ي‌ امتت‌ ميراث‌ دهيم‌، حكم‌ كرده‌ايم‌ و آن‌ را مقدر ساخته‌ايم‌ و در ضمن‌ اين‌ قرآن‌، تمام‌ كتابهاي‌ آسماني‌ ديگر را نيز به‌ آنان‌ ميراث ‌داده‌ايم‌ زيرا اين‌ كتاب‌، تصديق‌ كننده‌ و نگهبان‌ همه‌ كتب‌ آسماني‌ پيشين‌ است‌.
آري‌! شكي‌ نيست‌ كه‌ خداوند متعال‌ علماي‌ اين‌ امت‌ را ـ از صحابه‌ گرفته‌ تاكساني‌ كه‌ بعد از آنان‌ آمده‌اند و خواهند آمد ـ بر ساير بندگان‌، شرف‌، منزلت‌ و برتري‌ عنايت‌ كرده‌ است‌ و امت‌ ما را امت‌ برگزيده‌ و ميانه‌اي‌ گردانيده‌ است‌ تا بر همه‌ مردم‌ جهان‌ گواه‌ و رهبر باشند و آنان‌ را به‌ اين‌ شرف‌ كه‌ امت‌ بهترين‌ انبيا و سرور و سالار اولاد آدم‌ قرارشان‌ داده‌، اكرام‌ نموده‌ و گرامي‌ داشته‌ است‌.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ امت‌ را به‌ سه‌ دسته‌ تقسيم‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «پس‌ برخي‌ از آنان‌ بر نفس‌ خود ستمكار و برخي‌ از آنان‌ ميانه‌ رو و برخي‌ از آنان‌ به‌ اذن‌ الله به‌سوي ‌نيكي‌ها پيشگامند» مقاتل‌ مي‌گويد: «ستمگران‌ بر نفس‌ خود: مرتكبان‌ گناهان ‌كبيره‌ از اهل‌ توحيداند. ميانه‌روان‌: كساني‌ هستند كه‌ مرتكب‌ گناه‌ كبيره‌اي‌ نگرديده‌اند و سبقت‌كنندگان‌ و پيشتازان‌: كساني ‌هستند كه‌ به‌سوي‌ اعمال‌ شايسته‌ پيشي‌ گرفته‌اند. شكي‌ نيست‌ كه‌ ستمكار بر نفس‌ خود، از اداي‌ واجبات‌ و تكاليف‌ خويش‌ كوتاهي‌ مي‌كند، يا مرتكب‌ محرمات‌ مي‌گردد. ميانه‌رو، در كار دين ‌ميانه‌روي‌ اختيار كرده‌ و به‌ جانب‌ افراط و تفريط ميل‌ نمي‌كند و او از اهل‌ بهشت ‌است‌. اما پيشتاز و پيشي‌گيرنده‌ كسي‌ است‌ كه‌ از ديگران‌ در امور دين‌ سبقت‌ گرفته‌ و او بهترين‌ اين‌ سه‌ گروه‌ مي‌باشد». ابن‌كثير مي‌گويد: «ستمگر بر نفس‌ خويش‌: كسي‌ است‌ كه‌ برخي‌ از واجبات‌ را فروگذاشته‌ و برخي‌ از محرمات‌ را مرتكب ‌مي‌گردد. ميانه‌رو: كسي‌ است‌ كه‌ واجبات‌ را انجام‌ داده‌ و محرمات‌ را ترك ‌مي‌كند و گاهي‌ برخي‌ از مستحبات‌ را ترك‌ كرده‌ و برخي‌ از مكروهات‌ را انجام ‌مي‌دهد. سابق‌ الي ‌الخيرات‌: كسي‌ است‌ كه‌ واجبات‌ و مستحبات‌ را به‌جا آورده‌ و محرمات‌ و مكروهات‌ و حتي‌ بعضي‌ از مباحات‌ را نيز ترك‌ مي‌كند». نسفي ‌مي‌گويد: «ظالمان‌ را در اول‌ ذكر كرد زيرا آنان‌ اكثريت‌ هستند، بعد از آنان‌ ميانه‌روان‌ از نظر تعداد بيشتراند اما پيشگامان‌ از هر دو گروه‌ فوق‌ كمترند و در اقليت ‌قرار دارند لذا در آخر ذكر شده‌اند».
«اين» گزينش‌ و ميراث‌ دادن‌ كتاب‌، يا اين‌ سبقت‌گرفتن‌ و پيشتازي‌ به‌سوي ‌اعمال‌ خير «همانا فضل‌ بزرگ‌ است» در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابودرداء(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «خداوند(ج) فرموده‌است‌:(‏ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ‏ ): اما كساني‌ كه‌ سبقت‌ گرفته‌اند، ايشان ‌بدون‌ حساب‌ به‌ بهشت‌ درمي‌آيند. كساني‌ كه‌ ميانه‌روي‌ پيشه‌ كرده‌اند، به‌ حسابي ‌آسان‌ مورد محاسبه‌ قرار مي‌گيرند و كساني‌ كه‌ بر نفسهاي‌ خود ستم‌ كرده‌اند، در درازاي‌ محشر بازداشته‌ مي‌شوند و همانانند كه‌ خداي‌ عزوجل‌ كوتاهي‌ و قصور آنان‌ را با رحمت‌ خويش‌ تلافي‌ مي‌نمايد و همانانند كه‌ مي‌گويند: ( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ)»[1].
 
[1] نگاه‌ كنيد به‌ آيه‌ (34) از همين‌ سوره‌.
سوره فاطر آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤاً وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بهشتهاي‌ عدن‌ كه‌ به‌ آنها وارد مي‌شوند» اين‌ وعده‌اي‌ است‌ به‌ پيشگامان‌ به‌سوي‌ نيكويي‌ها، يا وعده‌اي‌ است‌ به‌ تمام‌ برگزيدگان‌ ـ يعني‌ مجموعه‌ اين‌ امت‌ از هر سه‌ گروه‌ ياد شده‌ ـ زيرا گروه‌ اول‌ ـ يعني‌ ستمگران‌ بر خود ـ بعد از آن‌كه‌ از گناه‌ خويش‌ پاكسازي‌ شوند، به‌ بهشت‌ عدن‌ وارد مي‌شوند. گروه‌ دوم‌ ـ يعني ‌ميانه‌روان‌ ـ بعد از آن‌كه‌ با آنان‌ حسابي‌ سهل‌ و آسان‌ انجام‌ گيرد، به‌ آن‌ وارد مي‌شوند. و گروه‌ سوم‌ ـ يعني‌ پيشگامان‌ ـ بي‌حساب‌ و عذابي‌ به‌ آن‌ وارد مي‌شوند. بهشت‌ عدن‌: يعني‌ بهشت‌ هميشگي‌اي‌ كه‌ در آن‌ جاودانه‌ ماندگاراند «در آنجا با دستبندهايي‌ از طلا و مرواريد زيور داده‌ مي‌شوند و جامه‌شان‌ در آنجا ابريشم ‌است» تفسير نظير اين‌ بخش‌ از آيه‌، به‌طور مفصل‌ در سوره‌ «حج/‌23» گذشت‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هر كس‌ در دنيا ابريشم‌ بپوشد، در آخرت‌ آن‌ را نمي‌پوشد». آن‌گاه‌ خطاب‌ به‌ مؤمنان‌ فرمودند: «اين‌ ابريشم‌ در دنيا براي‌ كفار و در آخرت‌ براي‌ شماست‌».
شكي‌ نيست‌ كه‌ علما سزاوارترين‌ و شادمان‌ترين‌ مردم‌ به‌ اين‌ نعمت‌ و اين‌ رحمت‌اند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد، ابوداوود، ترمذي‌ و ابن‌ماجه ‌آمده‌ است‌: مردي‌ از اهل‌ مدينه‌ به‌ دمشق‌ نزد ابودرداء(رض) رفت‌، ابودرداء(رض) به‌ وي‌ فرمود: اي‌ برادر! چه‌ چيزي‌ تو را به‌ اينجا آورده‌ است‌؟ آن‌ مرد گفت‌: مرا حديثي‌ به‌ اينجا آورده‌ كه‌ آگاهي‌ يافته‌ام‌ شما آن‌ را از رسول‌‌خدا‌ص روايت ‌مي‌كنيد. ابودرداء(رض) فرمود: آيا براي‌ تجارتي‌ نيامده‌اي‌؟ گفت‌: خير! فرمود: آيا براي‌ نياز ديگري‌ نيامده‌اي‌؟ گفت‌: خير! فرمود: آيا ـ جز به‌ طلب‌ اين‌ حديث‌ ـ براي‌ هيچ‌كار ديگري‌ نيامده‌اي‌؟ گفت‌: خير! آن‌گاه‌ ابودرداء(رض) فرمود: اينك‌ بشنو؛ من‌ از رسول‌‌خدا‌ص شنيده‌ام‌ كه‌ فرمودند: «من‌ سلك‌ طريقا يطلب‌ فيها علما سلك‌ الله‌ تعالي‌ به‌ طريقا إلي‌ الجنة‌ وإن‌ الملائكة‌ لتضع‌ أجنحتها رضا لطالب‌ العلم‌ وإنه ‌ليستغفر للعالم‌ من‌ في‌ السموات‌ والأرض‌ حتي‌ الحيتان‌ في‌ الماء. فضل‌ العالم‌ علي‌ العابد كفضل‌ القمر علي‌ سائر الكواكب‌. إن‌ العلماء هم‌ ورثة ‌الأنبياء وإن‌ الأنبياء لم‌ يورثوا دينارا ولا درهما وإنما ورثو العلم‌، فمن‌ أخذ به‌ أخذ بحظ وافر: هر كس‌ به‌ راهي‌ در پي‌ علمي‌ برود، خداوند متعال‌ او را در راهي‌ كه‌ به‌سوي‌ بهشت‌ منتهي‌ مي‌شود مي‌برد، بي‌گمان‌ فرشتگان‌ بالهاي‌ خود را از روي‌ خشنودي‌ از طالب‌ علم‌، مي‌گسترند و همه‌ كساني‌ كه‌ در آسمانها و زمين‌اند ـ حتي‌ ماهي‌ها در آب‌ ـ براي‌ عالم‌ آمرزش‌ مي‌خواهند و فضيلت‌ عالم‌ بر عابد همچون‌ برتري‌ ماه‌ بر ساير ستارگان‌ است‌، بي‌گمان‌ علما ورثه‌ ان