 بودند» در حق‌ خويش‌، به‌سبب‌ گناهاني‌ كه‌ انجام‌ دادند.
	سوره زخرف آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّاكِثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ندا در دهند كه: اي‌ مالك‌» يعني: مجرمان‌ دوزخي‌ در دوزخ‌، مالك‌ (خازن‌و نگهبان‌) دوزخ‌ را چنين‌ ندا مي‌دهند؛ «بگو: پروردگارت‌ بر ما حكم‌ كند» به‌ مرگ ‌و كار ما را يكسره‌ نمايد. پس‌ آنها به‌ وسيله‌ مالك‌ (خازن‌ و نگهبان‌) دوزخ‌، به‌خداي‌ سبحان‌ متوسل‌ مي‌شوند تا از او بخواهد كه‌ آنان‌ را بميراند تا از عذاب ‌راحت‌ شوند. «مالك‌»، نام‌ خازن‌ دوزخ‌ و «رضوان‌» نام‌ خازن‌ بهشت‌ است‌. محققان‌ گفته‌ اند: خازن‌ دوزخ‌ را از آن‌ روي‌ «مالك‌» ناميدند؛ كه‌ ملك‌ و دارايي‌، علقه‌ و وابستگي‌اي‌ است‌ و تعلق‌ خود، از اسباب‌ ورود به‌ دوزخ‌ مي‌باشد چنان‌ كه‌ دليل‌ نامگذاري‌ خازن‌ بهشت‌ به‌ «رضوان‌» اين‌ است‌ كه: رضا به‌ حكم‌خداوند(ج)، سبب‌ هر نوع‌ راحت‌ و سعادت‌ و همه‌گونه‌ صلاح‌ و فلاح‌ مي‌باشد.
مالك‌ دوزخ‌ «پاسخ‌ مي‌دهد» به‌ مجرمان‌ «همانا شما ماندگاريد» در عذاب ‌به‌طور هميشه‌ و شما را ـ با مرگ‌ يا غير آن‌ ـ از دوزخ‌ نجاتي‌ نيست‌.
 
	سوره زخرف آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ جِئْنَاكُم بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا» اي‌ اهل‌ مكه‌! «حق‌ را برايتان‌ آورديم‌» يعني: پيامبر خويش‌ را به‌ سوي‌ شما فرستاديم‌ و بر شما كتاب‌ فرود آورديم‌ و پيامبر ما شما را به‌ سوي‌ حق‌ دعوت‌كرد؛ «ليكن‌ بيشتر شما حق‌ را ناخواهان‌ هستيد» و آن‌ را نمي‌پذيريد. يا اين ‌آيه ‌كريمه‌ نيز حكايت‌ سخنان‌ فرشته‌ نگهبان‌ دوزخ‌ است‌. يعني: ما فرشتگان‌ در دنيا حق‌ را به‌ شما مجرمان‌ بيان‌ كرديم‌ ولي‌ شما آن‌ را نپذيرفتيد.
 
	سوره طه آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لَّا تَخَافُ دَرَكاً وَلَا تَخْشَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ به‌سوي‌ موسي‌ وحي‌ فرستاديم‌» هنگامي‌ كه‌ فرعون‌ بعد از مشاهده‌ همه‌ معجزات‌ و مجازات‌هاي‌ نازل‌ شده‌ بر قوم‌ خود، باز هم‌ اجازه‌ نداد كه ‌بني‌اسرائيل‌ با موسي‌(ع) رهسپار سرزمين‌ شام‌ گردند؛ «كه‌ بندگانم‌ را شبانه‌ ببر» ازمصر، بي‌آن‌كه‌ كسي‌ از حالتان‌ آگاهي‌ يابد «و راهي‌ خشك‌ در دريا برايشان‌ باز كن‌» يعني‌ با عصايت‌ بر دريا بزن‌ پس‌ راهي‌ خشك‌ در وسط دريا برايشان‌ شگافته‌ مي‌شود. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ آن‌ دريا، درياي‌ قلزم‌ (بحر احمر) بود «كه‌ نه‌ از فرارسيدن‌ دشمن‌ بترسي‌» يعني‌: ايمن‌ هستي‌ از اين‌كه‌ دشمن‌ به‌ تو برسد و تو را دريابد «و نه‌ بيمناك‌ باشي‌» از فرعون‌ يا از غرق ‌شدن‌ در دريا.
اين‌ امر كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بستر دريا را برايشان‌ چنان‌ خشك‌ گردانيد كه‌ نه‌ در آن‌ آبي‌ بود و نه‌ گلي‌، بي‌شك‌ معجزه‌اي‌ بس‌ بزرگ‌ براي‌ موسي‌(ع) بود.
 
	سوره زخرف آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا بر كاري‌ ابرام‌ ورزيده‌اند؟» يعني: آيا عليه‌ پيامبراكرم‌ص به‌ نيرنگ‌ و توطئه‌اي‌ مصمم‌ گشته‌، عزم‌ خويش‌ را بر آن‌ جزم‌ كرده‌ و آن‌ را سازمان‌ داده‌اند وفقط به‌ ناخوش‌ داشتن‌ وي‌ بسنده‌ نكرده‌اند؟ «ما نيز ابرام‌ مي‌ورزيم‌» و در نابودي‌ و مجازاتشان‌، تدبيري‌ استوار برايشان‌ مي‌سنجيم‌.
مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ توطئه‌اي‌ كه‌ سران ‌قريش‌ عليه‌ جان‌ رسول‌ اكرم‌ ص در دارالندوه‌ انديشيدند، نازل‌ شد.
 
	سوره زخرف آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا مي‌پندارند كه‌ ما راز و نجوايشان‌ را نمي‌شنويم‌؟» يعني: رازهايي‌ را كه‌ مشركان‌ به‌ طور پنهاني‌ و در مكانهاي‌ خلوت‌ با هم‌ مطرح‌ مي‌كنند و درگوشي‌ها و نجواهايي‌ كه‌ در ميان‌ خويش‌ مي‌نمايند؟ «چرا؛ مي‌شنويم‌» و مي‌دانيم‌ آن‌ رازهارا «و فرستادگان‌ ما پيش‌ آنان‌ مي‌نويسند» يعني: فرشتگان‌ نويسنده‌اي‌ كه‌ بديشان ‌موظف‌ هستند، نيز تمام‌ گفتار و كردارشان‌ را مي‌نويسند.
ابن‌جريرطبري‌ از محمدبن‌ كعب‌ قرظي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ روايت ‌كرده‌ است‌ كه‌ گفت: سه‌ نفر در بين‌ كعبه‌ و پرده‌هاي‌ آن‌ نشسته‌ بودند، دو نفر آنها قريشي‌ بودند و يك تن‌ ثقفي‌، يا دو نفر آنها ثقفي‌ و يك تن‌ قريشي‌ بود. در اين‌ اثنا يكي ‌از آن‌ ميان‌ گفت: آيا فكر مي‌ كنيد كه‌ خداوند سخنان‌ ما را مي‌شنود؟ ديگري‌ در پاسخ‌ وي‌ گفت: اگر بلند سخن‌ بگوييد مي‌شنود و اگر آهسته‌ سخن‌ بگوييد، نمي‌شنود! بدين‌ سبب‌ خداي‌ متعال‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ گردانيد.
 
سوره زخرف آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِن كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد ص! «اگر بر فرض‌ براي‌ خداي‌ رحمان‌ فرزندي‌ بود، من‌ نخستين ‌پرستندگان‌ بودم‌» يعني: در آن‌ صورت‌، من‌ اين‌ فرزند پنداري‌اي‌ را كه‌ شما به‌خداوند(ج)  نسبت‌ مي‌دهيد، به‌عنوان‌ تعظيم‌ پدرش‌ مي‌پرستيدم‌ ولي‌ ثابت‌ و مسلم‌ است‌ كه‌ باري‌ تعالي‌ فرزندي‌ ندارد و مستحيل‌ است‌ كه‌ او فرزندي‌ داشته‌ باشد. يا معني‌ اين‌ است: اگر فرض‌ بر آن‌ باشد كه‌ خداي‌ سبحان‌ فرزندي‌ داشته‌ باشد، باز هم‌ من‌ خداي‌ سبحان‌ را مي‌پرستم‌ زيرا من‌ بنده‌اي‌ فرمانبردار از بندگانش‌ هستم‌.
	سوره زخرف آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگار آسمانها و زمين‌، صاحب‌ عرش‌، از آنچه‌ مي‌گويند» يعني: از اين ‌دروغي‌ كه‌ در مورد داشتن‌ فرزند بر وي‌ افترا مي‌بندند و هرگز اين‌ نسبت‌ سزاوار جناب‌ وي‌ نيست‌؛ «منزه‌ است‌» و ساحت‌ قدسي‌ وي‌ از اين‌ بهتان‌ مبراست‌. عرش: آفريده‌اي‌ است‌ عظيم‌ كه‌ از آسمانها و زمين‌ بزرگتر مي‌باشد و خدا به‌ كيفيت‌ آن ‌داناتر است‌.
 
	سوره زخرف آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنان‌ را رهاكن‌ تا ژاژخايي‌ و بازيگوشي‌ كنند» يعني: آنان‌ را رهاكن‌ تا در بيهوده‌گويي‌هاي‌ خويش‌ فرو روند و در دنياي‌ خويش‌ سرگرم‌ باشند «تا به‌ ديدار آن‌ روزشان‌ كه‌ بدان‌ وعده‌ داده‌ مي‌شوند، برسند» و آن‌ روز، روز قيامت