تش‌ بتان‌ از سوي‌ قومش‌ را به‌ زير سؤال‌ برد. روايت ‌شده‌است‌ كه‌ علي‌(رض) از نزد گروهي‌ كه‌ مشغول‌ بازي‌ شطرنج‌ بودند مي‌گذشت‌ پس‌خطاب‌ به‌ آنان‌ به‌ اين‌ آيه‌ استشهاد نمود: ﴿مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ‏ ﴾: (اين‌تمثالهايي‌ كه‌ شما ملازم‌ آنها شده‌ايد چيستند؟) و افزود: اگر يكي‌ از شما اخگري ‌را به‌دست‌ گيرد تا در دست‌ او خاموش‌ شود و خاكستر گردد، بهتر از آن‌ است‌ كه ‌به‌ اين‌ مهره‌ها دست‌ بزند.
 
سوره مدّثر آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كلا و حاشا» چنان‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ مي‌پندارند بلكه‌ «حق‌ اين‌ است‌ كه‌ قرآن ‌پندي‌ است» كامل‌ و روشن‌.
 
	سوره مدّثر آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هر كه‌ خواهد، آن‌ را بخواند» و از آن‌ پند گيرد، اين‌ پند را از آن‌ مي‌گيرد و هر كه‌ آن‌ را نصب‌ العين‌ خويش‌ گرداند، منافع‌ اين‌ كار به‌ خودش‌ برمي‌گردد.
 
	سوره مدّثر آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پند نگيرند جز آن‌كه‌ خدا بخواهد» برايشان‌ هدايت‌ را؛ پس‌ كار موكول‌ به ‌مشيت‌ حق‌ تعالي‌ است‌ «اوست‌ اهل‌ تقوي» يعني: حق‌ تعالي‌ سزاوار آن‌ است‌ كه‌ متقيان‌ از او بپرهيزند؛ با ترك‌ معاصي‌ و عمل‌ به‌ طاعاتش‌ «و اوست‌ اهل‌ مغفرت» يعني: اوست‌ سزاوار آن‌كه‌ براي‌ مؤمنان‌ با تقوي‌ گناهانشان‌ را بيامرزد و نيز سزاوار آن‌ است‌ كه‌ توبه‌ توبه‌كاران‌ را بپذيرد و گناهانشان‌ را بيامرزد. شايان‌ ذكراست‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف‌ ذيل‌ كه‌ مالك‌بن‌انس‌(رض) آن‌ را روايت‌كرده‌ است‌، اين‌ آيه‌ را چنين‌ تفسير نموده‌اند: «يقول‌ لكم‌ ربكم‌ جلت‌ قدرته‌ وعظمته‌ ؛ أنا أهل‌ أن‌ أتقي‌ فلا يجعل‌ معي‌ إله‌ غيري‌، ومن ‌اتقي‌ أن‌ يجعل‌ معي‌ الها غيري‌ فأنا أغفر له: پروردگار شما كه‌ قدرت‌ و عظمت‌ وي‌ بس‌ سترگ‌ و باشكوه‌ است‌، مي‌فرمايد: من‌ سزاوار آن‌ هستم‌ كه‌ از من‌ پروا شود و لذا خدايي‌ غير از من‌ با من ‌معبود قرار داده‌ نشود. پس‌ هر كس‌ از اين‌ امر كه‌ با من‌ خدايي‌ غير از من‌ قرار دهد، پرهيز كرد من‌ قطعا بر او مي‌آمرزم‌».
 
سوره قيامة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سوگند مي‌خورم‌ به‌ روز قيامت» «لا» در ﴿‏ لَا أُقْسِمُ ﴾ هم‌ در اين‌ آيه‌ و هم‌ در آيه ‌بعد زايد است‌ و اعراب‌ كلمه‌ «لا» را براي‌ تأكيد قسم‌ اضافه‌ مي‌كنند زيرا اگر مقسم‌عليه‌ منتفي‌ باشد، آوردن‌ كلمه‌ «لا» قبل‌ از قسم‌ براي‌ تأكيد نفي‌ جايز است ‌پس‌ معني‌ اين‌ است: «به‌ تأكيد سوگند مي‌خورم‌». جواب‌ قسم‌ محذوف‌ است‌ كه ‌مابعد آن‌ بر آن‌ دلالت‌ مي‌كند، يعني: «يقينا برانگيخته‌ مي‌شويد». البته ‌قسم‌ خوردن‌ خداوند(ج) به‌ روز قيامت‌ براي‌ تعظيم‌ و تفخيم‌ شأن‌ آن‌ مي‌باشد و قطعا او صاحب‌اختيار است‌ كه‌ به‌ هر چيز از مخلوقاتش‌ كه‌ مي‌خواهد، سوگند بخورد.
 
سوره قيامة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سوگند مي‌خورم‌ به‌ نفس‌ لوامه» يعني: به‌ نفسي‌ كه‌ صاحب‌ خود را بر كوتاهي ‌و تقصيرش‌ ملامت‌ مي‌كند و اين‌ نفس‌ لوامه‌، نفس‌ مؤمن‌ است‌ كه‌ وي‌ را بر اعمال‌ خيري‌ كه‌ از وي‌ فوت‌ شده‌ نادم‌ مي‌گرداند لذا مؤمن‌ خود را بر ارتكاب‌ شر ملامت ‌مي‌كند چنان‌كه‌ بر انجام‌ خير نيز خود را ملامت‌ مي‌كند كه‌ چرا از آن‌ بيشتر انجام ‌نداده‌ است‌. حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «سوگند به‌ خداي‌ عزوجل‌ كه‌ من‌ مؤمن‌ را جز ملامتگر نفس‌ خويش‌ نمي‌يابم‌؛ او بر خود نهيب‌ مي‌زند و مي‌گويد: من‌ ـ مثلا ـ چرا آن‌ سخن‌ را گفتم‌ و نيتم‌ از آن‌ چه‌ بود؟ قصدم‌ از غذا خوردن‌ با فلان‌ كس‌ چه ‌بود؟ از اين‌ حديث‌ نفسي‌ كه‌ با خويشتن‌ خويش‌ داشتم‌، چه‌ هدفي‌ داشتم‌؟... اما فاجر جلو مي‌رود و جلو مي‌رود... و هيچ‌گاه‌ نفسش‌ را سرزنش‌ نمي‌كند». هم‌ اوگفته‌ است: «هيچ‌ كس‌ از اهل‌ آسمانها و زمين‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ در روز قيامت ‌نفس‌ خود را ملامت‌ مي‌كند».
خلاصه: از ظاهر آيه‌ ـ چنان‌كه‌ ابن‌كثير گفته ‌است‌ ـ چنين‌ برمي‌آيد كه: نفس ‌لوامه‌ نفسي‌ است‌ كه‌ صاحب‌ خود را بر خير و شر هر دو ملامت‌ مي‌كند، به‌ معنايي‌كه‌ گذشت‌. اما مقاتل‌ مي‌گويد: «نفس‌ لوامه‌ نفس‌ كافر است‌ كه‌ در آخرت‌ خود را بر كوتاهي‌ در ايفاي‌ حق‌ خداي‌ عزوجل‌ ملامت‌ مي‌كند و بر آن‌ حسرت‌ مي‌خورد».
 
	سوره قيامة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا انسان‌ مي‌پندارد كه‌ هرگز استخوانهاي‌ او را گرد نمي‌آوريم» بعد از آن‌كه ‌پوسيد و پراكنده‌ گرديد؟ و آيا مي‌پندارد كه‌ او را ديگر بار به‌ آفرينشي‌ جديد نمي‌آفرينيم‌؟ قطعا اين‌ پنداري‌ است‌ باطل‌ زيرا ما استخوانهاي‌ پوسيده‌ او را گرد مي‌آوريم‌. بدين‌سان‌ خداوند(ج) به‌ روز قيامت‌ و نفس‌ لوامه‌ هر دو سوگند مي‌خورد كه‌ استخوانهاي‌ درهم‌پاشيده‌ انسان‌ را گرد خواهد آورد آن‌گاه‌ هر انساني‌را زنده‌ خواهد كرد تا او را مورد محاسبه‌ قرار داده‌ و سپس‌ به‌ او جزاي‌ مناسبي ‌بدهد.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: عدي‌بن‌ربيعه‌ به‌ رسول‌ خداص گفت: اي‌ محمد! به‌ من‌ از روز قيامت‌ بگو كه‌ چه‌وقت‌ روي‌ مي‌دهد؟ رسول‌ خدا ص حقيقت‌ امر قيامت‌ را به‌ وي‌ باز گفتند. سپس‌ او گفت: حتي‌ اگر اين ‌روز را به‌چشم‌ سر هم‌ ببينم‌، تو را تصديق‌ نمي‌كنم‌ و به‌ آن‌ ايمان‌ نمي‌آورم‌، عجبا! آيا خداوند(ج) اين‌ استخوانها را پس‌ از پوسيدن‌ آنها گرد مي‌آورد؟! پس‌ آيه ‌كريمه‌ نازل‌ گرديد.
 
	سوره قيامة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آري» يعني: نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ بر اين‌ امر توانا نباشيم‌ بلكه‌ با توانايي‌ تمام ‌استخوانهاي‌ پوسيده‌ انسان‌ را گرد مي‌آوريم‌ و حتي‌ از اين‌ هم‌ فراتر: «تواناييم‌ بر اين‌ كه‌ سرانگشتهاي‌ او را» مانند سم‌ شتر «هموار كنيم» تا قادر به‌ گرفتن‌ و باز دادن‌ چيزي‌ نباشد اما ما با بخشيدن‌ اين‌ انگشتان‌ كوچك‌ و نرم‌ و لطيف‌ كه‌ مشتمل‌ بر مفاصل‌، ناخنها، عروق‌ ظريف‌ و نرم‌ و استخوانهاي‌ باريك‌ هستند، بر او منت ‌نهاديم‌. يا معني‌ اين‌ است: تواناييم‌ بر اين‌ كه‌ انگشتانش‌ را بي‌هيچ‌ نقصان‌ و تفاوتي ‌همان‌ طور كه‌ در دنيا بوده‌ است‌ استوار كنيم‌ و باز آفرينيم‌. پس‌