 بعد از آن‌ جهاد با اهل‌ معصيتي‌ است‌ كه‌ ايمان‌ نياورده‌ و با عقيده‌ حق‌ مي‌ستيزند. و چون‌ مؤمنان‌ آگاه‌ شدند كه‌ دوست‌داشته‌ترين‌ اعمال‌ نزد حق‌ تعالي‌ جهاد است‌، گروهي‌ از آنان‌ اين‌ فريضه‌ را ناخوش‌ داشتند و كار جهاد برايشان‌ دشوار آمد پس‌ خداوند(ج) فرمود: ( لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏) : (چرا چيزي ‌مي‌گوييد كه‌ انجام‌ نمي‌دهيد) لذا آنان‌ را بر اين‌ كار نكوهش‌ نمود و افزود:
 
سوره صف آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نزد خداوند بس‌ منفور است‌ كه‌ چيزي‌ بگوييد كه‌ انجام‌ نمي‌دهيد» به‌قولي: اين ‌آيه‌ درباره‌ گروهي‌ نازل‌ شد كه‌ نزد رسول‌ خدا ص مي‌آمدند و يكي‌ از آنان ‌مي‌گفت: در صحنه‌ پيكار با شمشيرم‌ به‌ جولان‌ پرداخته‌ و دشمن‌ را چنين‌ و چنان ‌كوبيدم‌ ... درحالي‌كه‌ اين‌ سخني‌ گزاف‌ بود.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ بر هر كس‌ كه‌ طاعتي‌ را به‌ گردن‌ مي‌گيرد، وفا به‌ آن‌ را واجب‌ مي‌گرداند و آنچه‌ انسان‌ به‌گردن‌ مي‌گيرد بر دو قسم‌ است:
1 ـ نذر: كه‌ خود بر دو نوع‌ است: أ ـ نذر تقرب‌ مانند اين‌ سخن‌ انسان: براي‌ رضاي‌ خداوند(ج) روزه‌، نماز، صدقه‌ و مانند آن‌ از اعمال‌ نيك‌ را به‌ گردن‌ مي‌گيرم‌ و به‌ انجام‌ دادن‌ آن‌ متعهد مي‌شوم‌. پس‌ وفا به‌ اين‌ نذر اجماعا لازم‌ است‌. ب‌ ـ نذر مباحي‌ كه‌ به‌شرط متعلق‌ است‌، مثل‌ اين‌كه‌ بگويد: اگر مسافرم‌ آمد، بر من‌ صدقه‌اي‌ است‌، يا اگر خداوند(ج) شر فلان‌ كس‌ را از سرم‌ دفع‌ كرد پس‌ بر من ‌صدقه‌اي‌ است‌. كه‌ از نظر اكثر علما، وفا به‌ اين‌ نذر نيز لازم‌ است‌.
2 ـ وعده: از چيزهايي‌ كه‌ انسان‌ به‌ گردن‌ مي‌گيرد، يكي‌ هم‌ وعده‌ است‌. وعده‌ اگر به‌ سببي‌ متعلق‌ بود، وفا به‌ آن‌ اجماعا لازم‌ است‌، مثل‌ اين‌كه‌ بگويد: اگر ازدواج‌ كردم‌، يك‌ دينار به‌ تو كمك‌ مي‌كنم‌ ... اما اگر وعده‌ با تعليق‌ و شرط همراه‌ نبود، لزوم‌ عمل‌ به‌ آن‌ مورد اختلاف‌ است‌. ابن‌عربي‌ و قرطبي‌ مي‌گويند: «صحيح‌ در نزد ما اين‌ است‌ كه‌ وفا به‌ وعده‌ در هر حال‌ واجب‌ است‌ مگر به‌ علت‌ وجود عذري‌».
 
	سوره صف آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌ مؤمنان‌ گفتند: اي‌ كاش‌ خداوند متعال‌ محبوبترين‌ اعمال‌ نزد خود را به‌ ما خبر مي‌داد تا بدان‌ عمل ‌مي‌كرديم‌، هرچند جانها و مالهايمان‌ بر سر آن‌ مي‌رفت‌. پس‌ خداوند(ج) در اينجا به‌ آنان‌ بيان‌ فرمود كه‌ محبوب‌ترين‌ عمل‌بندگان‌ در نزد وي‌ جنگيدن‌ در راه‌ وي ‌است‌.
«در حقيقت‌ خدا كساني‌ را كه‌ در راه‌ او صف‌ زده» يعني: صف‌ در صف‌ و به‌ هم ‌فشرده‌ «جهاد مي‌كنند دوست‌ دارد» چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رأس‌ الأمر الإسلام‌ وعموده‌ الصلاة، وذروة‌ سنامه‌ الجهاد في‌ سبيل‌ الله: رأس‌ كار اسلام‌ است‌، ستون‌ آن‌ نماز است‌ و قله‌ كوهان‌ آن‌ جهاد در راه‌ خدا(ج) است‌». آري‌! خداوند(ج) مجاهداني‌ را دوست‌ دارد كه‌ در راهش‌ «چنان» صف‌ مي‌كشند «كه‌گويي‌ عمارتي‌ محكم‌ به‌ هم‌ چسبيده‌ هستند» يعني: برخي‌ از آنها در صف‌ جهاد به‌برخي‌ ديگر چنان‌ درهم‌ چسبيده‌اند كه‌ گويي‌ پيكر واحدي‌ هستند همچون ‌ساختماني‌ كه‌ از سرب‌ ريخته‌ شده‌ باشد. البته‌ اين‌ درهم‌ فشرده‌گي‌ به‌ سبب‌ صلابت‌ و نيرومنديشان‌ در راه‌ خدا(ج) است‌ به‌ طوري‌ كه‌ در كارشان‌ هيچ‌ گونه‌ سستي‌ وشكافي‌ وجود نداشته‌ و دشمن‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ نمي‌تواند در صفوف‌ و سنگرهايشان ‌نفوذ كند. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ خروج‌ مجاهد از صف‌ جهاد جايز نيست‌؛ مگر به‌سبب‌ ضرورتي‌ كه‌ به‌ وي‌ عارض‌ مي‌شود، يا براي‌ انجام‌ مأموريتي‌ كه‌ از سوي‌ فرمانده‌ به‌ وي‌ محول‌ مي‌شود، يا براي‌ هدف‌ جنگي‌اي‌ مانند بيرون ‌شدن‌ براي ‌كمين‌ و مبارزه‌ با دشمن‌ چنان‌كه‌ در جنگهاي‌ بدر و خيبر چنين‌ بود.
 
	سوره صف آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ ذكر اين‌ حقيقت‌ پرداخت‌ كه‌ او جنگجويان‌ در راهش‌ را دوست‌ دارد، در اينجا بيان‌ مي‌دارد كه‌ موسي‌ و عيسي‌ علیهماالسلام نيز از جمله‌كساني‌ بودند كه‌ به‌ يكتاپرستي‌ فرمان‌ داده‌ و در راه‌ وي‌ جهاد كردند و بر كساني‌ كه ‌به‌ مخالفت‌ با ايشان‌ برخاستند عذاب‌ نازل‌ شد تا با بيان‌ اين‌ حقايق‌ امت‌ محمدص را از اين‌ امر بر حذر دارد كه‌ مبادا با پيامبرشانص همان‌ كاري‌ را انجام‌ دهند كه ‌قوم‌ موسي‌ و عيسي‌ علیهماالسلام با آنها انجام‌ دادند.
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ موسي‌ به‌ قومش‌ گفت: اي‌ قوم‌ من‌! چرا مرا مي‌آزاريد» با سرپيچي‌ از قوانين‌، احكام‌ و فرمانهايي‌ كه‌ خداوند متعال‌ بر شما فرض‌ نموده‌ و من ‌شما را به‌ آنها امر مي‌كنم‌. يا مرا مي‌آزاريد؛ با دشنام‌ دادن‌، طعنه ‌زدن‌ و عيب‌جويي ‌من‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بيان‌ اين‌ گونه‌ آزارهايشان‌ در سوره‌ «احزاب/‌69» گذشت‌ «وحال‌ آن‌كه‌ مي‌دانيد كه‌ من‌ پيامبر خداوند به‌سوي‌ شما هستم» يعني: چگونه‌ مرا مي‌آزاريد درحالي‌كه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ من‌ فرستاده‌ خداوند(ج) هستم‌ داناييد و فرستاده‌ او مورد تعظيم‌ و احترام‌ قرار مي‌گيرد، نه‌ مورد آزار و اذيت‌. از سوي ‌ديگر براي‌ شما در صحت‌ رسالت‌ من‌ شكي‌ هم‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ به‌ سبب‌ معجزاتي‌كه‌ از من‌ مشاهده‌ كرده‌ايد، معجزاتي‌ كه‌ اعتراف‌ به‌ رسالتم‌ را بر شما اجتناب‌ ناپذير گردانيده‌ و نسبت‌ به‌ آن‌ براي‌ شما علمي‌ يقيني‌ افاده‌ كرده‌ است‌؟ «پس‌ چون‌ كجروي‌ كردند، خدا دلهايشان‌ را برگردانيد» يعني: چون‌ با آزار دادن‌ پيامبرشان‌ حق ‌را فرو گذاشتند، خداوند(ج) به‌ عنوان‌ جزاي‌ آنچه‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ بودند، دلهايشان‌ را از حق‌ و هدايت‌ كج‌ و متمايل‌ گردانيد «و خداوند قوم‌ فاسقان‌ را» يعني: كساني‌ را كه‌ علم‌ وي‌ بر فاسق‌ بودنشان‌ سبقت‌ گرفته‌ است‌ «هدايت‌ نمي‌كند» كه‌ اين‌ گروه‌ نيز از جمله‌ آنانند.
 
﴿ سوره‌ صف ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (14) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «صف‌» ناميده‌ شد كه‌ خداوند متعال‌ در مطلع‌ آن‌ فرموده‌ 