 محاسبه‌ و عذاب ‌قرار مي‌گيرند ـ جز آن‌ كس‌ كه‌ خداوند (ج) او را شامل‌ رحمت‌ خويش‌ گرداند.
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز، كسي‌ كه‌ عذاب‌ از وي‌ برگردانده‌ شود» يعني: هركسي‌ كه‌ عذاب‌ از وي‌ در روز قيامت‌ بازداشته‌ شود «قطعا خدا بر او رحمت‌ آورده‌» يعني: يقينا او از اهل ‌رحمت‌ عظمي‌، يعني‌ از اهل‌ نجات‌ است‌ و به‌زودي‌ به‌ بهشت‌ وارد خواهد شد «و اين‌ همان‌ فوز آشكار است‌» فوز: عبارت‌ از به ‌دست‌ آوردن‌ سود و منتفي‌ شدن ‌زيان‌ است‌ لذا مسلم‌ است‌ كه‌ نجات‌ در روز قيامت‌، فوز و رستگاري‌ كامل‌ و آشكاري‌ است‌.
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خداوند به‌ تو زياني‌ برساند» و سختي‌ و بلا و ضرري‌ چون‌ فقر، بيماري‌ يا بلاي‌ ديگري‌ را بر تو نازل‌ كند «كسي‌ جز او برطرف‌كننده‌ آن‌ نيست‌» يعني: كسي‌ جز او قادر به‌ برداشتن‌ آن‌ زياني‌ كه‌ بر تو نازل‌ مي‌شود، نيست‌ «و اگر خيري‌ به‌ توبرساند» چون‌ گشايش‌ و نعمت‌ و رفاه‌، يا عافيت‌ و سلامتي‌، يا غير آن‌ از نعمت‌ها «پس‌ او بر همه‌ چيز تواناست‌» و از جمله‌ اين‌ توانايي وي‌، رساندن‌ شر و خير است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص چنين‌ دعا مي‌كردند: «اللهم لا مانع لما أعطيت ولا معطي لما منعت ولا ينفع ذا الجد منك الجد: بارخدايا! عطاي‌ تو را هيچ‌ بازدارنده‌اي‌ نيست‌ و آنچه‌ را كه‌ تو بازش‌ داري‌، هيچ‌ بخشنده‌اي‌ نيست‌ وجايگاه‌ و ثروت‌ هيچ‌ صاحب‌ جلال‌ و ثروتي‌ در دنيا، در آخرت‌ به‌ وي‌ از جانبت ‌سودي‌ نمي‌رساند» بلكه‌ آنچه‌ كه‌ به‌ وي‌ سود مي‌رساند، ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ است ‌و بس‌.
بعد از آن‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پيشنهاد كافران‌ را در مورد فرستادن‌ فرشته‌ و فرود آوردن‌ نامه‌اي‌ از آسمان‌ كه‌ دال‌ بر تصديق‌ رسالت‌ باشد، بيان‌ كرد و روشن ‌ساخت‌ كه‌ اين‌گونه‌ پيشنهادات‌، ناشي‌ از عناد و استهزاي‌ آنان‌ است‌، نه‌ از سر اشتياق‌ به‌ كشف‌ و دريافت‌ حقيقت‌، اينك‌ در اين‌ آيات‌ به‌ پيامبرش‌ دستور مي‌دهد كه‌ به‌ مشركان‌ چهار سخن‌ را بگويد و به‌ كار بستن‌ اين‌ چهار دستور، داروي‌ درد كافران‌ است‌ پس‌ هر كس‌ از اهل‌ كفر كه‌ بخواهد ايمان‌ آورد، راه‌ همين‌ است‌ كه ‌بايد برود:
1 ـ سيروسفر در زمين‌ و عبرت ‌گرفتن‌ از فرجام‌ كار تكذيب‌كنندگان‌.
2 ـ شناخت‌ مالكيت‌ و فرمانروايي‌ همه‌جانبه‌ حق‌ تعالي‌ و ديدن‌ آثار رحمت‌ وي ‌بر همه‌ چيز.
3 ـ نگرش‌ در آفرينش‌ حق‌ تعالي‌.
4 ـ اعلان‌ ترس‌ و نگراني‌ از عذاب‌ خدا(ج).
 
	آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ از شما را كه‌ در روز شنبه‌ تجاوز كردند، خوب‌ شناختيد» آنان‌ يهوديان ‌قريه‌ «أيله‌» بودند كه‌ حرمت‌ روز شنبه‌ را با نيرنگ‌ شكستند زيرا يهوديان‌ در روزشنبه‌ به‌ تعطيل‌ نمودن‌ كارها مأمور بودند، اما براي‌ گريز از اين‌ حكم، حيله‌اي ‌طراحي‌ كرده‌ و در آن‌ به‌ شكار ماهي‌ پرداختند، كه‌ داستانشان‌ در سوره‌ اعراف ‌(آيات‌ 166 - 162 ) به‌ تفصيل‌ مي‌آيد. «پس‌ به‌ آنان‌ گفتيم: بوزينگاني‌ طردشده‌ باشيد» يعني: به‌ بوزينه‌ مسخ‌ شويد، در حالي‌كه‌ حقير و ذليل‌ و بي‌ارزش‌ هستيد. بنابراين، جزاي‌ آنان‌ اين‌ بود كه‌ به‌ مرتبه‌ حيواني‌ محض‌ تنزل‌ كرده‌، بدون‌ عقل‌ وانديشه‌ زندگي‌ كنند و همچون‌ بوزينگان‌ در شهوات‌ خويش‌ فرو روند.
جمهور مفسران‌ بر آنند كه: صورتهايشان‌ مسخ‌ شد و در شكل‌ و صورت‌ بوزينه‌شدند. گفتني‌ است‌؛ كسي‌ كه‌ مسخ‌ مي‌شود، نمي‌تواند بيش‌ از سه‌ روز بخورد، بياشامد و زندگي‌ كند. ابن‌كثير مي‌گويد: «صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ مسخ‌ آنان‌ هم‌صوري‌ و هم‌ معنوي‌ بود - والله اعلم‌».
 

آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ قاهر» يعني: غالب‌ و چيره‌ و برتر «بر بندگان‌ خود» كه‌ گردنهاي ‌گردنكشان‌ دربرابر وي‌ فرو افتاده‌ و سرهاي‌ جباران‌ در پيشگاه‌ وي‌ به‌ ذلت‌ نگونسار شده‌ است‌. خاطر نشان‌ مي‌شود؛ در «قهر» معناي‌ مزيدي‌ است‌ كه‌ در «قدرت‌» نيست‌ و آن‌ بازداشتن‌ ديگران‌ از رسيدن‌ به‌ مراد و مقصود خويش‌ است‌ «و اوست ‌حكيم‌» در اجراي‌ مراد خود «آگاه‌» به‌ آن‌ كس‌ كه‌ سزاوار قهر است‌ از بندگان‌ وي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:962.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:963.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:964.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:965.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:966.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:967.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:968.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:969.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:970.txt">آيه  27</a></body></html>آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «چه‌ كسي‌ برتر است‌ در باب‌ شهادت‌» يعني: كدامين‌ گواه‌ در گواهي‌ خود برتر است‌؟ پاسخ‌ اين‌ است: «بگو: خدا، كه‌ ميان‌ من‌ و شما گواه ‌است‌» پس‌ وقتي‌ خداي‌ سبحان‌ ميان‌ پيامبر خودص و ميان‌ آنان‌ گواه‌ باشد، قطعا او در گواهي‌ براي‌ رسول‌ خويش‌، برتر است‌. به‌ قولي: جواب‌ سؤال‌ در ﴿قُلِ اللّهِ﴾ تمام‌ مي‌شود، يعني: خدا برتر است‌ در گواهي ‌دادن‌. دراين‌ صورت‌، جمله‌ بعد ازآن: ﴿شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ﴾ جمله‌ مستقل‌ ديگري‌ است‌. يعني: او ميان‌ من‌ و ميان‌ شما گواه‌ است‌ «و اين‌ قرآن‌ به‌ من‌ وحي‌ شده‌ است‌ تا شما را با آن‌ بيم‌ دهم‌ و كسي‌ را نيز كه ‌قرآن‌ به‌ او مي‌رسد، بيم‌ دهم‌» آوردن‌ اين‌ عبارت‌ بعد از بيان‌ گواهي‌ خداي‌ عزوجل‌، اين‌ معني‌ را مي‌رساند كه‌ فرود آوردن‌ قرآن‌ بر پيامبرص ، بخشي‌ ازگواهي‌ حق‌ تعالي‌ براي‌ پيامبرش‌ مي‌باشد. يعني: قرآن‌ بدان‌ جهت‌ بر من‌ وحي‌ شده ‌است‌ تا شما و تمام‌ مردم‌ ـ اعم‌ از انس‌ و جن‌ ـ را با همه‌ ملل‌ و اقشار و اصناف‌ مختلفشان‌، چه‌ آنان‌ كه‌ در حال‌ حاضر موجودند و چه‌ آنان‌ كه‌ در زمانهاي ‌آينده‌ ـ تاروز قي