لّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ الله در آسمانها و در زمين‌» يعني: اوست‌ معبود، يا مالك‌، يا متصرف ‌آسمانها و زمين‌ «نهان‌ و آشكار شما را مي‌داند و نيز آنچه‌ را كه‌ عمل‌ مي‌كنيد مي‌داند» و هيچ‌ پوشيده‌اي‌ بر او پنهان‌ نيست‌.
آيات‌ سه‌گانه‌ فوق‌، در واقع‌ چون‌ مقدمه‌اي‌ براي‌ سوره‌ «انعام‌» است‌ و به ‌مضمون‌ اصلي‌ اين‌ سوره‌ كه‌ عبارت‌ از محاجه‌ با مشركان‌ و منكران‌ معاد و پايدار ساختن‌ اصول‌ عقيده‌ در نهاد بشر است‌، اشاره‌ دارد.
	آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌» يعني: براي‌ مشركان‌ «هيچ‌ نشانه‌اي‌ از نشانه‌هاي‌ پروردگارشان ‌نمي‌آيد» همانند معجزات‌ انبيا(ع) و ساير نشانه‌هايي‌ كه‌ از قدرت‌ حيرت‌انگيز پروردگار صادر مي‌شود «مگر اين‌ كه‌ از آن‌ روي‌ بر مي‌تافتند» بي‌آن‌ كه‌ بدان ‌كمترين‌ توجه‌ و التفاتي‌ داشته‌ باشند. آري‌! آنها از نشانه‌هايي‌ روي‌ برمي‌تابند كه‌ هر كس‌ ذره‌اي‌ عقل‌ و خرد داشته‌ باشد، نمي‌تواند در اين‌ حقيقت‌ كه‌ آنها اثر فعل‌ خداي‌ سبحان‌اند، شك‌ كند، آنها بايد به‌وسيله‌ همين‌ آيات‌ و نشانه‌ها، به‌ يگانگي ‌خداوند متعال‌ راه‌ مي‌يافتند اما اسفا! كه‌ هيچ‌ نشانه‌اي‌ از اين‌ نشانه‌ها را نديدند، جز اين‌ كه‌ از آن‌ روي‌ برتافتند. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌: مشركان‌ مكه‌ به‌ رسول‌ خداص گفتند؛ دعاكن‌ تا ماه‌ دو نيم‌ شود، آن‌گاه‌ ما ايمان‌ مي‌آوريم‌! ايشان‌ دعاكردند و ماه‌ دونيم‌ شد، نيمي‌ از آن‌ به‌ جانب‌ كوه‌ حراء رفت‌ و نيمي‌ به‌ جانب‌ ديگر، چنان‌كه‌ ابن‌ مسعود(رض)  مي‌گويد: «من‌ كوه‌ حراء را در ميان‌ دو نيمه‌ ماه‌ ديدم‌». اما آنها با وجود مشاهده‌ اين‌ معجزه‌ ايمان‌ نياوردند و گفتند: اين‌ سحري‌ است‌ آشكار!
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ تحقيق‌ آنان‌ حق‌ را» يعني: قرآن‌ را «تكذيب‌ كردند» زيرا قرآن‌ بزرگترين ‌معجزه‌ و نشانه‌ پروردگار است‌، به‌دليل‌ اين‌ كه‌ چون‌ آنها در مورد قرآن‌ به‌ معارضه ‌(تحدي‌) فراخوانده‌ شدند، از آوردن‌ مانند آن‌ ناتوان‌ گرديدند. يا معني‌ اين‌ است: اگر آنان‌ از نشانه‌هاي‌ الهي‌ رو بگردانند، جاي‌ استبعاد نيست‌ درحالي‌ كه ‌بزرگتر از آن‌، يعني‌ قرآن‌ را «آن‌گاه‌ كه‌ به ‌سويشان‌ آمد» تكذيب‌ كردند و به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: آن‌ گاه‌ كه‌ محمدص به‌سويشان‌ آمد، او را تكذيب‌ كردند «پس ‌به‌زودي‌ اخبار آنچه‌ بدان‌ استهزا مي‌كردند، به‌ آنان‌ خواهد رسيد» يعني: به ‌زودي‌ براي ‌آنان‌ آشكار خواهد شد كه‌ آنچه‌ بدان‌ استهزا و تمسخر مي‌كردند، در جايگاه ‌استهزا قرار نداشته ‌است‌ و آشنايي‌شان‌ به‌ اين‌ حقيقت: در هنگام‌ ارسال‌ عذاب‌ الهي ‌بر آنان‌، يا در هنگام‌ پيروزي‌ و غلبه‌ اسلام‌ در دنيا، يا در روز قيامت‌ است‌.
 
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَاراً وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌اند كه‌ پيش‌ از آنان‌ چه‌ بسيار قرن‌ها را هلاك‌ كرديم‌» قرن: بر مدت ‌انقضاي‌ عمر اهل‌ هر عصري‌ اطلاق‌ مي‌شود. يعني: آيا از طريق‌ شنيدن‌ اخبار و معاينه‌ آثار، اين‌ حقيقت‌ برايشان‌ آشكار نشده‌ كه‌ چه‌ بسيار امت‌ها را در عصري‌ پس‌ از عصر ديگر ـ به‌سبب‌ اين‌ كه‌ انبياي‌ خود را تكذيب‌ مي‌كردند ـ نابود كرديم‌ «امتهايي‌ كه‌ آنان‌ را در زمين‌ به ‌قدري‌ تمكين‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ شما را تمكين ‌نداده‌ايم‌» يعني: ما به‌ آن‌ امت‌هاي‌ تكذيب‌ پيشه‌ كه‌ قبل‌ از شما بودند، از مال‌ دنيا و طول‌ عمر و نيرومندي‌ بدني‌، به‌ اندازه‌اي‌ اقتدار و امكانات‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ به‌ شما نداده‌ايم‌ ولي‌ با اين‌ حال‌، همگي‌ آنان‌ را نابود كرديم‌ پس‌ نابود كردن‌ شما با اين ‌ضعف‌ و بي‌اقتداريتان‌ بر ما آسانتر است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ نخستين ‌مخاطبان‌ قرآن‌ در اين‌ موردند. «و بارانهاي‌ آسمان‌ را پي‌درپي‌ بر آنان‌ فروفرستاده‌بوديم‌ و رودبارها را از زير آنان‌» يعني: از زير درختان‌ و منازل‌ آنان ‌«روان‌ ساختيم‌، آن‌گاه‌ آنان‌ را به ‌سبب‌ گناهانشان‌ هلاك‌ كرديم‌» پس‌ اقتدار و امكاناتشان‌ هيچ‌ سودي‌ به‌ حالشان‌ نكرد «و بعد از آنان‌ امتي‌ ديگر» يعني: نسلي ‌ديگر «پديد آورديم‌» تا آنان‌ را بيازماييم‌ اما آن‌ نسل‌ نيز همانند آنها عمل‌ كردند وهمانند آنها هم‌ نابود شدند پس‌ شما اي‌ اهل‌ مكه‌! و اي‌ منكران‌ در همه‌ جا و هر زمان‌! به‌ خود آييد.
اين‌ آيه‌ بيانگر سنت‌ الهي‌ در عذاب‌كردن‌ و نابودساختن‌ جوامعي‌ است‌ كه‌ غرق ‌گناه‌ و نافرماني‌ حق‌ تعالي‌ مي‌شوند. بايد دانست: از اموري‌ كه‌ مردم‌ در آن‌ بسيارزود فريب‌ مي‌خورند، اين‌ است‌ كه‌ بدكاران‌ سركش‌ و مفسدان‌ عاصي‌، يا ملحدان‌كافر را در زمين‌، مقتدر و متمكن‌ مي‌بينند... ولي‌ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ مردم‌ درقضاوت‌ خويش‌ شتاب‌ مي‌كنند، آنها آغاز يا ميانه‌ راه‌ را مي‌بينند اما به‌ پايان‌ راه‌فكر نمي‌كنند و پايان‌ راه‌ فقط آن‌گاه‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ تحقق‌ يابد! پايان‌ راه‌ ديده ‌نمي‌شود، مگر در ويرانه‌هاي‌ گذشتگان‌ و خرابه‌هاي‌ ستمگران‌. كه‌ قرآن‌ در بسياري‌ از داستان‌هاي‌ خود، ما را به‌ همين‌ وادهاي‌ ويران‌ مي‌برد تا درس‌ عبرت ‌بگيريم‌.
 
	آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَاباً فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ نضربن‌ حارث‌ و دو تن‌ ديگر از قريشيان‌ نازل ‌شد كه‌ گفتند: اي‌ محمد! به‌ تو ايمان‌ نمي‌آوريم‌ تا براي‌ ما از نزد خداوند نوشته‌اي ‌نياوري‌ كه‌ چهار فرشته‌ همراه‌ آن‌ بر صحت‌ آن‌ و درستي‌ رسالتت‌ گواهي‌ دهند.
«و اگر كتابي‌ نوشته‌ بر كاغذ بر تو نازل‌ مي‌كرديم‌، آن‌گاه‌ آنان‌ با دستان‌ خويش‌ آن‌ را لمس‌ مي‌كردند» تا بدانجا كه‌ از طريق‌ حس‌ بينايي‌ و بساوايي‌شان‌ هر