اينشين و جايگزين مي‌سازد . « حَفِيظٌ » : مطّلع و آگاه . مراقب و مواظب ( نگا : انعام‌ / 104 ) .‏
 
آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُوداً وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه فرمان ما ( مبني بر نابودي قوم عاد ) در رسيد ، هود و مؤمنان همراه او را در پرتو مرحمت خود نجات داديم و ايشان را از عذاب سخت و شديد رهانيديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْرُنَا » : فرمان ما مبني بر عذاب . كار ما ، كه مراد عذاب است . « غَلِيظٍ » : بسيار سخت و شديد ( نگا : حاقّه / 6 - 8 ) .‏
 

آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين هم قوم عاد بودند كه آيه‌هاي ( آفاق و انفُس ) و دلائل پروردگارشان را انكار و تكفير كردند و از فرمان ( پيغمبر خدا هود و در اصل از فرمان همه ) پيغمبران خدا سركشي نمودند و از دستور هر سركش عناد پيشه‌اي پيروي كردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تِلْكَ » : اشاره به قبيله است و مؤنّث ذكر شده است ، و اعاده ضمير مذكّر به عاد ، در افعال ( جَحَدُوا ، عَصَوْا ، إِتَّبَعُوا ) با توجّه به لفظ قوم است . يا اين كه ( تِلْكَ ) اشاره به آثار باقيمانده عاد است . يعني اين آثار بر جايِ قوم عاد است و بنگريد كه چه بر سرشان آمده است . « جَحَدُوا » : انكار كردند . تكفير نمودند . « عَصَوْا رُسُلَهُ » : از فرمان پيغمبران خدا سرپيچي و سركشي كردند . ذكر ( رُسُل ) به صورت جمع ، بيانگر اين واقعيّت است كه سركشي از فرمان پيغمبري از جمله هود ، در اصل سركشي از فرمان جملگي پيغمبران پيشين و پسين خدا است . زيرا كه همه انبياء مردمان را به توحيد خوانده‌اند و هماهنگ و همگام ، در مسيري حركت كرده‌اند . « جَبَّارٍ » : سركش و متمرّد . زورمند و قلدري كه ديگران را با زور به كاري كه نمي‌خواهند وادارد . « عَنِيدٍ » : طاغي و ياغي . دشمن حق و حقيقت .‏
 آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَاداً كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْداً لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در اين دنيا دچار نفرين ( مردمان ) و طرد ( از رحمت يزدان ) شدند ( و از پس ايشان بدنامي و رسوائي ماند ) و در روز قيامت نيز ( همين طور به لعنت و طرد از رحمت گرفتار مي‌شوند و منفور خدا و فرشتگان و مردمان مي‌گردند ) . هان !  ( اي جهانيان ! بدانيد كه قوم ) عاد به خداي خود ( ايمان نياوردند و نسبت بدو ) كافر شدند . هان !  ( اي مردمان ! بدانيد كه ) عاد ، قوم هود ( شايسته طرد از رحمت خدا و درخور هلاك شدند ، پس ) نيست و نابود باد !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُتْبِعُوا » : بديشان رسيد . گريبانگيرشان گرديد . با لعن و نفرين دنبال گرديدند . « بُعْداً لِعَادٍ » : نابود باد عاد ( نگا : هود / 44 ) . « قَوْمِ هُودٍ » :  ( نگا : نجم / 50 ) .‏
 
آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به سوي قوم ثمود يكي از خودشان را ( به عنوان پيغمبر ) فرستاديم كه صالح نام داشت .  ( به آنان ) گفت : اي قوم من ! خدا را بپرستيد كه معبودي جز او براي شما وجود ندارد ( و كسي غير او مستحقّ پرستيدن نمي‌باشد ) . او است كه شما را از زمين آفريده است و آباداني آن را به شما واگذار نموده است ( و نيروي بهره‌وري و بهره‌برداري از آن را به شما عطاء و در شما پديد آورده است ) . پس ، از او طلب آمرزش ( گناهان خويش ) را بنمائيد و به سوي او برگرديد ( و با انجام عبادات و دوري از منكرات ، مغفرت و مرحمت او را بخواهيد و بدانيد كه اگر در اين كار صادق باشيد ، خداوند شما را در مي‌يابد و دعاي شما را مي‌پذيرد ) . بيگمان خداوند من ( به بندگانش ) نزديك ( است و استغفار و انگيزه استغفارشان را مي‌داند ) و پذيرنده ( دعاي كساني ) است ( كه او را مخلصانه به زاري مي‌خوانند و به ياريش مي‌طلبند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلَيا ثَمُودَ » : عطف بر ( إِلي عاد . . . ) در آيه 50 است . « أخاهُمْ » :  ( نگا : اعراف / 65 ، هود / 50 ) . « أَنْشَأَكُم مِّنَ الأرْضِ » : شما را از زمين آفريده است . مراد اين است كه آدم و حوّاء را از خاك آفريده است كه پدر و مادر نخستين شما هستند و شما هم از نسل آنان مي‌باشيد ( نگا : طه / 55 ) . « إِسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا » : توان آباد نمودن زمين را به شما داده است . از شما آبادكردن زمين را خواسته است . در زمين عمري به شما داده است و مدّت روزگاري بر جايتان داشته است . « ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ » : سپس هر وقت دچار لغزش و گناه شديد ، توبه كنيد و با انجام اعمال نيك به سوي خدا برگرديد . « إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ » : پروردگار من قريب الرحمه است ( نگا : اعراف / 56 ) . پروردگار من نزديك است و از همه‌چيز آگاه است ( نگا : بقره / 186 ) . « مُجِيبٌ » : پاسخ‌دهنده . پذيرنده .‏
 
 آيه  138
‏متن آيه : ‏
‏ صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( خداوند ما را با آئين توحيدي و ايمان راستين زينت داده است و ) اين رنگ و زينت خدا است و چه كسي از خدا ( ميتواند ) زيباتر بيارايد و بپيرايد ؟ و ما تنها او را ميپرستيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صِبْغَةَ » : رنگ . هيئت . حالتي كه چيز رنگ شده به خود ميگيرد . « صِبْغَةَ الله » : دين خدا . شريعت خدا ، كه ايمان است . اين واژه از قبيل مشاكله تقديري است و اشاره به غسل تعميد مسيحيان دارد . يعني فرو رفتن در آب يا پاشيدن آب بر سر و روي ، مايه پاكي معنوي نميگردد . بلكه آنچه وسيله تطهير مؤمنان ميشود دين خدا ، يعني صبغة الله است . واژه صبغة نخستين ، مفعول فعل مقدّري است : صَبَغَنَا اللهُ صِبْغَةً . يا به صورت اغراء : إلْزَمُوا صِبْغَةَ اللهِ . يا بدل از ( ملّةَ ) در ( مِلَّةَ إبْرَاهِيمَ ) است . صبغه دوم تمييز است .‏
 
آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوّاً قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : اي صالح ! پيش از اين مايه اميد ما بودي . آيا ما را از پرستش چيزهائي كه پدرانمان مي‌پرستيدند نهي مي‌كني‌ ؟  ( و از عبادت بتاني باز مي‌داري كه نياكان و همچنين خودمان به عبادت آنها عادت كرده و الفت گرفته‌ايم‌ ؟ ! ) ما راجع بدانچه ما را بدان دعوت مي‌كني به شكّ و ترديد عجيبي گرفتار آمده‌ايم !  ( مگر مي‌شود كه خدا را به يگانگي پرستيد و بدون ميانجيگري بتان و شفيعان به خدا تقرّب جست‌ ؟ ! اين غيرممكن است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَرْجُوّاً » : محلّ اميد . مايه اميدوار