 بَأْسُنَا » : عذاب ما ( نگا : انعام‌ / 43 ، 147 ، 148 ، اعراف‌ / 4 ، 5 ، 97 ، 98 ) .‏
 
آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به حقيقت در سرگذشت آنان ،  ( يعني يوسف و برادران و ديگر پيغمبران و اقوام ايماندار و بي‌ايمان ، درسهاي بزرگِ ) عبرت براي همه انديشمندان است .  ( آنچه گفته شد ) يك افسانه ساختگي ( و داستان خيالي و دروغين ) نبوده ، و بلكه ( يك وحي بزرگ آسماني است كه ) كتابهاي ( اصيل انبياي ) پيشين را تصديق و پيغمبران ( راستين ) را تأييد مي‌كند ، و ( به علاوه ) بيانگر همه چيزهائي است كه ( انسانها در سعادت و تكامل خود بدانها نياز دارند ، و به همين دليل مايه ) هدايت و رحمت براي ( همه ) كساني است كه ايمان مي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَيا » : قرآن و از جمله اين داستان ، سخني نيست كه از سوي انسانها به هم بافته شده باشد و از انديشه و خيال آنها سرچشمه گرفته باشد ، بلكه يك واقعيّت عيني و جداي از يك خيال و پندار است و از هر نظر راهگشا است ( نگا : يونس‌ / 37 و 38 ، هود / 13 و 35 ) . « تَصْدِيقَ الَّذِي . . . » : مراد اين است كه قرآن تصديق‌كننده كتابهاي صحيح آسماني پيشين است . « تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ » : تفصيل دهنده و شرح كننده همه چيزهائي است كه مؤمن در عقيده و عمل خود بدان نيازمند است .‏

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1985.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:1986.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:1987.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:1988.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:1989.txt">آيه  5</a></body></html>سوره رعد
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏الف . لام . ميم . را . اينها ، آيه‌هائي از كتاب ( قرآن ) است . و چيزي كه از سوي پروردگارت ( در سراسر اين قرآن ) بر تو نازل شده است حق است ، وليكن بسياري از مردم ( با وجود روشني امر ، به سبب دشمني با حق به بيراهه مي‌روند و بدان ) نمي‌گروند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« المر »  ( نگا : بقره‌ / 1 ) . « تِلْكَ » : آن . در اينجا به معني اين است ، و اشاره به آيات موجود در سوره است . به كار بردن اسم اشاره بعيد به جاي قريب ، بيانگر عظمت و رفعت مشاراليه است . اين واژه مبتدا و ( آيات ) خبر آن است . « الَّذي‌ » : مبتدا است و خبر آن ( اُنزِلَ إِلَيْكَ . . . ) يا ( الْحَقُّ ) است . « الْحَقُّ » : خبر ( الَّذي ) ، يا خبر مبتداي محذوف است . « لكِنَّ أَكْثَرَ . . . » :  ( نگا : يوسف‌ / 103 ) .‏
 
آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا همان كسي است كه آسمانها را چنان كه مي‌بينيد ، بدون ستون برپا داشت ، سپس ( به دنبال آفرينش اين آسمانهاي بي‌ستون ) به فرمانروائي جهان هستي پرداخت ، و خورشيد و ماه ( و همه كرات و ستارگان ديگر ) را فرمانبردار ( خود و خدمتگزار شما ) ساخت . هر كدام تا مدّت مشخّصي ( و به خاطر هدف معيّني ) به حركت خود ادامه مي‌دهند . خداوند كار و بار ( جهان ) را ( زير نظر مي‌دارد و با حساب و كتاب دقيقي ) مي‌گرداند و او ( نشانه‌هاي ديدني را در پهنه كتاب هستي بر مي‌شمرد و ) آيه‌ها ( ي خواندني كتاب قرآن ) را بيان مي‌دارد ، تا اين كه يقين حاصل كنيد كه ( در سراي ديگر ) پروردگارتان را ملاقات خواهيد كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَفَعَ » : برپا داشت . برافراشت . مراد پديد آوردن و آفريدن است . « عَمَدٍ » : اسم جمع است و واحد آن را ( عَمُود ) و ( عِماد ) ذكر كرده‌اند . برخي هم آن را جمع مي‌دانند و مفرد را ( عَمُود ) و ( عِماد ) مي‌شمارند ( نگا : هُمَزَه‌ / 9 ) . « تَرَوْنَها » : مرجع ضمير ( ها ) واژه ( السَّمَاوَاتِ ) يا ( عَمَدٍ ) است . اين جمله مي‌تواند صفت ( عَمَد ) يا حال ( السَّمَاوَاتِ ) باشد . « بَغَيرٍ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا » : آسمانها را مي‌بينيد كه خداوند آنها را بدون ستون آفريده است . آسمانها را آفريده و با ستونهاي نامرئيِ قوّه جاذبه به هم پيوند داده است . يعني داراي ستون بوده ولي ستونها را نمي‌بينيد . « إِسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ » :  ( نگا : بقره‌ / 29 ، اعراف‌ / 54 ، يونس‌ / 3 ) /  « سَخَّرَ » : مسخر گرداند . فرمانبردار كرد . « أَجَلٍ مُّسَمّيً » : سر رسيد معيّن و مدّت مشخّص . مراد فرا رسيدن هنگامه رستاخيز است . « يُدَبِّرُ » : مي‌گرداند . مي‌چرخاند . « يُفَصِّلُ » : شرح مي‌دهد . بيان مي‌دارد ( نگا : انعام‌ / 55 و 97 ، يونس‌ / 5 ) .‏
 
آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَاراً وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و او آن كسي است كه زمين را گسترانيده و در آن كوهها و جويبارها قرار داده است ، و از هرگونه ثمر و ميوه‌اي ، جفت نر و ماده‌اي در آن آفريده است . شب را بر روز مي‌پوشاند ( و برعكس روز را بر پرده شب مي‌گرداند ) . بي‌گمان در اين ( آفرينش شگرف و فرمانروائي سترگ و نمايش شگفت هستي ) نشانه‌هائي ( واضح و آشكار بر قدرت آفريدگار ) است ، براي آنان كه مي‌انديشند ( و سرسري از كنار عجائب و غرائب نمي‌گذرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَدَّ » : گسترانيده است . « رَوَاسِيَ » : جمع راسي و راسِيَة ، كوههاي ثابت و استوار . « زَوْجَيْنِ » : دو صِنف . دو نوع . « إِثْنَيْنِ » : دو تا . مراد نر و ماده است ( نگا : هود / 40 ، يس‌ / 36 ، رحمن‌ / 52 ، نجم‌ / 45 ) . « يُغْشِي‌ » :  ( نگا : اعراف‌ / 54 ) .‏
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در روي زمين ، قطعه زمينهائي در كنار هم قرار دارد ( كه خاك هر يك بايسته محصولي و جنس هركدام شايسته منظوري است ) و تاكستانها و كشتزارها و نخلستانهاي يك پايه و دو پايه در آن موجود است كه هر چند با يك نوع آب سيراب مي‌گردند ، امّا برخي را از لحاظ طعم بر برخي ديگر برتري مي‌دهيم . بي‌گمان در اين ( اختلاف استعداد خاكها و جوراجوري درختها و گياهها و دگرگونيهاي ميوه‌ها و طعم آنها ) نشانه‌هائي ( بر قدرت خدا ) براي كساني است كه عقل خويش را به كار مي‌گيرند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قِطَعٌ » : جمع قِطعة ، 