ن‌گاه‌ او به‌ عيسي‌(ع) باردار شد «و به‌ سبب‌ آن‌ حمل‌ به‌جايي‌ دور از مردم‌ كناره‌ گرفت‌» ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «مريم‌ در انتهاي‌ وادي‌ بيت‌لحم‌ كه‌ ميان‌ آن‌ و ايليا چهار مايل‌ راه‌ فاصله‌ است‌، كناره‌ گرفت‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:751.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:752.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:753.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:754.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:755.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:756.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:757.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:758.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:759.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:760.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:761.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:762.txt">آيه  55</a></body></html>سوره فرقان آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر مي‌پنداري‌ كه‌ بيشترشان‌ گوش‌ شنوا دارند يا تعقل‌ مي‌كنند؟» چنين‌ نيست ‌«آنان‌ جز همانند چهارپايان‌» بي‌عقل‌ و خرد «نيستند بلكه‌ آنان‌ گمراه‌ترند» از چهارپايان‌ زيرا چهارپايان‌ پروردگارشان‌ را مي‌شناسند، براي‌ او تسبيح‌ مي‌گويند، به‌سوي‌ چراگاههاي‌ خويش‌ راه‌ مي‌برند، براي‌ صاحب‌ خود منقاد و رام‌ مي‌شوند، آنچه‌ را كه‌ به‌سودشان‌ است‌ عمل‌ مي‌كنند و از چيزهاي‌ زيانبار و خطرناك ‌مي‌پرهيزند در حالي‌كه‌ اين‌ گروه‌ نه‌ براي‌ آفريدگار خود منقاد مي‌شوند و نه ‌پروردگاري‌ كه‌ آنان‌ را روزي‌ داده‌ است‌ مي‌شناسند. همچنين‌ اينان‌ از چهارپايان ‌به‌ اين‌ دليل‌ گمراه‌ترند كه‌ اگر چهارپايان‌ پيام‌ توحيد و نبوت‌ را درك‌ نمي‌كنند، عليه‌ آن‌ هم‌ نمي‌ستيزند، برخلاف‌ اين‌ گروه‌ كه‌ از روي‌ عناد، مكابره‌، تعصب‌ و خرد شمردن‌ حق‌، در برابر آن‌ به‌ ستيز برمي‌خيزند پس‌ هرگز به‌ آنان‌ اميدوار نباش‌.
 
	سوره فرقان آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
از اين‌ آيه‌ بيان‌ دلايل‌ پنج‌گانه‌ بر وجود خداوند(ج) و وحدانيت‌ وي‌ آغاز مي‌شود، اين‌ ادله‌ مظاهري‌ از پديده‌هاي‌ هستي‌ است‌ كه‌ هر مخلوقي‌ آنها را درك ‌و مشاهده‌ مي‌كند: «آيا نديده‌اي‌ كه‌ پروردگارت‌ چگونه‌ سايه‌ را گسترده ‌است‌؟» يعني: چگونه‌ سايه‌ را از هنگام‌ دميدن‌ سپيده‌ صبح‌ تا طلوع‌ خورشيد گسترده‌ است‌، كه‌ اين‌ سايه‌ قبل‌ از طلوع‌ خورشيد است‌، سپس‌ چون‌ خورشيد طلوع‌ كرد، سايه‌هاي‌ اشياي‌ شاخص‌ به‌ سمت‌ غرب‌ گسترده‌ مي‌شود «و اگر مي‌خواست‌ آن‌ را» يعني: سايه‌ را «ساكن‌ مي‌گردانيد» با ساكن‌ساختن‌ خورشيد اما از آنجا كه‌ حركت‌ آن‌ براي‌ انسان‌، نباتات‌ و حيوانات‌ منشا فوايد بسياري‌ است‌، خداوند(ج) آن‌ را متحرك‌ گردانيد. از فوايد اين‌ سايه‌ متحرك‌، بهره‌گيري‌ از آن‌ به‌عنوان‌ مقياسي‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ زمان‌ است‌ چنان‌كه‌ فقها آن‌ را نشانه‌ و مقياسي ‌براي‌ شناخت‌ اوقات‌ بعضي‌ از نمازها گردانيده‌اند، مانند نماز ظهر كه‌ شروع‌ آن‌ درهنگام‌ زوال‌ خورشيد است‌ و نماز عصر كه‌ وقت‌ آن‌ در هنگام‌ برابر شدن‌ سايه ‌هرچيز با سايه‌ اصلي‌ آن‌  ـ در نزد جمهور ـ و دو برابر شدن‌ سايه‌ اصلي‌ آن‌ ـ در نزد ابوحنيفه‌ ـ است‌ «آن‌گاه‌ خورشيد را بر آن‌ دليلي‌ گردانيديم‌» يعني: خورشيد را براي‌ سايه‌ نشانه‌اي‌ رهنما گردانيديم‌ كه‌ احوال‌ خورشيد، بازتابگر احوال‌ آن‌ است ‌بدان‌ جهت‌ كه‌ سايه‌ با خورشيد زياد و كم‌ شده‌ و گستردگي‌ يا كوتاهي‌ پيدا مي‌كند.آري‌! سايه‌ براي‌ جانداران‌ و عاقلان‌ در هر مكاني‌ نعمت‌ عظمايي‌ است‌، بويژه‌ درسرزمين‌هاي‌ گرمسير كه‌ راحت‌بخش‌ و خنك‌ كننده‌ تن‌ جانداران‌ است‌.
 
سوره فرقان آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ آن‌ را به‌سوي‌ خود بازمي‌گيريم‌» يعني: آن‌گاه‌ كه‌ خورشيد طلوع‌ كند، سايه‌ دامن‌ برمي‌چيند و شعاع‌ خورشيد در جو، جانشين‌ آن‌ مي‌شود و چنين‌ است‌كه‌ خداي‌ متعال‌ سايه‌ را باز مي‌گيرد «به‌ بازگرفتن‌ اندك‌» يعني: سايه‌ را به ‌تدريج‌ و اندك‌اندك‌ به‌قدر بالا آمدن‌ خورشيد بازمي‌گيرد. اين‌ آيه‌ نمايانگر يكي‌ از بزرگترين‌ معجزات‌ قرآني‌ است‌ زيرا به‌ موضوع‌ انكسار نور اشاره‌ دارد، چه‌ اگر انكسار شعاع‌ در هنگام‌ عبور آن‌ از جو نبود، سايه‌ امتداد بسيار بيشتري ‌مي‌داشت‌[1].
[1] براي‌ تفصيل‌ بيشتر ، نگاه‌ كنيد به‌ كتاب‌ «الظاهره‌ القرآنيه».	سوره فرقان آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاساً وَالنَّوْمَ سُبَاتاً وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ ذاتي‌ كه‌ شب‌ را براي‌ شما لباسي‌ گردانيد» كه‌ اشياء را مي‌پوشاند ومانند لباسي‌ بر آنها فرود مي‌آيد «و خواب‌ را مايه‌ آرامش‌ گردانيد» كه‌ در آن‌ مي‌آساييد زيرا در هنگام‌ خواب‌ از كار و گرفتاري‌ و مشغله‌ها بريده‌ و به‌ آسايش‌ و راحتي‌ كامل‌ فرو مي‌رويد. سبات: قطع‌ كننده‌ حركت‌ براي‌ آرامش‌ دادن‌ به‌ جسم‌ و روح‌ است‌ «و روز را زمان‌ جنب‌وجوش‌ شما قرار داد» ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ بيداري‌ به‌حيات‌ و خواب‌ به‌ غنودگي‌اي‌ تشبيه‌ شده‌ است‌ كه‌ شبيه‌ مرگ‌ است‌.
پس‌ سايه‌، خورشيد، شب‌ و آرامش‌ آن‌، خواب‌ و آسايش‌ آن‌ و روز و جنب‌وجوش‌ در آن‌، همه‌ دلايلي‌ روشن‌ بر وجود خداي‌ آفريدگار توانا و متصرف‌ در هستي‌ است‌ زيرا روشني‌ روز بستر جنب‌وجوش‌ و كار و فعاليت‌ و تاريكي‌ وسكوت‌ شب‌، مايه‌ آرامش‌ و ظرفي‌ براي‌ آسايشمندي‌ و استراحت‌ جسم‌ و جان‌ و آماده‌ ساختن‌ آن‌ براي‌ شروع‌ روند جديدي‌ از كار و تلاش‌ و پيكار است‌ وخداي‌ متعال‌ هر ظرفي‌ را ـ تماما ـ براي‌ چيزي‌ كه‌ با آن‌ مناسبت‌ دارد، آماده‌ كرده‌ است‌.
	سوره فرقان آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ كس‌ كه‌ بادها را پيشاپيش‌ رحمت‌ خويش‌ مژده‌بخش‌ فرستاد» يعني: پيشاپيش‌ باران‌ كه‌ رحمت‌ پروردگار است‌ «و از آسمان‌ آبي‌ طهور فروفرستاديم‌» طهور: پاك‌ پاك‌كننده‌ است‌ زيرا آب‌ آسمان‌ بر هيچ‌ چيز نجس‌ يا پليدي‌ فرود نمي‌آيد مگر اين‌كه‌ آن‌ را پاك‌ مي‌گرداند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوسعيد خدري‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «إن‌ الماء طهور لاين