ن‌ را به‌ كافران‌ وعده‌ داده‌ است‌ و چه‌ بد سرانجامي‌ است‌» يعني:دوزخ‌ چه‌ بد جايگاهي‌ است‌ كه‌ شما سرانجام‌ به‌ آن‌ مي‌پيونديد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:498.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:499.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:500.txt"> آيه  75</a><a class="text" href="w:text:501.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:502.txt"> آيه  77</a><a class="text" href="w:text:503.txt">آيه  78</a></body></html>سوره حج آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئاً لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ درباره‌ حقارت‌ بتان‌ و خامي‌ و سبكي‌ عقلهاي‌ پرستشگران ‌آنها مثلي‌ مي‌زند و مي‌فرمايد: «اي‌ مردم‌! مثلي‌ زده‌ شد پس‌ بدان‌ گوش ‌فرادهيد» گويي‌ مي‌فرمايد: مشركان‌ در امر پرستش‌ برايم‌ شبيهي‌ قرار دادند پس‌ مثل ‌اين‌ معبودان‌ باطلشان‌ را بشنويد: «هرآينه‌ كساني‌ را كه‌ جز خدا مي‌خوانيد» از بتان‌، اي‌ مشركان‌! «هرگز مگسي‌ نمي‌آفرينند» حتي‌ بر آفريدن‌ مگسي‌ توانا نيستند، با آن‌كه‌ مگس‌ ذاتا حقير و بي‌ارزش‌ و جسما نيز كوچك‌ است‌ «هرچند براي‌ آفريدن‌ آن‌ اجتماع‌ كنند» يعني: هرچند پرستشگران‌ و پرستش‌شدگان‌ همه‌ براي‌ آفريدن‌ آن‌ جمع‌ شوند اما از آفريدن‌ حتي‌ يك‌ مگس‌ هم‌ عاجزند «و اگر آن‌ مگس‌ چيزي‌ از آنان ‌بربايد، نمي‌توانند آن‌ را بازپس‌ گيرند» پس‌ هرگاه‌ از خلق ‌كردن‌ چنين‌ حيوان‌ ضعيفي‌هم‌ عاجزند و از آن‌ گذشته‌، نمي‌توانند با آن‌ حيوان‌ ضعيف‌ در بازپس‌ گرفتن‌ آنچه‌ كه‌ از آنان‌ ربوده‌ است‌ مقابله‌ كنند، يقينا از آفريدن‌ غيرآن‌ از چيزهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌مگس‌ داراي‌ جرم‌ و اندامي‌ بزرگتر و نيرو و توان‌ بيشتر است‌، عاجزتر و درمانده‌ترند «طالب‌ و مطلوب‌ هر دو ناتوانند» بتان‌ همچون‌ طالب‌اند، از حيث‌ اين‌كه ‌آفرينش‌ مگس‌ را طلب‌ مي‌كنند، يا بازپس‌ گرفتن‌ آنچه‌ را كه‌ از آنان‌ ربوده‌ است ‌مي‌طلبند و مطلوب‌ هم‌ مگس‌ است‌. همچنان‌ محتمل‌ است‌ كه‌ مراد از «مطلوب‌»، بتان‌ ناتوانشان‌ باشند كه‌ «طالبان‌» آنها، يعني‌ پرستشگران‌ مشرك‌ آنها از آنها عاجزتراند.
 
سوره حج آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند را چنان‌كه‌ سزاوار قدر اوست‌، قدر نگذاشتند» يعني: او را چنان‌كه‌ حق ‌تعظيم‌ اوست‌ تعظيم‌ نكردند و چنان‌كه‌ حق‌ معرفت‌ اوست‌، نشناختند؛ از آنجا كه ‌بتاني‌ را كه‌ حتي‌ از دفع ‌كردن‌ مگسي‌ هم‌ ناتوانند، شركايش‌ قرار دادند «در حقيقت ‌خداست‌ كه‌ تواناي‌ غالب‌ است‌» برخلاف‌ خدايان‌ دروغين‌ مشركان‌ كه‌ جماداتي‌ اند ناتوان‌ از رساندن‌ سود و از دفع‌ زيان‌ و ناتوان‌ از هر امر ديگري‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">جزء 1 تا 10</a><a class="text" href="w:text:7.txt">جزء 11 تا 20</a><a class="text" href="w:text:8.txt">جزء 21 تا 25</a><a class="text" href="w:text:9.txt">جزء 26 تا 29</a><a class="text" href="w:text:10.txt">جزء 30</a></body></html>سوره كهف آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ هم‌ مثل‌ شما بشري‌ هستم‌» يعني‌: حال‌ من‌ محدود و مقصور به‌ حال‌ بشريت‌ است‌ و از بشريت‌ به‌ فرشته‌ بودن‌ يا الوهيت‌ در نمي‌گذرد بنابراين‌، من‌ علم‌ غيب‌ را نمي‌دانم‌ و اگر خداي‌ عالم‌الغيب‌ مرا آگاه‌ نمي‌كرد، نمي‌توانستم‌ به‌ شما از داستان‌ اصحاب‌ كهف‌ و ذوالقرنين‌ خبر دهم‌ «به‌ من‌ وحي ‌مي‌شود» پس‌ همين‌ صفت‌ و ويژگي‌، براي‌ ايجاد فرق‌ و تمايز ميان‌ من‌ و ساير انواع ‌بشر كافي‌ است‌ و محور اين‌ وحي‌ بر من‌ اين‌ است‌: «كه‌ خداي‌ شما خدايي‌ يگانه‌ است‌» و شريكي‌ ندارد «پس‌ هر كس‌ به‌ لقاي‌ پروردگار خود اميد دارد» و چنين ‌توقعي‌ را كه‌ از شأن‌ مؤمنان‌ است‌ در دل‌ مي‌پروراند «بايد به‌ كار شايسته ‌بپردازد» كار شايسته‌: هر كاري‌ است‌ كه‌ شرع‌ شريف‌ بر خير بودن‌ آن‌ راهنمايي‌ و تأكيد كرده‌ و انجام‌دهنده‌ آن‌ را سزاوار ثواب‌ معرفي كرده‌ است‌ «و هيچ‌كس ‌را» از خلق‌ «در عبادت‌ پروردگار خويش‌ شريك‌ نسازد» چه‌ آن‌ كس‌ نيكوكار باشد، چه‌ بدكردار، چه‌ حيوان‌ باشد، چه‌ جماد. البته‌ ريا نيز كه‌ شرك‌ خفي‌ است‌، شامل ‌اين‌ نهي‌ مي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ابن ‌سعد از ابي‌سعيد بن‌ابي ‌فضاله‌ انصاري‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خداص شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «إذا جمع الله الأولين والآخرين ليوم لا ريب فيه نادى مناد: من كان أشرك في عمل عمله لله أحداً، فليطلب ثوابه من عند غير الله؛ فإن الله أغنى الشركاء عن الشرك‌: چون‌ خداي‌ عزوجل ‌پيشينيان‌ و پسينيان‌ را براي‌ روزي‌ كه‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ در آن‌ نيست‌ گرد آورد، مناديي‌ ندا در مي‌دهد كه‌: هر كس‌ با خدا در عملي‌ كه‌ براي‌ او انجام‌ داده‌، كسي‌ را شريك‌ آورده‌ است‌، بايد ثواب‌ خويش‌ را از غير الله(ج)  طلب‌ كند زيرا خدا بي‌نيازترين‌ شركا از شرك‌ است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «روزقيامت‌ اعمال‌ بني‌آدم‌ در نامه‌هايي‌ سر به‌ مهر به‌ پيشگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ عرضه ‌مي‌شود پس‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌فرمايد: اين‌ يكي‌ را دور افگنيد و آن‌ يكي‌ را پيش‌آوريد. فرشتگان‌ مي‌گويند: پروردگارا! به‌ ذات‌ تو سوگند كه‌ ما از وي‌ جز خير چيزي‌ نديده‌ايم‌؛ مي‌فرمايد: آري‌! ولي‌ عمل‌ وي‌ براي‌ غير رضاي‌ من‌ بود و من ‌امروز فقط آن‌ عملي‌ را مي‌پذيرم‌ كه‌ هدف‌ از آن‌ خالصا رضاي‌ من‌ بوده‌ است‌».
 

سوره حج آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا از ميان‌ فرشتگان‌ رسولاني‌ برمي‌گزيند» مانند جبرئيل‌، اسرافيل‌، ميكائيل‌ و عزرائيل‡ «و» نيز رسولاني‌ را برمي‌گزيند «از ميان‌ مردم‌» مانند ابراهيم‌، موسي‌، عيسي‌ و محمد‡ پس‌ از ميان‌ خيل‌ عظيم‌ فرشتگان‌، فرشته‌اي‌ را برگزيده‌ او را به‌سوي‌ انبيا مي‌فرستد و باز انبيا‡ را به‌سوي‌ مردم‌، يا فرشته‌ را براي‌ قبض ‌ارواح‌ مخلوقاتش‌، يا براي‌ فراهم ‌آوردن‌ چيزهايي‌ كه‌ اسباب‌ بهره‌مندي‌ آنهاست‌، مي‌فرستد «بي‌گما