ْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ زودي‌ كساني‌ را كه‌ در زمين‌ به‌ناحق‌ تكبر مي‌ورزند، از آيات‌ خود» يعني‌: از فهم ‌كتاب‌ خود، يا از ايمان ‌آوردن‌ به‌ آن‌ «باز خواهم‌ داشت» زيرا تكبر، فقط شايسته ‌ذات‌ من‌ است‌ «به‌طوري‌ كه‌ اگر هر نشانه‌اي‌ را بنگرند، به‌ آن‌ ايمان‌ نياورند» با وجود بسياري‌ نشانه‌ها و معجزه‌ها و دلالت‌ روشن‌ آنها بر حق‌ «و اگر راه‌ راستي‌ را ببينند، آن‌ را در پيش‌ نگيرند و اگر راه‌ گمراهي‌ را ببينند، آن‌ را راه‌ خود قرار دهند، اين» بازداشتن‌ و رويگردان‌ ساختن‌شان‌ از نشانه‌هاي‌ حق‌ و مخالفت‌شان‌ با حق ‌«بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ آنان‌ آيات‌ ما را دروغ‌ انگاشتند و از آن‌ غافل‌ ماندند» به‌ غفلت ‌عناد و اعراض، نه‌ غفلت‌ سهو و جهل‌. يعني‌: حق‌ تعالي‌ دلهايشان‌ را بدان‌ جهت‌ از ايمان‌ و تصديق‌ به‌ رسالت‌ برگردانيد كه‌ آنها به‌ انگيزه‌ استكبار و گردنكشي، بر تكذيب‌ و رويگرداني‌ از حق‌ اصرار ورزيدند، به‌ رغم‌ آن‌كه‌ معجزات‌ بسياري‌ را هم‌ ديدند.
 
آيه  147
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ آيات‌ ما و دبدار آخرت‌ را» يعني‌: روبروشدن‌ با آنچه‌ را كه‌ در آخرت‌ بدان‌ وعده‌ داده‌ شده‌اند «تكذيب‌ كردند، اعمالشان‌ حبط شده‌ است» با آن‌كه‌ اين‌ اعمال‌ در جايگاهي‌ قرار داشت‌ كه‌ از آن‌ اميد منفعت‌ برده‌ مي‌شد. حبط شدن‌: بي‌اثر شدن‌ اعمالي‌ است‌ كه‌ صورت‌ ظاهر آنها، صورت‌ طاعت‌ است‌؛ چون‌ صدقه‌ و صله‌ رحم‌ «آيا جز در برابر كار و كردارشان‌ جزا مي‌يابند؟» يعني‌: خداوند به‌ هيچ‌ وجه‌ برآنها ستم‌ نكرده‌ و بر كيفري‌ كه‌ سزاوار آن‌ بوده‌اند، نيفزوده ‌است‌.
 
	آيه  148
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُكَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قوم‌ موسي‌ پس‌ از او» يعني‌: پس‌ از رفتنش‌ به‌ كوه‌ طور «از زيورهاي ‌خود» يعني‌: از زيورهايي‌ كه‌ در شب‌ گريز خود، از مصريان‌ به‌ عاريت‌ گرفته‌ بودند «مجسمه‌ گوساله‌اي‌ براي‌ خود ساختند» يعني‌: تمثالي‌ از گوساله‌ كامل‌ بي‌ روحي ‌«كه‌ صداي‌ گاو داشت» آن‌گاه‌ اين‌ گوساله‌ را به‌ خدايي‌ گرفتند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ گاوپرستي‌ عادتي‌ از عادات‌ قوم‌ فرعون‌ بود. خوار: صداي‌ گاو است، چون‌ بانگ‌ بركشد.
روايت‌ شده‌است‌ كه‌ موسي‌ با قوم‌ خود وعده‌ گذاشت‌ كه‌ به‌ مدت‌ سي‌ شب‌ به‌ طور برود و پس‌ از آن، از ميعادگاه‌ برگردد. اما چون‌ مأمور شد كه‌ ده‌ شب‌ ديگر را بر آن‌ مدت‌ بيفزايد، نتوانست‌ سر قرار معين‌ به‌ميان‌ قومش‌ بازگردد. دراين‌ هنگام ‌«سامري» كه‌ بني‌اسرائيل‌ از وي‌ حرف‌شنوي‌ داشتند، به‌ آنان‌ گفت‌: با شما زيوراتي‌ از كسان‌ فرعون‌ است‌ كه‌ آنها را به‌ عاريت‌ گرفته‌ بوديد تا خود را در مراسم‌ عيد بياراييد و اكنون‌ كه‌ خداوند كسان‌ او را غرق‌ كرده، آن‌ زيورات‌ را نزد من‌ آوريد. بني‌اسرائيل‌ از وي‌ اطاعت‌ كرده‌ زيورات‌ را به‌ وي‌ سپردند و او از آنها تمثال‌ گوساله‌اي‌ ساخت، سپس‌ مشتي‌ از خاكي‌ را كه‌ از نقش‌ سم‌ اسب‌ جبرئيل‌(ع)  برگرفته‌ بود، در آن‌ افگند و در نتيجه، آن‌ تمثال‌ آواز گاو برداشت‌. «آيا نديدندكه‌ آن‌ گوساله‌ با آنان‌ هيچ‌ سخن‌ نمي‌گويد» چه‌ رسد به‌ اين‌كه‌ قادر به‌ جلب‌ منفعت‌ يا دفع‌ مضرتي‌ از آنان‌ باشد «و هيچ‌ راهي‌ بدانها نمي‌نماياند؟» يعني‌: آيا نديدند كه‌آنان‌ را به‌ هيچ‌ راه‌ خير حسي‌ يا معنوي‌اي‌ دلالت‌ و راهنمايي‌ نمي‌كند؟ پس‌ چگونه ‌او را بر كسي‌ ترجيح‌ مي‌دهند كه‌ اگر تمام‌ درياها مركب‌ گردند تا كلماتش‌ را بنويسند، قبل‌ از آن‌كه‌ كلمات‌ وي‌ به‌پايان‌ آيد، آب‌ درياها تمام‌ مي‌شود و هم‌اوست‌ كه‌ خلق‌ را به ‌سوي‌ حق‌ هدايت‌ كرده‌است‌؟ «آن» گوساله‌ «را گرفتند» به‌ خدايي‌ و پرستش‌ «در حالي‌ كه‌ ستمكار بودند» بر نفس‌ خود به‌ اين‌ كار.يا ستمكار بودند در همه‌ چيز. و چه‌ ستمي‌ از شرك‌ بزرگتر است‌؟
 
	آيه  149
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ سخت‌ پشيمان‌ شدند» از پرستش‌ گوساله‌. به‌ قولي‌: اين‌ ندامت‌شان ‌پس‌ از بازگشت‌ موسي‌(ع)  از ميقات‌ بود «و ديدند كه‌ واقعا گمراه‌ شده‌اند» يعني‌: دريافتند كه‌ با پرستش‌ گوساله، به‌ معصيت‌ خداي‌ سبحان‌ مبتلا گشته‌اند «گفتند: اگرپرودگار ما به‌ ما رحم‌ نكند و بر ما نبخشايد، قطعا از زيانكاران‌ خواهيم‌ بود» در دنيا وآخرت‌.
چنين‌ بود كه‌ با فرياد و استغاثه‌ و تضرع‌ مخلصانه، به‌ خداي‌ منان‌ پناه‌ بردند و با خلوص‌ دل‌ به‌ وي‌ التجا كردند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1300.txt">آيه  150</a><a class="text" href="w:text:1301.txt">آيه  151</a><a class="text" href="w:text:1302.txt">آيه  152</a><a class="text" href="w:text:1303.txt">آيه  153</a><a class="text" href="w:text:1304.txt">آيه  154</a><a class="text" href="w:text:1305.txt">آيه  155</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:14.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:15.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:16.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:17.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:18.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:19.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:20.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:21.txt">وجه‌ تسميه‌:﴿  سوره‌ فاتحه﴾</a></body></html>آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ چنين‌ نقل‌ مي‌كند: يهوديان‌ گفتند؛ كسي‌ ديگر جز ما هرگز وارد بهشت‌ نمي‌شود. پس‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: «بگو» اي‌ محمد ص! به‌ يهوديان‌ «اگر به‌ حكم‌ الهي‌ سراي‌ آخرت‌ مختص‌ شماست ‌نه‌ ديگر مردم‌» و فقط شما هستيد كه‌ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شويد و ديگران‌ با شما در اين‌ امر مشاركت‌ ندارند؛ «پس‌ اگر راست‌ مي‌گوييد آرزوي‌ مرگ‌ كنيد» زيرا كسي‌ كه‌ به‌ بهش