ف‌ «از شهوات‌ پيروي‌ كردند» يعني‌: محرماتي‌ را كه‌ نفسهايشان‌ بدان‌ تمايل‌ داشت‌ مرتكب‌ شدند؛ مانند شرابخواري‌ و زنا را. حسن‌بصري‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «آنها مساجد را تعطيل‌ كرده‌ پايبند منفعت‌سراها شدند؛ مانند چسبيدن‌ به‌ دكان‌ و بازرگاني‌ و كشتزار و غيره‌» «پس‌ به‌ زودي‌ با غي‌ رو در رو شوند» غي‌: شر است‌ و به‌قولي‌: زيان‌ و ناكامي‌ است‌. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «غي‌، واديي‌ در جهنم‌ است‌». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «پس‌ از شصت‌ سال‌ از درگذشت‌ من‌، جانشيناني‌ خواهند آمد كه‌ نماز را تباه‌ ساخته‌ و از شهوات‌ پيروي ‌مي‌كنند پس‌ اينان‌ به‌ زودي‌ با شر و زيان‌ روبرو خواهند شد، سپس‌ بعد از آنان‌ جانشيناني‌ خواهند آمد كه‌ قرآن‌ را مي‌خوانند اما از حنجره‌هايشان‌ تجاوز نمي‌كند.و سه‌ كس‌ قرآن‌ را مي‌خواند: مؤمني‌، منافقي‌ و فاجري‌». يكي‌ از علما مي‌گويد: «مؤمن‌ به‌ قرآن‌ ايمان‌ دارد، منافق‌ به‌ قرآن‌ كافر است‌ و فاجر به‌ وسيله‌ قرآن‌ نان ‌مي‌خورد». چنين‌ روايت‌ شده‌ است‌ از ابي‌عبدالرحمن‌ مقري:.
 
	 سوره قصص آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَاراً قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَاراً لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ موسي‌ آن‌ مدت‌ مقرر را به‌پايان‌ رسانيد» و آن‌ كامل‌ترين‌ دو مدت، يعني‌ مدت‌ ده‌ سال‌ بود چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «از جبرئيل‌ پرسيدم‌ كه‌ موسي‌ كدام‌يك‌ از دو مدت‌ را به‌سر رسانيد؟ گفت: تمام‌ترين‌ و كامل‌ترين‌ آن‌ دو را». «و خانواده‌اش‌ را همراه‌ برد» به‌سوي‌ مصر. اين‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ مرد مي‌تواند خانواده‌اش‌ را در هر جا كه‌ خواست‌ با خود ببرد «از جانب‌ طور آتشي‌ را ديد» تفسير نظير اين‌ بخش‌ از آيه، در سوره‌ «طه‌» به‌طور مفصل‌ گذشت‌ «به‌خانواده‌اش‌ گفت: اينجا درنگ‌ كنيد كه‌ من‌ آتشي‌ از دور ديدم، شايد براي‌ شما از آنجا خبري‌ بياورم‌» تفسير اين‌ بخش‌ نيز در سوره‌ «طه‌» و سوره‌ «نمل‌» گذشت‌ «يا جذوه‌اي‌» جذوه: پاره‌اي‌ از آتش‌ است‌ «باشد كه‌ خود را گرم‌ كنيد» با آن‌ آتش‌. اين ‌آيه‌ بر سرد بودن‌ هوا در سفر موسي‌(ع) دلالت‌ مي‌كند.
 
سوره قصص آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ به‌ آن‌ آتش‌ رسيد» آتشي‌ كه‌ از دور آن‌ را ديده‌ بود «از كرانه‌ وادي ‌ايمن‌ ندا داده‌ شد» ايمن‌ صفت‌ كرانه‌ است، يعني‌ از جانب‌ راست‌ موسي‌(ع)، يا جانب‌ راست‌ آب‌ از ناحيه‌ غرب‌ وادي‌ ـ درصورتي‌كه‌ وادي‌ در معرض‌ سيلان ‌آب‌ قرار گيرد ـ ندا داده‌ شد «در آن‌ جايگاه‌ مبارك‌» كه‌ به‌ سبب‌ سخن‌ گفتن ‌خداوند متعال‌ با وي، بركت‌ يافته‌ است‌. خداوندأ در جاي‌ ديگري‌ از قرآن، اين‌ وادي‌ را مقدس‌ ناميده‌ است‌. آري‌! ندا داده‌ شد «از ميان‌ درخت‌» درختي‌ كه‌ بر كرانه‌ وادي‌ روييده‌ بود «كه‌ اي‌ موسي‌! من‌ خداوندم، پروردگار عالميان‌» يعني: كسي‌كه‌ تو مخاطب‌ او هستي، پروردگار جهانيان‌ است‌.
عبدبن‌حميد و ابن‌جرير از عبدالله بن‌ مسعود(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «به‌ياد درختي‌ افتادم‌ كه‌ موسي‌(ع)به‌ سوي‌ آن‌ مأوي‌ گرفت‌ (و از آنجا تاج‌ و لقد كلم‌الله‌... بر تارك‌ عز وي‌ نهاده‌ شد) پس‌ به‌ شوق‌ ديدار آن‌ درخت‌ يك‌ شبانه‌روز راه ‌پيمودم‌ تا صبحگاهان‌ بر سر آن‌ درخت‌ رسيدم، بناگاه‌ ديدم‌ كه‌ آن‌ درخت، سبز وخرم‌ و پرجنب‌وجوش‌ است‌ آن‌گاه‌ بر رسول‌ خدا ص درود و سلام‌ فرستادم‌. در اين‌ اثنا شترم‌ كه‌ گرسنه‌ بود، قصد آن‌ درخت‌ كرد و از آن‌ يك‌ دهن‌ برگ‌ بركند و جويد اما نتوانست‌ آن‌ را فرو برد، بار ديگر بر رسول‌ خدا ص درود و سلام‌ فرستادم‌ و بازگشتم‌»[1].
 
[1] مترجم‌ در دوران‌ طلبگي‌ خويش‌ در كشور مصر، با جمعي‌ از دانشجويان‌ هموطن‌ افغانستاني‌ به‌ديدار طور و وادي‌ مقدس‌ «طوي‌» رفتيم‌ و اين‌ درخت‌ را كه‌ همچنان‌ بيخ‌ آن‌ سبز و خرم‌ است‌ و دورادور آن‌ را سنگ‌ چيده‌ بودند، مشاهده‌ كرديم‌. اين‌ درخت‌ هم‌اكنون‌ در داخل‌ محوطه‌ كليسايي‌ به‌نام‌ «سانتي‌كاترين‌» قرار دارد كه‌ مسيحيان‌ در دوران‌ جنگهاي‌ صليبي‌ آن‌ را در مدخل‌ وادي‌ طور بنا كرده‌اند و جهانگردان‌ بسياري ‌به‌قصد ديدار آن‌ راهي‌ كشور مصر مي‌شوند.سوره قصص آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و عصاي‌ خود را بيفگن‌» يعني: خداوند متعال‌ در اين‌ هنگام‌ به‌ موسي‌(ع) گفت: عصايت‌ را بيفگن‌[2]. پس‌ موسي‌(ع) عصايش‌ را افگند و عصا به‌ اژدهايي ‌پرجنب‌وجوش‌ تبديل‌ شد «پس‌ چون‌ ديد آن‌ مثل‌ جاني‌ مي‌جنبد» جان: نوعي‌ از مار سپيد است‌. يعني‌ چون‌ موسي‌(ع) ديد كه‌ عصا در سرعت‌ حركت‌ و بزرگي ‌جسامتش‌ مانند اژدهايي‌ گرديد، با مشاهده‌ اين‌ وضعيت‌ فراركنان‌ «به‌ پشت‌ روي‌ گرداند و برنگشت‌» يعني: به‌ عقب‌ خود نگاه‌ نكرد. پس‌ ندا داده‌ شد: «اي‌ موسي‌! به‌ اين‌سو رو كن‌ و نترس، بي‌گمان‌ تو از ايمناني‌» تفسير نظير اين‌ جمله‌ به‌طور مفصل‌ در سوره‌ «نمل‌» گذشت‌.
 
[2] تفسير نظير اين‌ آيه‌ و مابعد آن‌ در دو سوره‌ «طه‌» و «نمل‌» گذشت‌.سوره قصص آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ «دست‌ خود را به‌ گريبانت‌ ببر» يعني: دست‌ خود را از گشادگي‌ پيراهنت‌ به‌ سينه‌ات‌ ببر «تا سفيد بي‌عيب‌» و بي‌علت‌ از عللي‌ مانند پيسي‌ «بيرون‌ آيد» درحالي‌كه‌ موسي‌(ع) ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ ـ گندمگون‌ بود «و» براي‌ رهايي‌ [از ترس‌] مار «بازويت‌ را به‌سوي‌ خود جمع‌ كن‌» يعني: دو دستت‌ را كه‌ به‌ پهلويت‌ افتاده‌ است، به‌ خود بچسبان، كه‌ وقتي‌ چنين‌ كني، ترس‌ مار از نهادت‌ بيرون‌ مي‌رود. ابن‌كثير مي‌گويد: «خداوند(ج) به‌ موسي‌(ع) امر كرد كه‌ وقتي‌ از چيزي‌ مي‌ترسد، دست‌ خود را به‌ سينه‌اش‌ بچسباند و  در اين‌ 