مي‌كردند» يعني‌: بتان‌ خود را عبادت‌ مي‌كردند. به‌ قولي‌: آنان‌ از قبيله ‌«لخم» بودند و بتانشان‌ عبارت‌ بود از: تمثالهاي‌ گاو. به‌ قولي ‌ديگر: آن‌ قوم‌ از كنعانيان‌ بودند. «گفتند» بني‌اسرائيل‌ «اي‌ موسي‌! همان‌گونه‌ كه‌ براي‌ آنان‌ خداياني‌ است، براي‌ ما نيز معبودي‌ قرار ده» يعني‌: برايمان‌ بتي‌ قرار ده‌ كه‌ آن‌ را پرستش‌كنيم، همان‌گونه‌ كه‌ اين‌ قوم‌ بتاني‌ را مي‌پرستند «گفت‌: به‌راستي‌ شما قومي‌ هستيدكه‌ ناداني‌ مي‌كنيد» زيرا شما چنان‌ معجزات‌ و نشانه‌هاي‌ روشني‌ را مشاهده‌ كرديد كه‌ هر كس‌ كمترين‌ علم‌ و دانايي‌اي‌ مي‌داشت، بعد از مشاهده‌ آنها، از پرستش‌ غيرحق‌ تعالي‌ وحشت‌ مي‌كرد و سخت‌ تكان‌ مي‌خورد، اما شما در جهل‌ و عناد و رنگ‌به‌رنگ‌شدن، سرسخت‌ترين‌ خلق‌ خدا هستيد زيرا با وجود مشاهده‌ آن‌ همه‌ معجزات، چنين‌ درخواست‌ وقيحانه‌اي‌ را عنوان‌ مي‌كنيد.
در روايات‌ آمده‌ است‌: ياران‌ رسول‌خداص ديدند كه‌ مشركان‌ درختي‌ به‌نام ‌«ذات‌انواط» را به‌ پرستش‌ گرفته‌ و سلاح‌ خويش‌ را بر آن‌ مي‌آويزند پس‌ به‌ رسول‌ خداص گفتند: «براي‌ ما نيز ذات‌انواطي‌ قرار دهيد چنان‌كه‌ آنها ذات‌انواطي‌ دارند»! رسول‌ خداص برآشفتند و فرمودند: «نزديك‌ است‌ شما نيز همان‌ سخني‌ را بگوييد كه‌ قوم‌ موسي‌ به‌ وي‌ گفتند: براي‌ ما خدايي‌ قرار ده‌ چنان‌كه ‌آنان‌ خداياني‌ دارند!».
 
	آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ موسي‌(ع)  بر جهل‌ آنان‌ تأكيد نهاده‌ گفت‌: «در حقيقت‌ آنچه‌ اين‌گروه» بت‌ پرست‌ «در آنند» از پرستش‌ بتان‌ «بر باد و نابود است» تبار: نابودي‌ و تباهي‌ است‌ «و آنچه‌ انجام‌ مي‌دادند باطل‌ است» يعني‌: تمام‌ اعمالي‌ كه‌ انجام ‌مي‌دادند ـ و از جمله‌ پرستش‌ بتان‌ ـ بر باد و بي‌بنياد است‌ پس‌ اي‌ قوم‌ جاهل‌ من‌! چرا از حق‌ دلتنگ‌ شده‌ و دنبال‌ اين‌ مزخرفات‌ مي‌گرديد؟.
 
	آيه  140
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت» موسي‌(ع)  «آيا غير از خدا معبودي‌ براي‌ شما بجويم» يعني‌: چگونه‌ غير از خدا(ج)  معبودي‌ براي‌ شما بجويم‌ درحالي‌كه‌ شما نشانه‌ها و معجزات‌ بزرگي‌ را از جانب‌ حق‌ تعالي‌ مشاهده‌ كرده‌ايد كه‌ حتي‌ مشاهده‌ بعضي‌ از آنها هم‌ براي ‌گرايشتان‌ به‌ يگانه‌پرستي‌ كافي‌ بود، آخر چگونه‌ چنين‌ كنم‌: «با آن‌كه‌ او شما را بر جهانيان» زمانتان‌ «برتري‌ داده‌ است‌؟» با نعمت‌ هايي‌ كه‌ بر شما بخشيده‌ است‌؛ چون‌ نابودكردن‌ دشمنانتان، جانشين‌ساختنتان‌ در زمين، بيرون‌ كردنتان‌ از زير بار خواري‌ و پستي‌ به‌سوي‌ جايگاه‌ برتري‌ و عزت‌ و هدايت‌ نمودنتان‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌؟ چگونه‌ اين‌ همه‌ نعمت‌ معبود يگانه‌ را با پرستش‌ غير وي‌ پاسخ‌ مي‌دهيد؟!
نسفي‌ به‌ مناسبت‌ اين‌ آيه‌ چنين‌ روايت‌ كرده‌است‌: «يهودي‌اي‌ به‌ حضرت‌ علي‌(رض)  گفت‌: شما بعد از درگذشت‌ پيامبرتان‌ ـ قبل‌ از آن‌كه‌ حتي‌ آب‌ وي[6] خشك‌ شود ـ باهم‌ اختلاف‌ كرديد! علي‌(رض)  در پاسخ‌ وي‌ فرمود: شما هنوز آب‌پاهايتان‌[7] خشك‌ نشده‌ بود كه‌ به‌ موسي‌(ع)  گفتيد: بتي‌ را براي‌ ما خدا قرارده‌!!».
 
[6] يعني‌ : آب‌ غسل‌ وي‌ ، يا آبي‌ كه‌ بر قبرش‌ پاشيديد .
[7] بعد از خروج‌ از درياي‌ سرخ‌ .	آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كنيد هنگامي‌ كه‌ شما را از دست‌ فرعونيان‌ نجات‌ داديم، كه‌ شما را سخت‌ شكنجه‌ مي‌كردند؛ پسرانتان‌ را مي‌كشتند و دخترانتان‌ را زنده‌ مي‌گذاشتند» و شما را با چنان‌ عذاب‌ سختي‌ تعذيب‌ مي‌كردند تا بدانجا كه‌ به‌ آن‌ عذاب‌ عادت‌ كرده‌ بوديد، همانند شتري‌ كه‌ به‌ چراگاه‌ خويش‌ عادت‌ مي‌كند پس‌ چگونه‌ بعد از نجات‌ از چنان‌ عذابي، بازهم‌ ديگران‌ را با ما شريك‌ مي‌گردانيد؟ «و در اين» نجات ‌دادنتان‌ اززيانها و عذابهاي‌ بزرگ‌ «براي‌ شما از جانب‌ پروردگارتان‌ آزمايشي‌ بزرگ‌ بود» يعني‌: نعمت‌ بزرگي‌ بود كه‌ خداوند(ج)  شما را با آن‌ نعمت، آزمايش‌ و امتحان‌ مي‌كرد كه‌آيا به‌ حق‌ شكرگزاري‌ وي‌ قيام‌ مي‌كنيد يا خير؟
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:130.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:131.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:132.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:133.txt">آيه  97</a><a class="text" href="w:text:134.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:135.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:136.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:137.txt">آيه  101</a></body></html>آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با موسي، سي‌ شب‌ وعده‌ گذاشتيم» از جمله‌ گراميداشت‌ و تجليل‌ خداوند(ج)  از موسي‌(ع) ، تعيين‌ اين‌ مدت‌ به‌عنوان‌ موعدي‌ براي‌ مناجات‌ و سخن ‌گفتن‌ با وي‌ بود. شايد بردن‌ او به‌ اين‌ ميعادگاه‌ براي‌ آن‌ بود تا حق‌ تعالي‌ بر ايمان‌ و يقينش‌ بيفزايد چنان‌كه‌ با محمدص در شب‌ «اسراء و معراج» چنين‌ كرد ونيز براي‌ آن‌ بود تا با وي‌ پيمان‌ ببندد و تورات‌ را به‌ وي‌ بسپارد پس‌ موسي‌(ع)  به ‌ميعادگاه‌ رفت‌ و آن‌ مدت‌ را روزه‌ گرفت‌ «و آن‌ ميعاد را با ده‌ شب‌ ديگر به‌ اتمام‌ رسانديم‌ تا آن‌كه‌ ميعاد پروردگارش‌ در چهل‌ شب‌ به‌ سر آمد» يعني‌: بعد از آن‌كه‌ موسي‌(ع)  به‌ وعده‌گاه‌ رفت، بر آن‌ ميعاد، ده‌ شب‌ ديگر افزوديم‌.
بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌ آن‌ چهل‌شب‌ عبارت‌ بود از: تمام‌ ماه‌ ذي‌القعده‌ و ده‌ روز از ماه‌ ذي‌الحجه‌ بنابراين، موسي‌(ع)  ميقات‌ را در روز عيد قربان‌ به‌ اتمام ‌رسانيد و حق‌ تعالي‌ با وي‌ در اين‌ روز سخن‌گفت‌. همچنين‌ در همين‌ روز بود كه‌ خداوند متعال، دين‌ اسلام‌ را براي‌ حضرت‌ محمدص به‌ اكمال‌ رسانيد چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً ﴾  «مائده‌ / 3». «و موسي‌ به‌ برادرش‌ هارون‌ گفت» هنگامي‌ كه‌ عازم‌ كوه‌ طور ـ ميعادگاه‌ مناجات‌ با پرورگارش‌ ـ بود «در ميان‌ قوم‌ من‌ جانشين‌ من‌ باش‌ و در اصلاح» حال‌ بني‌اسرا