‌» و طمأنينه‌ و وقار «خود را بر پيامبر خويش‌ و بر مؤمنان ‌فروفرستاد» از آنجا كه‌ بر ايشان‌ آن‌ حميت‌ و غيرت‌ جاهلانه‌اي‌ را كه‌ بر كافران ‌فرود آمده‌ بود، فرود نياورد و آنان‌ را بر جاده‌ رضا و تسليم‌، ثابت‌قدم‌ و استوار نگه‌ داشت‌ «و آنان‌ را پايبند كلمه‌ تقوي‌ گردانيد» كه‌ عبارت‌ از: كلمه‌ طيبه ‌«لا اله ‌الا الله محمد رسول‌ الله» است‌. يا مراد اين‌ است: حق‌ تعالي‌ مسلمانان‌ را به ‌تعظيم‌ حرم‌ و ترك‌ جنگيدن‌ در آن‌ پايبند ساخت‌ و عملكرد جاهلانه‌ كافران‌، ايشان‌ را بر اين‌ امر برنينگيخت‌ كه‌ حرمت‌ حرم‌ را در هم‌ شكنند «و در واقع‌ آنان‌ به‌آن‌ سزاوارتر و شايسته‌ آن‌ بودند» يعني: مؤمنان‌ از كفار به‌ كلمه تقوي‌ سزاوارتر بودند پس‌ فقط ايشان‌ بودند كه‌ اهليت‌ و شايستگي‌ پايبندي‌ به‌ تقوي‌ و حفظ حرمت ‌حرم‌ را داشتند نه‌ كفار، از اين‌ روي‌ اين‌ شايستگي‌ را از خود در حديبيه‌ نشان‌ دادند «و خدا همواره‌ بر هر چيزي‌ داناست‌» لذا مي‌داند كه‌ چه‌ كسي‌ اهل‌ چه‌ كاري‌ است‌ پس‌ همان‌ كار را بر وي‌ آسان‌ مي‌كند.
 
	سوره فتح آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويند: خداي‌سبحان‌ به‌ خواب‌ پيامبرش ‌در مدينه‌ ـ پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ سوي‌ حديبيه‌ بيرون‌ روند ـ چنين‌ نماياند كه‌ ايشان‌ واصحابشان‌ سرهاي‌ خويش‌ را تراشيده‌ و كوتاه‌ كرده‌اند. رسول‌‌خدا‌ص اين‌ خواب‌ خود را به‌ اصحاب‌ خويش‌ خبر دادند. اصحاب‌ شادمان‌ شده‌ و پنداشتند كه‌ در همان‌ سال‌ وارد مكه‌ شده‌ و با انجام‌ مناسك‌ عمره‌، سر مي‌تراشند و سركوتاه ‌مي‌كنند. ولي‌ چون‌ در حديبيه‌ مشركان‌ ايشان‌ را از داخل ‌شدن‌ به‌ مكه‌ بازداشتند، منافقان‌ گفتند: به‌ خدا سوگند كه‌ ما نه‌ سر تراشيديم‌، نه‌ سر كوتاه‌ كرديم‌ و نه‌ به‌ مسجدالحرام‌ وارد شديم‌! پس‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: «به‌ راستي‌ خدا رؤياي‌ پيامبر خود را تحقق‌ بخشيد كه‌ شما بدون‌ شك‌ وارد مسجدالحرام‌ خواهيد شد» يعني: در سال‌ آينده‌ «ان‌ شاءالله» معلق‌ ساختن‌ اين‌ وعده‌ به‌ مشيت‌ خداوند(ج)، به‌منظور تعليم‌ دادن‌ اين‌ ادب‌ به‌ بندگان‌ است‌ كه‌ بايد در سخنان‌ خود، اين‌ روش‌ را به‌كار بندند. ثعلب‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ در آنچه‌ كه‌ خود به‌ يقين‌ وقوع‌ آن‌ را مي‌داند، ان‌شاءالله گفت‌ و استثنا كرد تا خلق‌ نيز در امور خويش‌ ـ كه‌ به‌ وقوع ‌قطعي‌ آنها علم‌ ندارند ـ استثنا كرده‌ و امور را به‌ مشيت‌ حق‌ تعالي‌ مشروط گردانند». به‌قولي: خداوند متعال‌ دانست‌ كه‌ بعضي‌ از همين‌ كساني‌ كه‌ با پيامبر ص در حديبيه‌ بودند تا سال‌ آينده‌ مي‌ميرند و به‌ مسجدالحرام‌ وارد نمي‌شوند پس ‌استثناء حق‌ تعالي‌ ناظر بر ايشان‌ است‌. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «ان‌ شاءالله‌» در اينجا مفيد تثبيت‌ و تأكيد اين‌ خبر است‌ و به‌ هيچ ‌وجه‌ از باب‌ استثنا نيست‌.
آري‌! شما قطعا به‌ مسجدالحرام‌ وارد مي‌شويد؛ «در امن‌ و امان‌ و حلق‌ و تقصير كرده‌ سرهاي‌ خود را» يعني: در حالي‌كه‌ از دشمن‌ ايمن‌ شده‌ و بعضي‌ از شما سر تراشيده‌ و بعضي‌ سركوتاه‌ كرده‌ايد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ تراشيدن‌ وكوتاه ‌نمودن‌ سر در مناسك‌ حج‌ و عمره‌، هر دو مخصوص‌ مردان‌ است‌ و هر دو جايز مي‌باشد ولي‌ سرتراشيدن‌ اولي‌ است‌ چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري ‌و مسلم‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «خداوند رحم‌ كند بر سرتراشندگان‌. اصحاب‌ گفتند: و كوتاه‌كنندگان‌ چه‌ يا رسول‌الله؟ فرمودند: خداوند رحم‌ كند بر سر تراشندگان‌. باز اصحاب‌ گفتند: و كوتاه‌كنندگان‌ چه‌ يا رسول‌الله؟ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: خداوند رحم‌ كند بر سرتراشندگان‌. اصحاب ‌بار ديگر گفتند: و كوتاه‌كنندگان‌ چه‌ يا رسول‌الله؟ اين‌ بار آن‌ حضرت‌ ص ـ در نوبت‌ سوم‌ يا چهارم‌ ـ فرمودند: و رحم‌ كند بر كوتاه‌ كنندگان‌».
«بي‌آن‌كه‌ بيمي‌ داشته‌ باشيد» يعني: در حال‌ دخول‌ به‌ حرم‌، ايمن‌ بوده‌ و در حال‌ استقرار در آن‌، از هر خوف‌ و هراسي‌ بركناريد و از سوي‌ مشركان‌ به‌ شما هيچ‌ آسيب‌ و گزندي‌ نمي‌رسد. بدين‌گونه‌ بود كه‌ رؤياي‌ رسول‌ اكرم‌ص در سال ‌بعد ـ يعني‌ در ذي‌القعده‌ سال‌ هفتم‌ هجري‌ ـ تحقق‌ پيدا كرد و آن‌ حضرت‌ ص براي‌ انجام‌ دادن‌ عمره‌ قضايي‌، از ذي‌الحليفه‌ احرام‌ بسته‌ و با خود هدايا (حيوانات ‌اهدايي‌) را نيز بردند و تلبيه‌ گويان‌ با يارانشان‌ به‌ مكه‌ وارد شدند «خدا آنچه‌ را كه ‌شما نمي‌دانستيد» از حكمت‌ به‌ تأخير انداختن‌ ورود شما به‌ مسجدالحرام‌؛ «دانست‌ پس‌ پيش‌ از اين‌» يعني: پيش‌ از دخولتان‌ به‌ حرم‌ «فتحي‌ نزديك‌ را براي ‌شما قرارداد» كه‌ همانا فتح‌ خيبر و دستيابي‌تان‌ به‌ غنايم‌ و اموال‌ بسيار است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:255.txt"> آيه  99</a><a class="text" href="w:text:256.txt"> آيه  100</a><a class="text" href="w:text:257.txt"> آيه  101</a><a class="text" href="w:text:258.txt"> آيه  102</a><a class="text" href="w:text:259.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:260.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:261.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:262.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:263.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:264.txt"> آيه  108</a><a class="text" href="w:text:265.txt"> آيه  109</a><a class="text" href="w:text:266.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:267.txt"> آيه  111</a><a class="text" href="w:text:268.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:269.txt">آيه  113</a></body></html>سوره فتح آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ كسي‌ كه‌ پيامبر خود را با هدايت‌ فرستاد» پس‌ پيامبر ما هدايت‌ را به‌ شما آورد و شما را بر راهي‌ كه‌ رضا و خوشنودي‌ ما در آن‌ است‌، راهنمايي‌ كرد «و» اوست‌ كسي‌ كه‌ پيامبر خودص را با «دين‌ حق‌» فرستاد كه‌ اسلام‌ است‌ «تا آن‌ را بر تمام‌ اديان‌ پيروز گرداند» يعني: تا اين‌ دين‌ حق‌ را بر تمام‌ اديان‌ اعتلا و برتري ‌بخشد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: تا پيامبرش‌ را پيروز گرداند. به‌ حمدالله كه‌ اين‌ امرمحقق‌ نيز شد زيرا دين‌ اسلام‌ بر تمام‌ اديان‌ غالب‌ و پيروز گرديد «و الله به‌ عنوان ‌اظهاركننده‌ حق‌» و پيروز كننده‌ آن‌، همان‌ گونه‌ كه‌ مسلمانان‌ را بدان‌ وعده‌ داده ‌است‌ «كفايت‌ مي‌كند» آري‌! 