‌ نورزند «يا از آن‌ بترسند كه‌ سوگندها بعد از سوگندهاي‌ آنان‌ برگردانده ‌شود» يعني‌: اين‌ روش‌ نزديكتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ گواهان‌ وصيت‌ ايمن‌ باشند از اين ‌ترس‌ كه‌ سوگندها به‌ ورثه‌ برگردانده‌ شده‌ و آنها برخلاف‌ گواهي‌ آنان‌ سوگند بخورند زيرا اگر كسي‌ بداند كه‌ بعد از سوگند وي‌، سوگند ديگري‌ از جانب‌ مدعي ‌نخواهد بود، سوگند دروغ‌ مي‌خورد لذا سوگند ورثه‌ بعد از سوگند شهود وصيت‌، سبب‌ مي‌شود تا شهود وصيت‌ از سوگند خوردن‌ به‌دروغ‌، پرهيز و احتياط كنند «و از خدا پروا داريد» در امر خيانت‌ و سوگند دروغ‌ «و حكم‌ او را بشنويد» به‌ شنيدن ‌پذيرش‌ و اجابت‌ «و الله گروه‌ فاسقان‌ را راه‌ نمي‌نمايد» يعني‌: بيرون‌روندگان‌ از دايره‌ اطاعت‌ خود را به‌ حق‌ راهياب‌ نمي‌گرداند.
حاصل‌ معناي‌ دو آيه‌ كريمه‌ فوق‌ اين‌ است‌: اگر به‌ كسي‌ نشانه‌هاي‌ مرگ ‌دررسد، بايد وصيت‌ كند و دو تن‌ شاهد عادل‌ مسلمان‌ را بر وصيت‌ خود گواه ‌بگيرد و چنانچه‌ در سفر بود و جز كافران‌ كس‌ ديگري‌ در حول‌وحوش‌ وي‌ نبود و دو تن‌ شاهد مسلمان‌ نيافت‌، جايز است‌ تا دو تن‌ شاهد كافر را بر وصيت‌ خويش ‌گواه‌ بگيرد. سپس‌ اگر ورثه‌ شخص‌ وصيت‌كننده‌، در گواهي‌ آن‌ دو تن‌ شك ‌كردند، بايد آن‌ دو كافر به‌ خداوند(ج) سوگند بخورند بر اين‌ كه‌: به‌حق‌ شهادت ‌داده‌ و چيزي‌ از شهادت‌ را كتمان‌ نكرده‌اند و در مال‌ متروكه‌ متوفي‌ كه‌ به‌ آنها سپرده‌، خيانت‌ ننموده‌اند. آن‌گاه‌ اگر بعد از اين‌ سوگند، در عمل‌ خلاف ‌سوگندشان‌ به‌ظهور رسيد، يا تصور مي‌رفت‌ كه‌ چيزي‌ از تركه‌ متوفي‌ به‌ وجهي‌ از وجوه‌ در ملكيت‌ آن‌ دو تن‌ درآمده‌ است‌، در اين‌ هنگام‌، دو تن‌ از مردان‌ ورثه ‌متوفي‌، عليه‌ آن‌ دو گواه‌ كافر سوگند بخورند و بعد از آن‌ به‌ مفاد اين‌ سوگند عمل‌مي‌شود.
از ابن‌عباس‌(رض) دربيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «تميم‌ داري‌ و عدي‌بن‌ بداء دو تن‌ از نصرانياني‌ بودند كه‌ در مكه‌ تجارت‌ مي‌كردند... و چون‌ رسول‌اكرمص به‌ مدينه‌ هجرت‌ كردند، آنان‌ مركز تجاري‌ خويش‌ را به‌ مدينه‌ انتقال‌ دادند. در مدينه‌، يك‌ تن‌ از مسلمانان‌ به‌نام‌ بديل ‌سهمي‌يكجا با آنان‌ به‌قصد تجارت‌ عازم‌ شام‌ گرديد، بديل‌ در راه‌ بيمار شد و احساس ‌كرد كه‌ از آن‌ بيماري‌ جان‌ به‌سلامت‌ نخواهد برد پس‌ به‌دست‌ خويش‌ وصيتي ‌نوشته‌ و آن‌ را در درون‌ كالاي‌ تجارتي‌اش‌ پنهان‌ نمود، آن‌گاه‌ وصيت‌ كرد و آنهارا بر وصيت‌ خويش‌ گواه‌ گرفت‌. و چون‌ درگذشت‌، آنها از ميان‌ كالاي‌ تجارتي‌اش‌ ظرفي‌ را كه‌ با طلا نقش‌ونگار يافته‌ بود، براي‌ خود برداشتند و چون‌ به‌مدينه‌ آمدند، ماجراي‌ بيماري‌ و مرگ‌ بديل‌ را به‌ خانواده‌اش‌ بازگفته و اموالش‌ رابه‌ آنان‌ سپردند. هنگامي‌كه‌ خانواده‌ بديل‌ كالايش‌ را گشودند، وصيت‌نامه‌ او را كه‌صورت‌ اموال‌ خود را نيز درآن‌ نوشته‌ بود، يافتند اما از آن‌ ظرف‌ خبري‌ نبود. لذا نزد رسول‌اكرم‌ص شكايت‌ نمودند، همان‌ بود كه‌ آيات‌ مباركه‌ نازل‌ شد...».
ابن‌جرير طبري‌ مي‌گويد: «ترجيح‌ اين‌ است‌ كه‌ حكم‌ آيه‌ منسوخ‌ نيست‌ بلكه ‌محكم‌ است».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:927.txt"> آيه  109</a><a class="text" href="w:text:928.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:929.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:930.txt"> آيه  112</a><a class="text" href="w:text:931.txt"> آيه  113</a></body></html>سوره مائدة آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ خدا، پيامبران‌ را گرد مي‌آورد» كه‌ همانا روز قيامت‌ است‌. مخاطب‌ آيه ‌مؤمنانند كه‌ بايد اين‌ روز را به‌ياد آورند، يا از آن‌ حذر كنند. آري‌! روزي‌ كه‌خداوند(ج) پيامبران‌ را گرد مي‌آورد «پس‌ مي‌فرمايد: چه‌ پاسخي‌ به‌ شما داده ‌شد؟» يعني‌: امت‌هايتان‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ شما را به ‌سوي‌ آنان‌ برانگيخت‌، به‌شما چه‌ پاسخي‌ دادند؟ «مي‌گويند: ما علمي‌ نداريم‌، تويي‌ كه‌ داناي‌ رازهاي‌ نهاني» باآن‌ كه‌ پيامبران‡ به‌ چگونگي‌ پاسخي‌ كه‌ امت‌هايشان‌ به‌ ايشان‌ داده‌اند دانا بودند ولي‌ به‌منظور اظهار عجز و ناتواني‌ خود در پيشگاه‌ خداي‌ علام‌الغيوب‌، چنين‌ گفته ‌و پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ حق‌ تعالي‌ را به‌ خود وي‌ تفويض‌ كردند. به‌ قولي‌ديگر:پيامبران‡ از هول‌ و وحشت‌ عرصه‌ محشر، پاسخ‌ امت‌هايشان‌ را از ياد بردند. واين‌ قولي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند يكجا كننده‌ اين‌ سخن‌شان‌ با گواهي‌اي‌ باشد كه‌ بعدا درباره‌ امت‌هايشان‌ مي‌دهند. به‌ قولي‌ديگر: محتمل‌ است‌ كه‌ مراد پيامبران‡ اين‌باشد كه‌: ما به‌ اخلاص‌ امت‌هايمان‌ علمي‌ نداريم‌ زيرا فقط تويي‌ كه‌ داناي‌ آشكار و نهان‌ هستي‌.
	سوره مائدة آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ خداوند گفت‌: اي‌ عيسي‌ پسرم‌ مريم‌! نعمت‌ مرا بر خود و بر مادرت ‌به‌ياد آور» ابن‌كثير مي‌گويد: «يادآوري‌ اين‌ نعمت‌ به‌ عيسي‌(ع) بعد از بالابردن‌ وي ‌به‌سوي‌ آسمان‌ بود. يا اين‌ يادآوري‌ به‌ وي‌ در روز قيامت‌ است‌ و تعبير از آن‌ به‌صيغه‌ ماضي‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ بر وقوع‌ حتمي‌ آن‌ دلالت‌ كند». هدف‌ از يادآوري‌ نعمت‌ براو و بر مادرش‌، همانا آشنا ساختن‌ امت‌ها به‌ كرامت‌، علو مقام ‌و رفعت‌ شأني‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌دو را بدان‌ مفتخر، معزز و ممتاز گردانيد چنان‌كه‌ اين‌ يادآوري‌، دربرگيرنده‌ توبيخ‌ كساني‌ نيز هست‌ كه‌ آن‌ د