وه‌ حزب‌ الله‌اند» يعني: لشكريان‌ اويند كه‌ اوامرش‌ را به‌ جا آورده‌، با دشمنانش‌ مي‌جنگند و دوستانش‌ را ياري‌ مي‌دهند «آگاه‌ باشيد كه‌ همانا حزب‌ خدا، ايشانند رستگاران» يعني: دست‌يافتگان‌ به‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌.
خلاصه‌ اين‌كه: خداوند(ج) چهار نعمت‌ را بر ترك‌ دوستي‌ مؤمنان‌ با دشمنان ‌دين‌ مترتب‌ گردانيده‌ است‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از:
1 ـ پايدار ساختن‌ ايمان‌ مؤمنان‌ در دلهايشان‌.
2 ـ تأييد مؤمنان‌ با نصرتي‌ از جانب‌ خويش‌.
3 ـ داخل‌ كردنشان‌ به‌ بوستانهاي‌ بهشتي‌.
4 ـ برخوردار كردن‌ ايشان‌ از نعمت‌ عظماي‌ خشنودي‌ خود و شادمان‌ كردن‌ ايشان ‌به‌ موهبت‌هاي‌ خويش‌.
ابن‌ ابي‌ حاتم‌، طبراني‌ و حاكم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: پدر ابوعبيده ‌بن ‌جراح‌(رض) در روز بدر به‌ دنبال‌ آن‌ بود كه‌ پسرش‌ را به‌ قتل‌ رساند اما هر بار كه‌ به‌سويش‌ قصد مي‌كرد، ابوعبيده‌ خود را از برابرش‌ كنار مي‌كشيد و با او به‌ كارزار رويارو نمي‌شد. اما پدرش‌ از قصد خويش‌ دست‌بردار نبود و پي هم ‌به‌سويش‌ هجوم‌ مي‌آورد. ابوعبيده‌(رض) كه‌ كار را چنين‌ ديد، ناگزير قصد وي‌ كرد و پدرش‌ را به‌ قتل‌ رساند. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. به‌ روايتي‌ ديگر: اين‌ آيه ‌درباره‌ حاطب‌بن‌ابي‌بلتعه‌ نازل‌ شد زيرا او (قبل‌ از فتح‌ مكه) قاصدي‌ را فرستاد تا به‌ مردم‌ مكه‌ خبر دهد كه‌ رسول‌ خدا ص قصد حمله‌ به‌ آنان‌ را دارند. به‌ روايتي ‌ديگر: اين‌ آيه‌ در شأن‌ ابوبكر صديق‌(رض) نازل‌ شد؛ زيرا هنگامي‌ كه‌ شنيد پدرش ‌رسول‌ اكرم‌ ص را دشنام‌ مي‌دهد، پدرش‌ را محكم‌ زد به‌ طوري‌ كه‌ او بر زمين‌ افتاد و چون‌ به‌ رسول‌ اكرمص از اين‌ كار وي‌ خبر دادند، آن‌ حضرتص از وي ‌پرسيدند: آيا به‌ راستي‌ اين‌ كار را كردي‌؟ ابوبكر گفت: به‌ خداي‌ عزوجل‌ سوگند كه‌ اگر شمشير نزديك‌ من‌ بود، او را به‌ شمشير مي‌زدم‌.

سوره حشر آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ خداوند را تسبيح‌ گفت» يعني: حق‌ تعالي ‌را به‌ پاكي‌ ياد كرد و تقديس‌ نمود. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ با ذكر حرف ‌«ما» در تعبير از تسبيح‌ گويندگان‌، به‌ تغليب‌ غير عقلاء كه‌ نسبت‌ به‌ عقلاء در اكثريت‌اند، توجه‌ داده‌ است‌ «و اوست‌ عزيز» يعني: قوي‌ و غالب‌ در ملكش‌؛ «حكيم» است‌ در صنعش‌ كه‌ اشياء را در موضع‌ مناسب‌ آنها قرار مي‌دهد. اين‌ آيه‌ و امثال‌ آن‌ نشان‌ دهنده‌ اين‌ حقيقت‌اند كه‌ تمام‌ آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ اند، خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌ را به‌ زبان‌، يا به‌ قلب‌، يا به‌ زبان‌ حال‌ و قال‌ از هر نقصي‌ تنزيه ‌كرده‌ او را تمجيد و تقديس‌ مي‌كنند، براي‌ او درود مي‌فرستند و او را به‌ يگانگي ‌مي‌خوانند تا به‌ عظمت‌ وي‌ اذعان‌ نموده‌ و در برابر جلال‌ و جبروتش‌ انقياد نموده‌ باشند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:308.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:309.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:310.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:311.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:312.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:313.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:314.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:315.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:316.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:317.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:318.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:319.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:320.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:321.txt">آيه  24</a></body></html>سوره حشر آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌كه‌ كافران‌ از اهل‌ كتاب‌ را از خانه‌هايشان‌ در نخستين‌ حشر اخراج ‌كرد» آنان‌ طايفه‌ بني‌نضير ـ يعني‌ گروهي‌ از يهوديان‌ نسل‌ هارون‌(ع) ـ بودند كه‌ در فتنه‌هاي‌ بني‌اسرائيل‌ از سرزمين‌ اصلي‌ خود آواره‌ شده‌، به‌ مدينه‌ فرود آمدند و در آنجا اقامت‌ گزيدند و آنان‌ در كنار بني‌قريظه‌ و بني‌ قينقاع‌، يكي‌ از سه‌ قبيله‌ بزرگ ‌يهوديان‌ مدينه‌ بودند و همينان‌ بودند كه‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ ص غدر و خيانت‌ كرده‌ و پس‌ از آن‌كه‌ با ايشان‌ عهد بسته‌ بودند، عليه‌ ايشان‌ با مشركان‌ همداستان‌ شدند، در نتيجه‌ رسول‌ خدا ص آنان‌ را محاصره‌ نمود تا به‌ كوچيدن‌ از مدينه‌ رضايت‌ دادند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ حركت‌ رسول‌ اكرم‌ ص به‌سوي‌ يهود بني‌نضير، در ماه‌ ربيع‌الاول‌ سال‌ چهارم‌ هجري‌ بود. كلبي‌ مي‌گويد: بني‌ نضير نخستين‌ طايفه‌ از اهل ‌كتاب‌ بودند كه‌ از جزيره‌العرب‌ كوچانده‌ شدند و آخرين‌ آنها در زمان ‌عمربن‌خطاب‌(رض) از آن‌ اخراج‌ شدند پس‌ مراد از حشر اول: گردآوري‌، اخراج‌ و كوچاندنشان‌ از مدينه‌ و تبعيدشان‌ به‌ شام‌ است‌ و مراد از حشر آخر: كوچاندن ‌يهوديان‌ خيبر به‌سوي‌ شام‌ از سوي‌ عمر(رض) در دوران‌ خلافتش‌ مي‌باشد. به‌قولي ‌ديگر: مراد از حشر آخر، گردآوردن‌ تمام‌ مردم‌ به‌سوي‌ سرزمين‌ محشر در روز قيامت‌ است‌.
«شما گمان‌ نمي‌كرديد كه‌ بيرون‌ آيند» يعني: شما مسلمانان‌ گمان‌ نمي‌كرديد كه ‌بني‌نضير از ديار خود بيرون‌ آيند، به‌ سبب‌ عزت‌، قدرت‌، عده‌ و عده‌اي‌ كه ‌داشتند زيرا آنها داراي‌ دژها و برج‌ و باروهاي‌ مستحكمي‌ بوده‌ و زمين‌ها و نخلستانهاي‌ وسيعي‌ داشتند «و خودشان‌ هم‌ گمان‌ مي‌كردند كه‌ دژهايشان‌ بازدارنده ‌آنان‌ از عقوبت‌ الهي‌ است» يعني: بني‌نضير خود نيز مي‌پنداشتند كه‌ دژهايشان‌ آنان ‌را از عذاب‌ خداوند(ج)  باز مي‌دارد «پس‌ الله از جايي‌ بر آنان‌ آمد كه‌ گمانش‌ را نمي‌بردند» يعني: فرمان‌ الهي‌ از جهتي‌ بر آنان‌ آمد كه‌ هرگز به‌ خاطرشان ‌نمي‌گذشت‌ و آن‌ اين‌ فرمان‌ وي‌ به‌ پيامبرش‌ص بود كه‌ به‌ جنگشان‌ رفته‌ و آنان‌ را بكوچاند در حالي‌ كه‌ آنان‌ گمان‌ نمي‌بردند كه‌ كار به‌ اينجاها مي‌كشد بلكه‌ خود را قوي‌تر و با شوكت‌تر از آن‌ مي‌پنداشتند كه‌ به‌ چنين عاقبت‌ ننگيني‌ دچار گردند «و در دلهايشان‌ رعب‌ افگند» رعب: ترس‌ و هراسي‌ است‌ كه‌ دل‌ را آشفته‌ مي‌گرداند و آن‌ را از هول‌وهراس‌ پر مي‌كند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «نصرت ‌بالرعب‌ 