للَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از كافران‌ و منافقان‌ فرمان‌ مبر» در آنچه‌ كه‌ به‌ تو از برخورد سهل‌انگارانه‌ در امر دين‌ كه‌ مخالف‌ با شريعت‌ توست، مشورت‌ مي‌دهند «و به‌ آزارشان‌ اعتبار نده‌» يعني: از آزارهايي‌ كه‌ به‌ تو ـ به‌سبب‌ دعوتت‌ به‌سوي‌ دين‌ خداوند (ج) و صلابت ‌و استواريت‌ عليه‌ دشمنان‌ وي‌ ـ مي‌رسانند، باكي‌ نداشته‌ باش‌ «و بر خدا توكل‌ كن‌» زيرا «خداوند به‌عنوان‌ كارساز  بس‌ است‌» براي‌ تو پس‌ كار خويش‌ را در همه‌ حال‌ به‌ او بسپار.
 
	سوره أحزاب آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! چون‌ زنان‌ مؤمن‌ را به‌ نكاح‌ خود درآورديد» و با آنان‌ عقد ازدواج ‌بستيد «آن‌گاه‌ پيش‌ از آن‌كه‌ آنان‌ را مساس‌ كنيد طلاقشان‌ داديد» يعني: آن‌ گاه‌ قبل‌ از مقاربت‌ و همخوابگي‌ با آنان‌ طلاقشان‌ داديد. از جماع‌ به‌ طور كنايه، به‌ لفظ (مس‌) تعبير شد؛ «ديگر شما را بر اين‌ زنان‌ هيچ‌ عده‌اي‌ نيست‌ كه‌ آن‌ را بشماريد» كه ‌اين‌ حكم‌ در ميان‌ فقها اجماعي‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ در نزد احناف‌ و مالكي‌ها، خلوت‌ صحيحه‌ نيز در حكم‌ خود مانند جماع‌ است‌. نسبت‌ دادن ‌شمارش‌ عده‌ به‌ مردان، دال‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ عده‌ حق‌ مردان‌ است‌ و آنانند كه ‌زنان‌ مطلقه‌شان‌ را در قبال‌ آن‌ محاسبه‌ كرده‌ و آنها را بدان‌ ملزم‌ مي‌گردانند. آري‌! زنان‌ مطلقه‌اي‌ كه‌ هنوز مردان‌ با آنان‌ نزديكي‌ و مجامعت‌ نكرده‌اند، از حكم‌ عده‌ شمردن‌ مستثني‌ هستند زيرا عده‌ براي‌ شناخت‌ پاكي‌ رحم‌ زن‌ از آب‌ نطفه‌ مرد (استبراء) است‌ و در اين‌ مورد مقاربتي‌ صورت‌ نگرفته‌ تا استبراء رحم‌ انجام‌ بگيرد «پس‌ به‌ آنان‌ متعه‌ بدهيد» يعني: به‌ زنان‌ مطلقه‌اي‌ كه‌ قبل‌ از مقاربت‌ طلاقشان ‌داده‌ايد، متعه‌ بدهيد. بنابراين، زني‌ كه‌ قبل‌ از جماع‌ طلاق‌ داده‌ مي‌شود، داراي ‌دو حالت‌ است: يا اين‌ است‌ كه‌ مهري‌ برايش‌ مشخص‌ شده، كه‌ در آن‌ صورت‌ سزاوار نصف‌ مهر معين‌ خويش‌ است‌ و در اين‌ حال، دادن‌ متعه‌ به‌ او واجب‌ نه‌ بلكه‌ سنت‌ مي‌باشد. يا اين‌ كه‌ برايش‌ مهري‌ معين‌ نشده‌ است، كه‌ در اين‌ صورت، بر اساس‌ آيه‌ كريمه‌ سزاوار دريافت‌ متعه‌ مي‌باشد و دادن‌ متعه‌ برايش‌ ـ در نزد حنبلي‌ها و حنفي‌ها ـ واجب‌ اما در نزد شافعي، دادن‌ متعه‌ به‌ هر زن‌ مطلقه‌اي ‌واجب‌ مي‌باشد، جز براي‌ مطلقه‌ قبل‌ از جماعي‌ كه‌ براي‌ آن‌ مهري‌ معين‌ شده‌ زيرا او سزاوار نصف‌ مهر خويش‌ مي‌باشد و دادن‌ متعه‌ برايش‌ مستحب‌ است‌. اما زني ‌كه‌ شوهرش‌ درگذشته‌ است: اگر شوهر بعد از عقد و قبل‌ از جماع‌ مرد، مرگ‌ وي ‌در حكم‌ خويش‌ همچون‌ جماع‌ است‌ و زنش‌ ـ به‌ اجماع‌ فقها ـ بايد چهار ماه‌ و ده‌ روز عده‌ بشمارد. «و آنان‌ را رها كنيد به‌ رها كردني‌ نيك‌» يعني: به‌ شيوه‌اي‌ نيك‌ به‌ زنان‌ مطلقه‌ اجازه‌ دهيد كه‌ از منازلتان‌ بيرون‌ بروند ـ چنانچه‌ به‌ آن‌ وارد شده‌ بودند ـ زيرا شما برآنان‌ حق‌ عده‌ شمردن‌ نداريد. (سراح‌ جميل‌): رها كردن‌ به‌خوشي‌ و خرمي‌ است‌ كه‌ آزاري‌ به‌همراه‌ نداشته‌ باشد.
 
سوره مريم آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ إِن كُلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ جز بنده‌وار پيش‌ خداي‌ رحمان‌ نمي‌آيد» يعني‌ تمام ‌مخلوقات‌  ـ اعم‌ از فرشتگان‌، انس‌ و جن‌ ـ ناگزيرند كه‌ روز قيامت‌ در حالي‌ نزد خداوند(ج)بيايند كه‌ به‌ عبوديت‌ براي‌ او مقر و معترف‌ و در برابر او فرمانبردار، فروتن‌ و ذليلند پس‌ چگونه‌ يكي‌ از آنان‌ براي‌ او فرزند خواهد بود؟ نسفي‌مي‌گويد: «تكرار و اختصاص‌ اسم‌ رحمان‌ به‌ يادآوري‌ در اين‌ آيات‌، بيانگر اين‌حقيقت‌ است‌ كه‌ سرچشمه‌ اصول‌ و فروع‌ همه‌ نعمت‌ها خداي‌ رحمان‌ است‌ پس ‌اي‌ انسان‌ مشرك‌! بايد چشمت‌ را به‌ سوي‌ حقيقت‌ باز كني‌ و بداني‌ كه‌ تو و هر چه‌ كه‌ نزد توست‌ از عطاي‌ اوست‌». بنابراين‌، كسي‌ كه‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ فرزندي ‌نسبت‌ دهد، در حقيقت‌ او را جزئي‌ از خلقش‌ قرار داده‌ و سزاوار بودن‌ اسم‌ رحمان ‌را برايش‌ انكار كرده‌ است‌.
 
سوره أحزاب آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيه، چهار گروه‌ از زناني‌ را كه‌ ازدواج‌ پيامبرش‌ با آنان ‌را مباح‌ گردانيده، بيان‌ مي‌كند: «اي‌ پيامبر! قطعا ما آن‌ همسرانت‌ را كه‌ مهرهايشان‌ را داده‌اي، براي‌ تو حلال‌ كرده‌ايم‌» حق‌ تعالي‌ از اين‌ گروه‌ از همسران‌ پيامبر ص آغاز كرد زيرا ايشان‌ همان‌ كساني‌ بودند كه‌ پيامبر ص را بر دنيا و آرايشهاي‌ آن‌ ترجيح ‌دادند و هنگامي‌ هم‌ كه‌ مخير ساخته‌ شدند، پيامبر ص را انتخاب‌ كردند. البته‌ دادن‌ مهر يا به‌طور عاجل‌ است، يا ناميدن‌ و مقرر كردن‌ آن‌ در هنگام‌ عقد (مهر مؤجل‌).
اما گروه‌ دوم‌ از زناني‌ كه‌ براي‌ رسول‌ خدا ص حلال‌ ساخته‌ شده‌اند: «و نيز» حلال‌ كرده‌ است‌ برتو اي‌ پيامبر! «كساني‌ را كه‌ خدا از طريق‌ في‌ء به‌ تو بخشيده ‌و ملك‌ يمين‌ تو هستند» و با قهر و غلبه‌ گرفته‌ شده‌اند، مانند صفيه‌ و جويريه‌. البته‌ كنيز خريداري‌ شده‌ يا بخشش‌ شده‌ و مانند آن‌ نيز براي‌ رسول‌ خدا ص حلال‌ بود.
گروه‌ سوم‌ از زناني‌ كه‌ براي‌ رسول‌ خدا حلال‌ ساخته‌ شده‌اند: «و نيز حلال‌ كرديم‌ دختران‌ عمويت‌ و دختران‌ عمه‌هايت‌ و دختران‌ دايي‌ات‌ و دختران‌ خاله‌هايت‌ را كه ‌با تو مهاجرت‌ كرده‌اند» پس‌ براي‌ تو حلال‌ است‌ كه‌ هر كس‌ از اينان‌ را كه‌ مي‌خواهي، خواستگاري‌ كني‌ و به‌ نكاح‌ خويش‌ درآوري‌ ا