 ‏
«مريم‌ به‌سوي‌ طفل‌ خود» عيسي‌(ع) «اشاره‌ كرد» او فقط به‌ اشاره‌ اكتفا كرد و عيسي‌(ع) را به‌ سخن‌ گفتن‌ دستور نداد زيرا براي‌ خداي‌ عزوجل‌ روزه‌ سكوت‌ نذر كرده‌ بود «گفتند: چگونه‌ با كسي‌ كه‌ در گهواره‌ و در حال‌ كودكي‌ است‌ سخن ‌بگوييم‌؟» در اينجا بود كه‌ معجزه‌ بزرگي‌ به‌ ظهور پيوست‌:
«گفت‌» عيسي‌(ع) «من‌ بنده‌ خداوندم‌» پس‌ اولين‌ سخني‌ كه‌ عيسي‌(ع) به‌ آن ‌نطق‌ كرد، اعتراف‌ به‌ عبوديت‌ خداوند بزرگ‌ بود تا به‌ نصاري‌ اعلام‌ كند كه‌ آنان ‌در آنچه‌ كه‌ بعدا از ربوبيت‌ به‌ وي‌ نسبت‌ خواهند داد، گمراهند «به‌ من‌ كتاب‌ داده‌» يعني‌: خداوند(ج)در ازل‌ برايم‌ مقدر كرده‌ كه‌ پيامبري‌ داراي‌ كتاب‌ باشم‌. وكتابش‌ انجيل‌ است‌ «و مرا پيامبر ساخته‌ است‌» يعني‌: به‌ نبوتم‌ و به‌ دادن‌ كتاب ‌برايم‌ حكم‌ كرده‌ است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ عيسي‌(ع) در اين‌ حال‌ كودكي‌ نه‌ پيامبر بود و نه‌ بر وي‌ كتاب‌ نازل‌ شده‌ بود بلكه‌ او از امر يقيني‌اي‌ خبر مي‌داد كه‌ وقوعش‌ در آينده‌ حتمي‌ بود.
 
سوره شعراء آيه  41‏متن آيه : ‏‏ فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْراً إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ‏
آيه  42‏متن آيه : ‏‏ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذاً لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ جادوگران‌ آمدند» پيش‌ فرعون‌ «به‌ فرعون‌ گفتند: آيا ما را پاداشي‌ خواهد بود» از مال‌ يا جاه‌ و مقام‌ «اگر پيروز شويم‌» بر موسي‌(ع)؟
كه‌ فرعون‌ با اين‌ خواسته‌ آنان‌ موافقت‌ كرد و «گفت: آري‌ و بي‌گمان‌ شما در آن ‌صورت‌ از مقربان‌ خواهيد بود» يعني: شما نه‌ تنها در آن‌ صورت‌ پاداش‌ داريد بلكه‌ افزون‌ بر آن‌ مورد عنايت‌ من‌ نيز قرار خواهيد گرفت‌ به‌ طوري‌كه‌ از مقربان‌ بارگاهم‌خواهيد شد. بدين‌ گونه‌ بود كه‌ فرعون‌ آنان‌ را به‌ وعده‌ منصب‌ و مقام‌ فريفت‌.
 
سوره شعراء آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«موسي‌ به‌ آنان‌» يعني: به‌ جادوگران‌ «گفت: آنچه‌ را كه‌ افگننده‌ هستيد، بيفگنيد» از سحر و جادو. بدين‌سان‌ بود كه‌ موسي‌(ع) خواست‌ تا از موضع ‌قدرت، با حجت‌ و معجزه‌ خويش‌ سركوب‌ و مقهورشان‌ گرداند و برآنان‌ نمايان ‌سازد كه‌ معجزه‌اي‌ كه‌ او به‌همراه‌ آورده، از جنس‌ چيزهايي‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ بتوانند با آن‌ معارضه‌ كنند، از اين‌ روي‌ نوبت‌ تقدم‌ با آنهاست‌ كه‌ هر چه‌ در توان‌ دارند بكنند سپس‌ آماده‌ ميدان‌ او باشند.
 
	سوره شعراء آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ ريسمانها و چوبدستي‌هايشان‌ را انداختند و» در هنگام‌ انداختن‌ آنها «گفتند: به‌ عزت‌ فرعون‌ كه‌ ما حتما پيروزيم‌» يعني‌ ما به‌سبب‌ عزت‌ فرعون‌ پيروز مي‌شويم‌. يا سوگند به‌ عزت‌ فرعون‌ كه‌ ما پيروز مي‌شويم‌. مراد از عزت: جاه‌ وجلال‌ و عظمت‌ است‌.
 
	سوره شعراء آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ موسي‌ عصايش‌ را افگند و به‌ ناگاه‌ بر ساخته‌هايشان‌ را فروبلعيد» يعني: عصاي‌ اژدها پيكر وي‌ جادويي‌ را كه‌ از فريب‌ و خيال‌افگني‌ ـ با بيرون ‌آوردن ‌يك‌ چيز از صورت‌ حقيقي‌ آن‌ در ظاهر امر نه‌ در حقيقت‌ حال‌ ـ ساخته‌ بودند، فروبلعيد.
 
	سوره شعراء آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ جادوگران‌ به‌ سجده‌ در افگنده‌ شدند» يعني: چون‌ جادوگران‌ حقيقت‌ را مشاهده‌ كردند، دانستند كه‌ آن‌ معجزه‌ از آفرينش‌ صانعي‌ حكيم‌ است، نه‌ از صنع ‌بشر و از تردستي‌هاي‌ جادوگران‌ پس‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ ايمان‌ آورده‌ و برايش‌ به‌سجده‌ درافتادند و دعوت‌ موسي‌(ع) را اجابت‌ گفته‌ و نبوت‌ او را پذيرفتند. وسرعت‌ سجده‌ آنان‌ چنان‌ بود كه‌ گويي‌ بناگاه‌ فروافگنده‌ شدند.
 
سوره شعراء آيه  47‏متن آيه : ‏‏ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
آيه  48‏متن آيه : ‏‏ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: به‌ پروردگار عالميان‌ ايمان‌ آورديم‌» و از آنجا كه‌ فرعون‌ نيز مدعي‌ اين ‌پروردگاري‌ بود، براي‌ دفع‌ هرگونه‌ شبهه‌اي‌ افزودند: «پروردگار موسي‌ و هارون‌» اعلام‌ اين‌ امر كه‌ فرعون‌ پروردگار نيست‌ بلكه‌ پروردگار حقيقي‌ همانا پروردگار موسي‌ و هارون‌إ است‌ كه‌ پروردگار همه‌ عالميان‌ و از جمله‌ پروردگارخود فرعون‌ نيز هست، سرزنش‌ و سركوفت‌ محكمي‌ از سوي‌ جادوگران‌ به‌ فرعون ‌بود.
 
سوره شعراء آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» فرعون‌ «پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ شما اجازه‌ دهم‌» يعني: آيا بي‌اجازه‌ من‌ «به‌ او ايمان‌ آورديد؟».
سپس‌ براي‌ اين‌كه‌ جادوگراني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌ بودند به‌ مغالطه‌ اندازد و براي ‌اين‌كه‌ مردم‌ را به‌ شك‌ و گمان‌ درافگند، گفت: كار موسي‌ نيز سحري‌ از جنس ‌سحر شماست‌ «بي‌گمان‌ او همان‌ بزرگ‌ شماست‌ كه‌ به‌ شما جادو آموخته ‌است‌» اعتراف‌ فرعون‌ به‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع) بزرگ‌ آنان‌ است، با آن‌كه‌ او دوست ‌نداشت‌ به‌ چيزي‌ اعتراف‌ كند كه‌ شأن‌ موسي‌(ع) را با آن‌ بالا ببرد، براي‌ اين‌ بود كه همه‌ كساني‌ كه‌ در صحنه‌ رويارويي‌ موسي‌(ع) با جادوگران‌ حاضر بودند، به‌ اين‌حقيقت‌ پي‌ برده‌ بودند كه‌ آنچه‌ موسي‌ (ع) آورده‌ است، درخشان‌تر و قوي‌تر ازآن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ جادوگران‌ به‌ ميان‌ افگنده‌اند پس‌ با اين‌ سخن‌ خواست‌ تا در اذهان‌ مردم‌ اين‌ شك‌ و شبهه‌ را درافگند كه: اين‌ صحنه‌اي‌ را كه‌ شما مشاهده‌كرديد، هرچند با برتري‌ و غلبه‌ موسي‌ بر جادوگران‌ به‌پايان‌ آمد اما اين‌ خود؛ كار استاد خودشان‌ بود و آنان‌ اين‌ فن‌ را از خود وي‌ آموخته‌ بودند پس‌ گمان‌ نبريد كه‌كار موسي‌(ع) كاري‌ است‌ كه‌ بشر بر آن‌ قادر نيست، يا اين‌ كار وي‌ از فعل‌ پروردگاري‌ است‌ كه‌ او به‌سويش‌ فرامي‌خواند «به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌. حتما دستها و پاهايتان‌ را در خلاف‌ جهت‌ همديگر خواهم‌ بريد» يعني‌ دست‌ راست‌ را با پاي‌ چپ، يا عكس‌ آن‌ «سپس‌ همگي‌تان‌ را به‌ دار خواهم‌ آويخت‌» به‌ صليب‌كشيدن‌ يا به‌ دارآويختن، همان‌ حلق‌ آويزكرد